Orthodox Calendar

۱۷ مه ۲۰۲۵
شنبه هفته چهارم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • رسول آندرونیکوس از هفتاد
  • شهید مقدس سولوخون (۲۹۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۲.۱-۱۱ (رساله)

۱در آن زمان، هیرودیسِ پادشاه دست ستم بر برخی از افراد کلیسا دراز کرد. ۲به دستور او یعقوب برادر یوحنا را به شمشیر کشتند. ۳و چون دید این کار یهودیان را خشنود ساخت، گامی فراتر برداشت و پطرس را نیز گرفتار کرد. این در ایام عید فَطیر رخ داد. ۴هیرودیس پس از گرفتار کردن پطرس، او را به زندان انداخت و چهار دستۀ چهار نفری را به نگهبانی او برگماشت. و بر آن بود که پس از عید پِسَخ، او را در برابر همگان محاکمه کند. ۵پس پطرس را در زندان نگاه داشتند، امّا کلیسا با جدیّتِ تمام نزد خدا برای او دعا می‌کرد. ۶شبِ قبل از روزی که هیرودیس قصد داشت پطرس را به محاکمه بکِشد، او به دو زنجیر بسته و میان دو سرباز خفته بود، و نگهبانان نیز مقابل درِ زندان پاس می‌دادند. ۷ناگاه فرشتۀ خداوند ظاهر شد و نوری در درون زندان درخشید. فرشته به پهلوی پطرس زد و او را بیدار کرده، گفت: «زود برخیز!» در دم زنجیرها از دستهایش فرو افتاد. ۸فرشته به او گفت: «کمرت را ببند و کفش به پا کن.» پطرس چنین کرد. سپس فرشته به او گفت: «ردایت را بر خود بپیچ و از پی من بیا.» ۹پس پطرس از پی او از زندان بیرون رفت. امّا باور نمی‌کرد که آنچه فرشته انجام می‌دهد، واقعی است، بلکه گمان می‌کرد رؤیا می‌بیند. ۱۰آنها از نگهبانان اوّل و دوّم گذشتند و به دروازۀ آهنینی رسیدند که رو به شهر باز می‌شد. دروازه خود به خود مقابل ایشان گشوده شد. پس بیرون رفتند و چون به انتهای کوچه رسیدند، ناگاه فرشته ناپدید شد. ۱۱آنگاه پطرس به خود آمد و گفت: «اکنون دیگر یقین دارم که خداوند فرشتۀ خود را فرستاده و مرا از چنگ هیرودیس و آنچه قوم یهود در انتظارش بودند، رهانیده است.»

یوحنا ۸.۳۱-۴۲ (انجیل)

۳۱سپس عیسی به یهودیانی که به او ایمان آورده بودند، گفت: «اگر در کلام من بمانید، براستی شاگرد من خواهید بود. ۳۲و حقیقت را خواهید شناخت، و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.» ۳۳به او پاسخ دادند: «ما فرزندان ابراهیم هستیم و هرگز غلام کسی نبوده‌ایم. پس چگونه است که می‌گویی آزاد خواهیم شد؟» ۳۴عیسی پاسخ داد: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، کسی که گناه می‌کند، غلام گناه است. ۳۵غلام جایگاهی همیشگی در خانه ندارد، امّا پسر را جایگاهی همیشگی است. ۳۶پس اگر پسر شما را آزاد کند، براستی آزاد خواهید بود. ۳۷«می‌دانم که فرزندان ابراهیم‌اید، امّا در پی کشتن من هستید، زیرا کلام من در شما جایی ندارد. ۳۸من از آنچه در حضور پدر دیده‌ام سخن می‌گویم و شما آنچه را از پدر خود شنیده‌اید، انجام می‌دهید.» ۳۹گفتند: «پدر ما ابراهیم است.» عیسی گفت: «اگر فرزندان ابراهیم بودید، همچون ابراهیم رفتار می‌کردید. ۴۰امّا شما در پی کشتن من هستید؛ و من آنم که حقیقتی را که از خدا شنیدم به شما بازگفتم. ابراهیم چنین رفتار نکرد. ۴۱لیکن شما اعمال پدر خود را انجام می‌دهید.» گفتند: «ما حرامزاده نیستیم! یک پدر داریم که همانا خداست.» ۴۲عیسی به ایشان گفت: «اگر خدا پدر شما بود، مرا دوست می‌داشتید، زیرا من از جانب خدا آمده‌ام و اکنون در اینجا هستم. من از جانب خود نیامده‌ام، بلکه او مرا فرستاده است.

یادبودها

رسول آندرونیکوس از هفتاد

Andronicus is counted as one of the Seventy. He and his fellow-worker Junia are mentioned by St Paul in his Epistle to the Romans: “Greet Andronicus and Junia, my kinsmen and fellow prisoners, who are of note among the Apostles, who also were in Christ before me” (Romans 16:7). Some, troubled that a woman is mentioned as an Apostle, have attempted to translate “Junia” as “Junias,” a man’s name; but the Fathers are united in treating her as “Junia.” It may be that they were husband and wife, like Aquila and Priscilla (Acts 18), but the ancient witnesses do not tell us.

Andronicus became Bishop of Pannonia, but did not stay in one place, instead travelling throughout the world to proclaim the Gospel. Both Andronicus and Junia were granted the gift of wonder-working. Both of them suffered for Christ and were finally martyred.

شهید مقدس سولوخون (۲۹۸)

He was a Roman soldier, Egyptian by birth, during the reign of the Emperor Maximian. When Solochon refused an imperial command that all soldiers offer sacrifice to the idols, he was was arrested along with two friends and fellow-Christians, Pamphamir and Pamphylon. All three were put to harsh torture, under which Solochon’s two friends died. The commander ordered that Solochon’s mouth be pried open with a sword, so that he could be force-fed food sacrificed to idols; but the Saint broke the blade with his teeth. After further torture he was left to die. Christians took him to the home of a widow, where he recovered somewhat and counseled the faithful to hold firm in their faith under torture and persecution. Soon afterward, he reposed, giving thanks to God.