Orthodox Calendar

۱۶ مارس ۲۰۲۸
پنجشنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • شهیدان اِوتروپیوس، کلئونیکوس و باسیلیسکوس (۳۰۸)
  • ناشناخته دختر در اسکندریه (?)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۱۱.۱۰-۱۲.۲ (ساعت ششم)

۱۰در آن روز، ریشۀ یَسا همچون عَلَمی برای قومها بر پا خواهد شد؛ و ملتها به او روی خواهند آورد، و استراحتگاه او پرجلال خواهد بود. ۱۱در آن روز، خداوندگار دیگر بار دست خود را دراز خواهد کرد تا باقیماندگان قوم خویش را از آشور و مصر و فَتروس و کوش، و از عیلام و شِنعار و حَمات، و از سواحل دریاها باز آورَد. ۱۲آری، او برای قومها عَلَمی بر خواهد افراشت و رانده‌شدگانِ اسرائیل را گرد خواهد آورد، و پراکندگان یهودا را از چهارگوشۀ جهان جمع خواهد کرد. ۱۳حسد اِفرایِم از میان خواهد رفت، و آنان که در یهودا دشمنی می‌ورزند، منقطع خواهند شد. آری، اِفرایِم دیگر به یهودا حسد نخواهد برد، و یهودا با اِفرایِم دشمنی نخواهد کرد. ۱۴بلکه بر دامنه‌های فلسطینیان در غرب فرود خواهند آمد، و با هم بنی‌مشرق را غارت خواهند کرد. دست خویش را بر اَدوم و موآب دراز خواهند کرد، و عَمّونیان از ایشان فرمان خواهند برد. ۱۵خداوند زبانۀ دریای مصر را به‌کلّ نابود خواهد کرد، و دست خود را به بادی سوزان بر فُرات خواهد کشید. او آن را به هفت مَعبَر تقسیم خواهد کرد، و مردمان را با نعلین از آن عبور خواهد داد! ۱۶برای باقیماندگان قوم شاهراهی خواهد بود، برای آنان که از آشور برجا مانده باشند، چنانکه برای اسرائیل بود آنگاه که از سرزمین مصر برآمدند. ۱در آن روز خواهی گفت: «خداوندا تو را سپاس می‌گویم، زیرا هرچند بر من غضبناک بودی، اما غضبت برگردانیده شده، مرا تسلی می‌دهی. ۲اینک خداست نجات من؛ بر او توکل کرده، نخواهم ترسید. زیرا خداوند یهوه قوّت و سرود من است؛ او نجات من گردیده است!»

پیدایش ۷.۱۱-۸.۳ (نماز شامگاهی)

۱۱در سال ششصدم از زندگی نوح، در روز هفدهم از ماه دوّم، آری، در همان روز، همۀ چشمه‌های ژرفای عظیم فوران کرد و پنجره‌های آسمان گشوده شد. ۱۲و باران چهل روز و چهل شب بر زمین فرو بارید. ۱۳در همان روز، نوح و پسرانش سام و حام و یافِث و زن نوح و سه زوجۀ پسرانش با آنها به کشتی درآمدند، ۱۴آنان و همۀ وحوش، گونه به گونه، و همۀ چارپایان، گونه به گونه، و همۀ خزندگان روی زمین، گونه به گونه، و همۀ پرندگان گونه به گونه، همۀ مرغان و همۀ بالداران. ۱۵پس دو به دو، از هر ذی‌جسدی که نَفَسِ حیات در خود داشت، نزد نوح به کشتی درآمدند. ۱۶و آنهایی که داخل شدند، همان‌گونه که خدا به نوح فرمان داده بود، نر و ماده از هر ذی‌جسد بودند. آنگاه خداوند در را بر او بست. ۱۷و توفان چهل روز بر زمین ادامه داشت، و آب افزون گشت و کشتی را برگرفت که از زمین بلند شد. ۱۸و آب چیرگی یافته، بر زمین بسیار فزونی گرفت، و کشتی بر سطح آب شناور شد. ۱۹و آب بر زمین زیاد و زیادتر غلبه یافت تا آنکه همۀ کوههای بلند که زیر تمامی آسمان بود، پوشیده شد. ۲۰آب پانزده ذِراع از کوهها بالاتر رفت و آنها را پوشانید. ۲۱هر ذی‌جسدی که بر زمین حرکت می‌کرد، از پرندگان و چارپایان و وحوش و همۀ انبوه جنبندگان کوچک روی زمین و همۀ آدمیان، تلف شد. ۲۲هرآنچه بر خشکی بود و نَفَسِ حیات در بینی داشت، بمرد. ۲۳او هر موجودی را که بر روی زمین بود، محو کرد، از آدمیان و چارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان. آنها از زمین محو شدند؛ تنها نوح باقی ماند و آنها که با وی در کشتی بودند. ۲۴و آب صد و پنجاه روز بر زمین چیره بود. ۱و اما، خدا نوح و همۀ وحوش و چارپایان را که با او در کشتی بودند به یاد آورد، و خدا بادی بر زمین وزانید و آب فروکش کرد. ۲چشمه‌های ژرفا و پنجره‌های آسمان بسته شد؛ و باران از آسمان بازایستاد. ۳و آب رفته رفته از روی زمین برگشت. در پایان صد و پنجاه روز، آب کم شده بود.

امثال ۱۰.۱-۲۲ (نماز شامگاهی)

۱امثال سلیمان: پسر حکیم، مایۀ شادمانی پدر است، اما پسر نادان مادر خویش را غصه‌دار می‌سازد. ۲گنجهای حاصل از شرارت سودی ندارد، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد. ۳خداوند پارسایان را گرسنه نمی‌گذارد، اما شریران را از رسیدن به آرزویشان بازمی‌دارد. ۴دستانِ کاهل، فقیر می‌سازد، دستانِ کاری، دولتمند. ۵عاقل است پسری که در تابستان گِرد می‌آورد، اما پسری که در فصل درو می‌خوابد، شرمسار می‌سازد. ۶بر سَرِ پارسایان، برکتها قرار می‌گیرد، اما خشونت، دهان شریران را می‌بندد. ۷یادِ پارسایان برکت خواهد بود، اما نام شریران خواهد پوسید. ۸دانادل، احکام را می‌پذیرد، اما نادانِ پرگو تلف خواهد شد. ۹آن که در صداقت گام برمی‌دارد در راهِ بی‌خطر است، اما آن که به راهِ کج می‌رود رسوا خواهد شد. ۱۰آن که رِندانه چشمک می‌زند دلریش می‌سازد، اما آن که بی‌پرده نکوهش می‌کند باعث صلح می‌شود. ۱۱دهان پارسایان چشمۀ حیات است، اما دهان شریران خشونت را پنهان می‌سازد. ۱۲نفرت، نزاعها برمی‌انگیزد، اما محبت، خطاپوش است. ۱۳حکمت، بر لبهای فهیمان یافت می‌شود، اما چوب برای پشت کم‌عقلان است. ۱۴حکیمان، دانش‌را می‌اندوزند، اما زبانِ جاهل سر او را بر باد می‌دهد. ۱۵توانگریِ دولتمند، شهرِ مستحکم اوست، اما فقرِ بینوایان به نابودی آنها می‌انجامد. ۱۶مزد پارسایان، به حیات رهنمون می‌شود، عایدی شریران، به گناه. ۱۷آن که به تأدیب گوش می‌سپارد، در راهِ حیات است، اما آن که توبیخ را ترک می‌گوید، گمراهی به بار می‌آورد. ۱۸آن که نفرت را پنهان سازد، لبهای دروغگو دارد، آن که شایعه‌پراکنی کند، نادان است. ۱۹پرگویی خالی از گناه نیست، عاقل آن است که زبان خویش نگاه دارد. ۲۰زبانِ پارسایان، نقرۀ اعلاست، اما دلِ شریران، کم ارزش است! ۲۱لبهای پارسایان، بسیاری را می‌پرورد، اما جاهلان از کم‌عقلی می‌میرند. ۲۲برکت خداوند، دولتمند می‌سازد، و او زحمتی نیز با آن نمی‌افزاید.

یادبودها

شهیدان اِوتروپیوس، کلئونیکوس و باسیلیسکوس (۳۰۸)

They were fellow-soldiers and kinsmen of St Theodore the Tyro (Feb. 17). When St Theodore received his martyrdom, they were kept in prison because the governor of Amasia was unwilling to execute them. But a new and crueler governor, Asclepiodotus, took his place and ordered the three soldiers of Christ to be brought to him. At first, the governor used flattery and bribery to attempt to turn the three from Christ. He invited Eutropius to dine with him, but Eutropius refused, quoting the Psalm ‘Blessed is the man that walketh not in the counsels of the ungodly.’ He then offered them a huge amount of silver, which they likewise refused, telling the governor that Judas lost his soul for silver. The governor then turned to torture, subjecting the three to extreme torments. At last, he condemned Eutropius and Cleonicus to crucifixion, for which they joyfully gave thanks that they had been found worthy to die the same death as Christ. Basiliscus was held in prison awhile longer in hopes that the deaths of his companions would weaken his resolve; but when he remained steadfast in the Faith, he was beheaded, on May 22 (on which he is also commemorated) in 308.

ناشناخته دختر در اسکندریه (?)

“She was from a wealthy house, having a good father who suffered much and had a difficult death, and an evil mother who had an easy life, died in peace and was buried with honour. In uncertainty whether to live by the example of her father or her mother, this maiden had a vision, in which the state of her father and of her mother were shown to her. She saw her father in the Kingdom of God, and her mother in darkness and torment. This determined her to devote her whole life to God, and, like her father, follow the commandments of God without regard to any opposition or misfortune that she might have to endure. And she followed the commandments of God to the end, with His help, and was made worthy of the Kingdom of heaven, in which she was reunited with her beloved father.” (Prologue)