Orthodox Calendar

۱۴ مه ۲۰۲۵
چهارشنبه هفته چهارم پاسخا

روزه — ماهی، شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • نیمه عید پنطیکاست

یادبودها

  • شهید ایسیدور خیوس (۲۵۱)
  • پدر مقدس ما سراپیون کفن‌پوش (سده ۵)
  • قدیس ایزیدور، دیوانه برای مسیح روستوف (۱۴۸۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

Composite ۱۹ - میکاه ۴.۲-۳, ۵; ۶.۲-۵, ۸; ۵.۴, ۵ (نماز شامگاهی)

۱Thus says the Lord: From Sion will come forth the Law and the Word of the Lord from Jerusalem. And he will judge among many peoples and rebuke mighty nations in a distant land. For all the peoples will walk, each its own way, while we will walk in the name of the Lord our God for ever. Thus says the Lord Almighty: Listen hills and valleys, foundations of the earth, because the Lord has a controversy with his people; for he will dispute with Israel, saying, ‘My people, what have I done to you? Or how have I grieved you? Or how have I troubled you? Answer me. For I brought you up out of the land of Egypt, and rescued you from the house of slavery, and sent Moses and Aaron before your face. My people, what have your enemies planned against you? Was it not told you, O man, what is good? And what does the Lord seek from you, except to execute judgement, and to love mercy and to be ready to walk with the Lord your God?’ Therefore the Lord will be magnified in strength, and will shepherd his flock in peace, to the extremities of the earth.

Composite ۲۰ - اشعیا ۵۵.۱; ۱۲.۳-۴; ۵۵.۲-۱۳ (نماز شامگاهی)

۱Thus says the Lord: You who thirst, go to the water; and all who have no money, go, buy and eat and drink wine and fat without money or price. For thus says the Lord Almighty to you: My people, draw water with joy from the springs of salvation. And you will say in that day: Praise the Lord, cry his name aloud, declare his glory among the nations, call to mind that his name has been exalted. My people, hear me, and eat good things, and your soul will delight in good things. Attend with your ears and follow my ways. Listen to me and your soul will live among good things. And I will make an eternal covenant with you, and you will call upon me. And when you draw near me, let the impious abandon his ways, and the lawless man his plans; and turn back to me and I will have mercy on you and forgive your sins. For your plans are not as my plans, says the Lord; but as heaven is distant from the earth, so is my way distant from your ways, and your thoughts from my mind. For as rain or snow would come down from heaven and not return there, until it had soaked the earth, and it bring forth and bud and give seed to the sower, and bread for food, so shall my word be, which once it has come from my mouth will not return there until it has accomplished all that I willed; and I will make my ways and my commands succeed. For you will go out with joy, and be taught with gladness; for the mountains and hills will exult as they receive you with joy; and all the trees of the field will clap with their branches; and instead of the briar shall come up the cypress; instead of the nettle shall come up the myrtle; and the Lord shall be for a name and for an eternal sign, says the Lord God, the Holy One of Israel.

امثال ۹.۱-۱۱ (نماز شامگاهی)

۱حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است. ۲او گوشت خود را طبخ کرده، شراب خویش را برآمیخته، و سفره‌اش را نیز آراسته است. ۳کنیزانش را گسیل داشته و از بالاترین نقطۀ شهر ندا در می‌دهد: ۴«هر آن که ساده‌لوح است بدین‌جا بیاید!» و به کم‌عقلان، می‌گوید: ۵«بیایید از طعام من بخورید و از شرابی که برآمیخته‌ام، بنوشید. ۶ساده‌لوحیِ خود را ترک کنید که خواهید زیست؛ و در طریق فهم گام بردارید.» ۷«هر که تمسخرگری را تأدیب کند، به استقبال بی‌حرمتی می‌رود؛ هر که مرد شریر را توبیخ کند، بد می‌بیند. ۸تمسخرگر را توبیخ مکن، مبادا از تو نفرت کند؛ حکیم را توبیخ کن، که تو را دوست خواهد داشت. ۹حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛ پارسا را تعلیم ده که آموخته‌هایش افزون خواهد گشت. ۱۰«ترس خداوند آغاز حکمت است، و شناخت آن قدوس، بصیرت. ۱۱زیرا به واسطۀ من، روزهای تو بسیار خواهد شد و بر سالهای عمرت افزوده خواهد گردید.

اعمال رسولان ۱۴.۶-۱۸ (رساله)

۶آنان آگاه شده، به لِستْره و دِربِه، از شهرهای لیکائونیه، و نواحی اطراف گریختند ۷و در آنجا به رساندن بشارت ادامه دادند. ۸و امّا در لِستْره مردی نشسته بود که نمی‌توانست پاهایش را حرکت دهد و هرگز راه نرفته بود، زیرا لنگ مادرزاد بود. ۹هنگامی که پولس سخن می‌گفت، او گوش فرا می‌داد. پولس بدو چشم دوخت و دید که ایمان شفا یافتن دارد. ۱۰پس با صدای بلند به او گفت: «بر پاهای خود راست بایست!» آن مرد از جا جَست و به راه افتاد. ۱۱چون مردم آنچه را که پولس انجام داد دیدند، به زبان لیکائونی فریاد برآوردند: «خدایان به صورت انسان بر ما فرود آمده‌اند!» ۱۲آنان برنابا را ’زِئوس‘ و پولس را ’هِرمِس‘ نامیدند، زیرا او سخنگوی اصلی بود. ۱۳کاهنِ زئوس که معبدش درست بیرون دروازۀ شهر بود، گاوهایی چند و تاجهایی از گُل به دروازۀ شهر آورد؛ او و جماعت بر آن بودند قربانی تقدیمشان کنند. ۱۴امّا چون آن دو رسول، یعنی برنابا و پولس، این را شنیدند، جامه‌های خود را چاک زدند و به میان جماعت شتافته، فریاد برآوردند که: ۱۵«ای مردان، چرا چنین می‌کنید؟ ما نیز چون شما، انسانی بیش نیستیم. ما به شما بشارت می‌دهیم که از این چیزهای پوچ دست بردارید و به خدای زنده روی آورید که آسمان و زمین و دریا و هرآنچه را که در آنهاست، آفرید. ۱۶هرچند او در گذشته ملتها را جملگی واگذاشت که هر یک به راه خود روند، ۱۷امّا خود را بدون شهادت نگذاشت؛ او با فرستادن باران از آسمان و بخشیدن فصلهای پُر بار، بر شما احسان نموده، خوراک فراوان به شما ارزانی می‌دارد و دلهایتان را از خرّمی لبریز می‌کند.» ۱۸سرانجام با این سخنان، به‌دشواری توانستند مردم را از تقدیم قربانی بازدارند.

یوحنا ۷.۱۴-۳۰ (انجیل)

۱۴امّا چون نیمی از عید گذشته بود، عیسی به صحن معبد آمد و به تعلیم دادن آغاز کرد. ۱۵یهودیان در شگفت شده، می‌پرسیدند: «این مرد که علمِ دین نیاموخته، چگونه می‌تواند از چنین دانشی برخوردار باشد؟» ۱۶عیسی در جواب ایشان گفت: «تعالیم من از خودم نیست، بلکه از اوست که مرا فرستاده است. ۱۷اگر کسی براستی بخواهد ارادۀ او را به عمل آورد، در خواهد یافت که آیا این تعالیم از خداست یا من از خود می‌گویم. ۱۸آن که از خود می‌گوید، در پی جلال خویشتن است، امّا آن که خواهان جلال فرستندۀ خویش است، راستگوست و در او هیچ ناراستی نیست. ۱۹آیا موسی شریعت را به شما نداد؟ امّا هیچ‌یک از شما بدان عمل نمی‌کند. از چه رو کمر به قتل من بسته‌اید؟» ۲۰مردم پاسخ دادند: «تو دیوزده‌ای! کیست که در پی کشتن تو باشد؟» ۲۱عیسی در پاسخ ایشان گفت: «من یک معجزه کردم و شما همگی از آن در شگفت شده‌اید. ۲۲موسی حکم ختنه را به شما داد - البته این نه از موسی بلکه از پدران قوم بود - و بر این پایه، در روز شَبّات نیز پسران را ختنه می‌کنید. ۲۳پس اگر انسان در روز شَبّات نیز ختنه می‌شود تا شریعت موسی شکسته نشود، چرا خشمگینید از اینکه تمام بدن انسانی را در روز شَبّات سلامتی بخشیدم؟ ۲۴به ظاهر داوری مکنید، بلکه به حق داوری کنید.» ۲۵پس، برخی از اورشلیمیان گفتند: «آیا این همان نیست که قصد کشتنش دارند؟ ۲۶ببینید چگونه آشکارا سخن می‌گوید و بدو هیچ نمی‌گویند! آیا ممکن است بزرگان قوم براستی دریافته باشند که او همان مسیح است؟ ۲۷ما می‌دانیم این مرد از کجا آمده است، حال آنکه چون مسیح ظهور کند، کسی نخواهد دانست از کجا آمده است.» ۲۸آنگاه عیسی به هنگام تعلیم در معبد، ندا در داد که: «مرا می‌شناسید و می‌دانید از کجایم. امّا من از جانب خود نیامده‌ام. او که مرا فرستاده، حق است؛ و شما او را نمی‌شناسید. ۲۹امّا من او را می‌شناسم، زیرا من از اویم و او مرا فرستاده است.» ۳۰پس خواستند گرفتارش کنند، امّا هیچ‌کس بر او دست دراز نکرد، چرا که ساعت او هنوز فرا نرسیده بود.

عبرانیان ۲.۱۱-۱۸ (رساله, تبرک آب)

۱۱زیرا او که مقدّس می‌سازد و آنان که مقدّس می‌شوند، همه از یک تبارند. از همین رو، عیسی عار ندارد ایشان را برادر بخواند. ۱۲چنانکه می‌گوید: «نام تو را به برادرانم اعلام خواهم کرد؛ و در میان جماعت، تو را خواهم ستود.» ۱۳و باز می‌گوید: «من بر او توکل خواهم کرد.» و باز: «اینک من، و فرزندانی که خدا به من داده است.» ۱۴از آنجا که فرزندان از جسم و خون برخوردارند، او نیز در اینها سهیم شد تا با مرگ خود، صاحب قدرت مرگ یعنی ابلیس را به زیر کِشد، ۱۵و آنان را که همۀ عمر در بندگیِ ترسِ از مرگ به سر برده‌اند، آزاد سازد. ۱۶زیرا مسلّم است که او نه فرشتگان، بلکه نسل ابراهیم را یاری می‌دهد. ۱۷از همین رو، لازم بود از هر حیث همانند برادران خود شود تا بتواند در مقام کاهن اعظمی رحیم و امین، در خدمت خدا باشد و برای گناهان قوم کفّاره کند. ۱۸چون او خود هنگامی که آزموده شد، رنج کشید، قادر است آنان را که آزموده می‌شوند، یاری رساند.

یوحنا ۵.۱-۴ (انجیل, تبرک آب)

۱چندی بعد، عیسی برای یکی از اعیاد یهود، به اورشلیم رفت. ۲در اورشلیم، در کنار ’دروازۀ گوسفند‘ حوضی است که در زبان عبرانیان آن را ’بِیت‌حِسْدا‘ گویند و پنج ایوان دارد. ۳در آنها گروهی بسیار از علیلان، همچون کوران، شلان و مفلوجان می‌خوابیدند [و منتظر حرکت آب بودند.] [ ۴زیرا هر از گاهی فرشته‌ای از جانب خداوند نازل می‌شد و آب را حرکت می‌داد؛ اوّلین کسی که پس از جنبش آب وارد حوض می‌شد، از هر مرضی که داشت شفا می‌یافت.]

یادبودها

شهید ایسیدور خیوس (۲۵۱)

A devout Christian from his early youth, he was kidnapped from his native Chios and impressed into the army. When he openly confessed himself a Christian, his commander ordered him to make sacrifice to the gods. When he resolutely refused, the commander ordered him to be beaten with iron flails, then had his tongue cut out. But even without a tongue, Isidore was miraculously enabled to speak, and clearly proclaimed the name of Christ. At the same moment, the commander was struck mute. The commander then ordered by signs that Isidore be beheaded. Isidore went to his death rejoicing and praising God. This occurred during the persecutions of the Emperor Decius.

پدر مقدس ما سراپیون کفن‌پوش (سده ۵)

“ ‘Sindon’ means ‘linen cloth,’ and this saint was called ‘the Sindonite’ because he covered his naked body only with a linen cloth. He carried the Gospels in his hand. Serapion lived like the birds, with no roof and no cares, moving from one place to another. He gave his linen cloth to a poor wretch who was shivering with cold, and himself remained completely naked. When someone asked him: ‘Serapion, who made you naked?’, he indicated the Gospels and said: ‘This!’ But, after that, he gave away the Gospels also for the money needed by a man who was being hounded to prison by a creditor in debt. [note: Gospel books were all hand-written, and were uncommon and valuable.] At one time in Athens, he did not eat for four days, having nothing, and began to cry out with hunger. When the Athenian philosophers asked him what he was shouting about, he replied: ‘There were three to whom I was in debt: two have quietened down, but the third is still tormenting me. The first creditor is carnal lust, who has tormented me from my youth; the second is love of money, and the third is the stomach. The first two have left me alone, but the third one still torments me.’ The philosophers gave him some gold to buy bread. He went to a baker, bought a single loaf, put down all the gold and went out. He went peacefully to the Lord in old age, in the 5th century.” (Prologue)

قدیس ایزیدور، دیوانه برای مسیح روستوف (۱۴۸۴)

He was German by birth but, drawn to the Orthodox faith, he moved to Rostov and not only became Orthodox, but took on the podvig of folly for Christ. He lived in complete destitution, spending the days pretending madness and the nights in prayer. Many wonders were performed by this Saint even in his lifetime. When he died in his meager hut in 1484, the people of Rostov smelled a fragrant odor throughout the city. A merchant whom he had miraculously saved from drowning built a church in the place where his hut had stood.