Orthodox Calendar

۲۵ مه ۲۰۲۷
سه‌شنبه هفته چهارم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • ما پدران در میان قدیسان اپیفانیوس, اسقف قبرس (۴۰۳) و ژرمانوس, اسقف اعظم قسطنطنیه (۷۴۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۰.۲۱-۳۳ (رساله)

۲۱پطرس پایین رفت و به آنان گفت: «من همانم که می‌جویید. سبب آمدنتان چیست؟» ۲۲گفتند: «کُرنِلیوسِ فرمانده ما را فرستاده. او مردی پارسا و خداترس است و یهودیان همه به نیکی از او یاد می‌کنند. او از فرشته‌ای مقدّس دستور یافته که در پی تو بفرستد و تو را به خانۀ خود دعوت کرده، سخنانت را بشنود.» ۲۳پس پطرس آنها را به خانه برد تا میهمان او باشند. روز بعد برخاست و همراه آنان روانه شد. برخی از برادرانِ اهل یافا نیز با وی رفتند. ۲۴فردای آن روز به قیصریه رسیدند. کُرنِلیوس خویشان و دوستان نزدیک خود را نیز گرد ‌آورده بود و منتظر ورود آنان بود. ۲۵چون پطرس به خانه درآمد، کُرنِلیوس به استقبال او شتافت و به پایش درافتاده، او را پرستش کرد. ۲۶امّا پطرس او را بلند کرد و گفت: «برخیز؛ من نیز انسانی بیش نیستم.» ۲۷سپس گفتگوکنان با وی به خانه درآمد و در آنجا با جمعی بزرگ روبه‌رو شد. ۲۸پطرس به آنان گفت: «شما خود آگاهید که برای یهودیان حرام است که با اجنبیان معاشرت کنند یا به خانۀ آنها بروند. امّا خدا به من نشان داد که هیچ‌کس را نجس یا ناپاک نخوانم. ۲۹پس چون در پی من فرستادید، بدون هیچ اعتراضی آمدم. اکنون بگویید، از چه سبب مرا طلب کرده‌اید؟» ۳۰کُرنِلیوس پاسخ داد: «چهار روز پیش در همین وقت، حوالی ساعت نهم، در خانۀ خویش به دعا مشغول بودم که ناگاه مردی در جامه‌ای نورانی در برابرم ایستاد ۳۱و گفت: ”کُرنِلیوس، دعایت مستجاب گردیده و صدقاتت در حضور خدا به یاد آورده شده است. ۳۲کسانی به یافا بفرست تا شَمعونِ معروف به پطرس را به اینجا بیاورند. او نزد شَمعونِ دَبّاغ که خانه‌اش کنار دریاست، میهمان است.“ ۳۳پس بی‌درنگ در پی تو فرستادم و تو نیز لطف کردی و آمدی. اینک همۀ ما در حضور خدا حاضریم تا هرآنچه خداوند به تو فرموده است، بشنویم.»

یوحنا ۷.۱-۱۳ (انجیل)

۱پس از این، عیسی چندی در جلیل می‌گشت، زیرا نمی‌خواست در یهودیه باشد، چرا که یهودیان در پی کشتنش بودند. ۲چون عید خیمه‌ها که از اعیاد یهود بود، نزدیک شد، ۳برادران عیسی به او گفتند: «اینجا را ترک کن و به یهودیه برو تا پیروانت کارهایی را که می‌کنی ببینند، ۴زیرا هر که بخواهد شناخته شود، در نهان کار نمی‌کند. تو که این کارها را می‌کنی، خود را به جهان بنما.» ۵زیرا حتی برادرانش نیز به او ایمان نیاورده بودند. ۶پس عیسی به ایشان گفت: «هنوز وقت من فرا نرسیده، امّا برای شما هر وقتی مناسب است. ۷جهان نمی‌تواند از شما متنفر باشد امّا از من نفرت دارد، زیرا من شهادت می‌دهم که کارهایش بد است. ۸شما خود برای عید بروید، من [فعلاً] به این عید نمی‌آیم، زیرا وقت من هنوز فرا نرسیده است.» ۹این را گفت و در جلیل ماند. ۱۰امّا پس از آن که برادرانش برای آن عید رفتند، خود نیز رفت، امّا نه آشکارا بلکه در نهان. ۱۱پس یهودیان، هنگام عید او را جُسته، می‌پرسیدند: «آن مرد کجاست؟» ۱۲و دربارۀ او بین مردم همهمۀ بسیار بود. بعضی می‌گفتند: «مردی است نیک.» امّا بعضی دیگر می‌گفتند: «نه! بلکه مردم را گمراه می‌کند.» ۱۳لیکن چون از یهودیان می‌ترسیدند، هیچ‌کس دربارۀ او آشکارا سخن نمی‌گفت.

یادبودها

ما پدران در میان قدیسان اپیفانیوس, اسقف قبرس (۴۰۳) و ژرمانوس, اسقف اعظم قسطنطنیه (۷۴۰)

Saint Epiphanios was born a Jew in Palestine, but he and his sister came to faith in Christ and were baptized together. Epiphanios gave all his possessions to the poor and became a monk. He knew St Hilarion the great (October 31), and traveled among the monks of Egypt to learn their ways and wisdom. The fame of his virtue spread so widely that several attempts were made to make him bishop, first in Egypt, then in Cyprus. Whenever Epiphanios heard of these plans, he fled the area. He was finally made bishop by means of a storm: told to go to Cyprus, he took ship instead for Gaza, but a contrary wind blew his ship directly to Cyprus, where “Epiphanios fell into the hands of bishops who had come together to elect a successor to the newly-departed Bishop of Constantia, and the venerable Epiphanios was at last constrained to be consecrated, about the year 367.” (Great Horologion). He guarded his flock faithfully for the remainder of his life, working many miracles, defending the Church against the Arian heresy, and composing several books, of which the best-loved is the Panarion (from the Latin for ‘bread-box’), an exposition of the Faith and an examination of eighty heresies. He was sometimes called the ‘Five-tongued’ because he was fluent in Hebrew, Egyptian, Syriac, Greek, and Latin.

Saint Germanos was the son of a prominent family, in Constantinople. He became Metropolitan of Cyzicus, then was elevated to the throne at Constantinople in 715. It was he who baptized the infant Constantine, who for his whole life was nicknamed “Copronymos” because he defecated in the baptismal font (though he was neither the first nor the last infant to do so). At this incident, Patriarch Germanos is said to have prophesied that the child would one day bring some foul heresy upon the Church, which he did, becoming a notorious iconoclast as emperor. Germanos openly opposed the decree of the Emperor Leo the Isaurian which began the persecution of the holy icons. For this he was deposed and driven into exile in 730. He lived the rest of his life in peace. Saint Germanos is the composer of many of the Church’s hymns, notably those for the Feast of the Meeting in the Temple.

These two Saints are always commemorated together.