Orthodox Calendar

۱۰ دسامبر ۲۰۲۵
چهارشنبه هفته بیست‌وهفتم بعد از پنطیکاست

روزه میلاد

یادبودها

  • شهیدان میناس، هرموگنس، اِوگرافوس (۲۳۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول تیموتائوس ۵.۲۲-۶.۱۱ (رساله)

۲۲در دست‌گذاشتن بر کسی شتاب مکن و در گناهان دیگران شریک مشو، بلکه خود را پاک نگاه دار. ۲۳دیگر فقط آب منوش، بلکه به جهت معدۀ خود و ناخوشیهایی که اغلب داری، اندکی نیز شراب بنوش. ۲۴گناهان برخی آشکار است و پیشاپیش آنها به کام داوری می‌شتابد، امّا گناهان برخی دیگر از پی آنها می‌آید. ۲۵به همین‌سان، اعمال نیکو آشکار است و حتی آنها را که آشکار نیست، نتوان پوشیده نگاه داشت. ۱آنان که زیر یوغ بندگی به سر می‌برند، باید که اربابان خود را درخور کمال احترام بدانند تا مردم نام خدا و تعلیم را بد نگویند. ۲آنان که اربابانشان ایماندارند، نباید به دلیل رابطۀ برادری، ایشان را کمتر حرمت بگذارند. بلکه برعکس، باید حتی نیکوتر خدمت کنند، زیرا سود خدمتشان به کسانی می‌رسد که ایماندار و عزیزند. این را تعلیم ده و به انجامش ترغیبشان کن. ۳اگر کسی به گونه‌ای دیگر تعلیم دهد و با گفتار صحیح خداوند ما عیسی مسیح و تعلیم دیندارانه موافق نباشد، ۴مستِ غرور شده است و هیچ نمی‌فهمد. چنین کس عطشی بیمارگونه به جرّ و بحث و مجادله بر سر کلمات دارد، که از آن حسد و نزاع و ناسزاگویی و بدگمانی برمی‌خیزد ۵و موجب کشمکش دائمی میان افرادی می‌شود که فکرشان فاسد شده است و از حقیقت منحرف گشته، گمان می‌کنند دینداری وسیله‌ای است برای سودجویی. ۶امّا دینداری با قناعت، سودی عظیم است. ۷چرا که به این جهان هیچ نیاورده‌ایم و از آن نیز هیچ نخواهیم برد. ۸پس اگر خوراک و پوشاک و سرپناهی داریم، قانع خواهیم بود. ۹امّا آنان که سودای ثروتمند شدن دارند، دچار وسوسه می‌شوند و به دام امیال پوچ و زیانباری گرفتار می‌آیند که موجب تباهی و نابودی انسان می‌گردد. ۱۰زیرا پولدوستی ریشه‌ای است که همه گونه بدی از آن به بار می‌آید، و بعضی در آرزوی ثروت، از ایمان منحرف گشته، خود را به دردهای بسیار مجروح ساخته‌اند. ۱۱امّا تو ای مرد خدا، از اینها همه بگریز، و در پی پارسایی و دینداری و ایمان و محبت و پایداری و ملایمت باش.

لوقا ۲۱.۵-۷, ۱۰-۱۱, ۲۰-۲۴ (انجیل)

۵چون برخی در وصف معبد سخن می‌گفتند که چگونه با سنگهای زیبا و هدایای وقف شده مزیّن است، عیسی گفت: ۶«زمانی خواهد آمد که از آنچه اینجا می‌بینید، سنگی بر سنگ دیگر نخواهد ماند بلکه همه فرو خواهد ریخت.» ۷پرسیدند: «استاد، این وقایع کِی روی خواهد داد و نشانۀ نزدیک شدن آنها چیست؟» ۱۰سپس به آنها گفت: «قومی بر قوم دیگر و حکومتی بر حکومت دیگر بر خواهند خاست. ۱۱زلزله‌های بزرگ و قحطی و طاعون در جایهای گوناگون خواهد آمد، و وقایع هولناک روی داده، نشانه‌های مَهیب از آسمان ظاهر خواهد شد. ۲۰«چون بینید اورشلیم به محاصرۀ سپاهیان درآمده، بدانید که ویرانی آن نزدیک است. ۲۱آنگاه آنان که در یهودیه باشند به کوهها بگریزند و آنان که در شهر باشند از شهر بیرون شوند، و آنان که در دشت و صحرا باشند به شهر درنیایند. ۲۲زیرا آن روزها، روزهای مکافات است که در آن هرآنچه نوشته شده تحقق خواهد یافت. ۲۳وای بر زنان آبستن و مادران شیرده در آن روزها! زیرا مصیبتی عظیم دامنگیر این سرزمین خواهد شد و این قوم به غضب الهی دچار خواهند گشت. ۲۴به دَم شمشیر خواهند افتاد و در میان همۀ قومهای دیگر به اسارت برده خواهند شد و اورشلیم لگدمالِ غیریهودیان خواهد گشت تا آنگاه که دوران غیریهودیان تحقق یابد.

یادبودها

شهیدان میناس، هرموگنس، اِوگرافوس (۲۳۵)

Menas was an Athenian, a courtier of the Emperor Maximinus, and a secret Christian. Once there was an outbreak of civil unrest in Alexandria, brought about by various political factions, and by the increasing success of Christian missionaries in turning the Alexandrian people from the idols. The Emperor sent Menas to reconcile the parties and settle the dispute. On his arrival, Menas quickly resolved the political troubles and restored peace to the city; but instead of putting down Christianity as the Emperor had desired, he did everything in his power to protect the Christians and encourage the spread of the Gospel. When word of this came to the Emperor, he sent another trusted courtier, Hermogenes, to re-establish Imperial authority and to execute Menas if he would not renounce Christ. Hermogenes followed these orders scrupulously: he subjected the godly Menas to various horrid tortures in the public arena. But Menas was miraculously preserved through them all, and when he finally appeared in the arena, flanked by two shining Angels, Hermogenes repented and confessed Christ. He in turn became such a fervent advocate for the Gospel that he was soon made a Bishop (!). Finally the Emperor decided that the only solution was to come to Alexandria himself. There he had both Menas and Hermogenes cruelly tortured to death in secret, lest they perform any public miracles; but when the Emperor presented himself before the people at the arena the following day, the two Saints, miraculously preserved, appeared there also, causing the people to cry out “Christ is the only true God!” At the sight, Menas’ scribe Eugraphus declared himself a Christian, leaped into the arena and publicly demanded the honor of dying with them. All three were beheaded. Their precious relics were later taken to Constantinople, where they worked many miracles.