Orthodox Calendar

۲۷ فوریه ۲۰۲۶
جمعه هفته اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — بدون استثنا

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

اعیاد

  • قدیس رافائل، اسقف بروکلین

یادبودها

  • پدر مقدس ما پروکوپیوس دکاپولیس (سده ۹)
  • قدیس رافائل, اسقف بروکلین (۱۹۱۵)
  • پدر قابل احترام ما تیطوس لاورا غارهای کیف (۱۱۹۰)
  • پدر مقدس ما لئاندر, اسقف سویل و رسول اسپانیا (۶۰۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۳.۱-۱۴ (ساعت ششم)

۱اکنون خداوندگار، خدای لشکرها، هر تکیه‌گاهی را از اورشلیم و یهودا برمی‌گیرد؛ هر تکیه‌گاه به جهت خوراک و هر تکیه‌گاه به جهت آب را. ۲همچنین دلاوران و جنگاوران را، و داوران و انبیا، و فالگیران و مشایخ را؛ ۳سرداران پنجاه‌ها و صاحبمنصبان را، مشاوران و جادوگران ماهر و ساحران چیره‌دست را. ۴من پسران جوان را بر ایشان حاکم خواهم ساخت، و ستم‌پیشگان بر ایشان فرمان خواهند راند. ۵قوم بر یکدیگر ظلم خواهند کرد، همسایه بر همسایه. جوانان بر پیران ستم روا خواهند داشت، و فرومایگان بر بزرگمردان. ۶هر کس در خانۀ پدری دست به دامان برادر خویش شده، خواهد گفت: «تو را عبایی هست؛ پس بر ما حاکم باش، و این ویرانه زیر دست تو باشد!» ۷اما او در آن روز فریاد بر خواهد آورد: «من دردی را دوا نتوانم کرد! در منزل من نه خوراک است و نه جامه؛ پس مرا بر مردم حاکم مسازید!» ۸زیرا اورشلیم می‌لغزد، و یهودا می‌افتد؛ از آن رو که گفتار و رفتار‌شان بر ضد خداوند است، و در برابر چشمان پرجلال او سر به طغیان برداشته‌اند. ۹حالت چهرۀ ایشان بر ضدشان شهادت می‌دهد؛ همچون سُدوم گناه خویش را جار می‌زنند، و آن را پنهان نمی‌سازند. وای بر جانهای ایشان، زیرا که بلا بر سر خویش آورده‌اند. ۱۰پارسایان را گویید که ایشان را سعادتمندی خواهد بود، زیرا که از ثمرۀ اعمال خویش خواهند خورد. ۱۱وای بر شریران، که بلا در انتظارشان است، زیرا که بر حسب عمل دست خودشان بدیشان کرده خواهد شد. ۱۲و اما قوم من - کودکان بر آنان ستم می‌کنند، و زنان بر ایشان فرمان می‌رانند. ای قوم من، راهنمایان شما گمراهتان می‌کنند، و مسیر راههایتان را مغشوش می‌سازند‌. ۱۳خداوند در مقام اعلام‌جرم برخاسته، و برای داوری قومها ایستاده است. ۱۴خداوند بر ضد مشایخ و حاکمان قوم خود به محاکمه داخل می‌شود: «شمایید که تاکستانها را تباه ساخته‌اید؛ اموال دزدیده از فقیران در خانه‌های شما یافت می‌شود.

پیدایش ۲.۲۰-۳.۲۰ (نماز شامگاهی)

۲۰پس آدم همۀ چارپایان و پرندگان آسمان و همۀ وحوش صحرا را نام نهاد؛ ولی یاوری مناسب برای آدم یافت نشد. ۲۱پس یهوه خدا خوابی گران بر آدم مستولی کرد و در همان حال که آدم خفته بود یکی از دنده‌هایش را گرفت و جای آن را با گوشت پر کرد. ۲۲آنگاه یهوه خدا از همان دنده‌که از آدم گرفته بود زنی ساخت و او را نزد آدم آورد. ۲۳آدم گفت: «این است اکنون استخوانی از استخوانهایم، و گوشتی از گوشتم؛ او زن نامیده شود، زیرا که از مرد گرفته شد.» ۲۴از همین رو، مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، به زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند شد. ۲۵آدم و زنش هر دو عریان بودند و شرم نداشتند. ۱و اما مار از همۀ وحوش صحرا که یهوه خدا ساخته بود، زیرکتر بود. او به زن گفت: «آیا خدا براستی گفته است که از هیچ‌یک از درختان باغ نخورید؟» ۲زن به مار گفت: «از میوۀ درختان باغ می‌خوریم، ۳اما خدا گفته است، ”از میوۀ درختی که در وسط باغ است مخورید و بدان دست مزنید، مبادا بمیرید.“» ۴مار به زن گفت: «به‌یقین نخواهید مرد. ۵بلکه خدا می‌داند روزی که از آن بخورید، چشمان شما باز خواهد شد و همچون خدا شناسندۀ نیک و بد خواهید بود.» ۶چون زن دید که آن درخت خوش‌خوراک است و چشم‌نواز، و درختی دلخواه برای افزودن دانش، پس از میوۀ آن گرفت و خورد، و به شوهر خویش نیز که با وی بود داد، و او خورد. ۷آنگاه چشمان هر دوی آنها باز شد و دریافتند که عریانند؛ پس برگهای انجیر به هم دوخته، لُنگها برای خویشتن ساختند. ۸و صدای یهوه خدا را شنیدند که در خنکی روز در باغ می‌خرامید، و آدم و زنش خود را از حضور یهوه خدا در میان درختان باغ پنهان کردند. ۹ولی یهوه خدا آدم را ندا در داده، گفت: «کجا هستی؟» ۱۰گفت: «صدای تو را در باغ شنیدم و ترسیدم، زیرا که عریانم، از این رو خود را پنهان کردم.» ۱۱خدا گفت: «که تو را گفت که عریانی؟ آیا از آن درخت که تو را امر فرمودم از آن نخوری، خوردی؟» ۱۲آدم گفت: «این زن که به من بخشیدی تا با من باشد، او از آن درخت به من داد و من خوردم.» ۱۳آنگاه یهوه خدا به زن گفت: «این چه کار است که کردی؟» زن گفت: «مار فریبم داد و من خوردم.» ۱۴پس یهوه خدا به مار گفت: «چون چنین کردی، از همۀ چارپایان و همۀ وحوش صحرا ملعونتری! بر شکمت خواهی خزید و همۀ روزهای زندگی‌ات خاک خواهی خورد. ۱۵میان تو و زن، و میان نسل تو و نسل زن، دشمنی می‌گذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنۀ وی را خواهی زد.» ۱۶و به زن گفت: «درد زایمان تو را بسیار افزون گردانم؛ با درد، فرزندان خواهی زایید. اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود، و او بر تو فرمان خواهد راند.» ۱۷و به آدم گفت: «چون سخن زنت را شنیدی و از درختی که تو را امر کردم از آن نخوری خوردی، به سبب تو زمین ملعون شد؛ در همۀ روزهای زندگی‌ات با رنج از آن خواهی خورد. ۱۸برایت خار و خَس خواهد رویانید، و از گیاهان صحرا خواهی خورد. ۱۹با عرق جبین نان خواهی خورد، تا آن هنگام که به خاک بازگردی که از آن گرفته شدی؛ چراکه تو خاک هستی و به خاک باز خواهی گشت.» ۲۰و اما، آدم زن خود را حوا نامید، زیرا او مادر همۀ زندگان بود.

امثال ۳.۱۹-۳۴ (نماز شامگاهی)

۱۹خداوند به حکمت خود زمین را بنیان نهاد، و به عقل خویش، آسمانها را استوار ساخت. ۲۰به دانش او، ژرفاها منشق گردید و ابرها شبنم را بارانید. ۲۱پسرم، خردمندی و دوراندیشی را پاس دار و مگذار از نظرت دور شوند؛ ۲۲آنها جان تو را حیات خواهند بخشید و زینت‌بخش گردن تو خواهند بود. ۲۳آنگاه در امنیت راه خواهی پیمود و پایت نخواهد لغزید. ۲۴چون به خواب روی ترسان نخواهی بود و چون بیارامی، خوابت شیرین خواهد بود. ۲۵از بلایِ ناگهان بیم نخواهی داشت و نه از هلاکتِ شریران، چون واقع شود. ۲۶زیرا خداوند، مایۀ اطمینان تو خواهد بود و او پایت را از دام نگاه خواهد داشت. ۲۷احسان را از مستحق آن دریغ مکن، آنگاه که انجامش در توانِ دست توست. ۲۸به همسایه‌ات مگو: «برو و بازگرد، و فردا به تو خواهم داد» - با اینکه هم‌اکنون در دست توست. ۲۹در اندیشۀ بدی کردن بر همسایه‌ات مباش که در کمال اعتماد، کنار تو ساکن است. ۳۰با کسی که به تو بدی نکرده، بی‌سبب جدال مکن. ۳۱بر مرد خشونتکار حسد مبر و هیچ‌یک از راههایش را برمگزین. ۳۲زیرا خداوند از شخص منحرف کراهت دارد، اما صالحان را مَحرم راز خود می‌سازد. ۳۳لعنتِ خداوند بر خانۀ شریران است، اما مسکنِ پارسایان را برکت می‌دهد. ۳۴او تمسخرگران را تمسخر می‌کند، ولی فروتنان را فیض می‌بخشد.

Composite ۲ - امثال ۱۰, ۳, ۸ (نماز شامگاهی, قدیس رافائیل)

۱The memory of a just man is praised, and the Lord’s blessing is upon his head. Blessed is one who has found wisdom; a mortal who knows understanding. To import her is better than treasures of gold and silver. She is more valuable than precious stones; nothing of value equals her worth. Justice proceeds from her mouth; she bears law and mercy on her tongue. Therefore, my children, listen to me, for I speak weighty things. And blessed is the one who keeps my ways. For my goings out are the goings out of life, and favour is prepared from the Lord. Therefore I exhort you, and utter my voice to the children of humankind. Because I, Wisdom, have prepared counsel, knowledge and understanding. I have called on them. Counsel and sureness are mine; prudence is mine, strength is mine. I love those who are my friends, while those who seek me will find grace. You innocent, then, understand cunning; you untaught, take it to heart. Listen to me, for I will speak weighty things, and I will open right things from my lips. Because my throat will meditate truth; lying lips are abominable before me. All the words of my mouth are with justice, there is nothing crooked in them nor twisted. They are all straight for those who understand, and right for those who find knowledge. For I teach you what is true, that your hope may be in the Lord and that you may be filled with spirit.

امثال ۱۰.۳۱-۱۱.۱۲ (نماز شامگاهی, قدیس رافائیل)

۳۱از دهانِ پارسایان حکمت می‌روید، اما زبانِ منحرف بریده خواهد شد. ۳۲لبهای پارسایان سخنِ پسندیده می‌داند، دهان شریران تنها انحراف! ۱خداوند از ترازوی نامیزان کراهت دارد، اما وزنۀ کامل پسندیدۀ اوست. ۲با تکبر، شرمساری می‌آید، اما حکمت با فروتنان است. ۳راستیِ صالحان هادی ایشان است، کج‌رَوی خیانت‌پیشگان، مایۀ تباهی‌شان. ۴توانگری در روز غضب به کاری نمی‌آید، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد. ۵پارساییِ راستان هموارکنندۀ راه آنهاست، اما شریران از شرارت خود سقوط می‌کنند. ۶پارساییِ صالحان آنان را رهایی می‌بخشد، اما خیانت‌پیشگان در دام هوسهای خویش گرفتار می‌آیند. ۷با مرگِ مردِ شریر، امیدش نیز بر باد می‌شود؛ چشمداشتهای او از قدرت تباه می‌گردد. ۸پارسا از تنگنا نجات داده می‌شود؛ شریر به جای او در آن فرو می‌افتد. ۹ناپاکان به گفتارِ خود همنوع خویش را هلاک می‌کنند، اما پارسا را دانش او نجات می‌دهد. ۱۰از کامیابیِ پارسایان شهر شادمان می‌شود، از نابودیِ شریران فریاد شادی برمی‌خیزد. ۱۱از برکت صالحان، شهر سرافراز می‌شود، از دهان شریران، سرنگون! ۱۲آن که همسایۀ خویش را خوار می‌سازد کم‌عقل است، اما شخص فهیم خاموش می‌ماند.

حکمت سلیمان ۴.۷-۱۵ (نماز شامگاهی, قدیس رافائیل)

یوحنا ۱۰.۱-۹ (انجیل نماز صبحگاهی, قدیس رافائیل)

۱«آمین، آمین، به شما می‌گویم، آن که از در به آغل گوسفندان داخل نشود، بلکه از راهی دیگر بالا رود، دزد و راهزن است. ۲امّا آن که از در به درون آید، شبان گوسفندان است. ۳دربان، در بر او می‌گشاید و گوسفندان به صدای او گوش فرا می‌دهند؛ او گوسفندان خویش را به نام می‌خواند، و آنها را بیرون می‌برد. ۴چون همۀ گوسفندان خود را بیرون بَرَد، پیشاپیش آنها گام برمی‌دارد و گوسفندان از پی او می‌روند، زیرا صدایش را می‌شناسند. ۵امّا هرگز از پی بیگانه نمی‌روند، بلکه از او می‌گریزند، زیرا صدای بیگانگان را نمی‌شناسند.» ۶عیسی این تمثیل را برایشان بیان کرد، امّا آنان درنیافتند بدیشان چه می‌گوید. ۷پس بار دیگر بدیشان گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، من برای گوسفندان، ’در‘ هستم؛ ۸آنان که پیش از من آمدند، همگی دزد و راهزنند، امّا گوسفندان به آنان گوش فرا ندادند. ۹من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت.

عبرانیان ۱۳.۱۷-۲۱ (رساله, قدیس رافائیل)

۱۷از رهبران خود اطاعت کنید و تسلیم آنها باشید؛ زیرا ایشان بر جانهای شما دیدبانی می‌کنند و باید حساب بدهند. پس بگذارید کار خود را با شادمانی انجام دهند نه با آه و ناله، زیرا این به نفع شما نخواهد بود. ۱۸برای ما دعا کنید، زیرا مطمئنیم که وجدانمان پاک است و می‌خواهیم از هر جهت با سربلندی زندگی کنیم. ۱۹بخصوص از شما استدعا دارم دعا کنید که بتوانم هر چه زودتر نزدتان بازگردم. ۲۰حال، خدای سلامتی که شبانِ اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون آن عهد ابدی از مردگان برخیزانید، ۲۱شما را به هر چیز نیکو مجهز گرداند تا ارادۀ او را به انجام رسانید. باشد که او هرآنچه را که موجب خشنودی اوست به واسطۀ عیسی مسیح در ما به عمل آورد، که او را جلال جاودانه باد. آمین.

یوحنا ۱۰.۹-۱۶ (انجیل, قدیس رافائیل)

۹من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت. ۱۰دزد نمی‌آید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند. ۱۱«من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می‌نهد. ۱۲مزدور، چون شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نیستند، هر گاه بیند گرگ می‌آید، گوسفندان را واگذاشته می‌گریزد و گرگ بر آنها حمله می‌برد و آنها را می‌پراکَنَد. ۱۳مزدور می‌گریزد، چرا که مزدوری بیش نیست و به گوسفندان نمی‌اندیشد. ۱۴من شبان نیکو هستم. من گوسفندان خود را می‌شناسم و گوسفندان من مرا می‌شناسند، ۱۵همان‌گونه که پدر مرا می‌شناسد و من پدر را می‌شناسم. من جان خود را در راه گوسفندان می‌نهم. ۱۶گوسفندانی دیگر نیز دارم که از این آغل نیستند. آنها را نیز باید بیاورم و آنها نیز به صدای من گوش فرا خواهند داد. آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان.

یادبودها

پدر مقدس ما پروکوپیوس دکاپولیس (سده ۹)

He was from Decapolis near the Sea of Galilee, and entered monastic life as a youth. When the Emperor Leo the Isaurian began his persecution of the holy icons, Procopius, who had previously spent his life in hiddenness and silence, boldly stood forth to defend the true Orthodox veneration of the icons. For this he was cruelly tortured and imprisoned. When the cruel Leo died and the icons were restored to the churches, Procopius returned to his monastery, where he lived in peace to a great old age. The Prologue concludes, ‘In old age, he entered into God’s Kingdom, where he beheld with joy the living angels and saints whose images were on the honoured icons on earth.’

قدیس رافائل, اسقف بروکلین (۱۹۱۵)

He was born in Syria in 1860, in the waning years of the Ottoman Empire. In his childhood, his family took refuge in Lebanon after their parish priest, St Joseph of Damascus (July 10) was martyred; but they later returned to Damascus. In 1879 he was tonsured a monk and entered into the service of Patriarch Hierotheos of Antioch. The Balamand Seminary had been closed since 1840, but the young monk was offered a scholarship at the Constantinople Patriarchate’s seminary at Halki. Returning to Syria with a theological degree, St Raphael became assistant to Gerasimos, the new Patriarch of Antioch, traveling and preaching on his behalf. After further studies in Kiev, he transferred to the jurisdiction of the Patriarchate of Moscow and for a time was professer of Arabic studies at the Theological Academy in Kazan. (At that time the downtrodden Orthodox of the Middle East received considerable aid and theological training from the Tsar and from the Church in Russia).

In 1895 he was sent to the United States to shepherd the Arab Orthodox Community in New York, which was without a church or a priest. He quickly consecrated a chapel and with great energy set about the work of shepherding his flock there; but he was concerned not only for them but for the Arab Christian immigrants scattered through North America, most of whom were without a pastor and in danger of falling into heterodoxy or abandoning religious life. He traveled widely throughout the continent, visiting, counseling and serving Arab Christians, preaching, celebrating marriages and baptisms, receiving confessions and celebrating the Divine Liturgy, usually in private houses. In 1898 he published the first Orthodox prayer book in Arabic to appear in the New World. In 1899, he made a seven-month journey through forty-three American cities, seeking out the “scattered sheep” of the Church in America. His services were attended not only by Arabs but by Russians and Greeks, all of whom at that time depended on the Russian mission to North America. During this entire period, he held the official rank of Archimandrite, though his work and duties exceeded those of most bishops.

In 1901, Patriarch Meletios was elected to the see of Antioch, the first Arab to occupy the patriarchal throne for 168 years. Several proposals were made to elect Archimandrite Raphael to a see in Syria; but he refused all such offers, pointing out the Orthodox people’s great and little-met needs in North America. In 1904, the Moscow Patriarchate made him Bishop of Brooklyn, the first Orthodox bishop to be consecrated on American soil. He redoubled his already impressive pastoral work, ordaining priests to the many new parishes that he had founded, and assisting Saint Tikhon (then Bishop of North America) in the care of his huge diocese. In 1905 he laid the foundation of the Monastery of St Tikhon in Pennsylvania.

The bishop saw the importance of integrating the faithful into the life of their new homeland, and was an early advocate of the use of English in American Church services. When Isabel Hapgood’s Service Book — the first useful English translation of the Church’s services — was published in 1906, he advocated its use in all his parishes.

In 1912, St Raphael was found to be suffering from heart disease, but continued his exhausting pastoral work for two more years. In 1915 he was finally unable to continue, and reposed after two months’ illness.

When his relics were transported in 1998 from Brooklyn to Antiochian Village in Ligonier, PA, they were found to be incorrupt, and in 2000 he became the most recently glorified Saint of North America.

In North America St Raphael is commemorated on the anniversary of his repose: February 27 on the Civil/New Calendar, February 14 on the Julian Calendar. He is also commemorated with the Synaxis of Saints of North America on the Second Sunday after Pentecost. The Patriarchate of Antioch also commemorates him, but on Saturday before the Synaxis of the Archangels (November 8).

پدر قابل احترام ما تیطوس لاورا غارهای کیف (۱۱۹۰)

Titus and Evagrius, two monks in the famed Kiev Caves Lavra, were dear friends who, through the instigation of the demons, allowed a disagreement to descend into mutual enmity. Despite the efforts of their brother monks to reconcile them, their mutual hatred grew, to the extreme that when one of them censed the church, the other would turn and walk out.

Titus fell gravely ill and, feeling that his end was near, at last repented and asked that Evagrius come and be reconciled with him. Evagrius was unwilling, but the other monks brought him by bodily force to his brother’s bedside. Titus fell at his feet and said ‘Forgive me for having offended and wounded you in my anger. Bless me!’ Evagrius, unmoved, shouted ‘I will never forgive him, neither in this world nor in the next!’ As soon as he had uttered these words he suddenly fell down dead. Titus, on the other hand, rose up, completely cured of his illness. He told his brethren that he had seen a spear come down from heaven and strike Evagrius, and that the spear had then touched and healed him; and that the swarms of demons who had been terrifying him as he lay dying, vanished at the moment he asked Evagrius to forgive him. Saint Titus spent the rest of his days in repentance and love, and fell asleep in peace around 1190.

پدر مقدس ما لئاندر, اسقف سویل و رسول اسپانیا (۶۰۰)

He was born to an aristocratic Roman family living in Spain: his father Severian was Duke of Cartagena. Saint Leander embraced monastic life as a young man in Seville, capital of the Visigoths, who had embraced Arianism and caused the Arian heresy to dominate throughout Spain. Leander became a leading figure in the struggle to restore his land to Orthodoxy, founding a school in Seville to promote the Orthodox faith. In 583 he travelled to Constantinople to seek the Emperor’s support for the Spanish Orthodox; while there he met St Gregory the Great (the future Pope of Rome), with whom he formed a lifelong friendship. On his return to Spain, Leander was made Bishop of Seville.

One of the holy bishop’s converts was Hermengild, one of the sons of the Arian king Leovigild. When Hermengild rose up against his father in the name of Orthodoxy, Leovigild launched a violent persecution of the Orthodox throughout his kingdom. (Leovigild had his son imprisoned, then executed on Pascha Day of 586.) By God’s grace, at the very height of the persecution Leovigild fell mortally ill, repented, and embraced the true Faith; at his urging his son and successor Recared converted to Orthodoxy and convened the Third Council of Toledo in 589, at which he proclaimed that the Gothic and Suevic peoples were returning to the unity of the One Church. Saint Leander presided at the Council, and devoted the rest of his life to educating the (mostly) newly-Orthodox people of Spain in the Faith. It was he who established the early form of the Mozarabic Liturgy. He reposed in peace on March 13, 600. (He is venerated on this day because his name was incorrectly placed on February 27 in the Roman Martyrology.)