خوانشهای کتاب مقدس
یعقوب ۱.۱-۱۲
(نماز شامگاهی, قدیس مرقس)
۱از یعقوب، غلامِ خدا و عیسی مسیح خداوند، به دوازده قبیله که در جهان پراکندهاند. سلام!
۲ای برادرانِ من، هر گاه با آزمایشهای گوناگون روبهرو میشوید، آن را کمال شادی بینگارید!
۳زیرا میدانید گذشتن ایمان شما از بوتۀ آزمایشها، پایداری به بار میآورد.
۴امّا بگذارید پایداری کار خود را به کمال رساند تا بالغ و کامل شوید و چیزی کم نداشته باشید.
۵اگر از شما کسی بیبهره از حکمت است، درخواست کند از خدایی که سخاوتمندانه و بدون ملامت به همه عطا میکند، و به وی عطا خواهد شد.
۶امّا با ایمان درخواست کند و هیچ تردید به خود راه ندهد، زیرا کسی که تردید دارد، چون موج دریاست که با وزش باد به هر سو رانده میشود.
۷چنینکس نپندارد که از خداوند چیزی خواهد یافت،
۸زیرا شخصی است دو دل و در تمامی رفتار خویش ناپایدار.
۹برادرِ حقیر به منزلت والای خود فخر کند،
۱۰امّا ثروتمند به حقارت خود، زیرا همچون گُلِ صحرا در گذر است.
۱۱همانگونه که خورشید با گرمای سوزان خود طلوع کرده، علف را میخشکاند و گُلَش فرو میریزد و زیباییاش محو میشود، ثروتمند نیز در حین کسب و کار، پژمرده و محو خواهد شد.
۱۲خوشا به حال آن که در آزمایشها پایداری نشان میدهد، زیرا چون از بوتۀ آزمایش سربلند بیرون آید، آن تاج حیات را خواهد یافت که خدا به دوستداران خویش وعده فرموده است.
یعقوب ۱.۱۳-۲۷
(نماز شامگاهی, قدیس مرقس)
۱۳هیچکس چون وسوسه میشود، نگوید: «خداست که مرا وسوسه میکند،» زیرا خدا با هیچ بدی وسوسه نمیشود، و کسی را نیز وسوسه نمیکند.
۱۴هنگامی که کسی وسوسه میشود، هوای نَفْس خودِ اوست که او را میفریبد و به دام میافکند.
۱۵هوای نَفْس که آبستن شود، گناه میزاید و گناه نیز چون به ثمر رسد، مرگ به بار میآورد.
۱۶برادرانِ عزیز من، فریفته مشوید!
۱۷هر بخشش نیکو و هر عطای کامل از بالاست، نازل شده از پدر نورها که در او نه تغییری است و نه سایۀ ناشی از دگرگونی.
۱۸او چنین اراده فرمود که ما را با کلام حق تولید کند تا همچون نوبرِ آفریدههای او باشیم.
۱۹برادران عزیز من، توجه کنید: هر کس باید در شنیدنْ تند باشد، در گفتنْ کُند و در خشمْ آهسته!
۲۰زیرا خشمِ آدمی پارسایی مطلوب خدا را به بار نمیآورد.
۲۱پس هر گونه پلیدی و هر فزونی بدخواهی را از خود دور کنید و با حلم، کلامی را که در شما نشانده شده و میتواند جانهای شما را نجات بخشد، بپذیرید.
۲۲بهجایآورندۀ کلام باشید، نه فقط شنوندۀ آن؛ خود را فریب مدهید!
۲۳زیرا هر کس که کلام را میشنود امّا به آن عمل نمیکند، به کسی مانَد که در آینه به چهرۀ خود مینگرد
۲۴و خود را در آن میبیند، امّا تا از برابر آن دور میشود، از یاد میبرد که چگونه سیمایی داشته است.
۲۵امّا آن که به شریعتِ کامل که شریعت آزادی است چشم دوخته، آن را از نظر دور نمیدارد، و شنوندۀ فراموشکار نیست بلکه بهجایآورنده است، او در عمل خویش خجسته خواهد بود.
۲۶آن که خود را دیندار بداند، امّا مهارِ زبان خود را نداشته باشد، خویشتن را میفریبد و دیانتش باطل است.
۲۷دینداریِ پاک و بیلکه در نظر پدرِ ما خدا، آن است که یتیمان و بیوهزنان را به وقت مصیبت دستگیری کنیم و خود را از آلایِش این دنیا دور بداریم.
یعقوب ۲.۱-۱۳
(نماز شامگاهی, قدیس مرقس)
۱برادران من، ایمانِ شما به عیسی مسیح، خداوند پرجلالمان، با تبعیض همراه نباشد.
۲اگر کسی با انگشتریِ زرین و جامۀ فاخر به مجلس شما درآید و فقیری نیز با جامۀ ژنده وارد شود،
۳و شما به آن که جامۀ فاخر در بر دارد توجه خاص نشان دهید و به او بگویید: «در این جای نیکو بنشین،» امّا فقیر را بگویید: «همان جا بایست!» و یا: «اینجا پیش پاهای من بر زمین بنشین،»
۴آیا در میان خود تبعیض قائل نشده و با اندیشۀ بد قضاوت نکردهاید؟
۵برادران عزیز، گوش فرا دهید! مگر خدا فقیران این جهان را برنگزیده تا در ایمان دولتمند باشند و پادشاهیای را به میراث یابند که او به دوستدارانِ خود وعده فرموده است؟
۶امّا شما به فقیر بیحرمتی روا داشتهاید. آیا دولتمندان نیستند که بر شما ستم روا میدارند و شما را به محکمه میکشند؟
۷آیا ایشان نیستند که به آن نام شریف که بر شما نهاده شده، کفر میگویند؟
۸اگر براستی شریعت شاهانه را مطابق با این گفتۀ کتاب به جای آورید که میفرماید: «همسایهات را همچون خویشتن محبت کن،» کارِ نیکو کردهاید.
۹امّا اگر تبعیض قائل شوید، گناه کردهاید و شریعت، شما را چون افرادی قانونشکن، محکوم میکند.
۱۰زیرا اگر کسی تمام شریعت را نگاه دارد امّا در یک مورد بلغزد، مجرم به شکستن تمام شریعت است.
۱۱چه، او که گفت: «زنا مکن،» همچنین گفته است: «قتل مکن.» پس هرچند زنا نکنی، امّا اگر قتل کنی، شریعت را شکستهای.
۱۲پس همچون کسانی سخن گویید و عمل کنید که میدانند بر پایۀ شریعتِ آزادی، بر آنها داوری خواهد شد،
۱۳زیرا داوری نسبت به آن که رحم نکرده باشد، بیرحم خواهد بود. امّا رحم بر داوری پیروز خواهد شد!
لوقا ۱۰.۱-۱۵
(انجیل نماز صبحگاهی, قدیس مرقس)
۱پس از آن، خداوند هفتاد تن دیگر را نیز تعیین فرمود و آنها را دو به دو پیشاپیش خود به هر شهر و دیاری فرستاد که قصد رفتن بدانجا داشت.
۲بدیشان گفت: «محصول فراوان است، امّا کارگر اندک. پس، از مالکِ محصول بخواهید کارگران برای دروِ محصول خود بفرستد.
۳بروید! من شما را چون برهها به میان گرگها میفرستم.
۴کیسۀ پول یا کولهبار یا کفش برمگیرید، و در راه کسی را سلام مگویید.
۵به هر خانهای که وارد میشوید، نخست بگویید: ”سلام بر این خانه باد.“
۶اگر در آن خانه کسی از اهل صلح و سلام باشد، سلام شما بر او قرار خواهد گرفت؛ وگرنه، به خود شما باز خواهد گشت.
۷در آن خانه بمانید و هر چه به شما دادند، بخورید و بیاشامید، زیرا کارگر مستحق دستمزد خویش است. از خانهای به خانۀ دیگر نقل مکان مکنید.
۸چون وارد شهری شدید و شما را بهگرمی پذیرفتند، هر چه در برابر شما گذاشتند، بخورید.
۹بیماران آنجا را شفا دهید و بگویید: ”پادشاهی خدا به شما نزدیک شده است.“
۱۰امّا چون به شهری درآمدید و شما را نپذیرفتند، به کوچههای آن شهر بروید و بگویید:
۱۱”ما حتی خاک شهر شما را که بر پاهای ما نشسته است، بر شما میتکانیم. امّا بدانید که پادشاهی خدا نزدیک شده است.“
۱۲یقین بدانید که در روز داوری، تحمل مجازات برای سُدوم آسانتر خواهد بود تا برای آن شهر.
۱۳«وای بر تو، ای خورَزین! وای بر تو، ای بِیتصِیْدا! زیرا اگر معجزاتی که در شما انجام شد در صور و صیدون روی میداد، مردم آنجا مدتها پیش در پلاس و خاکستر مینشستند و توبه میکردند.
۱۴امّا در روز داوری، تحمل مجازات برای صور و صیدون آسانتر خواهد بود تا برای شما.
۱۵و تو ای کَفَرناحوم، آیا تا به فلک سر خواهی افراشت؟ هرگز، بلکه تا به اعماق هاویه فرو خواهی افتاد.
اعمال رسولان ۳.۱-۸ (رساله)
۱روزی پطرس و یوحنا در نهمین ساعت روز که وقت دعا بود، به معبد میرفتند.
۲در آن هنگام، تنیچند، مردی را که لنگ مادرزاد بود، میآوردند. آنها او را هر روز کنار آن دروازۀ معبد که ’دروازۀ زیبا‘ نام داشت میگذاشتند تا از مردمی که وارد معبد میشدند، صدقه بخواهد.
۳چون او پطرس و یوحنا را دید که میخواهند به معبد درآیند، از آنان صدقه خواست.
۴پطرس و یوحنا بر وی چشم دوختند؛ پطرس گفت: «به ما بنگر!»
۵پس آن مرد بر ایشان نظر انداخت و منتظر بود چیزی به او بدهند.
۶امّا پطرس به وی گفت: «مرا زر و سیم نیست، امّا آنچه دارم به تو میدهم! به نام عیسی مسیحِ ناصری برخیز و راه برو!»
۷سپس دست راست مرد را گرفت و او را برخیزانید. همان دم پاها و ساقهای او قوّت گرفت
۸و از جا جست و بر پاهای خود ایستاده، به راه افتاد. سپس جست و خیزکنان و خدا را حمدگویان، با ایشان وارد معبد شد.
فیلیپیان ۲.۵-۱۱
(رساله, والده خدا)
۵همان طرز فکر را داشته باشید که مسیحْ عیسی داشت:
۶او که همذات با خدا بود، از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست،
۷بلکه خود را خالی کرد و ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان درآمد.
۸و چون در سیمای بشری یافت شد خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتی مرگ بر صلیب مطیع گردید.
۹پس خدا نیز او را بهغایت سرافراز کرد و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید،
۱۰تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، در آسمان، بر زمین و در زیر زمین،
۱۱و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است، برای جلال خدای پدر.
اول پطرس ۵.۶-۱۴
(رساله, قدیس مرقس)
۶پس خویشتن را زیرِ دست نیرومند خدا فروتن سازید تا در زمان مناسب سرافرازتان سازد.
۷همۀ نگرانیهای خود را به او بسپارید زیرا او به فکر شما هست.
۸هشیار و مراقب باشید، زیرا دشمن شما ابلیس همچون شیری غرّان در گردش است و کسی را میجوید تا ببلعد.
۹پس در ایمان راسخ باشید و در برابر او بایستید، زیرا آگاهید که برادران شما در دنیا با همین زحمات روبهرویند.
۱۰پس از اندک زمانی زحمت، خدای همۀ فیضها که شما را به جلال ابدی خود در مسیح فرا خوانده است، خودْ شما را احیا و استوار و نیرومند و پایدار خواهد ساخت.
۱۱او را تا ابد توانایی باد. آمین.
۱۲به کمک سیلاس که او را برادری امین میدانم، این چند خط را به اختصار به شما نوشتم تا تشویقتان کنم و شهادت دهم که همین است فیض حقیقی خدا. در آن استوار بمانید.
۱۳خواهر برگزیده با شما که در بابِل است، و پسر من مَرقُس، به شما درود میفرستند.
۱۴یکدیگر را با بوسۀ محبتآمیز سلام گویید. بر همۀ شما که در مسیح هستید، سلامتی باد.
یوحنا ۲.۱۲-۲۲ (انجیل)
۱۲سپس با مادر و برادران و شاگردان خود به کَفَرناحوم رفت، و روزهایی چند در آنجا ماندند.
۱۳چون عید پِسَخِ یهود نزدیک بود، عیسی به اورشلیم رفت.
۱۴در صحن معبد، دید که عدهای به فروش گاو و گوسفند و کبوتر مشغولند، و صرّافان نیز به کسب نشستهاند.
۱۵پس تازیانهای از طناب ساخت و همۀ آنها را همراه با گوسفندان و گاوان، از معبد بیرون راند. و سکههای صرّافان را بر زمین ریخت و تختهایشان را واژگون کرد،
۱۶و کبوترفروشان را گفت: «اینها را از اینجا بیرون برید، و خانۀ پدر مرا محل کسب مسازید!»
۱۷آنگاه شاگردان او به یاد آوردند که نوشته شده است: «غیرت برای خانۀ تو مرا خواهد سوزانید.»
۱۸پس یهودیان در برابر این عمل او گفتند: «چه آیتی به ما مینمایانی تا بدانیم اجازۀ چنین کارها را داری؟»
۱۹عیسی در پاسخ ایشان گفت: «این معبد را ویران کنید که من سه روزه آن را باز بر پا خواهم داشت.»
۲۰یهودیان گفتند: «بنای این معبد چهل و شش سال به طول انجامیده است، و حال تو میخواهی سه روزه آن را بر پا کنی؟»
۲۱لیکن معبدی که او از آن سخن میگفت پیکر خودش بود.
۲۲پس هنگامی که از مردگان برخاست، شاگردانش این گفتۀ او را به یاد آورده، به کتب مقدّس و سخنان او ایمان آوردند.
لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸
(انجیل, والده خدا)
۳۸چون در راه میرفتند، به دهکدهای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد.
۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا میداد.
۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!»
۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب میکند،
۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.»
۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را میگفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.»
۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را میشنوند و آن را به جای میآورند.»
مرقس ۶.۷-۱۳
(انجیل, قدیس مرقس)
۷او آن دوازده را نزد خود فرا خواند و آنها را دو به دو فرستاد و ایشان را بر ارواح پلید اقتدار بخشید.
۸به آنان دستور داد: «برای سفر، چیزی جز یک چوبدستی با خود برندارید؛ نه نان، نه کولهبار و نه پول در کمربندهای خود.
۹کفش به پا کنید، امّا پیراهن اضافی نپوشید.
۱۰چون به خانهای درآمدید، تا هنگام ترک آن محل، در آن خانه بمانید.
۱۱و اگر در جایی شما را نپذیرند، یا به شما گوش فرا ندهند، به هنگام ترک آنجا، خاک پاهایتان را نیز بتکانید، تا شهادتی باشد بر ضد آنها.»
۱۲پس آنها رفته، به مردم موعظه میکردند که باید توبه کنند.
۱۳ایشان دیوهای بسیار را بیرون راندند و بیماران بسیار را با روغن تدهین کرده، شفا بخشیدند.
یادبودها
رسول مقدس و انجیلنگار مرقس (۶۸?)
“Mark was an idolater from Cyrene of Pentapolis, which is near Libya. Having come to the Faith of Christ through the Apostle Peter, he followed him to Rome. While there, at the prompting of Peter himself and at the request of the Christians living there, he wrote his Gospel in Greek… Afterwards, travelling in Egypt, he preached the Gospel there and was the first to establish the Church in Alexandria. The idolators, unable to bear his preaching, seized him, bound him with ropes, and dragged him through the streets until he, cut to pieces on rocks, gave up his soul. It is said that he completed his life in martyrdom about the year 68. He is depicted in holy icons with a lion next to him, one of the living creatures mentioned by Ezekiel (1:10), and a symbol of Christ’s royal office, as St Irenaeus of Lyons writes.” (Great Horologion)
قدیس حنانیا, دوم اسقف اسکندریه (سده ۱)
When St Mark the Apostle first came to Alexandria, he tore one of his shoes and took it to a cobbler. While the cobbler, whose name was Ananias, was working, he drove his awl through his hand, injuring himself badly. The Apostle mixed dust with his spittle and anointed the hand, which immediately became whole. Amazed at the miracle, Ananias invited St Mark to his house, listened to him as he proclaimed the Gospel, believed, and was baptized along with his household. Such was Ananias’ zeal for the Gospel that St Mark made him bishop of the Christians in the city. He was the second Bishop of Alexandria.