Orthodox Calendar

۲۶ آوریل ۲۰۲۵
شنبه درخشان

بدون روزه

یادبودها

  • کشیش‌شهید باسیل, اسقف آماسیا و عادل باکره گلافیرا (۳۲۲)
  • قدیس استفان، اسقف پرم (۱۳۹۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۳.۱۱-۱۶ (رساله)

۱۱در همان حال که آن مرد همراه پطرس و یوحنا می‌رفت و از آنان جدا نمی‌شد، تمام جماعت حیرت‌زده در ’ایوان سلیمان‘ به سوی ایشان دویدند. ۱۲چون پطرس این را دید، خطاب به جماعت گفت: «ای مردان اسرائیلی، چرا از این امر در شگفتید؟ چرا به ما خیره شده‌اید، چنانکه گویی به نیرو و تقوای خود، این مرد را شفا داده‌ایم؟ ۱۳خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای پدران ما، خادم خود عیسی را جلال داد، همان که شما تسلیمش کردید و در حضور پیلاتُس انکارش نمودید، هرچند رأی او بر این بود که آزادش سازد. ۱۴شما بودید که دستِ رد بر سینۀ آن قدّوس و پارسا زدید و خواستید قاتلی به جای او به شما بخشیده شود. ۱۵شما سرچشمۀ حیات را کشتید، امّا خدا او را از میان مردگان برخیزانید و ما شاهد بر این هستیم. ۱۶آنچه این مرد را، که می‌بینید و می‌شناسید، نیرو بخشیده است، نام عیسی و ایمان به آن نام است. آری، ایمانی که به واسطۀ اوست، این مرد را در حضور شما تندرست ساخته است.

یوحنا ۳.۲۲-۳۳ (انجیل)

۲۲پس از آن، عیسی و شاگردانش به نواحی روستایی سرزمین یهودیه رفتند. او ایامی چند در آنجا با آنان به سر برده، مردم را تعمید می‌داد. ۲۳یحیی نیز در عِیْنون، نزدیک سالیم، تعمید می‌داد، زیرا در آنجا آبْ فراوان بود و مردم آمده، تعمید می‌گرفتند. ۲۴این پیش از آن بود که یحیی به زندان بیفتد. ۲۵باری، بین شاگردان یحیی و یک یهودی بحثی بر سر آداب تطهیر درگرفت. ۲۶پس نزد یحیی آمده، به او گفتند: «استاد، آن که با تو در آن سوی رود اردن بود، و تو بر او شهادت دادی، اکنون خودْ تعمید می‌دهد و همگان نزد او می‌روند.» ۲۷یحیی در پاسخ گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند چیزی به دست آورد، جز آنچه از آسمان به او عطا شود. ۲۸شما خود شاهدید که من گفتم مسیح نیستم، بلکه پیشاپیشِ او فرستاده شده‌ام. ۲۹عروس از آنِ داماد است، امّا دوست داماد که در کناری ایستاده به او گوش می‌دهد، از شنیدن صدای داماد شادی بسیار می‌کند. شادی من نیز به همین‌گونه به کمال رسیده است. ۳۰او باید ارتقا یابد و من باید کوچک شوم. ۳۱«او که از بالا می‌آید، برتر از همه است، امّا آن که از زمین است، زمینی است و از چیزهای زمینی سخن می‌گوید. او که از آسمان می‌آید، برتر از همه است. ۳۲او بر آنچه دیده و شنیده است شهادت می‌دهد، امّا هیچ‌کس شهادتش را نمی‌پذیرد. ۳۳آن که شهادت او را می‌پذیرد، بر راستی خدا مُهر تأیید زده است.

یادبودها

کشیش‌شهید باسیل, اسقف آماسیا و عادل باکره گلافیرا (۳۲۲)

Licinius was co-emperor with Constantine the Great. At his accession, he had agreed to tolerate Christianity in his territories, but soon turned to persecuting the Christians, and to a variety of carnal sins. He conceived a passion for Glaphyra, a Christian virgin handmaid of the Empress Constantia. When Glaphyra told Constantia of this, the Empress sent her away to Amasia in the East for her protection. There she was received and protected by Bishop Basil of that city. Licinius learned where Glaphyra was hiding and ordered that both she and the bishop be brought to him as prisoners. The soldiers who came for her found that she had already died, so they returned with only Bishop Basil, who was subjected to cruel tortures, then beheaded. His body was cast into the sea, but, with the help of an angel of God, his people found his body, retrieved it from the sea, and returned it to Amasia.

The Prologue adds, “The Emperor Constantine raised an army against Licinius, overcame him, arrested him and sent him into exile in Gaul, where he ended his God-hating days.”

قدیس استفان، اسقف پرم (۱۳۹۶)

As a young man he entered monastic life at the monastery of St Gregory the Theologian in Rostov. Learning that the land of Perm (on the western slopes of the Ural Mountains) was still immured in paganism, he was filled with a desire to bring the Gospel to its people. He set about learning the language, created an alphabet and translated the service books. With the blessing of the Metropolitan of Moscow he then set out and began his apostolic labors. When, after much difficulty and many sufferings, he had gathered a community of baptised Christians, he was made Bishop of the region. Once, in his old age, he returned to Moscow, where he reposed in 1396.