Orthodox Calendar

۱۰ آوریل ۲۰۲۵
پنجشنبه هفته ششم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • شهیدان ترنتیوس، پومپیوس، آفریکانوس و همراهان (۲۵۰)
  • شش هزار مقدس شهیدان در گرجستان (۱۶۱۵)
  • کشیش‌شهید جدید گریگوری, پاتریارک قسطنطنیه (۱۸۲۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۶۵.۸-۱۶ (ساعت ششم)

۸خداوند چنین می‌گوید: «مانند زمانی که شراب تازه هنوز در خوشه یافت می‌شود، و می‌گویند: ”آن را زایل مسازید، زیرا هنوز برکتی در آن هست،“ من نیز به‌خاطر خادمانم چنین عمل خواهم کرد، و آنها را به‌کل هلاک نخواهم ساخت. ۹از یعقوب نسلی فراهم خواهم آورد، و از یهودا آنان را که کوههایم را به تصرف آورند؛ برگزیدگانم آنها را به میراث خواهند برد، و خادمانم در آنجا سکونت خواهند گزید. ۱۰و برای قوم من که مرا می‌جویند، شارون چراگاه گله‌ها خواهد شد، و وادی عَخور، استراحتگاه رمه‌ها خواهد بود. ۱۱«و اما شما که خداوند را ترک کردید و کوه مقدس مرا به فراموشی سپردید، که برای ’بَخت‘ سفره می‌گسترانید و برای ’تقدیر‘ شراب ممزوج می‌ریزید، ۱۲شما را به جهت شمشیر مقدر خواهم کرد، و همۀ شما برای کشتار خم خواهید شد. زیرا چون خواندم، پاسخم ندادید، و چون سخن گفتم، گوش نگرفتید، بلکه آنچه را در نظرم ناپسند بود به عمل آوردید، و آنچه را که خشنودم نمی‌ساخت برگزیدید.» ۱۳پس خداوند لشکرها چنین می‌فرماید: «خادمان من خواهند خورد، اما شما گرسنه خواهید ماند؛ و خادمان من خواهند نوشید، اما شما تشنه خواهید ماند؛ و خادمان من شادی خواهند کرد، اما شما سرافکنده خواهید شد؛ ۱۴و خادمانم از خوشیِ دل سرود خواهند خواند، اما شما از اندوه دل فریاد بر خواهید آورد و از شکستگی روح شیون خواهید کرد. ۱۵شما نام خود را به عنوان لعنت برای برگزیدگانم بر جا خواهید گذاشت، و خداوندگارْ یهوه شما را خواهد کشت، اما به خادمانش نامی دیگر خواهد داد. ۱۶آن که خویشتن را در این سرزمین برکت دهد، خویشتن را به خدای حق برکت خواهد داد، و آن که در این سرزمین سوگند خورَد، به خدای حق سوگند خواهد خورد. زیرا که مشقتهای پیشین فراموش خواهد شد، و از نظر من نهان خواهد گشت.

پیدایش ۴۶.۱-۷ (نماز شامگاهی)

۱پس اسرائیل با هر چه داشت کوچ کرده، به بِئِرشِبَع رسید و برای خدای پدرش اسحاق قربانیها تقدیم کرد. ۲و خدا در رؤیاهای شب، اسرائیل را خطاب کرده، گفت: «یعقوب! یعقوب!» پاسخ داد: «لبیک!» ۳خدا گفت: «مَنَم خدا، خدای پدرت. از فرود آمدن به مصر ترسان مباش، زیرا در آنجا تو را قومی بزرگ خواهم ساخت. ۴من خود با تو به مصر خواهم آمد و نیز من خودْ تو را به‌یقین باز خواهم آورد. و دستِ خودِ یوسف چشمانت را خواهد بست.» ۵آنگاه یعقوب از بِئِرشِبَع روانه شد، و پسران اسرائیل پدرشان یعقوب و کودکان و زنانشان را بر ارابه‌هایی که فرعون برای آوردن او فرستاده بود، بردند. ۶و نیز دامها و اسبابی را که در سرزمین کنعان اندوخته بودند با خود برگرفتند، و یعقوب و همۀ نسل او به مصر رفتند. ۷او پسران و پسرانِ پسران خود را و نیز دختران و دخترانِ پسران خویش، یعنی همۀ نسلش را با خود به مصر برد.

امثال ۲۳.۱۵-۲۴.۵ (نماز شامگاهی)

۱۵پسرم، اگر دل تو حکیم باشد، دل من نیز شاد خواهد بود؛ ۱۶چون لبانت به شایستگی سخن می‌گوید، اعماق وجودم به وجد می‌آید. ۱۷دلت بر گنهکاران حسد مبَرد، بلکه همۀ روز برای ترس خداوند غیور باش. ۱۸زیرا به‌یقین آخرتی هست و امیدت زایل نخواهد شد. ۱۹پسرم، گوش فرا ده و حکیم باش، و دلت را به راه راست مشغول دار. ۲۰با میگساران دمساز مشو، و نه با شکمبارگان، ۲۱زیرا به فقر گرفتار خواهند آمد، و خواب‌آلودگی، ژنده‌پوششان خواهد کرد. ۲۲به پدرت که از او جان یافتی گوش فرا ده، و مادر خویش را در روز پیری‌اش‌خوار مشمار. ۲۳حقیقت را بخر و هرگز آن را مفروش؛ این است حکمت و ادب و فهم. ۲۴پدر شخص پارسا را شادی بسیار است؛ آن که پسری حکیم دارد، از او شادمان خواهد بود. ۲۵پدر و مادرت شاد باشند؛ آن که تو را بزاد، شادمان باشد! ۲۶پسرم، دل خویش را به من بده و چشمانت مشتاق راههای من باشد. ۲۷زیرا زن فاحشه گودالی است عمیق و زن بیگانه، چاهی تنگ و تاریک. ۲۸همچون راهزنی در کمین می‌نشیند، تا خیانتکاران را در میان آدمیان بیفزاید. ۲۹وای از آنِ کیست و وِلوِلِه از آنِ که؟ نزاع از آن کیست و ناله از آنِ که؟ زخمهای بی‌سبب از آنِ کیست و چشمان سرخ از آنِ که؟ ۳۰آنان راست که تا دیروقت دل از شراب برنمی‌کنند، و در پی چشیدن شرابهای برآمیخته می‌روند. ۳۱به شراب آنگاه که سرخ‌فام است منگر، آنگاه که در پیاله می‌درخشد، و به نرمی پایین می‌رود! ۳۲در آخر چون مار خواهد گزید و چون افعی نیش خواهد زد. ۳۳چشمانت چیزهای شگفت خواهد دید و دلت از چیزهای منحرف سخن خواهد گفت. ۳۴همچون کسی خواهی بود که در دلِ دریا خفته و بر دَکَل کشتی لمیده باشد. ۳۵خواهی گفت: «مرا زدند و احساس نکردم! مرا کوفتند و نفهمیدم! پس کی بیدار خواهم شد تا جرعه‌ای دیگر بنوشم؟» ۱بر مردانِ شریر حسد مبر، و مشتاق همنشینی با آنها مباش؛ ۲چه، دلهایشان در اندیشۀ خشونت است و لبهایشان از آزار سخن می‌گوید. ۳حکمت است که خانه را بنا می‌کند، و فهم است که آن را مستحکم می‌سازد؛ ۴دانش غرفه‌هایش را می‌آکَنَد، از اموال گرانبها و نفایس. ۵مرد حکیم را نیرویی عظیم است، و مرد دانا قدرت را می‌افزاید؛

یادبودها

شهیدان ترنتیوس، پومپیوس، آفریکانوس و همراهان (۲۵۰)

These African Christians suffered during the persecution of the Church by the emperor Decius, during which a great many Christians denied the faith rather than suffer. These faithful few boldly upheld the Faith and, after many torments, were condemned to death by beheading. The went to their execution singing psalms and hymns of thanksgiving, and received the crown of martyrdom in 250.

In the early centuries of the Church, North Africa, especially the region of Carthage, was one of the centers of the Christian Faith, comparable to Asia Minor.

شش هزار مقدس شهیدان در گرجستان (۱۶۱۵)

“In the wilderness of David-Garejeli in Georgia there were twelve monasteries, in which monks had lived the ascetic life for centuries. In 1615, Shah Abbas I invaded Georgia, laid it waste and slew innumerable Christians. One day, while out hunting at dawn on Easter Day intself, he saw the light of many candles shining in the hills. This was the monks of all twelve monasteries in procession all round the Church of the Resurrection, walking with candles in their hands. When the Shah discovered that it was monks, he asked in disbelief: ‘Isn’t the whole of Georgia put to the sword by now?’, and ordered his generals to go and slaughter the monks at once. An angel of God appeared to Abbot Arsenius, and revealed their imminent death to him, and Arsenius informed the brethren. They then all received Communion in the Holy Mysteries and prepared for death. Then the attackers arrived, hacked the abbot to pieces when he came out ahead of the others, and then killed all the rest. They all suffered with honour and were crowned with unfading wreaths in 1615. Thus ended the history of these famous monasteries, which had been like a flame of spiritual enlightenment in Georgia for more than 1,000 years. There remain just two today: St David and St John the Baptist. The King of Georgia, Archil, gathered the remains of all the martyrs and buried them. Their relics are to this day full of myrrh for the healing of those in sickness.” (Prologue)

کشیش‌شهید جدید گریگوری, پاتریارک قسطنطنیه (۱۸۲۱)

He was born on the Peloponnese, and became Archbishop of Smyrna in 1785. He served at a time when revolutionary feeling and activity was increasing among the Greek people, and witnessed the cruel retribution that the Ottoman Turks visited on any evidence of rebellion among their subject people.

Once in Smyrna, seeing that an action he had taken was causing discord in his dioceses, he came down from the hierarchical throne during a service, prostrated himself before the faithful and asked their forgiveness.

He was elected Patriarch of Constantinople in 1797. Under the Turkokratia, the Patriarch was not only the head of the Greek churches but the secular ruler of the Greek people, bound by oath to respect the authority of the Sultan. This, combined with Gregory’s personal experience of the treatment of Greek rebels, made him a staunch opponent of revolutionary activity among his people. Still, when revolutionaries on the Peloponnese declared Greek independence from Turkey on March 25, 1821, Turkish retribution was harsh: On Pascha, April 10, after serving the Paschal Liturgy, the aged Patriarch was arrested by the Turkish authorities. He was tortured in an effort to have him reveal the names of those heading the revolution, then was offered his freedom if he would convert to Islam. Gregory answered, ‘You ask in vain: the Patriarch of Christians dies a Christian.’ He (along with other clergy and hierarchs) was hanged as a traitor on the gate of the patriarchal compound. An eyewitness, a British clergyman visiting Constantinople, wrote: ‘His body, attenuated by abstinence and emaciated by age, had not sufficient weight to cause immediate death. He continued for a long time in pain which no friendly hand dared abridge, and the darkness of night came on before his final convulsions were over.’ His body was left hanging for three days, then sold by the Turkish authorities to a Jewish mob, who mutilated the body, then weighted it about the neck with a stone and threw it into the sea. Despite this, the body was found floating at sea by a Greek merchant ship captain. When the body was identified as that of the martyred Patriarch, it was secretly taken to Odessa, where Orthodox church leaders took it under their care. Tsar Alexander I ordered a state funeral for the holy hierarch, which was celebrated on June 17 1821 in Odessa.

In 1871 the relics were returned to Greece by Tsar Alexander III. They were incorrupt, though fifty years had passed since his death. Saint Gregory was officially glorified in 1921. His relics may be venerated at the Metropolitan Cathedral in Athens.