Orthodox Calendar

۳۱ ژوئیه ۲۰۲۸
دوشنبه هفته نهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهید امیلیان سیلیستریا (۳۶۲)
  • قدیس پامبو, زاهد مصر (۳? ۳?)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۱۱.۳۱-۱۲.۶ (رساله)

۳۱امّا اگر بر خود حکم می‌کردیم، بر ما حکم نمی‌شد. ۳۲پس آنگاه که خداوند بر ما حکم می‌کند، تأدیب می‌شویم تا با دنیا محکوم نگردیم. ۳۳پس ای برادران من، چون برای خوردن گرد ‌هم می‌آیید، منتظر یکدیگر باشید. ۳۴اگر کسی گرسنه است، در خانۀ خود غذا بخورد تا گرد ‌هم آمدن شما به محکومیت نینجامد. در خصوص سایر چیزها نیز چون نزدتان آمدم، دستورات لازم را خواهم داد. ۱و امّا در خصوص تجلیات روح، ای برادران، نمی‌خواهم غافل باشید. ۲می‌دانید که وقتی بت‌پرست بودید، به هر نحوی اغوا شده، به سوی بتهای گنگ کشیده می‌شدید. ۳پس به شما می‌گویم که هر که به واسطۀ روحِ خدا سخن گوید، عیسی را لعن نمی‌کند، و هیچ‌کس جز به واسطۀ روح‌القدس نمی‌تواند بگوید «عیسی خداوند است.» ۴باری، عطایا گونا‌گونند، امّا روحْ همان است؛ ۵خدمتها گونا‌گونند، امّا خداوند همان است؛ ۶عملها گونا‌گونند، امّا همان خداست که همه را در همه به عمل می‌آورد.

متی ۱۸.۱-۱۱ (انجیل)

۱در آن هنگام، شاگردان نزد عیسی آمدند و پرسیدند: «چه کسی در پادشاهی آسمان بزرگتر است؟» ۲عیسی کودکی را فرا خواند و او را در میان ایشان قرار داد ۳و گفت: «آمین، به شما می‌گویم، تا دگرگون نشوید و همچون کودکان نگردید، هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت. ۴پس، هر که خود را همچون این کودک فروتن سازد، در پادشاهی آسمان بزرگتر خواهد بود. ۵و هر که چنین کودکی را به نام من بپذیرد، مرا پذیرفته است. ۶«امّا هر که سبب شود یکی از این کوچکان که به من ایمان دارند لغزش خورَد، او را بهتر آن می‌بود که سنگ آسیابی بزرگ به گردنش بسته، در اعماق دریا غرق شود! ۷وای بر این جهان به سبب لغزشها! زیرا هرچند لغزشها اجتناب‌ناپذیرند، امّا وای بر آن که آنها را سبب گردد! ۸«پس اگر دستت یا پایت تو را می‌لغزاند، آن را قطع کن و دور انداز، زیرا تو را بهتر آن است که لنگ یا شَل به حیات راه یابی تا آنکه با دو دست یا دو پا در آتش ابدی افکنده شوی. ۹و اگر چشمت تو را می‌لغزاند، آن را به در آر و دور انداز، زیرا تو را بهتر آن است که با یک چشم به حیات راه یابی تا آنکه با دو چشم در آتش دوزخ افکنده شوی. ۱۰«آگاه باشید که هیچ‌یک از این کوچکان را تحقیر نکنید، زیرا به شما می‌گویم که فرشتگان ایشان در آسمان همیشه روی پدر مرا که در آسمان است، می‌بینند. [ ۱۱زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را نجات بخشد.]

یادبودها

شهید امیلیان سیلیستریا (۳۶۲)

He was from the town of Dorostolon in Thrace and during the reign of Julian the Apostate became a servant of the governor in that region. Before the time of his martyrdom he was a secret Christian. An imperial legate arrived in the town with orders to seize all Christians, but failed to find any; to show his pleasure he ordered a great feast for the whole town, complete with sacrifices to the pagan gods. On the night before the appointed feast, Emilian went around the town and smashed all the idols with a hammer. The following day there was an uproar, and an innocent villager was seized and charged with the crime. Emilian, seeing this, said to himself ‘If I conceal my action, what sort of use has it been? Shall I not stand before God as the slayer of an innocent man?’ So he presented himself to the legate and confessed what he had done. When the furious official asked Emilian on whose orders he had acted, Emilian replied ‘God and my soul commanded me to destroy those dead pillars that you call gods.’ As punishment, Emilian was subjected to many tortures and finally burned alive.

قدیس پامبو, زاهد مصر (۳? ۳?)

Abba Pambo was a contemporary of St Anthony the Great and one of the greatest of the Desert Fathers. He would only eat bread which he had earned by his own labors, plaiting baskets and mats out of reeds. In his later years, he became in appearance like an angel of God: his face shone so that the monks could not look on it. Through long ascetic labor, he was enabled to control his tongue so that no unnecessary word ever passed his lips. He never gave an immediate answer to even the simplest question, but always prayed and pondered on the question first. Once, when Theophilus, Patriarch of Alexandria, was visiting the monks, they begged Abba Pambo to give the Patriarch a word. He answered: ‘If my silence is no help to him, neither will my words be.’ He reposed in peace, some say in 374, others in 386.