Orthodox Calendar

۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
سه‌شنبه هفته سی‌وسوم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • قدیس اِفتیمیوس کبیر

یادبودها

  • پدر قابل احترام ما اِفتیمیوس کبیر (۴۷۳)
  • شهیدان مقدس اینا, پینا و ریما (نیرا) (سده ۱-۲)
  • قدیس پطرس مالیات جمع‌کننده (سده ۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۴.۷-۱۵ (نماز شامگاهی)

متی ۱۱.۲۷-۳۰ (انجیل نماز صبحگاهی)

۲۷پدرم همه چیز را به من سپرده است. هیچ‌کس پسر را نمی‌شناسد جز پدر، و هیچ‌کس پدر را نمی‌شناسد جز پسر، و آنان که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار سازد. ۲۸«بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. ۲۹یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. ۳۰چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک.»

یعقوب ۳.۱-۱۰ (رساله)

۱برادران من، مباد که بسیاری از شما در پی معلّم شدن باشند، زیرا می‌دانید که بر ما معلّمان، داوریِ سخت‌تر خواهد شد. ۲ما همه بسیار می‌لغزیم. اگر کسی در گفتار خود نلغزد، انسانی کامل است و می‌تواند تمامی وجودِ خود را مهار کند. ۳ما با لگام نهادن بر دهان اسب، آن را مطیع خود می‌سازیم و بدین وسیله می‌توانیم تمامی بدن حیوان را به هر سو هدایت کنیم. ۴همچنین سُکانی کوچک می‌تواند کشتی بزرگی را که فقط بادهای نیرومند آن را به حرکت درمی‌آورد، به هر سمتی که ناخدا بخواهد هدایت کند. ۵به همین‌سان، زبان نیز عضوی کوچک است، امّا ادعاهای بزرگ دارد. جرقه‌ای کوچک می‌تواند جنگلی بزرگ را به آتش کِشد. ۶زبان نیز آتش است؛ دنیایی است از نادرستی در میان اعضای بدن ما که همۀ وجود انسان را آلوده می‌کند و دایرۀ کائنات را به آتش می‌کشد - آتشی که جهنم آن را افروخته است! ۷انسان همه گونه حیوان و پرنده و خزنده و جاندار دریایی را رام می‌کند و کرده است، ۸امّا هیچ انسانی قادر به رام کردن زبان نیست. زبان شرارتی است سرکش و پر از زهرِ کشنده! ۹با زبان خود خداوند و پدر را متبارک می‌خوانیم و با همان زبان انسانهایی را که به شباهت خدا آفریده شده‌اند، لعن می‌کنیم. ۱۰از یک دهان، هم ستایش بیرون می‌آید، هم نفرین! ای برادران من، شایسته نیست چنین باشد.

عبرانیان ۱۳.۱۷-۲۱ (رساله, قدیس اِفتیمیوس)

۱۷از رهبران خود اطاعت کنید و تسلیم آنها باشید؛ زیرا ایشان بر جانهای شما دیدبانی می‌کنند و باید حساب بدهند. پس بگذارید کار خود را با شادمانی انجام دهند نه با آه و ناله، زیرا این به نفع شما نخواهد بود. ۱۸برای ما دعا کنید، زیرا مطمئنیم که وجدانمان پاک است و می‌خواهیم از هر جهت با سربلندی زندگی کنیم. ۱۹بخصوص از شما استدعا دارم دعا کنید که بتوانم هر چه زودتر نزدتان بازگردم. ۲۰حال، خدای سلامتی که شبانِ اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون آن عهد ابدی از مردگان برخیزانید، ۲۱شما را به هر چیز نیکو مجهز گرداند تا ارادۀ او را به انجام رسانید. باشد که او هرآنچه را که موجب خشنودی اوست به واسطۀ عیسی مسیح در ما به عمل آورد، که او را جلال جاودانه باد. آمین.

مرقس ۱۱.۱۱-۲۳ (انجیل)

۱۱پس عیسی به اورشلیم درآمد و به معبد رفت. در آنجا همه چیز را ملاحظه کرد، امّا چون دیروقت بود همراه با آن دوازده تن به بِیت‌عَنْیا رفت. ۱۲روز بعد، به هنگام خروج از بِیت‌عَنْیا، عیسی گرسنه شد. ۱۳از دور درخت انجیری دید که برگ داشت؛ پس پیش رفت تا ببیند میوه دارد یا نه. چون نزدیک شد، جز برگ چیزی بر آن نیافت، زیرا هنوز فصل انجیر نبود. ۱۴پس خطاب به درخت گفت: «مباد که دیگر هرگز کسی از تو میوه خورَد!» شاگردانش این را شنیدند. ۱۵چون به اورشلیم رسیدند، عیسی به معبد درآمد و به بیرون راندن کسانی آغاز کرد که در آنجا داد و ستد می‌کردند. او تختهای صرّافان و بساط کبوترفروشان را واژگون کرد ۱۶و اجازه نداد کسی برای حمل کالا از میان صحن معبد عبور کند. ۱۷سپس به آنها تعلیم داد و گفت: «مگر نوشته نشده است که، «”خانۀ من خانۀ دعا برای همۀ قومها خوانده خواهد شد“ ؟ امّا شما آن را ’لانۀ راهزنان‘ ساخته‌اید. » ۱۸سران کاهنان و علمای دین چون این را شنیدند، در پی راهی برای کشتن او برآمدند، زیرا از او می‌ترسیدند، چرا که همۀ جمعیت از تعالیم او در شگفت بودند. ۱۹چون غروب شد، عیسی و شاگردان از شهر بیرون رفتند. ۲۰بامدادان، در راه، درخت انجیر را دیدند که از ریشه خشک شده بود. ۲۱پطرس ماجرا را به یاد آورد و به عیسی گفت: «استاد، بنگر! درخت انجیری که نفرین کردی، خشک شده است.» ۲۲عیسی پاسخ داد: «به خدا ایمان داشته باشید. ۲۳آمین، به شما می‌گویم، اگر کسی به این کوه بگوید، ”از جا کنده شده، به دریا افکنده شو،“ و در دل خود شک نکند بلکه ایمان داشته باشد که آنچه می‌گوید روی خواهد داد، برای او انجام خواهد شد.

لوقا ۶.۱۷-۲۳ (انجیل, قدیس اِفتیمیوس)

۱۷عیسی همراه ایشان فرود آمد و در مکانی هموار ایستاد. بسیاری از شاگردانش و انبوهی از مردم از سرتاسر یهودیه، اورشلیم، و از شهرهای ساحلی صور و صیدون، آنجا حضور داشتند. ۱۸آنها آمده بودند تا سخنان او را بشنوند و از بیماریهای خود شفا یابند؛ و کسانی که ارواح پلید آزارشان می‌داد، شفا می‌یافتند. ۱۹مردم همه می‌کوشیدند او را لمس کنند، زیرا نیرویی از وی صادر می‌شد که همگان را شفا می‌بخشید. ۲۰آنگاه عیسی بر شاگردانش نظر افکند و گفت: «خوشا به حال شما که فقیرید، زیرا پادشاهی خدا از آن شماست. ۲۱خوشا به حال شما که اکنون گرسنه‌اید، زیرا سیر خواهید شد. خوشا به حال شما که اکنون گریانید، زیرا خواهید خندید. ۲۲«خوشا به حال شما آنگاه که مردم به‌خاطر پسر انسان، بر شما نفرت گیرند و شما را از جمع خود برانند و دشنام دهند و بدنام سازند. ۲۳در آن روز، شادی و پایکوبی کنید، زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چرا که پدران آنها نیز با پیامبران چنین کردند.

یادبودها

پدر قابل احترام ما اِفتیمیوس کبیر (۴۷۳)

‘This Saint, who was from Melitine in Armenia, was the son of pious parents named Paul and Dionysia. He was born about 377. Since his mother had been barren, he was named Euthymius which means “good cheer” or “joy” for this is what his parents experienced at his birth. He studied under Eutroius, the Bishop of Melitene, by whom he was ordained and entrusted with the care of the monasteries of Melitene. Then, after he had come to Palestine about the year 406, he became the leader of a multitude of monks. Through him, a great tribe of Arabs was turned to piety, when he healed the ailing son of their leader Aspebetos. Aspebetos was baptized with all his people; he took the Christian name of Peter, and was later consecrated Bishop for his tribe, being called the “Bishop of the Tents.” Saint Euthymius also fought against the Nestorians, Eutychians, and Manichaeans. When Eudocia, the widow of Saint Theodosius the Younger, had made her dwelling in Palestine, and had fallen into the heresy of the Monophysites which was championed in Palestine by a certain Theodosius, she sent envoys to Saint Symeon the Stylite in Syria (see Sept.1), asking him his opinion of Eutyches and the Council of Chalcedon which had condemned him; Saint Symeon, praising the holiness and Orthodoxy of Saint Euthymius near whom she dwelt, sent her to him to be delivered from her error (the holy Empress Eudocia is commemorated Aug. 13). He became the divine oracle of the Church, or rather, “the vessel of divine utterance,” as a certain historian writes. He was the instructor and elder of Saint Sabbas the Sanctified. Having lived for ninety-six years, he reposed in 473, on January 20.’ (Great Horologion)

شهیدان مقدس اینا, پینا و ریما (نیرا) (سده ۱-۲)

They were disciples of Saint Andrew the Apostle, the first missionary to the lands north of the Black Sea. They witnessed to Christ around the Danube River and converted many to the Faith. They were arrested and condemned, and died immersed to their necks in icy water.

In the Prologue, St Nikolai Velimirovich describes them as the “first Slavic martyrs mentioned in history.” In ancient martyrologies they are referred to as Scythians, a term applied to the peoples living around the Black Sea in the early Christian era. It is doubtful that they were members of the Slavic people as we understand them today, though it seems that they were the first martyrs in the lands that are now inhabited by the Slavic people.

قدیس پطرس مالیات جمع‌کننده (سده ۶)

“”Saint Peter, being of patrician rank, was appointed by the Emperor Justinian (527-65) to administer the Roman province of Africa. Harsh and without an ounce of compassion, he became universally known as ‘the Miser’. One day a beggar was importuning him insistently for alms, so he picked up one of the warm loaves which his servant had just brought in and threw it like a stone at his head. The beggar seized it with delight and made off. Two days later Peter suddenly fell ill with the fever and saw himself appear at the Last Judgment to give an account of all his deeds. A pair of scales was brought before him and swarthy creatures placed all his evil actions on to the left-hand dish, while bright angels stood to the right, in dismay at having nothing by way of a good deed to put on to the right-hand side except the loaf which he had thrown in anger at the beggar. Peter then woke up with a start and, forgetful of his illness, hastened to give away all his goods to the needy, even his clothing. Afterwards in a dream, he saw Christ wearing the clothes he had given away, and so he decided not to stop at that but to sell himself as slave to a goldsmith in order to give alms of the price paid for him. Some time later, fearing lest his identity be discovered, he fled to Jerusalem and thence to Constantinople, where he gave back his soul in peace to God in his old house.” (Synaxarion)

The source of this story is the longer Life of St John the Merciful (November 12).