Orthodox Calendar

۱۴ نوامبر ۲۰۲۵
جمعه هفته بیست‌وسوم بعد از پنطیکاست

روزه — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • رسول مقدس فیلیپ

یادبودها

  • رسول مقدس فیلیپ
  • قدیس گریگوری پالاماس (۱۳۵۹)
  • پرهیزکار امپراتور ژوستینیان و او همسر تئودورا (۵۶۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول پطرس ۱.۱-۲.۶ (نماز شامگاهی)

۱از پطرس، رسول عیسی مسیح، به غریبانِ پراکنده در پونتوس و غَلاطیه و کاپادوکیه و آسیا و بیطینیه؛ ۲به آنان که بنا بر پیشدانی خدای پدر، به واسطۀ عمل تقدیس‌کنندۀ روح، و برای اطاعت از عیسی مسیح و پاشیده شدن خونش بر ایشان، برگزیده شده‌اند:‏ فیض و سلامتی به‌فزونی بر شما باد. ۳متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که از رحمت عظیم خود، ما را به واسطۀ رستاخیز عیسی مسیح از مردگان، تولّدی تازه بخشید، برای امیدی زنده ۴و میراثی فسادناپذیر و بی‌آلایش و ناپژمردنی که برای شما در آسمان نگاه داشته شده است؛ ۵و شما نیز به قدرت خدا و به واسطۀ ایمان، محفوظ هستید برای نجاتی که از هم‌اکنون آماده شده است تا در زمان آخر به ظهور رسد؛ ۶و در این بسیار شادمانید، هرچند اکنون زمانی کوتاه بنا به ضرورت در آزمایشهای گوناگون غمگین شده‌اید، ۷تا اصالت ایمانتان در بوتۀ آزمایش به ثبوت رسد و به هنگام ظهور عیسی مسیح به تمجید و تجلیل و اکرام بینجامد، همان ایمان که بس گرانبهاتر از طلاست که هرچند فانی است، به وسیلۀ آتش آزموده می‌شود. ۸شما گرچه او را ندیده‌اید، دوستش می‌دارید؛ و گرچه اکنون او را نمی‌بینید، به وی ایمان دارید و از شادمانی وصف‌ناپذیر و پرجلال آکنده‌اید، ۹زیرا غایت ایمان خویش یعنی نجات جانهایتان را می‌یابید. ۱۰دربارۀ همین نجات، پیامبران به‌دقّت کَند و کاو می‌کردند، پیامبرانی که از فیض مقرر برای شما سخن می‌گفتند. ۱۱آنان می‌کوشیدند دریابند هنگامی که روحِ مسیح در ایشان، از پیش بر رنجهای مسیح و جلالِ پس از آن شهادت می‌داد، به چه شخص و کدامین زمان اشاره داشت. ۱۲بر ایشان آشکار شد که نه خویشتن بلکه شما را خدمت می‌کردند، آنگاه که از اموری سخن می‌گفتند که اکنون درباره‌اش از مبشّران انجیل می‌شنوید، از آنان که به واسطۀ روح‌القدس که از آسمان فرستاده شده، شما را بشارت می‌دهند. حتی فرشتگان نیز مشتاق نظر کردن در این امورند. ۱۳پس اندیشۀ خود را آمادۀ عمل ساخته، با خویشتنداری امید خود را یکسره بر فیضی بنهید که به هنگام ظهور عیسی مسیح به شما عطا خواهد شد. ۱۴چون فرزندانی مطیع، دیگر مگذارید امیال دوران جهالت به زندگیتان شکل دهد. ۱۵بلکه همچون آن قدّوس که شما را فرا خوانده است، شما نیز در همۀ رفتار خویش مقدّس باشید؛ ۱۶چرا که نوشته شده است:‏ «مقدّس باشید، زیرا من قدّوسم.» ۱۷اگر او را پدر می‌خوانید که هر کس را بی‌غرض بر حسب اعمالش داوری می‌کند، پس دوران غربت خویش را با ترس بگذرانید، ۱۸زیرا می‌دانید از شیوۀ زندگی باطلی که از پدرانتان به ارث برده بودید، بازخرید شده‌اید، نه به چیزهای فانی چون سیم و زر، ۱۹بلکه به خون گرانبهای مسیح، آن برۀ بی‌عیب و بی‌نقص. ۲۰او پیش از آفرینش جهان انتخاب شد، امّا در این زمانهای آخر برای شما ظهور کرد. ۲۱شما به واسطۀ او به خدا ایمان آورده‌اید، به خدایی که او را از مردگان برخیزانید و جلال بخشید، بدان سان که ایمان و امیدتان بر خداست. ۲۲حال که با اطاعت از حقیقت، جانهای خویش را طاهر ساخته‌اید تا محبت برادرانۀ بی‌ریا داشته باشید، بر شماست که یکدیگر را از صمیم دل به شدّت محبت کنید. ۲۳زیرا تولد تازه یافته‌اید، نه از تخم فانی بلکه تخم غیرفانی، یعنی کلام خدا که زنده و باقی است. ۲۴زیرا، «آدمی جملگی چون علف است و جلالش یکسره بسان گُل صحرا؛ علف می‌خشکد و گلها می‌ریزند، ۲۵امّا کلام خداوند جاودان مانَد.» و این است آن کلام که به شما بشارت داده شد. ۱پس هر نوع کینه، و هر گونه مکر و ریا و حسد، و هر قِسم بدگویی را از خود برانید ۲و همچون نوزادگان، مشتاق شیر خالصِ روحانی باشید تا به مدد آن برای نجات نمو کنید، ۳اگر براستی چشیده‌اید که خداوند مهربان است. ۴با نزدیک شدن به او، یعنی به آن سنگ زنده که آدمیان رد کرده‌اند امّا نزد خدا برگزیده و گرانبهاست، ۵شما نیز چون سنگهای زنده به صورت عمارتی روحانی بنا می‌شوید تا کاهنانی مقدّس باشید و به واسطۀ عیسی مسیح، قربانیهای روحانی مقبول خدا را تقدیم کنید. ۶زیرا در کتب مقدّس آمده است که:‏ «اینک در صَهیون سنگی می‌نهم، سنگ زاویۀ برگزیده و گرانبها؛ آن که بر او توکّل کند سرافکنده نگردد.»

اول پطرس ۲.۲۱-۳.۹ (نماز شامگاهی)

۲۱چه، برای همین فرا خوانده شده‌اید، زیرا مسیح برای شما رنج کشید و سرمشقی گذاشت تا بر آثار قدمهای وی پا نهید. ۲۲«او هیچ گناه نکرد، و فریبی در دهانش یافت نشد.» ۲۳چون دشنامش دادند، دشنام پس نداد؛ و آنگاه که رنج کشید، تهدید نکرد، بلکه خود را به دست داور عادل سپرد. ۲۴او خودْ گناهان ما را در بدن خویش بر دار حمل کرد، تا برای گناهان بمیریم و برای پارسایی زیست کنیم، همان که به زخمهایش شفا یافته‌اید. ۲۵زیرا همچون گوسفندان گمراه شده بودید، امّا اکنون به سوی شبان و ناظر جانهایتان بازگشته‌اید. ۱به همین‌سان، شما ای زنان، تسلیم شوهران خود باشید تا چنانچه برخی کلام را اطاعت نکنند، بی‌آنکه سخنی بر زبان آرید، در اثر رفتار همسرانشان جذب شوند، ۲زیرا زندگی پاک و خداترسانۀ شما را مشاهده خواهند کرد. ۳زیبایی شما نه در آرایش ظاهری، همچون گیسوان بافته و جواهرات و جامه‌های فاخر، ۴بلکه در آن انسان باطنی باشد که آراسته به زیباییِ ناپژمردنیِ روحی ملایم و آرام است، که در نظر خدا بس گرانبهاست. ۵زیرا زنان مقدّسِ اعصار گذشته که بر خدا امید داشتند، خود را بدین‌گونه می‌آراستند. آنان تسلیم شوهران خود بودند، ۶چنانکه سارا مطیع ابراهیم بود و او را سرور خود می‌خواند. شما نیز اگر نیک‌کردار باشید و هیچ ترس به دل راه ندهید، فرزندان او خواهید بود. ۷به همین‌سان، شما نیز ای شوهران، در زندگی با همسرانتان باملاحظه باشید و با آنان چون جنس ظریفتر با احترام رفتار کنید، چرا که همپای شما وارث هدیۀ فیض‌آمیز حیاتند، تا دعاهایتان بازداشته نشود. ۸باری، همۀ شما یکدل و همدرد و برادردوست و دلسوز و فروتن باشید. ۹بدی را با بدی و دشنام را با دشنام پاسخ مگویید، بلکه در مقابل، برکت بطلبید، زیرا برای همین فرا خوانده شده‌اید تا وارث برکت شوید.

اول پطرس ۴.۱-۱۱ (نماز شامگاهی)

۱پس چون مسیح در عرصۀ جسم رنج کشید، شما نیز به همین عزم مسلّح شوید، زیرا آن کس را که در عرصۀ جسم رنج کشیده، دیگر با گناه کاری نیست. ۲در نتیجه باقی عمر را در جسم، نه در خدمت امیال پلید بشری، بلکه در راه انجام ارادۀ خدا می‌گذراند. ۳چرا که در گذشته به قدر کافی عمر خویش را در به عمل آوردن آنچه اقوام خدانشناس دوست می‌دارند، صرف کرده و روزگار به هرزگی و شهوت‌رانی و میخوارگی و عیش و نوش و بت‌پرستیِ نفرت‌انگیز گذرانده‌اید. ۴از همین رو، اکنون که در این بی‌بندوباری‌های مفرط با ایشان شریک نمی‌شوید، حیرانند و دشنامتان می‌دهند. ۵امّا به او که آماده است تا بر زندگان و مردگان داوری کند، حساب پس خواهند داد. ۶از همین روست که حتی به آنان که اکنون مرده‌اند، بشارت داده شد تا هرچند در عرصۀ جسم نزد آدمیان محکوم شدند، امّا در عرصۀ روح نزد خدا زیست کنند. ۷پایان همه چیز نزدیک است؛ پس جدّی و در دعا منضبط باشید. ۸مهمتر از همه، یکدیگر را به شدّت محبت کنید، زیرا محبت، انبوه گناهان را می‌پوشاند. ۹یکدیگر را بدون شِکوِه و شکایت میهمانی کنید. ۱۰همچون مباشرانِ امین بر فیض گوناگون خدا، یکدیگر را با هر عطایی که یافته‌اید خدمت کنید. ۱۱اگر کسی سخن می‌گوید، سخن او مانند سخنان خدا باشد؛ و اگر کسی خدمت می‌کند، با قدرتی که خدا می‌بخشد خدمت کند، تا در همه چیز، خدا به واسطۀ عیسی مسیح تمجید شود. جلال و توانایی تا ابد بر او باد. آمین.

یوحنا ۲۱.۱۵-۲۵ (انجیل نماز صبحگاهی)

۱۵پس از صبحانه، عیسی از شَمعون پطرس پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا بیش از اینها محبت می‌کنی؟» او پاسخ داد: «بله سرورم؛ تو می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی به او گفت: «از بره‌های من مراقبت کن.» ۱۶بار دوّم عیسی از او پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا محبت می‌کنی؟» پاسخ داد: «بله سرورم؛ می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی گفت: «گوسفندان مرا شبانی کن.» ۱۷بار سوّم عیسی به او گفت: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا دوست می‌داری؟» پطرس از اینکه عیسی سه بار از او پرسید، «آیا مرا دوست می‌داری؟» آزرده شد و پاسخ داد: «سرورم، تو از همه چیز آگاهی؛ تو می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی گفت: «از گوسفندان من مراقبت کن. ۱۸آمین، آمین، به تو می‌گویم، زمانی که جوانتر بودی کمر خویش برمی‌بستی و هر جا که می‌خواستی می‌رفتی؛ امّا چون پیر شوی دستهایت را خواهی گشود و دیگری کمر تو را بربسته، به جایی که نمی‌خواهی خواهد برد.» ۱۹عیسی با این سخن به چگونگی مرگی اشاره می‌کرد که پطرس با آن خدا را جلال می‌داد. سپس عیسی به او گفت: «از پی من بیا.» ۲۰آنگاه پطرس برگشت و دید آن شاگردی که عیسی دوستش می‌داشت از پی آنها می‌آید. او همان بود که در وقت شام بر سینۀ عیسی تکیه زده و از او پرسیده بود، «سرورم، کیست که تو را تسلیم دشمن خواهد کرد؟» ۲۱چون پطرس او را دید، از عیسی پرسید: «سرور من، پس او چه می‌شود؟» ۲۲عیسی به او گفت: «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟ تو از پی من بیا!» ۲۳پس این گمان در میان برادران شایع شد که آن شاگرد نخواهد مرد، حال آنکه عیسی به پطرس نگفت که او نخواهد مرد، بلکه گفت «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟» ۲۴همان شاگرد است که بر این چیزها شهادت می‌دهد و اینها را نوشته است. ما می‌دانیم که شهادت او راست است. ۲۵عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته می‌شد، گمان نمی‌کنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشته‌ها را می‌داشت.

اول تسالونیکیان ۲.۱۴-۱۹ (رساله)

۱۴زیرا ای برادران، شما از کلیساهای خدا در یهودیه که در مسیحْ عیسایند، سرمشق گرفتید: شما نیز از هموطنان خود، همان آزارها را دیدید که آنان از یهودیان دیدند، ۱۵از آنان که عیسای خداوند و پیامبران را کشتند و ما را نیز بیرون راندند. آنان خدا را خشنود نمی‌سازند و با همۀ مردم دشمنی می‌ورزند، ۱۶و نمی‌گذارند ما با غیریهودیان سخن بگوییم تا نجات یابند. بدین‌گونه همواره پیمانۀ گناهان خود را لبریز می‌کنند. امّا غضب خدا سرانجام بر ایشان فرو ریخته است. ۱۷و امّا ای برادران، چون کوتاه زمانی از شما به دور افتادیم، البته جسماً و نه قلباً، با اشتیاقی بس پرشورتر کوشیدیم تا روی شما را ببینیم. ۱۸چرا که خواهان آمدن نزد شما بودیم - براستی که من، پولس، بارها سعی کردم - ولی شیطان مانع شد. ۱۹زیرا چیست امید و شادی و تاج افتخار ما در حضور خداوندمان عیسی به هنگام ظهور او؟ مگر شما نیستید؟

اول قرنتیان ۴.۹-۱۶ (رساله, قدیس فیلیپ)

۹زیرا من بر این اندیشه‌ام که خدا ما رسولان را همچون اسیرانِ محکوم به مرگ در آخرِ صف رژه‌روندگان به نمایش گذاشته است. ما تماشاگه تمامی جهان، چه آدمیان و چه فرشتگانیم. ۱۰ما به‌خاطر مسیح جاهلیم، امّا شما در مسیح حکیمید! ما ضعیفیم، امّا شما قوی هستید! ما خوار و حقیریم، امّا شما محترمید! ۱۱ما تا همین دَم گرسنه و تشنه‌ایم، و جامه‌هایمان مندرس است. کتک خورده و آواره‌ایم. ۱۲با دسترنج خود معاشمان را تأمین می‌کنیم. چون لعنمان کنند، برکت می‌طلبیم؛ و چون آزار بینیم، تحمّل می‌کنیم؛ ۱۳وقتی ناسزا می‌شنویم، با مهربانی پاسخ می‌دهیم. تا همین دَم، ما به تُفالۀ دنیا و زبالۀ همه چیز بدل گشته‌ایم. ۱۴این را نمی‌نویسم تا شما را شرمنده سازم، بلکه تا چون فرزندان دلبندم هشدارتان دهم. ۱۵زیرا حتی اگر در مسیح هزاران معلّم داشته باشید، امّا پدرانِ بسیار ندارید، چرا که من به واسطۀ انجیل در مسیحْ عیسی پدر شما شدم. ۱۶پس از شما تمنا دارم از من سرمشق بگیرید.

لوقا ۱۳.۳۱-۳۵ (انجیل)

۳۱در آن هنگام، تنی چند از فَریسیان نزد عیسی آمدند و گفتند: «اینجا را ترک کن و به جایی دیگر برو، زیرا هیرودیس می‌خواهد تو را بکشد.» ۳۲در جواب گفت: «بروید و به آن روباه بگویید: ”امروز و فردا دیوها را بیرون می‌کنم و مردم را شفا می‌دهم، و در روز سوّم کار خویش را به کمال خواهم رسانید. ۳۳امّا امروز و فردا و پس‌فردا باید به راه خود ادامه دهم، زیرا ممکن نیست نبی بیرون از اورشلیم کشته شود.“ ۳۴ای اورشلیم، ای اورشلیم، ای قاتل پیامبران و سنگسارکنندۀ رسولانی که نزدت فرستاده می‌شوند! چند بار خواستم همچون مرغی که جوجه‌هایش را زیر بالهای خود جمع می‌کند، فرزندان تو را گرد ‌آورم، امّا نخواستی! ۳۵اینک خانۀ شما به خودتان ویران واگذاشته می‌شود. و به شما می‌گویم که دیگر مرا نخواهید دید تا روزی که بگویید: ”مبارک است آن که به نام خداوند می‌آید.“ »

یوحنا ۱.۴۳-۵۱ (انجیل, قدیس فیلیپ)

۴۳روز بعد، عیسی بر آن شد که به جلیل برود. او فیلیپُس را یافت و به او گفت: «از پی من بیا!» ۴۴فیلیپُس اهل بِیت‌صِیْدا، شهر آندریاس و پطرس بود. ۴۵او نَتَنائیل را یافت و به او گفت: «آن کس را که موسی در تورات بدو اشاره کرده، و پیامبران نیز درباره‌اش نوشته‌اند، یافته‌ایم! او عیسی، پسر یوسف، از شهر ناصره است!» ۴۶نَتَنائیل به او گفت: «مگر می‌شود از ناصره هم چیزی خوب بیرون بیاید؟» فیلیپُس پاسخ داد: «بیا و ببین.» ۴۷چون عیسی دید نَتَنائیل به سویش می‌آید، درباره‌اش گفت: «براستی که این مردی اسرائیلی است که در او هیچ فریب نیست!» ۴۸نَتَنائیل به او گفت: «مرا از کجا می‌شناسی؟» عیسی پاسخ داد: «پیش از آنکه فیلیپُس تو را بخواند، هنگامی که هنوز زیر آن درخت انجیر بودی، تو را دیدم.» ۴۹نَتَنائیل پاسخ داد: «استاد، تو پسر خدایی! تو پادشاه اسرائیلی!» ۵۰عیسی در جواب گفت: «آیا به‌خاطر همین که گفتم زیر آن درخت انجیر تو را دیدم، ایمان می‌آوری؟ از این پس، چیزهای بزرگتر خواهی دید.» ۵۱سپس گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم که آسمان را گشوده و فرشتگان خدا را در حال صعود و نزول بر پسر انسان خواهید دید.»

یادبودها

رسول مقدس فیلیپ

He was from Bethsaida of Galilee, and a diligent student of the Law and the Prophets. When he first met Jesus, he followed Him right away and told Nathanael, “We have found Him of whom Moses in the Law and also the Prophets wrote” (John 1) After Christ’s Ascension, Philip was chosen to proclaim the Gospel in Asia (the western province of Asia Minor). He traveled with Bartholomew (commemorated June 11) and his sister Mariamne, all of them joyfully enduring great sufferings and persecutions in the Lord’s service. In Hierapolis in Phrygia, they healed the Governor’s wife of an eye affliction, and she believed in the Lord. The Governor was so infuriated by this that he had Philip crucified upside-down. At the moment he gave up his soul to God, the ground opened, swallowing up a great many pagan priests and the Governor. Many of the surviving pagans, terrified, believed in Christ and were baptized by Bartholomew. Saint Bartholomew went on to preach the Gospel in many places; Mariamne traveled to the Jordan River, where she reposed in peace.

Among the Slavic peoples, the Nativity Fast is often called Filipovka since it commences immediately after this feast.

قدیس گریگوری پالاماس (۱۳۵۹)

The teaching of St Gregory is so fundamental to Orthodoxy that he is especially commemorated each year in Great Lent on the Sunday following the Sunday of Orthodoxy (as well as on Nov. 14); Bishop Kallistos observes in the English edition of the Philokalia, “his successful defence of the divine and uncreated character of the light of Tabor…[is] seen as a direct continuation of the preceding celebration, as nothing less than a renewed Triumph of Orthodoxy.”

The son of a prominent family, St Gregory was born (1296) and raised in Constantinople. At about age twenty, he abandoned a promising secular career to become a monk on Mt Athos. (His family joined him en masse: two of his brothers went with him to the Holy Mountain; at the same time his widowed mother, two of his sisters, and many of the household servants also entered monastic life.) He spent the next twenty years living as a hermit, spending five days a week in complete solitude, then joining the brethren on weekends for the Divine Liturgy and its accompanying services.

Around 1335 he was called to live a much more public life in defense of the faith and spirituality of the Church. A Greek living in Italy, Barlaam the Calabrian, had launched an attack on the hesychastic spirituality of the Church. Fundamentally, Barlaam denied that man can attain to a true vision of God Himself, or true union with Him, in this life. Gregory, recognizing in this an attack on the Christian faith itself, responded. He even left the Holy Mountain and re-settled in Constantinople so as better to wage the struggle, which had become so public that a Church Council was called to settle the issue. St Gregory’s views were affirmed, and Barlaam’s condemned, at the Council of Constantinople of 1341.

Though Barlaam himself returned to Italy, a series of his followers continued the attack, eventually resulting in two more Councils in 1347 and 1351, both of which affirmed the hesychasts’ position. Metropolitan Hierotheos (The Mind of the Orthodox Church) writes that these councils have “all the marks of an Ecumenical Council.” This, along with the fact that St Gregory’s views are affirmed in the Synodikon of Orthodoxy (appointed to be read in churches every Sunday of Orthodoxy), and his commemoration every second Sunday of Great Lent, makes clear that his teaching is a basic and indispensable part of the Orthodox Faith.

In 1347 St Gregory was consecrated Metropolitan of Thessaloniki, where he served until his repose. (He spent a year of this period as the prisoner of Turkish pirates). Despite (or due to?) his austere monastic background, he was revered by his flock: immediately after his repose in 1359, popular veneration of him sprang up in Thessaloniki, Constantinople and Mt Athos and, in 1368, only nine years after his death, the Church officially glorified him as a saint.

St Gregory was always clear that unceasing mental prayer is not a special calling of monastics, but is possible and desirable for every Christian in every walk of life. See his On the Necessity of Constant Prayer for all Christians, reproduced on this site.

پرهیزکار امپراتور ژوستینیان و او همسر تئودورا (۵۶۵)

“The pious Emperor Justinian was a fervent Christian and a man of genius in every field. His long reign (527-65) was a decisive period in the history of the Empire from the administrative, diplomatic, military, economic, legal, cultural and ecclesiastical points of view. He was the real founder of the Christian Empire, who brought together again the old Roman Empire that had been torn to pieces by barbarian invaders. He believed that upholding the Orthodox faith and maintaining the symphony of Church and State were essential for the well-being of the Empire. He had a deep knowledge of theology and wrote several treatises on dogmas of the faith. He forbad pagan worship in the Empire, and was unremitting in pursuit of heretics and sectarians. He did all he could to reconcile the Monophysites to the Council of Chalcedon. In 553, he summoned to Constantinople the fifth Ecumentical Council (25 July), which reaffirmed the condemnation of Nestorius and also condemned Origen.

“The splendor of the churches and of everything that testified to the divine glory was brought to a culmination in the Empire of Justinian. He rebuilt the Great Church of Saint Sophia in Constantinople where, it was said, the service of God was so wonderfully ordered that it was as if heaven had come down to earth. He made great gifts to the monasteries of Egypt and of Palestine and built the Monastery of Saint Catherine at Mount Sinai. In all that he did, he had the help and support of his wife, the pious Empress Theodora. Justinian died on 14 November 565, without having been able to restore full unity to the Church, but he had set the Empire on firm foundations that would endure for centuries.” (Synaxarion)

It was Justinian who built the great Church of the Holy Wisdom (Agia Sophia), perhaps the most magnificent Christian church. The hymn “Only-begotten Son” was inserted in the Divine Liturgy at his command, and is thought to have been composed by him.

Note: There is some controversy about the inclusion of Justinian in the Synaxaria. His fervent labors to reconcile the Monophysites to the Church have led some writers to conclude that he himself embraced Monophysite errors; others dispute this. Lacking the wisdom to resolve the question, we only note that he is included in Ormylia Monastery’s Synaxarion (quoted above), but some Synaxaria have turned his commemoration into that of the Emperor Justin (518-527).