Orthodox Calendar

۸ ژوئن ۲۰۲۵
یکشنبه هشتم پاسخا: عید سه‌گانهٔ مقدس

بدون روزه

اعیاد

  • پنطیکاست مقدس

یادبودها

  • انتقال ذخایر تئودور استراتلاتس (۳۱۹)
  • قدیس اِفرائیم, پاتریارک انطاکیه (۵۴۵)
  • مادر مقدس ما ملانیا اکبر (۴۱۰)
  • قدیس زوسیماس, راهب, فنیقیه (سوریه) (سده ۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعداد ۱۱.۱۶-۱۷, ۲۴-۲۹ (نماز شامگاهی)

۱۶پس خداوند به موسی گفت: «هفتاد تن از مشایخ اسرائیل را که می‌دانی مشایخ قوم و صاحبمنصبان آنانند، نزد من گرد آور و ایشان را به خیمۀ ملاقات بیاور تا در آنجا با تو بایستند. ۱۷و من نازل شده، در آنجا با تو سخن خواهم گفت، و از روحی که بر توست گرفته، بر ایشان خواهم نهاد تا با تو بار این قوم را حمل کنند و تو به تنهایی آن را حمل نکنی. ۲۴پس موسی بیرون آمده، سخنان خداوند را به قوم بازگفت. و هفتاد تن از مشایخ قوم را گرد آورد و ایشان را گرداگرد خیمه قرار داد. ۲۵آنگاه خداوند در ابر نازل شده، با موسی سخن گفت و از روحی که بر وی بود، گرفته، بر آن هفتاد شیخ نهاد. و چون روح بر ایشان قرار گرفت، نبوت کردند ولی بدان ادامه ندادند. ۲۶اما دو مرد در اردوگاه باقی مانده بودند که نام یکی اِلداد بود و نام دیگری میداد، و روح بر ایشان نیز قرار گرفت. ایشان در زمرۀ ثبت‌شدگان بودند، اما به خیمه بیرون نرفته بودند، و در اردوگاه نبوت کردند. ۲۷آنگاه جوانی دوان دوان رفته، موسی را خبر داده، گفت: «اِلداد و میداد در اردوگاه نبوت می‌کنند.» ۲۸پس یوشَع پسر نون که از جوانی دستیار موسی بود، گفت: «ای سرورم، موسی، ایشان را باز دار.» ۲۹اما موسی وی را گفت: «آیا تو به‌خاطر من حسد می‌بری؟ کاش که تمامی قوم خداوند نبی بودند و خداوند روح خود را بر ایشان افاضه می‌کرد.»

یوئیل ۲.۲۳-۳۲ (نماز شامگاهی)

۲۳ای فرزندان صَهیون، در یهوه خدای خود وجد و شادی کنید، زیرا که بارانِ اوّلین را به اندازه به شما داده است؛ او باران فراوان بر شما بارانیده، یعنی بارانهای اوّلین و آخرین را، همچون گذشته. ۲۴خرمنگاه‌ها از گندم آکنده خواهد شد، و خمره‌ها از شراب تازه و روغن لبریز خواهد گشت. ۲۵سالهایی را که ملخها خوردند جبران خواهم کرد، ملخهای دونده و جهنده و فرو بلعنده و جونده، یعنی همان لشکر عظیم من که به میان شما فرستادم. ۲۶خوراکِ بسیار خورده، سیر خواهید شد، و نام یهوه خدای خود را خواهید ستود، نام او را که در حق شما کارهای شگفت کرده است؛ و قوم من دیگر هرگز شرمسار نخواهند شد. ۲۷آنگاه خواهید دانست که من در میان اسرائیل هستم، و من یهوه خدای شمایم، و دیگری نیست؛ و قوم من دیگر هرگز شرمسار نخواهند شد. ۲۸«پس از آن، روح خود را بر تمامی بشر فرو خواهم ریخت؛ پسران و دختران شما نبوّت خواهند کرد، پیرانتان خوابها و جوانانتان رؤیاها خواهند دید. ۲۹نیز در آن روزها حتی بر غلامان و کنیزان، روح خود را فرو خواهم ریخت. ۳۰در آسمان و بر زمین عجایب به ظهور خواهم آورد، از خون و آتش و ستونهای دود. ۳۱پیش از فرا رسیدن روز عظیم و مَهیب خداوند، خورشید به تاریکی و ماه به خون بدل خواهد شد. ۳۲و هر که نام خداوند را بخواند، رهایی خواهد یافت؛ زیرا بر کوه صَهیون و در اورشلیم رهایی‌یافتگانی خواهند بود، همان‌گونه که خداوند فرموده، و در میان بازماندگان، کسانی که خداوند ایشان را فرا خوانده است.

حزقیال ۳۶.۲۴-۲۸ (نماز شامگاهی)

۲۴من شما را از میان ملل خواهم گرفت و از همۀ ممالک گرد آورده، به سرزمین خودتان در خواهم آورد. ۲۵آب پاک بر شما خواهم پاشید و طاهر خواهید شد. من شما را از همۀ ناپاکیها و از همۀ بتهایتان طاهر خواهم ساخت. ۲۶و دلی تازه به شما خواهم بخشید و روحی تازه در اندرونتان خواهم نهاد و دل سنگی را از پیکر شما به در آورده، دلی گوشتین به شما خواهم داد. ۲۷روحِ خود را در اندرونتان خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید، و شما قوانین مرا نگاه خواهید داشت و آنها را به جا خواهید آورد. ۲۸شما در سرزمینی که من به پدرانتان بخشیدم، ساکن خواهید شد؛ شما قوم من خواهید بود و من خدای شما.

یوحنا ۲۰.۱۹-۲۳ (انجیل نماز صبحگاهی)

۱۹شامگاه همان روز، که نخستین روز هفته بود، آنگاه که شاگردان گرد هم بودند و درها از ترس یهودیان قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» ۲۰چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به آنان نشان داد. شاگردان با دیدن خداوند شادمان شدند. ۲۱عیسی باز به آنان گفت: «سلام بر شما! همان‌گونه که پدر مرا فرستاد، من نیز شما را می‌فرستم.» ۲۲چون این را گفت، دمید و فرمود: «روح‌القدس را بیابید. ۲۳اگر گناهان کسی را ببخشایید، بر آنها بخشیده خواهد شد؛ و اگر گناهان کسی را نابخشوده بگذارید، نابخشوده خواهد ماند.»

اعمال رسولان ۲.۱-۱۱ (رساله)

۱چون روز پِنتیکاست فرا رسید، همه یکدل در یک جا جمع بودند ۲که ناگاه صدایی همچون صدای وزش تندبادی از آسمان آمد و خانه‌ای را که در آن نشسته بودند، به تمامی پر کرد. ۳آنگاه، زبانه‌هایی دیدند همچون زبانه‌های آتش که تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت. ۴سپس همه از روح‌القدس پُر گشتند و آن‌گونه که روح بدیشان قدرت تکلّم می‌بخشید، به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند. ۵در آن روزها، یهودیانِ خداترس، از همۀ ممالک زیر آسمان، در اورشلیم به سر می‌بردند. ۶چون این صدا برخاست، جماعتی گرد ‌آمده، غرق شگفتی شدند، زیرا هر یک از ایشان می‌شنید که آنان به زبان خودش سخن می‌گویند. ۷پس حیران و بهت‌زده، گفتند: «مگر اینها که سخن می‌گویند جملگی اهل جلیل نیستند؟ ۸پس چگونه هر یک می‌شنویم که به زبان زادگاه ما سخن می‌گویند؟ ۹پارتها و مادها و عیلامیان، مردمان بین‌النهرین و یهودیه و کاپادوکیه و پونتوس و آسیا ۱۰و فْریجیه و پامفیلیه و مصر و نواحی لیبی متصل به قیرَوان و نیز زائران رومی ۱۱(چه یهودی و چه یهودی‌شده)؛ و همچنین مردمان کْرِت و عربستان - همه می‌شنویم که اینان به زبان ما مدح اعمال عظیم خدا را می‌گویند.»

یوحنا ۷.۳۷-۵۲, ۸.۱۲ (انجیل)

۳۷در روز آخر که روز بزرگ عید بود، عیسی ایستاد و به بانگ بلند ندا در داد: «هر که تشنه است، نزد من آید و بنوشد. ۳۸هر که به من ایمان آوَرَد، همان‌گونه که کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده روان خواهد شد.» ۳۹این سخن را دربارۀ روح گفت، که آنان که به او ایمان بیاورند، آن را خواهند یافت؛ زیرا روح هنوز عطا نشده بود، از آن رو که عیسی هنوز جلال نیافته بود. ۴۰برخی از جماعت، با شنیدن این سخنان گفتند: «براستی که این مرد همان پیامبر موعود است.» ۴۱دیگران می‌گفتند: «مسیح است.» امّا گروهی دیگر می‌پرسیدند: «مگر مسیح از جلیل ظهور می‌کند؟ ۴۲آیا کتاب نگفته است که مسیح از نسل داوود خواهد بود و از بِیت‌لِحِم، دهکده‌ای که داوود در آن می‌زیست، ظهور خواهد کرد؟» ۴۳پس دربارۀ عیسی بین مردم اختلاف افتاد. ۴۴عده‌ای می‌خواستند او را گرفتار کنند، امّا هیچ‌کس بر او دست دراز نکرد. ۴۵پس نگهبانانِ معبد نزد سران کاهنان و فَریسیان بازگشتند. ایشان از آنها پرسیدند: «چرا او را نیاوردید؟» ۴۶نگهبانان پاسخ دادند: «تا کنون، کسی چون این مرد سخن نگفته است!» ۴۷پس فَریسیان گفتند: «مگر شما نیز فریب خورده‌اید؟ ۴۸آیا از بزرگان قوم یا فَریسیان کسی هست که به او ایمان آورده باشد؟ ۴۹البته که نه! امّا این مردمِ عامی که چیزی از شریعت نمی‌دانند، ملعونند.» ۵۰نیقودیموس، که پیشتر نزد عیسی رفته و یکی از آنها بود، گفت: ۵۱«آیا شریعت ما کسی را محکوم می‌کند بدون اینکه نخست سخن او را بشنود و دریابد چه کرده است؟» ۵۲در پاسخ گفتند: «مگر تو نیز جلیلی هستی؟ تحقیق کن و ببین که هیچ پیامبری از جلیل برنخاسته است.» [ ۱۲سپس عیسی دیگر بار با مردم سخن گفته، فرمود: «من نور جهانم. هر که از من پیروی کند، هرگز در تاریکی راه نخواهد پیمود، بلکه از نورِ زندگی برخوردار خواهد بود.»

یادبودها

انتقال ذخایر تئودور استراتلاتس (۳۱۹)

See his commemoration on February 8

قدیس اِفرائیم, پاتریارک انطاکیه (۵۴۵)

“During the reign of the Byzantine Emperor Anastasius, Ephraim was governor of the eastern regions. He was famed for his great piety and compassion, and was much esteemed for these virtues. When the rebuilding of Antioch, which had been destroyed by earthquake and fire, was put in hand, the Emperor ordered Ephraim to oversee the work. Ephraim performed this work with dilegence and love. There was among the ordinary workers a certain bishop who had left his see for unknown reasons and was working as a labourer. Not a soul knew that the man was a bishop. One day he lay down to take a rest from the exhausting work with the other labourers, and fell asleep. Ephraim glanced at him, and saw a flaming pillar rising above the man and reaching up to heaven. Amazed and frightened, Ephraim summoned him and bound him under oath to reveal who he was. The man hesitated a long time, but finally admitted that he was a bishop and foretold that Ephraim whould shortly be consecrated Patriarch of Antioch (the patriarchal throne having been empty since the old Patriarch, Euphrasius, perished in the earthquake). Ephraim was indeed elected and consecrated as Patriarch. For his goodness, purity and zeal for Orthodoxy, a great gift of wonderworking was given him by God. Once, in order to convince some heretic that Orthodoxy is the true Faith, he placed his omophor in the flames and prayed to God. The omophor remained unharmed in the fire for three hours. When the heretic saw this, he was afraid and cast his heresy aside. Ephraim entered peacefully into rest in 546.” (Prologue)

مادر مقدس ما ملانیا اکبر (۴۱۰)

She was a wealthy and noble lady, born in Spain. Her husband and two of her children died and, seeing the vanity of worldly things, she travelled to Egypt to visit the monks at Nitria. She gave away most of her great wealth to the needy, and to Egyptian Christians being persecuted by the Arians. It is said that in three days she fed some 5,000 people. When the Orthodox in Egypt were exiled to Palestine, she went with them to Jerusalem, where she built a convent for virgins; she entered the convent herself, and reposed there in 410. Her grand-daughter, Melania the Younger, is commemorated on December 31.

قدیس زوسیماس, راهب, فنیقیه (سوریه) (سده ۶)

He labored in asceticism at a monastery near Tyre. Through his exceptional purity of life, he was granted the gift of prophecy. He foresaw the destruction of Antioch by earthquake and, like Abraham pleading for Sodom, prostrated himself on the ground and prayed that the city not be completely destroyed. Once he was traveling in a remote place and a lion attacked and killed his mule. He commanded the lion to serve him in the mule’s place; the lion immediately took up Zosimas’ pack and carried it to Caesarea, where Zosimas released it. St Zosimas reposed in peace.