Orthodox Calendar

۱۸ ژوئیه ۲۰۲۸
سه‌شنبه هفته هفتم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • کشف ذخایر قدیس سرگئی رادونژ؛ قدیس آتاناسیوس آتوس

یادبودها

  • قدیس آتاناسیوس کوه آتوس (۱۰۰۳) و او شش شاگردان
  • کشف ذخایر (۱۴۲۲) قدیس سرگئی رادونژ (۱۳۹۲)
  • شهادت قدیس الیزابت رومانوف و راهبه باربارا (۱۹۱۸)
  • پدر مقدس ما جدید شهید کیپریان (۱۶۷۹)

خوانش‌های کتاب مقدس

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی, آتاناسیوس)

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی, آتاناسیوس)

حکمت سلیمان ۴.۷-۱۵ (نماز شامگاهی, آتاناسیوس)

Composite ۲ - امثال ۱۰, ۳, ۸ (نماز شامگاهی, سرگئی)

۱The memory of a just man is praised, and the Lord’s blessing is upon his head. Blessed is one who has found wisdom; a mortal who knows understanding. To import her is better than treasures of gold and silver. She is more valuable than precious stones; nothing of value equals her worth. Justice proceeds from her mouth; she bears law and mercy on her tongue. Therefore, my children, listen to me, for I speak weighty things. And blessed is the one who keeps my ways. For my goings out are the goings out of life, and favour is prepared from the Lord. Therefore I exhort you, and utter my voice to the children of humankind. Because I, Wisdom, have prepared counsel, knowledge and understanding. I have called on them. Counsel and sureness are mine; prudence is mine, strength is mine. I love those who are my friends, while those who seek me will find grace. You innocent, then, understand cunning; you untaught, take it to heart. Listen to me, for I will speak weighty things, and I will open right things from my lips. Because my throat will meditate truth; lying lips are abominable before me. All the words of my mouth are with justice, there is nothing crooked in them nor twisted. They are all straight for those who understand, and right for those who find knowledge. For I teach you what is true, that your hope may be in the Lord and that you may be filled with spirit.

امثال ۱۰.۳۱-۱۱.۱۲ (نماز شامگاهی, سرگئی)

۳۱از دهانِ پارسایان حکمت می‌روید، اما زبانِ منحرف بریده خواهد شد. ۳۲لبهای پارسایان سخنِ پسندیده می‌داند، دهان شریران تنها انحراف! ۱خداوند از ترازوی نامیزان کراهت دارد، اما وزنۀ کامل پسندیدۀ اوست. ۲با تکبر، شرمساری می‌آید، اما حکمت با فروتنان است. ۳راستیِ صالحان هادی ایشان است، کج‌رَوی خیانت‌پیشگان، مایۀ تباهی‌شان. ۴توانگری در روز غضب به کاری نمی‌آید، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد. ۵پارساییِ راستان هموارکنندۀ راه آنهاست، اما شریران از شرارت خود سقوط می‌کنند. ۶پارساییِ صالحان آنان را رهایی می‌بخشد، اما خیانت‌پیشگان در دام هوسهای خویش گرفتار می‌آیند. ۷با مرگِ مردِ شریر، امیدش نیز بر باد می‌شود؛ چشمداشتهای او از قدرت تباه می‌گردد. ۸پارسا از تنگنا نجات داده می‌شود؛ شریر به جای او در آن فرو می‌افتد. ۹ناپاکان به گفتارِ خود همنوع خویش را هلاک می‌کنند، اما پارسا را دانش او نجات می‌دهد. ۱۰از کامیابیِ پارسایان شهر شادمان می‌شود، از نابودیِ شریران فریاد شادی برمی‌خیزد. ۱۱از برکت صالحان، شهر سرافراز می‌شود، از دهان شریران، سرنگون! ۱۲آن که همسایۀ خویش را خوار می‌سازد کم‌عقل است، اما شخص فهیم خاموش می‌ماند.

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی, سرگئی)

متی ۱۱.۲۷-۳۰ (انجیل نماز صبحگاهی, هر یک از قدیسان)

۲۷پدرم همه چیز را به من سپرده است. هیچ‌کس پسر را نمی‌شناسد جز پدر، و هیچ‌کس پدر را نمی‌شناسد جز پسر، و آنان که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار سازد. ۲۸«بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. ۲۹یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. ۳۰چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک.»

اول قرنتیان ۶.۲۰-۷.۱۲ (رساله)

۲۰به بهایی خریده شده‌اید، پس خدا را در بدن خود تجلیل کنید. ۱و امّا در خصوص مسائلی که به من نوشته بودید: «مرد را نیکوست که زن را لمس نکند.» ۲امّا به سبب بی‌عفتیهای موجود، هر مردی باید زن خود را داشته باشد، و هر زنی شوهر خود را. ۳مرد باید دِین خود را نسبت به زنش ادا کند و زن نیز دِین خود را نسبت به شوهرش. ۴زن بر بدن خود اختیار ندارد بلکه شوهرش، و مرد نیز بر بدن خود اختیار ندارد بلکه زنش. ۵پس یکدیگر را محروم نکنید، مگر با رضای یکدیگر و برای مدتی، تا خود را وقف دعا کنید. سپس باز به یکدیگر بپیوندید، مبادا شیطان شما را به سبب ناخویشتنداری در وسوسه اندازد. ۶من این را حکم نمی‌کنم، بلکه تنها جایز می‌شمارم. ۷آرزو می‌کردم همه چون من بودند، امّا هر کس عطایی خاص از خدا یافته است؛ یکی دارای یک عطاست و دیگری دارای عطایی دیگر. ۸به بیوه‌مردان و بیوه‌زنان می‌گویم که نیکوست همچون من مجرد بمانند. ۹امّا اگر خویشتنداری نمی‌کنند، همسر اختیار کنند، زیرا ازدواج از سوختن در آتش هوس بهتر است. ۱۰حکم من برای متأهلان این است - نه حکم من، بلکه حکم خداوند - که زن نباید از شوهر خود جدا شود. ۱۱امّا اگر چنین کرد، دیگر نباید شوهر اختیار کند و یا اینکه باید با شوهر خود آشتی نماید. مرد نیز نباید زن خود را طلاق گوید. ۱۲به بقیه می‌گویم - من می‌گویم نه خداوند - که اگر برادری همسر بی‌ایمان دارد و آن زن حاضر است با او زندگی کند، آن برادر نباید زن خود را طلاق گوید.

غلاطیان ۵.۲۲-۶.۲ (رساله, هر یک از قدیسان)

۲۲امّا ثمرۀ روح، محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، ۲۳فروتنی و خویشتنداری است. هیچ شریعتی مخالف اینها نیست. ۲۴آنان که به مسیحْ عیسی تعلّق دارند، نَفْس را با همۀ هوسها و تمایلاتش بر صلیب کشیده‌اند. ۲۵اگر به روح زیست می‌کنیم، به روح نیز رفتار کنیم. ۲۶خودپسند نباشیم و از به خشم آوردن یکدیگر و حسادت نسبت به هم دست بداریم. ۱ای برادران، اگر کسی به گناهی گرفتار شود، شما که روحانی هستید او را با ملایمت به راه راست بازگردانید. در عین حال، به هوش باش که خود نیز در وسوسه نیفتی. ۲بارهای سنگین یکدیگر را حمل کنید که این‌گونه شریعت مسیح را به جا خواهید آورد.

متی ۱۴.۱-۱۳ (انجیل)

۱در آن زمان آوازۀ عیسی به گوش هیرودیسِ حاکم رسید، ۲و او به ملازمان خود گفت: «این یحیای تعمیددهنده است که از مردگان برخاسته و از همین روست که این قدرتها از او به ظهور می‌رسد.» ۳و امّا هیرودیس به‌خاطر هیرودیا که پیشتر زنِ برادرش فیلیپُس بود، یحیی را گرفته و او را بسته و به زندان انداخته بود. ۴زیرا یحیی به او می‌گفت: «حلال نیست تو با این زن باشی.» ۵هیرودیس می‌خواست یحیی را بکشد، امّا از مردم بیم داشت، زیرا یحیی را به پیامبری قبول داشتند. ۶در روز جشن میلاد هیرودیس، دختر هیرودیا در مجلس رقصید و چنان دل هیرودیس را شاد ساخت ۷که سوگند خورد هر چه بخواهد به او بدهد. ۸دختر نیز به تحریک مادرش گفت: «سرِ یحیای تعمیددهنده را همین جا در طَبَقی به من بده.» ۹پادشاه اندوهگین شد، امّا به پاس سوگند خود و به احترام میهمانانش دستور داد که به او بدهند. ۱۰پس فرستاده، سر یحیی را در زندان از تن جدا کرد، ۱۱و آن را در طَبَقی آورده، به دختر دادند و او نیز آن را نزد مادرش برد. ۱۲شاگردان یحیی آمدند و بدن او را برده، به خاک سپردند و سپس رفتند و به عیسی خبر دادند. ۱۳چون عیسی این را شنید، به قایق سوار شده، از آنجا به مکانی دورافتاده به خلوت رفت. امّا مردم باخبر شده، از شهرهای خود پای پیاده از پی او روانه شدند.

لوقا ۶.۱۷-۲۳ (انجیل, هر یک از قدیسان)

۱۷عیسی همراه ایشان فرود آمد و در مکانی هموار ایستاد. بسیاری از شاگردانش و انبوهی از مردم از سرتاسر یهودیه، اورشلیم، و از شهرهای ساحلی صور و صیدون، آنجا حضور داشتند. ۱۸آنها آمده بودند تا سخنان او را بشنوند و از بیماریهای خود شفا یابند؛ و کسانی که ارواح پلید آزارشان می‌داد، شفا می‌یافتند. ۱۹مردم همه می‌کوشیدند او را لمس کنند، زیرا نیرویی از وی صادر می‌شد که همگان را شفا می‌بخشید. ۲۰آنگاه عیسی بر شاگردانش نظر افکند و گفت: «خوشا به حال شما که فقیرید، زیرا پادشاهی خدا از آن شماست. ۲۱خوشا به حال شما که اکنون گرسنه‌اید، زیرا سیر خواهید شد. خوشا به حال شما که اکنون گریانید، زیرا خواهید خندید. ۲۲«خوشا به حال شما آنگاه که مردم به‌خاطر پسر انسان، بر شما نفرت گیرند و شما را از جمع خود برانند و دشنام دهند و بدنام سازند. ۲۳در آن روز، شادی و پایکوبی کنید، زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چرا که پدران آنها نیز با پیامبران چنین کردند.

یادبودها

قدیس آتاناسیوس کوه آتوس (۱۰۰۳) و او شش شاگردان

Born in Trebizond, he was educated in Constantinople, then entered into ascetic life. Seeking greater reclusion, he went to the Holy Mountain to live in silence. But many others gathered around him, and in time he was forced to build the monastery known as the Great Lavra. As construction was being planned, he beheld the Mother of God, who miraculously brought forth water from a rock near the site, and promised him that she would be the abbess of his monastery. He died when the newly-constructed dome of the monastery collapsed while he and six of his brethren were working on it.

کشف ذخایر (۱۴۲۲) قدیس سرگئی رادونژ (۱۳۹۲)

For his life, see September 25.

شهادت قدیس الیزابت رومانوف و راهبه باربارا (۱۹۱۸)

Grand Duchess Elizabeth was a grand-daughter of Queen Victoria of England and the older sister of the Empress Alexandra (July 4). After marrying Grand Duke Sergei she converted to the Orthodox faith, though this was not required by her position. After her husband was assassinated in 1905, she took monastic vows and withdrew from the world, founding the Convent of Saints Mary and Martha. There she served as superior, devoting her time to prayer, fasting, and caring for the sick and the poor.

During the Russian Revolution, she was seized by the God-hating Bolsheviks and taken to the Urals, where she and several with her were martyred by being thrown alive down an abandoned mine-shaft. When the fall did not kill them, soldiers threw grenades down the shaft to complete their work. Saint Elizabeth was singing the Cherubic Hymn when she died.

The Nun Barbara, her cell-attendant, voluntarily followed St Elizabeth into exile and received martyrdom with her. Their relics were recovered and taken at great risk to China, then to Jerusalem, where they were deposited in the Convent of St Mary Magdalene. When their reliquaries were opened in 1981, their bodies were found to be partly incorrupt, and gave off a sweet fragrance.

Footnote: After the assassination of her husband in Moscow, Grand Duchess Elizabeth had a cross erected at the site of his death, bearing the inscription “Father, forgive them, for they know not what they do.” After the revolution, the cross remained standing through the devotion of the people of Moscow to St Elizabeth, until it was personally torn down by Lenin.

پدر مقدس ما جدید شهید کیپریان (۱۶۷۹)

“Born in the village of Klitzos in Epirus, Cyprian went off to the Holy Mountain after the death of his devout parents. He became a monk there and gave himself to asceticism in a cell near the monastery of Koutloumousiou. He heaped labour upon labour on himself, asceticism upon asceticism, until he came to be known and respected all over the Holy Mountain. But he was not satisfied. He was tormented by the thought that he could not be saved but by martyrdom for Christ. He therefore left the Holy Mountain and went to Salonica, appeared before the Pasha of Salonica and urged him to discard the false, Mohammedan faith and receive the true Faith of Christ. The Pasha ordered that he be whipped and driven out of the city. Dissatisfied with such little suffering for Christ, Cyprian went to Constantinople and wrote a letter to the Grand Vizier in which he set down the falseness of Mahomet and the truth of Christ the Lord. The enraged Vizier sent him to Sheik ul-Islam, and the latter heard all that Cyprian had to say, then ordered that he be beheaded. Cyprian was filled with joy beyond measure, and went to the scaffold as to his wedding. Thus this godly man suffered for Christ on July 5, 1679, and fulfilled his strong desire.” (Prologue)