Orthodox Calendar

۲ ژوئن ۲۰۲۷
چهارشنبه هفته پنجم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • بدرقه نیمه پنطیکاست

یادبودها

  • شهید تالِلائوس در آئگائه در کیلیکیه و کسانی که با او (۳۲۷)
  • کشف ذخایر قدیس آلکسی، متروپولیت کیف (۱۳۷۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۳.۱۳-۲۴ (رساله)

۱۳آنگاه پولس و همراهانش از راه دریا از پافوس به پِرجۀ پامفیلیه رفتند. امّا در آنجا یوحنا از ایشان جدا شد و به اورشلیم بازگشت. ۱۴آنها از پِرجه گذشتند و به اَنطاکیۀ پیسیدیه رسیدند. در روز شَبّات، به کنیسه درآمدند و نشستند. ۱۵پس از تلاوت تورات و کتب پیامبران، رهبرانِ کنیسه نزد ایشان فرستادند و گفتند: «برادران، اگر پند و اندرزی برای مردم دارید، بگویید.» ۱۶پولس ایستاد و با دست اشاره کرده، گفت: «ای مردان اسرائیلی و ای غیریهودیانِ خداترس، گوش فرا دهید! ۱۷خدای قوم اسرائیل، پدران ما را برگزید و قوم ما را در زمان غربتشان در مصر سرافراز ساخت و با قدرتی عظیم آنها را از آن سرزمین به در آورد، ۱۸و قریب به چهل سال رفتارشان را در بیابان تحمل کرد. ۱۹او هفت قوم را که در کنعان بودند، نابود ساخت و سرزمینشان را به قوم خود به میراث داد. ۲۰این همه حدود چهارصد و پنجاه سال به طول انجامید. «پس از آن، تا زمان سموئیل نبی، خدا داوران بدیشان داد. ۲۱آنگاه پادشاهی خواستند و خدا شائول، پسر قِیس، از قبیلۀ بِنیامین را به ایشان داد، که چهل سال حکومت کرد. ۲۲پس از برداشتن شائول، داوود را برانگیخت تا شاه ایشان گردد، و بر او چنین گواهی داد: ”داوود پسر یَسا را دلخواه خویش یافتم؛ او خواستِ مرا به‌طور کامل به جا خواهد آورد.“ ۲۳«از نسل همین مرد، خدا طبق وعدۀ خود، نجات‌دهنده یعنی عیسی را برای اسرائیل فرستاد. ۲۴پیش از آمدن عیسی، یحیی تعمیدِ توبه را به همۀ مردم اسرائیل موعظه می‌کرد.

یوحنا ۶.۵-۱۴ (انجیل)

۵چون عیسی نگریست و دید که گروهی بسیار به سویش می‌آیند، فیلیپُس را گفت: «از کجا نان بخریم تا اینها بخورند؟» ۶این را گفت تا او را بیازماید، زیرا خود نیک می‌دانست چه خواهد کرد. ۷فیلیپُس پاسخ داد: «دویست دینار نان نیز کفافشان نمی‌کند، حتی اگر هر یک فقط اندکی بخورند.» ۸یکی دیگر از شاگردان به نام آندریاس، که برادر شَمعون پطرس بود، گفت: ۹«پسرکی اینجاست که پنج نان جو و دو ماهی دارد، امّا این کجا این گروه را کفایت می‌کند؟» ۱۰عیسی گفت: «مردم را بنشانید.» در آنجا سبزۀ بسیار بود. پس ایشان که نزدیک پنج هزار مرد بودند، نشستند. ۱۱آنگاه عیسی نانها را برگرفت، و پس از شکرگزاری، میان نشستگان تقسیم کرد، و ماهیها را نیز، به قدری که خواستند. ۱۲چون سیر شدند، به شاگردان گفت: «پاره‌نانهای باقی‌مانده را جمع کنید تا چیزی هدر نرود.» ۱۳پس آنها را جمع کردند و از پاره‌های باقی‌ماندۀ آن پنج نان جو که جماعت خورده بودند، دوازده سبد پر شد. ۱۴مردم با دیدن این آیت که از عیسی به ظهور رسید، گفتند: «براستی که او همان پیامبر است که می‌باید به جهان بیاید.»

یادبودها

شهید تالِلائوس در آئگائه در کیلیکیه و کسانی که با او (۳۲۷)

The holy Thalelaeus is counted as one of the Unmercenary Physicians. He was a physician, born in Lebanon to a Berucius (a bishop) and Romylia. During the persecutions by the Emperor Numerian, he fled to Cilicia, but was captured and brought before Theodore, the governor. When Thalelaeus boldly confessed Christ, the cruel governor ordered two soldiers, Alexander and Asterius, to bore holes through his leg-bones, pass a rope through them, and hang him from a tree. But the executioners, by the power of God, were momentarily deprived of their wits and bored through a wooden plank instead, which they hung in the tree. The governor angrily ordered that the soldiers be flogged; during their flogging they cried out: ‘The Lord is alive to us; from now on, we are become Christians. We believe in Christ, and suffer for Him.’ Hearing these words, the governor ordered that both be beheaded. He then seized their awl and attempted to bore through Thalelaeus’ legs himself; but his hand suddenly became paralyzed. The compassionate physician prayed to Christ and healed his persecutor’ hand. His heart still hardened, the governor next ordered that the Saint be thrown into water and drowned; but he survived. Next he was thrown to wild beasts, but they licked his feet and rubbed tamely against him. Finally the holy Martyr was beheaded.

کشف ذخایر قدیس آلکسی، متروپولیت کیف (۱۳۷۸)

He was born in Moscow in 1292. In 1354 he was ordained Metropolitan of Moscow by Philotheus, Patriarch of Constantinople. He founded several monasteries, including the first women’s monastery in Moscow. He translated the Holy Gospel from Greek into Slavonic. At that time Russia was under the rule of the Tartars, and St Alexis twice visited the Tartar Khan to plead with him to ease the oppression of the Russian people. On one of these visits he healed Taidula, the Khan’s wife. He founded the Chudov Monastery in Moscow on land given him by the Khan and his wife in thanksgiving for this miraculous healing; the Saint’s relics are enshrined at this same monastery. This is the feast of the uncovering of his holy relics in 1431.