Orthodox Calendar

۴ ژانویه ۲۰۲۸
سه‌شنبه هفته بیست‌ونهم بعد از پنطیکاست

روزه میلاد — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • شهید بزرگ آناستاسیا و همراهان (۲۹۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

عبرانیان ۴.۱-۱۳ (رساله)

۱پس به‌هوش باشیم مبادا با اینکه وعدۀ راه یافتن به آسایش او هنوز به قوّت خود باقیست، آشکار شود که احدی از شما، از دست یافتن به آن باز‌مانده است. ۲زیرا به ما نیز چون ایشان بشارت داده شد. امّا پیامی که شنیدند، سودی برایشان نداشت، زیرا با آنان که گوش فرا دادند به ایمان متحد نشدند. ۳ولی ما که ایمان آورده‌ایم، به آن آسایش راه می‌یابیم. چنانکه خدا فرموده است: «پس در خشم خود سوگند خوردم که به آسایش من هرگز راه نخواهند یافت،» و با این همه، کارهای او از زمان آفرینش جهان به پایان رسیده بود؛ ۴زیرا در جایی راجع به روز هفتم بیان می‌کند که: «خدا در هفتمین روز، از همۀ کارهای خویش بیاسود،» ۵و باز در قسمتی که در بالا نقل شد، می‌گوید: «به آسایش من هرگز راه نخواهند یافت.» ۶بنابراین، از آنجا که این حقیقت به قوّت خود باقی است که برخی می‌باید به آن آسایش راه یابند، و آنان که پیشتر بشارت یافتند، به سبب نافرمانی راه نیافتند، ۷پس خدا دیگر بار روزی خاص را مقرر فرمود، و پس از گذشت سالهای بسیار، در مزامیر داوود، از ’امروز‘ سخن گفت و آن‌گونه که پیشتر بیان شد، فرمود: «امروز، اگر صدای او را می‌شنوید، دل خود را سخت مسازید.» ۸زیرا اگر یوشَع به آنها آسایش بخشیده بود، مدتها بعد، خدا از روزی دیگر سخن نمی‌گفت. ۹پس قوم خدا هنوز باید از آسایش شَبّات برخوردار شوند؛ ۱۰زیرا هر کس که به آسایش خدا داخل می‌شود، او نیز از کارهای خود آسودگی می‌یابد، همان‌گونه که خدا از کارهای خود برآسود. ۱۱پس بیایید به‌جدّ بکوشیم تا به آن آسایش راه یابیم، مبادا کسی از نافرمانی آنان سرمشق گیرد و در‌لغزد. ۱۲زیرا کلام خدا زنده و مؤثر است و بُرنده‌تر از هر شمشیر دو دم، و چنان نافذ که نَفْس و روح، و مفاصل و مغزِ استخوان را نیز جدا می‌کند، و سنجشگر افکار و نیّتهای دل است. ۱۳هیچ چیز در تمام آفرینش از نظر خدا پنهان نیست، بلکه همه چیز در برابر چشمان او که حساب ما با اوست، عریان و آشکار است.

مرقس ۱۰.۲-۱۲ (انجیل)

۲فَریسیان نزدش آمدند و برای آزمایش از او پرسیدند: «آیا جایز است که مرد زن خود را طلاق دهد؟» ۳عیسی در پاسخ گفت: «موسی چه حکمی به شما داده است؟» ۴گفتند: «موسی اجازه داده که مرد طلاقنامه‌ای بنویسد و زن خود را رها کند.» ۵عیسی به آنها فرمود: «موسی به سبب سختدلی شما این حکم را برایتان نوشت. ۶امّا از آغازِ آفرینش، خدا ”ایشان را مرد و زن آفرید.“ ۷و ”از همین رو، مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، به زن خویش خواهد پیوست، ۸و آن دو یک تن خواهند شد.“ بنابراین، از آن پس دیگر دو نیستند، بلکه یک تن می‌باشند. ۹پس آنچه را خدا پیوست، انسان جدا نسازد.» ۱۰چون در خانه بودند، شاگردان دیگر بار دربارۀ این موضوع از عیسی سؤال کردند. ۱۱عیسی فرمود: «هر که زن خود را طلاق دهد و زنی دیگر اختیار کند، نسبت به زن خود مرتکب زنا شده است. ۱۲و اگر زنی از شوهر خود طلاق گیرد و شوهری دیگر اختیار کند، مرتکب زنا شده است.»

یادبودها

شهید بزرگ آناستاسیا و همراهان (۲۹۰)

She was born in Rome to a wealthy and prominent family. Though her father Pretexatus was a pagan, her mother Fausta instructed her in the things of God. Her father married her against her will to Publius, a prodigal and impious man lacking in Christian or pagan virtue. Anastasia was in the custom of dressing herself as a poor working woman and going out by night to visit and comfort the many Christians in prison (this was the time of Diocletian’s persecution). When Publius discovered this, he was furious that his wife was demeaning herself by consorting with the despised Christians, and had his wife locked in the house with so little food that she came close to death by starvation. She was able to get a letter to her spiritual father Chrysogonus, who was also in prison, and their correspondence helped to sustain her through her ordeal. After three months her husband died in a shipwreck and she regained her freedom. Immediately she redoubled her work for the suffering Christians and their families, devoting all her time and wealth to their comfort and care.

One day Diocletian declared that all Christians in his prisons should be slain, and his command was carried out in one night. The next day Anastasia came to visit her beloved companions and, learning that all were dead, fell sobbing by the gate, no longer caring to conceal her Christian faith from anyone. Almost immediately she was arrested and brought before the authorities, who subjected her to every form of abuse. One prefect offered to marry her if she would bow to the idols, but to have her tortured to death if she would not. When she was unmoved, he attempted to rape her, but was struck blind and died miserably. She then briefly escaped to Nicaea and found refuge with the pious St Theodota, but was seized again along with Theodota and her children. After further trials and torments Anastasia, Theodota and her children, and others who had been converted to Christ through Anastasia’s example, were executed.

Saint Anastasia’s relics were taken to Rome, where a church was built in her honor. The relics were later translated to Constantinople and placed in another church bearing her name, where they worked many miracles. Because she has healed many through her prayers from the effects of poisons and potions, she is called Pharmocolytria, “Deliverer from Potions.”