Orthodox Calendar

۱۵ نوامبر ۲۰۲۶
یکشنبه بیست‌وچهارم بعد از پنطیکاست

روزه میلاد — ماهی، شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • پدر قابل احترام ما پایسیوس ولیچکوفسکی (۱۷۹۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

مرقس ۱۶.۱-۸ (انجیل دوم صبحگاهی)

۱چون روز شَبّات گذشت، مریم مَجدَلیّه و سالومه و مریم، مادر یعقوب، حنوط خریدند تا بروند و بدن عیسی را تدهین کنند. ۲پس در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگام طلوع آفتاب، به سوی مقبره روانه شدند. ۳آنها به یکدیگر می‌گفتند: «چه کسی سنگ را برای ما از جلوی مقبره خواهد غلتانید؟» ۴امّا چون نگریستند، دیدند آن سنگ که بسیار بزرگ بود، از جلوی مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۵چون وارد مقبره شدند، جوانی را دیدند که بر سمت راست نشسته بود و ردایی سفید بر تن داشت. از دیدن او هراسان شدند. ۶جوان به ایشان گفت: «مترسید. شما در جستجوی عیسای ناصری هستید که بر صلیبش کشیدند. او برخاسته است؛ اینجا نیست. جایی که پیکر او را نهاده بودند، بنگرید. ۷حال، بروید و به شاگردان او و به پطرس بگویید که او پیش از شما به جلیل می‌رود؛ در آنجا او را خواهید دید، چنانکه پیشتر به شما گفته بود.» ۸پس زنان بیرون آمده، از مقبره گریختند، زیرا لرزه بر تنشان افتاده بود و حیران بودند. آنها به هیچ‌کس چیزی نگفتند، چرا که می‌ترسیدند.

افسسیان ۲.۱۴-۲۲ (رساله)

۱۴زیرا او خودْ صلح و سلامت ماست، که این دو گروه را یکی ساخته است. او در بدن خود دیوار جدایی را که باعث دشمنی بود فرو ریخته، ۱۵شریعت را با قوانین و مقرراتش باطل ساخت، بدین قصد که از آن دو یک انسانِ نو آفریده، صلح و سلامت پدید آورد ۱۶و هر دو گروه را در یک بدن با خدا آشتی دهد، به واسطۀ صلیب خود که بر آن دشمنی را کشت. ۱۷او آمد و بشارت صلح را به شما که دور بودید و به آنان که نزدیک بودند، رسانید، ۱۸زیرا به واسطۀ او، هر دو توسط یک روح به حضور پدر دسترسی داریم. ۱۹پس دیگر نه بیگانه و اجنبی، بلکه هموطن مقدسین و عضو خانوادۀ خدایید؛ ۲۰و بر شالودۀ رسولان و انبیا بنا شده‌اید، که عیسی مسیح خودْ سنگ اصلی آن بناست. ۲۱در او تمامی این بنا به هم می‌پیوندد و به صورت معبدی مقدّس در خداوند بر پا می‌شود. ۲۲و در او شما نیز با هم بنا می‌شوید تا به صورت مسکنی درآیید که خدا به واسطۀ روحش در آن ساکن است.

لوقا ۱۰.۲۵-۳۷ (انجیل)

۲۵روزی یکی از فقیهان برخاست تا با این پرسش، عیسی را بیازماید: «ای استاد، چه کنم تا وارث حیات جاویدان شوم؟» ۲۶عیسی در جواب گفت: «در تورات چه نوشته است؟ از آن چه می‌فهمی؟» ۲۷پاسخ داد: «”خداوندْ خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی قوّت و با تمامی فکر خود محبت نما“؛ و ”همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت کن.“ » ۲۸عیسی گفت: «پاسخ درست دادی. این را به جای آور که حیات خواهی داشت.» ۲۹امّا او برای تبرئۀ خود از عیسی پرسید: «ولی همسایۀ من کیست؟» ۳۰عیسی در پاسخ چنین گفت: «مردی از اورشلیم به اَریحا می‌رفت. در راه به دست راهزنان افتاد. آنها او را لخت کرده، کتک زدند، و نیمه‌جان رهایش کردند و رفتند. ۳۱از قضا کاهنی از همان راه می‌گذشت. امّا چون چشمش به آن مرد افتاد، راه خود را کج کرد و از سمت دیگر جاده رفت. ۳۲لاوی‌ای نیز از آنجا می‌گذشت. او نیز چون به آنجا رسید و آن مرد را دید، راه خود را کج کرد و از سمت دیگر جاده رفت. ۳۳امّا مسافری سامِری چون بدان‌جا رسید و آن مرد را دید، دلش بر حال او سوخت. ۳۴پس نزد او رفت و بر زخمهایش شراب ریخت و روغن مالید و آنها را بست. سپس او را بر الاغ خود گذاشت و به کاروانسرایی برد و از او پرستاری کرد. ۳۵روز بعد، دو دینار به صاحب کاروانسرا داد و گفت: ”از این مرد پرستاری کن و اگر بیش از این خرج کردی، چون برگردم به تو خواهم داد.“ ۳۶حال به نظر تو کدام‌یک از این سه تن، همسایۀ مردی بود که به دست راهزنان افتاد؟» ۳۷پاسخ داد: «آن که به او ترحم کرد.» عیسی به او گفت: «برو و تو نیز چنین کن.»

یادبودها

پدر قابل احترام ما پایسیوس ولیچکوفسکی (۱۷۹۴)

He was born in Ukraine in 1722, one of the many children of a priest. He attended the Ecclesiastical Academy in Kiev, but was disappointed by the worldliness, love of ease and western theological climate that he found there.

After four years he left the school and embarked on a search for a spiritual father and a monastery where he could live in poverty. He eventually found wise spiritual guides in Romania, where many of the Russian monks had fled after Peter the Great’s reforms. From there he traveled to the Holy Mountain. Spiritual life was at a low ebb there also, and Plato (the name he had been given as a novice) became a hermit, devoting his days to prayer and reading the Holy Scriptures and the writings of the Fathers. After four years, a visiting Elder from Romania tonsured him a monk under the name Paisius, and advised him to live with other monks to avoid the spiritual dangers of taking up the solitary life too soon. A few brethren from Romania arrived, seeking to make him their spiritual father, but as he felt unworthy to take on this task, all of them lived in poverty and mutual obedience. Others joined them from Romania and the Slavic countries, and in time they took up the cenobitic life, with Paisius as their reluctant abbot.

In 1763 the entire community (grown to sixty-five in number) left the Holy Mountain and returned to Romania. They were given a monastery where they adopted the Athonite rule of life. Abbot Paisius introduced the Jesus Prayer and other aspects of hesychasm to the monastic life there: before this time, they had been used mostly by hermits. The services of the Church were conducted fully, with the choirs chanting alternately in Slavonic and Romanian. The monks confessed to their Elder every evening so as not to let the sun go down on their anger, and a brother who held a grudge against another was forbidden to enter the church, or even to say the Lord’s Prayer, until he had settled it.

The monastic brotherhood eventually grew to more than a thousand, divided into two monasteries. Visitors and pilgrims came from Russia, Greece and other lands to experience its holy example.

St Paisius had learned Greek while on Mt Athos, and undertook to produce accurate Slavonic translations of the writings of many of the Fathers of the Church. The Greek Philokalia had been published not long before, and St Paisius produced a Slavonic version that was read throughout the Slavic Orthodox world. (This is the Philokalia that the pilgrim carries with him in The Way of a Pilgrim).

The Saint reposed in peace in 1794, one year after the publication of his Slavonic Philokalia. The Synaxarion summarizes his influence: “These translations, and the influence of the Saint through the activity of his disciples in Russia, led to a widespread spiritual renewal, and to the restoration of traditional monastic life there which lasted until the Revolution of 1917.”