Orthodox Calendar

۲۱ نوامبر ۲۰۲۵
جمعه هفته بیست‌وچهارم بعد از پنطیکاست

روزه میلاد — ماهی، شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • ورود تئوتکس به معبد

یادبودها

  • ورود تئوتکس بسیار مقدس به معبد در اورشلیم

خوانش‌های کتاب مقدس

​Composite 17 - Exodus 40:1-5, 9-10, 16, 34-35 (نماز شامگاهی)

۱آنگاه خداوند به موسی گفت: ۲«مسکن، یعنی خیمۀ ملاقات را در نخستین روز از ماه نخست بر پا کن. ۳صندوق شهادت را در آن بگذار و حجاب را در برابر آن بیاویز. ۴سپس میز را به درون ببر و هرآنچه مربوط به آن است بر روی آن قرار بده. آنگاه چراغدان را به درون ببر و چراغهایش را نصب کن. ۵مذبح زرین بخور را جلوی صندوق شهادت بگذار و پردۀ دَرِ مسکن را بیاویز. ۹«سپس روغنِ مسح را برگیر و مسکن را با هر چه در آن است مسح کن؛ آن را با تمامی اسبابش تخصیص نما، و مقدس خواهد بود. ۱۰آنگاه مذبح قربانی تمام‌سوز را با تمامی اسبابش مسح کن؛ مذبح را تخصیص کن، و بسیار مقدس خواهد بود. ۱۶موسی همه چیز را همان‌گونه که خداوند فرمان داده بود به انجام رسانید. ۳۴آنگاه ابر، خیمۀ ملاقات را پوشانید و جلال خداوند مسکن را پر ساخت. ۳۵و موسی نتوانست به خیمۀ ملاقات درآید، زیرا ابر بر آن ساکن بود و جلال خداوند مسکن را پر ساخته بود.

​Composite 18 - 3 [1] Kings 7:51-8:1, 8:4-7, 9-11 (نماز شامگاهی)

۵۱پس تمامی کارهایی که سلیمان پادشاه برای خانۀ خداوند انجام داد، به پایان رسید. و سلیمان همۀ چیزهایی را که پدرش داوود وقف کرده بود، از نقره و طلا و دیگر اسباب آورده، آنها را در خزانۀ خانۀ خداوند گذاشت. ۱آنگاه سلیمانِ پادشاه، مشایخ اسرائیل و همۀ سران قبایل و رهبران خاندانهای بنی‌اسرائیل را نزد خود در اورشلیم گرد آورد تا صندوق عهد خداوند را از شهر داوود، که صَهیون باشد، برآورند. ۴کاهنان و لاویان صندوقِ خداوند و خیمۀ ملاقات و تمامی ظروف مقدس را که در خیمه بود، برآوردند. ۵سلیمانِ پادشاه و تمامی جماعت اسرائیل که نزد او گرد آمده بودند، همراه او در مقابل صندوق ایستادند و آنقدر گوسفند و گاو ذبح کردند که به شمار و حساب نمی‌آمد. ۶آنگاه کاهنان، صندوق عهد خداوند را به جایگاه آن در محراب درونی معبد، یعنی زیر بالهای کروبیان در قُدس‌الاقداس آوردند. ۷زیرا بالهای کروبیان بر فراز جایگاه صندوق گسترده بود، به گونه‌ای که کروبیان بر صندوق و تیرکهای حمل آن سایه‌گستر بودند. ۹در صندوق چیزی نبود جز دو لوح سنگی‌که موسی در حوریب در آن گذاشته بود، همان‌جا که خداوند پس از خروج بنی‌اسرائیل از سرزمین مصر، با آنها عهد بست. ۱۰چون کاهنان از قُدس بیرون آمدند، ابر خانۀ خداوند را پر ساخت ۱۱به گونه‌ای که کاهنان به سبب ابر نتوانستند به خدمت بایستند، زیرا جلال یهوه خانۀ خداوند را پر کرده بود.

حزقیال ۴۳.۲۷-۴۴.۴ (نماز شامگاهی)

۲۷و چون این روزها را به پایان رساندند، از روز هشتم به بعد، کاهنان قربانیهای تمام‌سوز و قربانیهای رفاقتِ شما را بر مذبح تقدیم کنند، و من شما را مقبول خواهم داشت. این است فرمودۀ خداوندگارْ یهوه.» ۱سپس آن مرد مرا به دروازۀ بیرونیِ قُدس که رو به جانب شرق داشت، برد. و آن دروازه بسته بود. ۲خداوند مرا گفت: «این دروازه باید بسته بماند؛ نباید گشوده شود، و کسی نباید از آن داخل گردد، زیرا یهوه، خدای اسرائیل، از آن داخل شده است. پس باید بسته بماند. ۳تنها خودِ حاکم، از آنجا که حاکم است، می‌تواند برای نان خوردن در حضور خداوند، نزد دروازه بنشیند. او باید از راه ایوانِ دروازه داخل شود، و از همان راه نیز بیرون رود.» ۴آنگاه مرا از راه دروازۀ شمالی به جلوی معبد آورد. و چون نگریستم، هان جلال خداوند، خانۀ خداوند را پر ساخته بود. و من به روی درافتادم.

لوقا ۱.۳۹-۴۹, ۵۶ (انجیل نماز صبحگاهی)

۳۹در آن روزها، مریم برخاست و به‌شتاب به شهری در کوهستان یهودیه رفت، ۴۰و به خانۀ زکریا درآمده، اِلیزابِت را سلام گفت. ۴۱چون اِلیزابِت سلام مریم را شنید، طفل در رَحِمش به جست و خیز آمد، و اِلیزابِت از روح‌القدس پر شده، ۴۲به بانگ بلند گفت: «تو در میان زنان خجسته‌ای، و خجسته است ثمرۀ رَحِم تو! ۴۳من که باشم که مادرِ سرورم نزد من آید؟ ۴۴چون صدای سلام تو به گوشم رسید، طفل از شادی در رَحِمِ من به جست و خیز آمد. ۴۵خوشا به حال آن که ایمان آورْد، زیرا آنچه از جانب خداوند به او گفته شده است، به انجام خواهد رسید.» ۴۶مریم در پاسخ گفت: «جان من خداوند را تمجید می‌کند ۴۷و روحم در نجات‌دهنده‌ام خدا، به وجد می‌آید، ۴۸زیرا بر حقارتِ کنیزِ خود نظر افکنده است. زین پس، همۀ نسلها خجسته‌ام خواهند خواند، ۴۹زیرا آن قادر که نامش قدوس است، کارهای عظیم برایم کرده است. ۵۶پس مریم حدود سه ماه نزد اِلیزابِت ماند و سپس به خانه بازگشت.

عبرانیان ۹.۱-۷ (رساله, ورود)

۱عهد نخست، قوانینی برای عبادت داشت و نیز از محرابگاهی زمینی برخوردار بود. ۲خیمه‌ای بر پا شده بود که در اتاق نخست آن، چراغدان، میز، و نان حضور قرار داشت؛ این مکان ’قُدس‘ خوانده می‌شد. ۳پشت پردۀ دوّم نیز اتاقی بود که ’قُدس‌الاقداس‘ نام داشت؛ ۴در این اتاق، مذبح زرّینِ بخور و صندوق عهد قرار داشت که با طلا پوشانیده شده بود. در این صندوق، ظرفِ زرّینِ ’مَنّا‘، عصای هارون که شکوفه آورده بود، و الواح سنگی عهد قرار داده شده بود. ۵بر بالای صندوق، کروبیانِ ’جلال‘ بر جایگاه کفّاره سایه‌گستر بودند. اکنون جای آن نیست که به شرح جزئیات بپردازیم. ۶پس از آنکه همه چیز بدین صورت نظام یافت، کاهنان مرتب به اتاق نخست داخل می‌شدند تا خدمت خود را به انجام رسانند. ۷امّا تنها کاهن اعظم به اتاق دوّم داخل می‌شد، آن هم تنها سالی یک بار، و همیشه نیز خون به همراه داشت تا برای خود و برای گناهانی که قوم ناآگاهانه کرده بودند، تقدیم کند.

اول تسالونیکیان ۵.۹-۱۳, ۲۴-۲۸ (رساله)

۹زیرا خدا ما را نه برای غضب، بلکه برای کسب نجات به واسطۀ خداوندمان عیسی مسیح تعیین کرده است، ۱۰که به‌خاطر ما مرد، تا چه بیدار باشیم و چه خفته، با او زندگی کنیم. ۱۱پس یکدیگر را تشویق و تقویت کنید، چنانکه اکنون نیز می‌کنید. ۱۲حال ای برادران، تقاضا می‌کنیم آنان را که در میان شما زحمت می‌کشند و از جانب خداوند رهبران شما بوده، پندتان می‌دهند، گرامی بدارید، ۱۳و با محبت، کمال احترام را به سبب کاری که انجام می‌دهند، برایشان قائل باشید. و با یکدیگر در صلح و صفا زندگی کنید. ۲۴او که شما را فرا می‌خواند، امین است و این را خواهد کرد. ۲۵ای برادران، برای ما دعا کنید. ۲۶با بوسه‌ای مقدّس همۀ برادران را سلام گویید. ۲۷در حضور خداوند، شما را قسم می‌دهم که این نامه را برای همۀ برادران قرائت کنید. ۲۸فیض خداوند ما عیسی مسیح با شما باد. آمین.

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, ورود)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

لوقا ۱۶.۱۵-۱۸, ۱۷.۱-۴ (انجیل)

۱۵به آنها گفت: «شما آن کسانید که خویشتن را به مردم پارسا می‌نمایید، امّا خدا از دلتان آگاه است. آنچه مردم ارج بسیارش نهند، در نظر خدا کراهت‌آور است! ۱۶«تورات و انبیا تا زمان یحیی بود. از آن پس، به پادشاهی خدا بشارت داده می‌شود و هر کس به جَبر و زور راه خود بدان می‌گشاید. ۱۷با این حال، آسانتر است آسمان و زمین زایل شود تا اینکه نقطه‌ای از تورات فرو افتد! ۱۸«هر که زن خویش را طلاق دهد و زنی دیگر اختیار کند، زنا کرده است، و نیز هر که زنی طلاق داده شده را به زنی بگیرد، مرتکب زنا شده است. ۱آنگاه به شاگردان خود گفت: «از لغزشها گریزی نیست، امّا وای بر کسی که آنها را سبب گردد. ۲او را بهتر آن می‌بود که سنگ آسیایی به گردنش بیاویزند و به دریا افکنند تا اینکه سبب لغزش یکی از این کوچکان شود. ۳پس مراقب خود باشید. اگر برادرت گناه کند، او را توبیخ کن، و اگر توبه کرد، ببخشایش. ۴اگر هفت بار در روز به تو گناه ورزد، و هفت بار نزد تو بازآید و گوید: ”توبه می‌کنم،“ او را ببخشا.»

یادبودها

ورود تئوتکس بسیار مقدس به معبد در اورشلیم

When the holy and most pure child Mary (Mariam or Miriam in Hebrew) reached the age of three, her parents, the righteous Joachim and Anna, fulfilled the vow they had made to dedicate her to God. Going in procession with a company of maidens carrying torches, they presented their child at the Temple in Jerusalem, where Zecharias the High Priest took her under his care, blessing her with these words: “The Lord has glorified thy name in every generation; it is in thee that He will reveal the Redemption that he has prepared for his people in the last days.” He then brought the child into the Holy of Holies — something completely unheard-of, for under the Law only the High Priest was allowed to enter the Holy Place, and he only once a year on the Day of Atonement. (In the icon of the feast, the maidens who accompany the Theotokos are shown bare-headed, as was customary for unmarried girls; but the Theotokos herself, though only three years old, wears the head-covering of a married woman to show her consecration to God.) The holy Virgin lived in the Temple for the next nine years, devoting herself entirely to prayer. In this time she attained the utter purity of heart befitting the destined Bearer of the Most High; she became in her own person the fulfilment and condensation of all of Israel’s faithfulness. Saint Gregory Palamas says that, when the Theotokos entered the Holy of Holies, the time of preparation and testing of the Old Covenant came to an end for Israel, which was now ready, in the blessed Virgin, to bring forth the Savior. When Mary approached marriageable age, she was entrusted to the chaste widower Joseph to guard her. (The Prologue says that a life of intentional virginity was unknown among the Hebrews, so the righteous Joseph undertook the forms of marriage so as not to cause scandal among the people.) “Wherefore the Church rejoices and exhorts all the friends of God for their part to enter into the temple of their heart, there to make ready for the coming of the Lord by silence and prayer, withdrawing from the pleasures and cares of this world.” (Synaxarion)