Orthodox Calendar

۱۰ مارس ۲۰۲۶
سه‌شنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • شهید کوادراتوس و همراهان (۲۵۸)
  • مادر مقدس ما آناستاسیا (۵۶۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۹.۹-۱۰.۴ (ساعت ششم)

۹تمامی قوم آن را خواهند دانست، یعنی اِفرایِم و ساکنان سامِرِه که با غرور و با تکبر دل می‌گویند: ۱۰«خشتها فرو افتاده است، ولی با سنگهای تراشیده از نو بنا خواهیم کرد. درختان انجیر قطع گردیده‌اند، ولی سروهای آزاد به جای آنها خواهیم کاشت.» ۱۱از این رو خداوند دشمنان رِصین را بر ضد آنان برمی‌افرازد، و خصمان ایشان را برمی‌انگیزد. ۱۲اَرامیان از شرق و فلسطینیان از غرب، بنی‌اسرائیل را با دهانی گشاده فرو می‌بلعند؛ با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱۳اما قوم نزد آن که ایشان را زده، بازگشت نکرده‌اند، و خداوندِ لشکرها را نجُسته‌اند. ۱۴پس خداوند در یک روز هم سَر و هم دُم را از اسرائیل خواهد برید، و هم نخل و هم نی را در یک روز قطع خواهد کرد. ۱۵مشایخ و اشراف ’سَر‘ هستند، و انبیایی که تعلیم دروغ می‌دهند، ’دُم‘. ۱۶راهنمایان این قوم آنان را گمراه می‌سازند، و پیروان ایشان سرگردان می‌شوند. ۱۷از این رو خداوند از جوانان ایشان خشنود نیست، و بر یتیمان و بیوه‌زنانشان رحم نخواهد کرد، زیرا که جملگی خدانشناس و شریرند، و هر دهانی به قباحت سخن می‌گوید. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱۸زیرا که شرارت همچون آتش می‌سوزاند و خار و خَس را فرو می‌بلعد؛ بوته‌های جنگل را مشتعل می‌سازد، و آنها در ستونی از دود، پیچان بالا می‌روند. ۱۹از خشم خداوند لشکرها زمین سوخته می‌شود، و مردمان چون هیزم برای آتشند؛ کسی بر دیگری رحم نمی‌کند. ۲۰در جانب راست فرو می‌بلعند، اما باز گرسنه‌اند؛ در جانب چپ می‌خورند، اما سیر نمی‌شوند؛ هر کس گوشت فرزند خود را خواهد خورد! ۲۱مَنَسی اِفرایِم را فرو می‌بلعد و اِفرایِم مَنَسی را، و هر دو با هم بر یهودا حمله‌ور می‌شوند. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱وای بر آنان که احکام ناعادلانه وضع می‌کنند، و کاتبانی که قوانین ظالمانه رَقَم می‌زنند؛ ۲تا بینوایان را از حقشان محروم کنند، و انصاف را از ستمدیدگانِ قوم من بربایند؛ تا بیوه‌زنان را چپاول کنند، و یتیمان را غارت نمایند. ۳پس شما در روز بازخواست چه خواهید کرد، آنگاه که مصیبت از دور فرا رسد؟ نزد کِه برای کمک خواهید گریخت، و ثروت خویش را کجا خواهید نهاد؟ ۴غیر از آنکه چون اسیران خم شوید، و در میان کشتگان بیفتید. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است.

پیدایش ۷.۱-۵ (نماز شامگاهی)

۱آنگاه خداوند به نوح گفت: «تو و همۀ اهل خانه‌ات به کشتی درآیید، زیرا تو را در این عصر در حضور خود پارسا دیدم. ۲از همۀ چارپایان طاهر، هفت جفت، نر و ماده، با خود برگیر، و از چارپایان نجس، یک جفت، نر و ماده، ۳و نیز از پرندگان آسمان هفت جفت، نر و ماده، تا نسل آنها را بر روی تمام زمین زنده نگاه داری. ۴زیرا من پس از هفت روز، چهل روز و چهل شب باران بر زمین خواهم بارانید، و هر موجودی را که ساخته‌ام از روی زمین محو خواهم کرد.» ۵و نوح هرآنچه را که خداوند به وی فرمان داده بود، به انجام رسانید.

امثال ۸.۳۲-۹.۱۱ (نماز شامگاهی)

۳۲«پس حال، ای پسران، به من گوش فرا دهید؛ خوشا به حال آنان که طریقهای مرا نگاه دارند. ۳۳رهنمود را بشنوید و حکیم باشید و از آن غفلت مکنید. ۳۴خوشا به حال آن که به من گوش فرا دهد و هر روزه بر دروازه‌های من دید‌بانی کند و بر دَرم به انتظار بنشیند. ۳۵زیرا هر که مرا یابد، حیات را یافته است و لطف خداوند شامل حالش می‌شود. ۳۶اما هر که از یافتنِ من درمانَد، بر جان خود زیان رسانده است و هر که از من نفرت کند، مرگ را دوست داشته است!» ۱حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است. ۲او گوشت خود را طبخ کرده، شراب خویش را برآمیخته، و سفره‌اش را نیز آراسته است. ۳کنیزانش را گسیل داشته و از بالاترین نقطۀ شهر ندا در می‌دهد: ۴«هر آن که ساده‌لوح است بدین‌جا بیاید!» و به کم‌عقلان، می‌گوید: ۵«بیایید از طعام من بخورید و از شرابی که برآمیخته‌ام، بنوشید. ۶ساده‌لوحیِ خود را ترک کنید که خواهید زیست؛ و در طریق فهم گام بردارید.» ۷«هر که تمسخرگری را تأدیب کند، به استقبال بی‌حرمتی می‌رود؛ هر که مرد شریر را توبیخ کند، بد می‌بیند. ۸تمسخرگر را توبیخ مکن، مبادا از تو نفرت کند؛ حکیم را توبیخ کن، که تو را دوست خواهد داشت. ۹حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛ پارسا را تعلیم ده که آموخته‌هایش افزون خواهد گشت. ۱۰«ترس خداوند آغاز حکمت است، و شناخت آن قدوس، بصیرت. ۱۱زیرا به واسطۀ من، روزهای تو بسیار خواهد شد و بر سالهای عمرت افزوده خواهد گردید.

یادبودها

شهید کوادراتوس و همراهان (۲۵۸)

‘In a time of persecution of Christians, many of the faithful fled to the mountains and caves. The mother of this Codratus did so. She was pregnant at that time, and gave birth to Codratus in a forest, dying almost at once. He was kept safe and fed by the providence of God and his guardian angel. Codratus grew up in solitude with nature. He who gave manna from heaven to the Israelites in the wilderness released a sweet dew from a cloud onto the mouth of the child Codratus. When he was twelve years old, he went down to the town, and there some good people took a fancy to him and educated him. He studied medicine and then began to heal the sick, using both natural medicines and, more importantly, the spiritual power and prayer which had been with him from childhood. When a new persecution arose under Decius, Codratus was taken for trial and thrown into prison. Five of his friends stood beside him and confessed the name of Christ. They were: Cyprian, Dionysius, Anectus, Paul and Crescens. They were all dragged through the streets and struck with sticks and stones by the unbelievers, especially by the children, until they arrived at the scaffold. Here the martyrs prayed to God and were beheaded with the sword. A spring of water gushed out onto the earth at the spot, which to this day is called by Codratus’ name and commemorates the heroic death for Christ of the holy six. They suffered with honour for the truth in Corinth in the year 250, in the time of the Emperor Decius and his governor Jason.’ (Prologue)

مادر مقدس ما آناستاسیا (۵۶۳)

She was a noble lady at the Imperial court under the Emperor Justinian and his wife Theodora. But when she was widowed she left Constantinople and all her privileges behind and fled to the Egyptian desert. There Abba Daniel tonsured her and, at her request, presented her to the brethren as the eunuch Anastasius, so that she might avoid discovery by imperial investigators. She closed herself in a small cell, where she spent twenty-eight years in prayer and askesis. Shortly before her death, her elder Daniel saw her face shining like the sun.