Orthodox Calendar

۶ مارس ۲۰۲۵
پنجشنبه هفته اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — بدون استثنا

یادداشت‌های مراسم

  • کانون بزرگ

یادبودها

  • چهل و دو شهید آموریا (۸۴۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۲.۱۱-۲۱ (ساعت ششم)

۱۱نگاههای تکبرآمیز انسان به زیر کشیده خواهد شد، و کبر و غرور آدمیان پست خواهد گردید؛ تنها خداوند در آن روز متعال خواهد بود. ۱۲زیرا خداوندِ لشکرها را روزی است بر ضد هرآنچه مغرور و متکبر باشد، و بر ضد هرآنچه برافراشته شده باشد؛ آنها جملگی پست خواهند شد؛ ۱۳بر ضد همۀ سروهای بلند و رفیع لبنان، و تمامی درختان بلوطِ باشان؛ ۱۴بر ضد همۀ کوههای سر به فلک کشیده، و تمامی تپه‌های بلند؛ ۱۵بر ضد هر برج سربلند، و هر حصار مستحکم؛ ۱۶بر ضد همۀ کشتیهای تَرشیش، و تمامی زورقهای مرغوب. ۱۷تکبر انسان پست خواهد شد، و کبر و غرور آدمیان به زیر کشیده خواهد گشت؛ تنها خداوند در آن روز متعال خواهد بود، ۱۸و بتهای بی‌ارزش به‌کلّ از میان خواهند رفت. ۱۹مردمان از خوف خداوند و از کبریایی جلالش، به غارهای صخره‌ها و حفره‌های زمین داخل خواهند شد، آنگاه که او برخیزد تا زمین را به لرزه درآورد. ۲۰در آن روز آدمیان بتهای نقره و طلای خویش را که آنها را به جهت پرستش‌ساخته‌اند، نزد موش‌کوران و خفاشان خواهند افکند، ۲۱تا از خوف خداوند و از کبریایی جلال او، به غارهای صخره‌ها و شکافهای سنگها داخل شوند، آنگاه که خداوند برخیزد تا زمین را به لرزه درآورد.

پیدایش ۲.۴-۱۹ (نماز شامگاهی)

۴این بود تاریخچۀ آسمانها و زمین آنگاه که آفریده شدند. هنگامی که یهوه خدا آسمانها و زمین را بساخت ۵هیچ نهالِ کشتزار هنوز بر زمین نبود و هیچ گیاهِ کشتزار هنوز نروییده بود، زیرا یهوه خدا هنوز باران بر زمین نبارانیده بود و انسانی نبود تا بر آن کِشت کند، ۶بلکه مه از زمین برمی‌آمد و تمام روی زمین را سیراب می‌کرد. ۷آنگاه یهوه خدا آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی او نَفَسِ حیات دمید و آدم موجودی زنده شد. ۸و یهوه خدا باغی به سمت شرق، در عدن غَرْس کرد، و آدم را که سرشته بود در آنجا نهاد. ۹و یهوه خدا همه‌گونه درختان چشم‌نواز و خوش‌خوراک را از زمین رویانید. درخت حیات در وسط باغ بود، و نیز درخت شناخت نیک و بد. ۱۰رودخانه‌ای از عدن بیرون می‌آمد تا باغ را آبیاری کند و از آنجا به چهار شاخه منشعب می‌شد. ۱۱نام رودخانۀ اوّل فیشون است که سرتاسر سرزمین حَویلَه را که در آنجا طلا است، دور می‌زند. ۱۲طلای آن سرزمین نیکوست، و در آنجا صَمْغ خوشبو و سنگ جَزَع یافت می‌شود. ۱۳نام رودخانۀ دوّم جِیحون است که سرتاسر سرزمین کوش را دور می‌زند. ۱۴رودخانۀ سوّم دِجلِه نام دارد که در شرق آشور جاری است، و رودخانۀ چهارم فُرات است. ۱۵یهوه خدا آدم را برگرفت و او را در باغ عدن نهاد تا کار آن را بکند و از آن نگاهداری نماید. ۱۶و یهوه خدا آدم را امر کرده، گفت: «تو می‌توانی از هر یک از درختان باغ آزادانه بخوری؛ ۱۷اما از درخت شناخت نیک و بد زنهار نخوری، زیرا روزی که از آن بخوری به‌یقین خواهی مرد.» ۱۸یهوه خدا فرمود: «نیکو نیست آدم تنها باشد، پس یاوری مناسب برای او می‌سازم.» ۱۹و یهوه خدا همۀ جانداران صحرا و پرندگان آسمان را که از خاک سرشته بود نزد آدم آورد تا ببیند آدم چه نامی بر آنها خواهد نهاد، و هرآنچه آدم هر جاندار را خواند، همان نامش شد.

امثال ۳.۱-۱۸ (نماز شامگاهی)

۱پسرم، تعلیم مرا از یاد مبر بلکه دل تو فرمانهای مرا نگاه دارد، ۲زیرا بر روزها و سالهای عمرت خواهد افزود و سعادتمند خواهی شد. ۳مگذار محبت و وفاداری هرگز ترکت کنند؛ آنها را بر گردن خود بربند و بر لوحِ دلِ خویش بنگار. ۴آنگاه در نظر خدا و انسان التفات و نیکنامی خواهی یافت. ۵با تمامِ دلِ خود بر خداوند توکل کن، و بر عقل خویش تکیه منما؛ ۶در همۀ راههای خود او را در نظر داشته باش، و او طریقهایت را راست خواهد گردانید. ۷خویشتن را حکیم مپندار؛ از خداوند بترس و از شرارت دوری کن. ۸این برای ناف تو شفا و برای استخوانهایت مغز خواهد بود. ۹خداوند را با دارایی خود حرمت دار و با نوبرهای همۀ محصول خویش؛ ۱۰آنگاه انبارهایت به وفور نعمت پر خواهد شد و چَرخُشتهایت از شراب تازه لبریز خواهد گشت. ۱۱پسرم، تأدیب خداوند را خوار مشمار، و از توبیخ او بیزاری مجو، ۱۲زیرا خداوند آنان را که دوست می‌دارد، تأدیب می‌کند چنانکه پدری، فرزند خویش را که مایۀ خشنودی اوست. ۱۳خوشا به حال کسی که حکمت را بیابد و شخصی که فهم را به دست آورد. ۱۴زیرا تجارتِ آن از تجارت نقره سودآورتر است و محصول آن از طلا نیکوتر. ۱۵از یاقوت گرانبهاتر است، و هیچ‌یک از نفایس تو با آن برابری نتواند کرد. ۱۶بر دست راستش عمر دراز است و بر دست چپش دولت و حشمت. ۱۷راههایش، راههایی است دلپذیر و همۀ طریقهایش، سلامتی. ۱۸آنان را که به دستش آرند، درخت حیات است و آنان را که به چنگش گیرند، برکت.

یادبودها

چهل و دو شهید آموریا (۸۴۵)

They were taken captive when Amorion in Phrygia fell to the Muslims in 838, during the reign of Emperor Theophilus. Many of them were officers, and because of their status and reputation, their captors, rather than kill them, attempted to convert them to Islam. The forty-two were kept in a miserable dungeon in Syria, where they were alternately promised the highest honors and privileges if they would convert and threatened with the most horrible consequences if they refused. This continued for seven full years, but none would deny his faith in Christ. Finally, unable to shake their faith, their captors beheaded them all in 845.