Orthodox Calendar

۳۱ مه ۲۰۲۸
چهارشنبه هفته هفتم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • شهید تئودوتوس آنکارا (۳۰۳)
  • شهیدان مقدس پطرس, دیونیسیوس, کریستینا, آندریاس, پولس, بندیموس, پائولینوس, و هراکلیوس (۲۵۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۲۳.۱-۱۱ (رساله)

۱پولس بر اعضای شورا چشم دوخت و گفت: «برادران، من تا به امروز با وجدانی پاک در حضور خدا زندگی کرده‌ام.» ۲چون این را گفت، کاهن اعظم، حَنانیا، به کسانی که کنار پولس ایستاده بودند، دستور داد تا بر دهانش بزنند. ۳پولس بدو گفت: «خدا تو را خواهد زد، ای دیوار سفید شده! تو بر آن مسند نشسته‌ای تا مطابق شریعت مرا محاکمه کنی، امّا برخلاف شریعت، دستور به زدنم می‌دهی؟» ۴کسانی که نزدیک پولس ایستاده بودند، گفتند: «به کاهن اعظمِ خدا اهانت می‌کنی؟» ۵پولس گفت: «ای برادران، نمی‌دانستم کاهن اعظم است؛ زیرا نوشته شده: ”پیشوای قوم خود را بد مگو.“ » ۶آنگاه پولس که می‌دانست برخی از آنها صَدّوقی و برخی فَریسی‌اند، با صدای بلند در شورا گفت: «ای برادران، من فَریسی و فَریسی‌زاده‌ام، و به‌خاطر امیدم به رستاخیز مردگان است که محاکمه می‌شوم.» ۷چون این را گفت، میان فَریسیان و صَدّوقیان جرّ و بحث درگرفت و جماعت دو دسته شدند، ۸چرا که صَدّوقیان منکر قیامت و وجود فرشته و روحند، امّا فَریسیان به اینها همه اعتقاد دارند. ۹همهمه‌ای عظیم بر پا شد! برخی از علمای دین که فَریسی بودند، برخاستند و اعتراض‌کنان گفتند: «خطایی در این مرد نمی‌بینیم. از کجا معلوم که روح یا فرشته‌ای با او سخن نگفته باشد.» ۱۰جدال چنان بالا گرفت که فرمانده ترسید مبادا پولس را تکه و پاره کنند. پس به سربازان دستور داد پایین بروند و او را از چنگ آنها به در آورده، به درون قلعه ببرند. ۱۱در همان شب، خداوند کنار پولس ایستاد و گفت: «دل قوی دار! همان‌گونه که در اورشلیم بر من شهادت دادی، در روم نیز باید شهادت دهی.»

یوحنا ۱۶.۱۵-۲۳ (انجیل)

۱۵هرآنچه از آنِ پدر است، از آنِ من است. از همین رو گفتم آنچه را از آنِ من است گرفته، به شما اعلام خواهد کرد. ۱۶«پس از اندک زمانی، دیگر مرا نخواهید دید و پس از اندک زمانی دیگر، باز مرا خواهید دید.» ۱۷آنگاه بعضی از شاگردان او به یکدیگر گفتند: «مقصود او از این سخن چیست که، ”پس از اندک زمانی، دیگر مرا نخواهید دید، و پس از اندک زمانی دیگر، باز مرا خواهید دید“؟ یا از اینکه می‌گوید ”زیرا نزد پدر می‌روم“؟» ۱۸پس به یکدیگر می‌گفتند: «این ’اندک زمان‘ که می‌گوید، چیست؟ مقصود او را درنمی‌یابیم؟» ۱۹امّا عیسی از پیش می‌د‌انست که می‌خواهند از او سؤال کنند؛ پس به ایشان گفت: «آیا در این باره با هم بحث می‌کنید که گفتم، ”پس از اندک زمانی، دیگر مرا نخواهید دید، و پس از اندک زمانی دیگر، باز مرا خواهید دید“؟ ۲۰آمین، آمین، به شما می‌گویم، شما زاری و ماتم خواهید کرد، امّا جهان شادمان خواهد شد؛ شما غمگین خواهید بود، امّا غم شما به شادی بدل خواهد شد. ۲۱زن به هنگام زایمان درد می‌کشد، از آن رو که ساعت او فرا رسیده است؛ امّا چون فرزندش به دنیا آمد، درد خود را دیگر به یاد نمی‌آورد، چرا که شاد است از این که انسانی به دنیا آمده است. ۲۲به همین‌سان، شما نیز اکنون اندوهگینید؛ امّا باز شما را خواهم دید و دل شما شادمان خواهد شد و هیچ‌کس آن شادی را از شما نخواهد گرفت. ۲۳در آن روز، دیگر چیزی از خودِ من نخواهید خواست. آمین، آمین، به شما می‌گویم، هر چه از پدر به نام من بخواهید، آن را به شما خواهد داد.

یادبودها

شهید تئودوتوس آنکارا (۳۰۳)

Theodotus was a married inn-keeper in Ancyra during the persecutions of Diocletian. He used his inn-keeping trade as a means of secretly helping the persecuted Christians, many of whom used his inn as a refuge in time of need. One of his holy works was to retrieve the bodies of martyred Christians and give them burial. At that time, seven maidens were tried and tortured for their faith in Christ, then killed by being thrown into a lake. One of them, St Tecusa, appeared to St Theodotus and asked him to retrieve the bodies of her and her sisters in Christ. Under cover of night Theodotus, guided by an Angel, was able to find all seven bodies and bury them honorably. But a friend whom he had asked to help him in this work betrayed him, and he was arrested and subjected to cruel tortures. Finally he was sentenced to be beheaded. As he went to the block, he said to the many Christians who had gathered to weep for him: ‘Do not weep for me, brethren, but glorify our Lord Jesus Christ, by whose aid I am finishing my course and overcoming the enemy.’ A church dedicated to him was later built on the site of his burial.

شهیدان مقدس پطرس, دیونیسیوس, کریستینا, آندریاس, پولس, بندیموس, پائولینوس, و هراکلیوس (۲۵۰)

“These Saints all contested in martyrdom during the reign of Decius (249-251). Peter was from Lampsacus in the Hellespont. For refusing to offer sacrifice to the idol of Aphrodite, his whole body was crushed and broken with chains and pieces of wood on a torture-wheel; having endured this torment courageously, he gave up his soul.

“Paul and Andrew were soldiers from Mesopotamia brought to Athens with their governor; there they were put in charge of two captive Christians, Dionysius and Christina. The soldiers, seeing the beauty of the virgin Christina, attempted to move her to commit sin with them, but she refused and, by her admonitions, brought them to faith in Christ. They and Dionysius were stoned to death, and Christina was beheaded.

“Heraclius, Paulinus,and Benedimus were Athenians, and preachers of the Gospel who turned many of the heathen from their error to the light of Christ. Brought before the governor, they confesed their Faith, and after many torments were beheaded.” (Great Horologion)

The Prologue adds: “One Nicomachus, who was tortured with them, denied Christ under torture, and instantly lost his mind, tearing at his body with his teeth and foaming at the mouth until he breathed his last.”