Orthodox Calendar

۱۱ آوریل ۲۰۲۷
یکشنبه چهارم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • قدیس یوحنای نردبانی

یادبودها

  • کشیش‌شهید مرقس، اسقف آنتوسا
  • پدر مقدس ما یوحنا زاهد (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

متی ۲۸.۱۶-۲۰ (انجیل اول صبحگاهی)

۱۶آنگاه آن یازده شاگرد به جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود، رفتند. ۱۷چون در آنجا عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند. ۱۸آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. ۱۹پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید ۲۰و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»

عبرانیان ۶.۱۳-۲۰ (رساله)

۱۳هنگامی که خدا به ابراهیم وعده داد، چون بزرگتری از خودش نبود که به او سوگند خورَد، پس به خود سوگند خورد ۱۴و فرمود: «به‌یقین تو را برکت خواهم داد و تو را کثیر خواهم ساخت.» ۱۵و بدین‌گونه، ابراهیم پس از آنکه با شکیبایی انتظار کشید، وعده را یافت. ۱۶آدمیان به کسی بزرگتر از خود سوگند می‌خورند و سوگند، سخن شخص را تضمین می‌کند و به همۀ بحثها پایان می‌بخشد. ۱۷به همین‌سان، چون خدا خواست تغییرناپذیر بودن قصد خود را بر وارثان وعده‌ها هر چه آشکارتر سازد، آن را با سوگند تضمین کرد، ۱۸تا به واسطۀ دو امر تغییرناپذیر، که ممکن نیست خدا دربارۀ آنها دروغ بگوید، ما از دلگرمی بسیار برخوردار شویم، ما که گریخته‌ایم تا امیدی را که پیش روی ما قرار داده شده است، به چنگ گیریم. ۱۹این امید، به منزلۀ لنگری محکم و ایمن برای جان ماست، امیدی که به محرابِ درون حجاب راه می‌یابد، ۲۰جایی که عیسی چون پیشرو ما، و به نمایندگی از ما، داخل شد؛ همان که جاودانه کاهن اعظم شده است، در رتبۀ مِلْکیصِدِق.

افسسیان ۵.۸-۱۹ (رساله, قدیس یوحنا)

۸شما زمانی تاریکی بودید، امّا اکنون در خداوندْ نور هستید. پس همچون فرزندان نور رفتار کنید. ۹زیرا ثمرۀ نور، در هر گونه نیکویی، پارسایی و راستی است. ۱۰بسنجید که مایۀ خشنودی خداوند چیست. ۱۱در کارهای بی‌ثمر تاریکی سهیم نشوید، بلکه آنها را افشا کنید. ۱۲زیرا حتی بر زبان آوردن آنچه چنین کسان در خفا می‌کنند، شرم‌آور است. ۱۳امّا هرآنچه به وسیلۀ نور افشا گردد، آشکارا دیده می‌شود. ۱۴زیرا هرآنچه آشکار می‌شود نور است. از این جهت گفته شده است: «ای که در خوابی، بیدار شو، از مردگان برخیز، که مسیح بر تو خواهد درخشید.» ۱۵پس، بسیار مراقب باشید که چگونه رفتار می‌کنید، رفتاری نه چون نادانان بلکه چون دانایان. ۱۶فرصتها را غنیمت شمارید، زیرا روزهای بدی است. ۱۷پس نادان نباشید، بلکه دریابید که ارادۀ خداوند چیست. ۱۸مست شراب مشوید، که شما را به هرزگی می‌کشاند؛ بلکه از روح پر شوید. ۱۹با مزامیر، سرودها و نغمه‌هایی که از روح است با یکدیگر گفتگو کنید و از صمیم دل برای خداوند بسرایید و ترنم نمایید.

مرقس ۹.۱۷-۳۱ (انجیل)

۱۷مردی از میان جمعیت پاسخ داد: «استاد، پسرم را نزدت آورده‌ام. او گرفتار روحی است که قدرت سخن گفتن را از وی بازگرفته است. ۱۸چون او را می‌گیرد، به زمینش می‌افکند، به گونه‌ای که دهانش کف می‌کند و دندانهایش به هم فشرده شده، بدنش خشک می‌شود. از شاگردانت خواستم آن روح را بیرون کنند، امّا نتوانستند.» ۱۹عیسی در پاسخ گفت: «ای نسل بی‌ایمان، تا به کی با شما باشم و تحملتان کنم؟ او را نزد من بیاورید.» ۲۰پس او را آوردند. روح چون عیسی را دید، در دم پسر را به تشنج افکند به گونه‌ای که بر زمین افتاد و در همان حال که کف بر دهان آورده بود، بر خاک غلتان شد. ۲۱عیسی از پدر او پرسید: «چند وقت است که به این وضع دچار است؟» پاسخ داد: «از کودکی. ۲۲این روح بارها او را در آب و آتش افکنده تا هلاکش کند. اگر می‌توانی بر ما شفقت فرما و یاری‌مان ده.» ۲۳عیسی گفت: «اگر می‌توانی؟ برای کسی که ایمان دارد همه چیز ممکن است.» ۲۴پدرِ آن پسر بی‌درنگ با صدای بلند گفت: «ایمان دارم؛ یاری‌ام ده تا بر بی‌ایمانی خود غالب آیم!» ۲۵چون عیسی دید که گروهی دوان دوان به آن سو می‌آیند، بر روح پلید نهیب زده، گفت: «ای روح کر و لال، به تو دستور می‌دهم از او بیرون آیی و دیگر هرگز به او داخل نشوی!» ۲۶روح نعره‌ای برکشید و پسر را سخت تکان داده، از وی بیرون آمد. پسر همچون پیکری بی‌جان شد، به گونه‌ای که بسیاری گفتند: «مرده است.» ۲۷امّا عیسی دستِ پسر را گرفته، او را برخیزانید، و پسر بر پا ایستاد. ۲۸چون عیسی به خانه رفت، شاگردانش در خلوت از او پرسیدند: «چرا ما نتوانستیم آن روح را بیرون کنیم؟» ۲۹پاسخ داد: «این جنس جز به دعا بیرون نمی‌آید.» ۳۰آنها آن مکان را ترک کردند و از میان جلیل گذشتند. عیسی نمی‌خواست کسی بداند او کجاست، ۳۱زیرا شاگردان خود را تعلیم می‌داد و در این باره بدیشان سخن می‌گفت که: «پسر انسان به دست مردم تسلیم خواهد شد و او را خواهند کشت. امّا سه روز پس از کشته شدن، بر خواهد خاست.»

متی ۴.۲۵-۵.۱۲ (انجیل, قدیس یوحنا)

۲۵پس جماعتهای بزرگ از جلیل و دِکاپولیس، اورشلیم و یهودیه و فراسوی اردن از پی او روانه شدند. ۱چون عیسی آن جماعتها را دید، به کوهی برآمد و بنشست. آنگاه شاگردانش نزد او آمدند ۲و او به تعلیم دادنشان آغاز کرد و گفت: ۳«خوشا به حال فقیرانِ در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. ۴خوشا به حال ماتمیان، زیرا آنان تسلی خواهند یافت. ۵خوشا به حال حلیمان، زیرا آنان زمین را به میراث خواهند برد. ۶خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا آنان سیر خواهند شد. ۷خوشا به حال رحیمان، زیرا بر آنان رحم خواهد شد. ۸خوشا به حال پاکدلان، زیرا آنان خدا را خواهند دید. ۹خوشا به حال صلح‌جویان، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. ۱۰خوشا به حال آنان که در راه پارسایی آزار می‌بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است. ۱۱«خوشا به حال شما، آنگاه که مردم به‌خاطر من، شما را دشنام دهند و آزار رسانند و هر سخن بدی به‌دروغ علیه‌تان بگویند. ۱۲خوش باشید و شادی کنید زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چراکه همین‌گونه پیامبرانی را که پیش از شما بودند، آزار رسانیدند.

یادبودها

کشیش‌شهید مرقس، اسقف آنتوسا

“Saint Mark was Bishop of Arethusa in Syria. In the days of Saint Constantine the Great, Saint Mark, moved with divine zeal, destroyed a temple of the idols and raised up a church in its stead. When Julian the Apostate reigned, in 361, as the pagans were now able to avenge the destruction of their temple, Saint Mark, giving way to wrath, hid himself; but when he saw that others were being taken on his account, he gave himself up. Having no regard to his old age, they stripped him and beat his whole body, cast him into filthy sewers, and pulling him out, had children prick him with their iron writing-pens. Then they put him into a basket, smeared him with honey and a kind of relish of pickled fish, and hung him up under the burning sun to be devoured by bees and wasps. But because he bore this so nobly, his enemies repented, and unloosed him.

“Saint Cyril was a deacon from Heliopolis in Phoenecia. During the reign of the Emperor Constantius, son of Saint Constantine, he had also broken the idols in pieces. When Julian came to power, Saint Cyril was seized by the idolators and his belly was ripped open. The other holy Martyrs celebrated today, martyred in Gaza and Ascalon during the reign of Julian, were men of priestly rank and consecrated virgins; they were disemboweled, filled with barley, and set before swine to be eaten. The account of all the above Saints is given in Book III, ch. 3, of Theodoret of Cyrrhus’ Ecclesiastical History. (Great Horologion)

پدر مقدس ما یوحنا زاهد (سده ۴)

“He was the son of Juliana, a Christian woman of Armenia. While still a child, he left his mother and ran off to the desert. He was utterly aflame with love for Christ the Lord. In the beginning he entrusted himself to the guidance of a spiritual father, Pharmutius, who was so pleasing to God that an angel brought him bread every day. John later left him and withdrew into solitude. He let himself down into a dry well and lived there for a full ten years in fasting, prayer and vigils. St Pharmutius used to bring him some of the angel’s bread, for the angel of God did not wish to bring bread to the young John in person, lest he grow proud through this, so sent it through Pharmutius his spiritual father. After ten years of arduous asceticism in his well, St John went to the Lord and his relics revealed wonderworking power. He lived and was glorified by God and men in the 4th century.” (Prologue)