Orthodox Calendar

۸ ژوئن ۲۰۲۷
سه‌شنبه هفته ششم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • رسولان کارپوس و حلفی از هفتاد
  • قدیس آگوستین کانتربری, مبشر انگلستان (حدود ۶۰۵)
  • شهید جدید مقدس الکساندر تسالونیکی (۱۷۹۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۷.۱۹-۲۸ (رساله)

۱۹آنگاه او را برگرفته، به مجمع ’آریوپاگوس‘ بردند و در آنجا به او گفتند: «آیا می‌توان دانست که این تعلیم جدید که تو می‌دهی، چیست؟ ۲۰سخنانت به گوش ما عجیب می‌آید. پس خواهان دانستن معنای آنیم.» ۲۱همۀ آتِنیان و غریبانی که در آنجا می‌زیستند، مشغولیتی جز این نداشتند که وقت خود را به گفت و شنود دربارۀ عقاید جدید بگذرانند. ۲۲پس پولس در میان مجمع ’آریوپاگوس‘ برخاست و گفت: «ای مردان آتنی، من شما را از هر لحاظ بسیار دیندار یافته‌ام. ۲۳زیرا هنگامی که در شهر سیر می‌کردم و آنچه را که شما می‌پرستید نظاره می‌نمودم، مذبحی یافتم که بر آن نوشته شده بود: ”تقدیم به خدای ناشناخته“. حال، آنچه را شما ناشناخته می‌پرستید، من به شما اعلام می‌کنم. ۲۴«خدایی که جهان و هرآنچه را در آن است آفرید، مالکِ آسمان و زمین است و در معابد ساختۀ دست بشر ساکن نمی‌شود. ۲۵دستان بشری نمی‌تواند خدمتی به او بکند، چنانکه گویی به چیزی محتاج باشد، زیرا خودْ بخشندۀ حیات و نَفَس و هر چیز دیگر به جمیع آدمیان است. ۲۶او همۀ اقوام بشری را از یک انسان پدید آورد تا در سرتاسر زمین ساکن شوند؛ و زمانهای تعیین شده برای ایشان و حدود محل سکونتشان را مقرر فرمود. ۲۷تا مردمان او را بجویند و چه‌بسا که در پی‌اش گشته، او را بیابند، هرچند از هیچ‌یک از ما دور نیست. ۲۸زیرا در اوست که زندگی و حرکت و هستی داریم؛ چنانکه برخی از شاعران خود شما نیز گفته‌اند که از نسل اوییم.

یوحنا ۱۲.۱۹-۳۶ (انجیل)

۱۹پس فَریسیان به یکدیگر گفتند: «ببینید که راه به جایی نمی‌برید؛ بنگرید که همۀ دنیا از پی او رفته‌اند.» ۲۰در میان کسانی که برای عبادت در عید آمده بودند، شماری یونانی بودند. ۲۱آنها نزد فیلیپُس، که اهل بِیت‌صِیْدای جلیل بود، آمدند و به او گفتند: «سَروَرا، می‌خواهیم عیسی را ببینیم.» ۲۲فیلیپُس آمد و به آندریاس گفت، و آنها هر دو رفتند و به عیسی گفتند. ۲۳عیسی به آنان گفت: «ساعتِ جلال یافتن پسر انسان فرا رسیده است. ۲۴آمین، آمین، به شما می‌گویم، اگر دانۀ گندم در خاک نیفتد و نمیرد، تنها می‌ماند؛ امّا اگر بمیرد بارِ بسیار می‌آورد. ۲۵کسی که جان خود را دوست بدارد، آن را از دست خواهد داد. امّا کسی که در این جهان از جان خود نفرت داشته باشد، آن را تا حیات جاویدان حفظ خواهد کرد. ۲۶آن که بخواهد مرا خدمت کند، باید از من پیروی کند؛ و جایی که من باشم، خادم من نیز خواهد بود. کسی که مرا خدمت کند، پدرم او را سرافراز خواهد کرد. ۲۷«اکنون جان من مضطرب است. چه بگویم؟ آیا بگویم، ”پدر! مرا از این ساعت رهایی ده“؟ امّا برای همین منظور به این ساعت رسیده‌ام. ۲۸پدر، نام خود را جلال ده!» آنگاه ندایی از آسمان در رسید که: «جلال داده‌ام و باز جلال خواهم داد.» ۲۹پس مردمی که آنجا بودند و این را شنیدند، گفتند: «رعد بود.» دیگران گفتند: «فرشته‌ای با او سخن گفت.» ۳۰عیسی گفت: «این ندا برای شما بود، نه برای من. ۳۱اکنون زمان داوری بر این دنیاست؛ اکنون رئیس این جهان بیرون افکنده می‌شود. ۳۲و من چون از زمین برافراشته شوم، همه را به سوی خود خواهم کشید.» ۳۳او با این سخن، به چگونگی مرگی اشاره می‌کرد که انتظارش را می‌کشید. ۳۴مردم گفتند: «بنا بر آنچه از تورات شنیده‌ایم، مسیح تا ابد باقی خواهد ماند، پس چگونه است که می‌گویی پسر انسان باید برافراشته شود؟ این پسر انسان کیست؟» ۳۵عیسی به ایشان گفت: «تا اندک زمانی دیگر، نور با شماست. پس تا زمانی که هنوز نور را دارید، راه بروید، مبادا تاریکی شما را فرو گیرد. آن که در تاریکی راه می‌رود، نمی‌داند کجا می‌رود. ۳۶تا زمانی که نور را دارید، به نور ایمان آورید تا فرزندان نور گردید.» چون این سخنان را گفت، از آنجا رفت و خود را از ایشان پنهان کرد.

یادبودها

رسولان کارپوس و حلفی از هفتاد

He was one of the Seventy and a companion of St Paul, who mentions him in 2 Timothy 4:13. He became a Bishop in Thrace (the Great Horologion says in Berea, the Prologue in Varna), where he suffered martyrdom. St Dionysius the Areopagite met and wrote about him, stating that Carpus never began the Liturgy without first receiving a heavenly vision.

From the Prologue: “We must not desire the death of a sinner, but his repentance. Nothing so saddens the Lord who suffered on the Cross for sinners as when we pray to Him for the death of a sinner and his removal from our path. It once happened that the Apostle Carpus lost patience and began to pray God to send death upon two sinful men, the one pagan and the other an apostate from the Faith. The Lord appeared to him and said: ‘Behold, here I am; ready to be crucified again for the salvation of men.’ St Carpus related this event to St Dionysius the Areopagite, who wrote it down as a lesson for all in the Church that we must pray for the salvation of sinners and not for their destruction. For the Lord ‘is not willing that any should perish, but that all should come to repentance’ (II Peter 3:9).”

قدیس آگوستین کانتربری, مبشر انگلستان (حدود ۶۰۵)

He is the founder of the Church in southern England, which at that time was almost entirely pagan, though Christianity thrived in the Celtic lands of Ireland, Wales and parts of Scotland. Augustine, a monk at the monastery of St Andrew in Rome, was chosen by Pope Gregory I to lead a mission to England. He and a party of about forty monks landed in England in 597; they were received warmly by King Aethelbert, who was baptised by Augustine and thus became the first Christian king of the Anglo-Saxon people. In 601 Pope Gregory made Augustine Archbishop of Britain, and he established his cathedral at Canterbury, where he also established a monastery. Saint Augustine worked unsuccessfully to unite his churches with those of the Irish monks and hierarchs, who followed different liturgical practices, kept a different date of Pascha, and disapproved of the less severe Roman monastic practices introduced by the Archbishop. He reposed in peace.

شهید جدید مقدس الکساندر تسالونیکی (۱۷۹۴)

He was born in Thessalonica and, though baptised a Christian, he accepted Islam as a young man, eventually becoming a Sufi (one of a mystical sect among the Muslims). But in time he began to repent, and concluded that martyrdom was the only way for him to cleanse himself from the stain of his denial of Christ. Having repented, he presented himself to the Turks dressed as a Christian. He was thrown into prison and tortured, but in response to every enticement, threat or torment, he would only say ‘I was born a Christian, and as a Christian I shall die.’ Finally he was sentenced to death, which Alexander joyfully accepted as a sign of God’s forgiveness. He was slain by the sword in Smyrna in 1794.