Orthodox Calendar

۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵
جمعه هفته چهاردهم بعد از پنطیکاست

روزه — شراب و روغن مجاز است

یادداشت‌های مراسم

  • بدرقه میلاد تئوتکس

یادبودها

  • کشیش‌شهید آوتونوموس، اسقف در ایتالیا (۳۱۳)
  • پدر مقدس ما آتاناسیوس اکبر ویسوتسک (اوایل سده ۱۵), و او شاگرد آتاناسیوس اصغر (۱۳۹۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

غلاطیان ۲.۶-۱۰ (رساله)

۶امّا آن رهبران سرشناس- آنان هر که بودند مرا تفاوتی نمی‌کند، زیرا خدا بر صورت ظاهر قضاوت نمی‌نماید - آری، آن رهبران سرشناس چیزی بر من نیفزودند، ۷بلکه به‌عکس، ایشان دریافتند که وظیفۀ رسانیدن انجیل به غیریهودیان به من سپرده شده است، همان‌گونه که وظیفۀ رسانیدن انجیل به یهودیان به پطرس سپرده شده بود. ۸زیرا او که از طریق پطرس چون رسولِ یهودیان عمل کرد، از طریق من نیز چون رسولِ غیریهودیان عمل نمود. ۹پس چون یعقوب و پطرس و یوحنا که مشهور به ارکان بودند فیضی را که نصیب من شده بود مشاهده کردند، به من و برنابا دست رفاقت دادند و توافق شد که ما نزد غیریهودیان برویم و آنان نزد یهودیان. ۱۰فقط خواستند که فقرا را به یاد داشته باشیم، که البته این به‌واقع کاری بود که من خود نیز مشتاق انجامش بودم.

فیلیپیان ۲.۵-۱۱ (رساله, والده خدا)

۵همان طرز فکر را داشته باشید که مسیحْ عیسی داشت: ۶او که همذات با خدا بود، از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست، ۷بلکه خود را خالی کرد و ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان درآمد. ۸و چون در سیمای بشری یافت شد خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتی مرگ بر صلیب مطیع گردید. ۹پس خدا نیز او را به‌غایت سرافراز کرد و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید، ۱۰تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، در آسمان، بر زمین و در زیر زمین، ۱۱و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است، برای جلال خدای پدر.

مرقس ۵.۲۲-۲۴, ۳۵-۶.۱ (انجیل)

۲۲یکی از رئیسان کنیسه که یایروس نام داشت نیز به آنجا آمد و با دیدن عیسی به پایش افتاد ۲۳و التماس‌کنان گفت: «دختر کوچکم در حال مرگ است. تمنا دارم آمده، دست خود را بر او بگذاری تا شفا یابد و زنده ماند.» ۲۴پس عیسی با او رفت. گروهی بسیار نیز از پی عیسی به‌راه افتادند. آنها سخت بر او ازدحام می‌کردند. ۳۵او هنوز سخن می‌گفت که عده‌ای از خانۀ یایروس، رئیس کنیسه، آمدند و گفتند: «دخترت مرد! دیگر چرا استاد را زحمت می‌دهی؟» ۳۶عیسی چون سخن آنها را شنید، به رئیس کنیسه گفت: «مترس! فقط ایمان داشته باش.» ۳۷و اجازه نداد جز پطرس و یعقوب و یوحنا، برادر یعقوب، کسی دیگر از پی او برود. ۳۸چون به خانۀ رئیس کنیسه رسیدند، دید غوغایی به پاست و عده‌ای با صدای بلند می‌گریند و شیون می‌کنند. ۳۹پس داخل شد و به آنها گفت: «این غوغا و شیون برای چیست؟ دختر نمرده، بلکه در خواب است.» ۴۰امّا آنها به او خندیدند. پس از اینکه همۀ آنها را بیرون کرد، پدر و مادر دختر و همچنین شاگردانی را که همراهش بودند با خود برگرفت و به جایی که دختر بود، داخل شد. ۴۱آنگاه دست دختر را گرفت و به وی گفت: «تالیتا کوم!» یعنی: «ای دختر کوچک، به تو می‌گویم برخیز!» ۴۲او بی‌درنگ برخاست و راه رفتن آغاز کرد. آن دختر دوازده ساله بود. آنها از این واقعه بی‌نهایت شگفت‌زده شدند. ۴۳عیسی به آنان دستور اکید داد که نگذارند کسی از این واقعه آگاه شود، و فرمود چیزی به آن دختر بدهند تا بخورد. ۱سپس عیسی آنجا را ترک گفت و با شاگردان خود به شهر خویش رفت.

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, والده خدا)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

یادبودها

کشیش‌شهید آوتونوموس، اسقف در ایتالیا (۳۱۳)

He fled from Italy to Bithynia during Diocletian’s persecutions. In Bithynia he converted so many pagans to faith in Christ that those whose hearts remained hard rose up against him and, while he was celebrating the Divine Liturgy in the Church of the Archangel Michael, slew him at the altar, killing many other worshipers with him. Two hundred years after his death, he appeared to a soldier named John, who unearthed his relics and found them to be completely incorrupt.

پدر مقدس ما آتاناسیوس اکبر ویسوتسک (اوایل سده ۱۵), و او شاگرد آتاناسیوس اصغر (۱۳۹۵)

He was reared in piety by his father, a priest in Novgorod. One day, hearing the words of the Gospel, If any man will come after me, let him deny himself and take up his cross and follow me, he renounced the world and entered the Monastery of St Sergius of Radonezh. He became St Sergius’ disciple and, after a few years, became known for his virtue and his knowledge of Scripture. In 1374, with the blessing of his spiritual father, he founded the Monastery of Vysotsk, becoming its first abbot. After heading the monastery for fourteen years, he traveled to Kiev and then, in 1401, to the Monastery of the Stoudion in Constantinople. There he devoted himself to translating books from Greek to Slavonic, sending his translations back to his monastery in Russia. It was he who translated the Jerusalem Typikon and several collections of the writings of the Fathers of the Church, immeasurably enriching the life of the Church in Russia. He reposed in peace in Constantinople.

His disciple Athanasius the Younger was made Abbot of Vysotsk on the elder’s departure for Constantinople, and served as Abbot for eight years, reposing in peace in 1395. He was called ‘perfect in fasting, strong in self-restraint, zealous in prayer, patient in privations and tribulations.’ The Synaxarion says that “He taught his monks to keep careful watch on every movement of the heart so as to drive away every thought displeasing to God.”