Orthodox Calendar

۵ ژوئیه ۲۰۲۷
دوشنبه هفته سوم بعد از پنطیکاست

روزه رسولان

یادبودها

  • کشیش‌شهید اِوسبیوس، اسقف ساموساتا (۳۸۰)
  • قدیس آلبان, اول شهید کبیر بریتانیا (اوایل سده ۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

Romans 7.1-13 (رساله)

۱ای برادران، آیا نمی‌دانید - زیرا با کسانی سخن می‌گویم که از شریعت آگاهند - که شریعت تنها تا زمانی بر انسان حکم می‌راند که انسان زنده است؟ ۲برای مثال، بنا بر شریعت، زن شوهردار تا زمان زنده بودن شوهرش، به او بسته است. امّا اگر شوهر بمیرد، زن از قید تعهد شرعی به وی آزاد می‌شود. ۳پس اگر آن زمان که شوهرش زنده است، با مردی دیگر وصلت کند، زناکار خوانده می‌شود. امّا اگر شوهرش بمیرد، از این شریعت آزاد است، و چنانکه با مردی دیگر وصلت کند، زناکار شمرده نمی‌شود. ۴به همین‌سان، ای برادران من، شما نیز به واسطۀ جسد مسیح در قبال شریعت به مرگ سپرده شدید تا با شخصی دیگر وصلت کنید، یعنی با او که از مردگان برخیزانیده شد، تا برای خدا ثمر آوریم. ۵زیرا زمانی که در سیطرۀ نَفْس به سر می‌بردیم، امیالی گناه‌آلود که شریعت آنها را برمی‌انگیخت، در اعضای ما عمل می‌کرد تا برای مرگ ثمر آوریم. ۶امّا اکنون با مردن نسبت به آنچه در قید آن بودیم، از شریعت آزاد شده‌ایم تا از راه نوینِ روح خدمت کنیم، نه از راه کهنۀ آنچه نوشته‌ای بیش نیست. ۷پس چه گوییم؟ آیا شریعت گناه است؟ به هیچ روی! براستی اگر شریعت نبود، هرگز درنمی‌یافتم گناه چیست. زیرا اگر شریعت نگفته بود «طمع مورز»، نمی‌توانستم دریابم طمع ورزیدن چیست. ۸امّا گناه با سوءاستفاده از این حکمِ شریعت، فرصت یافت تا هر نوع طمع را در من پدید آورد. زیرا جدا از شریعت، گناه مرده است. ۹زمانی من جدا از شریعتْ زنده بودم؛ امّا چون حکم آمد، گناه زنده گشت و من مُردم. ۱۰همان حکم که می‌بایست به حیات راهبر شود، در عمل به مرگ من انجامید. ۱۱زیرا گناه با سود جستن از فرصتی که حکم پدید آورده بود، مرا فریفت و به واسطۀ آن مرا کشت. ۱۲بنابراین، شریعتْ مقدّس است و حکمِ شریعت نیز مقدّس، عادلانه و نیکوست. ۱۳پس آیا آنچه نیکو بود، برای من باعث مرگ شد؟ هرگز! بلکه گناه به واسطۀ آنچه نیکو بود، مرگ را در من پدید آورد تا بدین‌گونه گناه بودنش جلوه‌گر شود و پلیدی گناه از طریق حکم شریعت به اوج برسد.

متی ۹.۳۶-۱۰.۸ (انجیل)

۳۶و چون انبوه جماعتها را دید، دلش بر حال آنان سوخت زیرا همچون گوسفندانی بی‌شبان، پریشانحال و درمانده بودند. ۳۷پس به شاگردانش گفت: «محصول فراوان است، امّا کارگر اندک. ۳۸پس، از مالک محصول بخواهید کارگران برای دروِ محصول خود بفرستد.» ۱آنگاه عیسی دوازده شاگردش را نزد خود فرا خواند و آنان را اقتدار بخشید تا ارواح پلید را بیرون کنند و هر درد و بیماری را شفا دهند. ۲این است نامهای دوازده رسول: نخست، شَمعون معروف به پطرس و برادرش آندریاس؛ یعقوب پسر زِبِدی و برادرش یوحنا؛ ۳فیلیپُس و بَرتولْما؛ توما و مَتّای خَراجگیر؛ یعقوب پسر حَلْفای و تَدّای؛ ۴شَمعون غیور و یهودای اَسخَریوطی که عیسی را تسلیم دشمن کرد. ۵عیسی این دوازده تن را فرستاد و به آنان فرمود: «نزد غیریهودیان مروید و به هیچ‌یک از شهرهای سامِریان داخل مشوید، ۶بلکه نزد گوسفندانِ گمشدۀ قوم اسرائیل بروید. ۷هنگامی که می‌روید، این پیام را موعظه کنید که پادشاهی آسمان نزدیک شده است. ۸بیماران را شفا دهید، مردگان را زنده کنید، جذامیها را پاک سازید، دیوها را بیرون کنید. به رایگان یافته‌اید، به رایگان هم بدهید.

یادبودها

کشیش‌شهید اِوسبیوس، اسقف ساموساتا (۳۸۰)

In the struggle against the Arian heresy, Meletius, Patriarch of Antioch, was deposed, and the emperor Constantius demanded that Eusebius surrender the document that proved his legitimate appointment to the Patriarchal throne. Eusebius said he would not surrender it without the permission of all who had signed it and, when imperial soldiers threatened to cut off his right hand, he held out both his hands to them. When Constantius heard of this, he was struck with admiration and ceased his persecution of the bishop. As the Arian heresy continued to rage, Eusebius stood strong, and was finally exiled by order of the Emperor Valens. When the messenger bearing the edict of banishment arrived, Eusebius warned him to keep quiet lest the people, hearing why he had come, should kill him. Then Eusebius left the city on foot, under cover of darkness, in order to protect the messenger from harm. Upon the death of Valens, Eusebius returned to from exile and traveled throughout Syria (though he was now a very old man), appointing priests and bishops known for their Orthodoxy. About 380, as he was entering a village to enthrone a bishop, an Arian woman threw a tile at him from a rooftop, fracturing his skull. As he lay dying, he made all the bystanders swear not to take any revenge.

Saint Gregory the Theologian corresponded with Eusebius, and esteemed him so highly that in a letter to him he wrote, ‘That such a man should deign to be my patron also in his prayers will gain for me, I am persuaded, as much strength as I should have gained through one of the holy martyrs.’

قدیس آلبان, اول شهید کبیر بریتانیا (اوایل سده ۳)

He was a soldier in the Roman army and, according to the venerable Bede, was brought to faith in Christ by a fugitive priest to whom he gave shelter. The saint exchanged clothes with the priest, allowing him to escape and ensuring his own martyrdom. Some writers, including St Bede, place his martyrdom during the reign of Diocletian (286-303).

Saint Alban’s tomb was venerated as early as 429 by St Germanus of Auxerre. The town of Verulamium is either his home town or the place of his martyrdom; near it a monastery was founded, around which grew the English town of St Albans.