Orthodox Calendar

۲۹ مارس ۲۰۲۷
دوشنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • شهید سابیناس مصر (۲۸۷)
  • پدر مقدس ما خریستودولوس, معجزه‌گر پاتموس (۱۱۱۱)
  • رسول مقدس آریستوبولوس هفتاد, اول اسقف بریتانیا (سده ۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۸.۱۳-۹.۷ (ساعت ششم)

۱۳آن که باید مقدس شمارید، خداوند لشکرها است؛ اوست که باید از او بترسید، و اوست که باید از او در هراس باشید. ۱۴او برای شما مکان مقدس خواهد بود، اما برای هر دو خاندان اسرائیل، سنگی که سبب لغزش شود و صخره‌ای که موجب سقوط گردد، و برای ساکنان اورشلیم دام و تله خواهد بود. ۱۵بسیاری از آن لغزش خواهند خورد؛ خواهند افتاد و صدمه خواهند دید، و به دام افتاده، گرفتار خواهند شد.» ۱۶شهادت‌‌ را به هم بپیچ، و شریعت را در میان شاگردانم مُهر و موم کن. ۱۷من برای خداوند، که روی خود را از خاندان یعقوب پوشانیده است، انتظار خواهم کشید، و بر او امید خواهم بست. ۱۸اینک من و فرزندانی که خداوند به من داده است، از جانب خداوند لشکرها که در کوه صَهیون ساکن است، به جهت اسرائیل نشانه و علامت هستیم. ۱۹پس چون شما را گویند: «از احضارکنندگان ارواح و جادوگرانی که جیک جیک می‌کنند و وِرد می‌خوانند، سؤال کنید،» آیا قوم نباید از خدای خود سؤال کنند؟ آیا برای زندگان باید از مردگان سؤال کرد؟ ۲۰به شریعت و به شهادت روی نمایید! اگر مطابق این کلام سخن نگویند، ایشان را طَلیعه‌ای نیست. ۲۱آنان گرسنه و در سختی بسیار در زمین خواهند گشت. هنگامی که گرسنه شوند، خشمگینانه به بالا خواهند نگریست و پادشاه و خدای‌شان را لعن خواهند کرد. ۲۲و به زمین نظر خواهند کرد و اینک تنگی و تاریکی و ظلمتِ اندوه خواهد بود، و به تاریکی غلیظ افکنده خواهند شد. ۱اما برای آن که در اندوه بود، دیگر ظلمت نخواهد بود. او در گذشته سرزمین زِبولون و نَفتالی را خوار ساخت، اما در زمان آینده، راه دریا، سرزمین فراسوی اردن، و جَلیلِ ملتها را جلال خواهد بخشید. ۲مردمی که در تاریکی گام برمی‌داشتند، نوری عظیم دیدند؛ و بر آنان که در سرزمینِ ظلمتِ غلیظ ساکن بودند، نوری تابید. ۳تو قوم را پُرشمار ساختی و شادی ایشان را افزون گردانیدی. در حضور تو شادی خواهند کرد، همچون شادمانیِ وقت درو و مانند کسانی که هنگام تقسیم غنائم شادی می‌کنند. ۴زیرا تو مانند روز شکست مِدیان، یوغی را که حمل می‌کرد و عصایی را که برای پشتش بود یعنی چوبِ زنندگانِ او را شکستی. ۵زیرا هر چکمۀ جنگاوران در غوغای کارزار، و هر جامۀ آغشته به خون، چون هیزمِ آتش سوزانده خواهد شد. ۶زیرا که برای ما کودکی زاده و پسری به ما بخشیده شد؛ سلطنت بر دوش او خواهد بود و او ’مشاور شگفت‌انگیز‘ و ’خدای قدیر‘ و ’پدر سرمدی‘ و ’سَرور صلح‘ خوانده خواهد شد. ۷افزونی فرمانروایی و صلح او را پایانی نخواهد بود، و او بر تخت داوود و بر قلمرو او حکمرانی خواهد کرد، و آن را به انصاف و عدالت، از حال تا به ابد، استوار خواهد ساخت و پایدار نگاه خواهد داشت. غیرت خداوند لشکرها این را به انجام خواهد رسانید.

پیدایش ۶.۹-۲۲ (نماز شامگاهی)

۹و این است تاریخچۀ نسل نوح. نوح مردی بود پارسا و در روزگار خویش بی‌عیب. نوح با خدا راه می‌رفت. ۱۰و نوح سه پسر آورد: سام و حام و یافِث. ۱۱باری، زمین در نظر خدا فاسد و آکنده از خشونت شده بود. ۱۲و خدا زمین را دید که اینک فاسد گشته بود، زیرا که تمامی بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند. ۱۳پس خدا به نوح گفت: «پایان تمامی بشر به حضورم رسیده است، زیرا زمین به سبب آنان آکنده از خشونت شده است. اینک آنان را با زمین نابود خواهم کرد. ۱۴پس برای خود کشتی‌ای از چوب کوفر بساز، و حجره‌هایی در آن بنا کن، و درون و بیرونش را قیراندود نما. ۱۵آن را این‌گونه بساز: درازای کشتی سیصد ذِراع، پهنایش پنجاه ذِراع و بلند‌ی‌اش سی ذِراع باشد. ۱۶برای کشتی روزنه‌ای به اندازۀ یک ذِراع از بالای آن بساز. درِ کشتی را در پهلوی آن بگذار و طبقات پایین و وسط و بالا در آن بنا کن. ۱۷زیرا اینک من توفانِ آب بر زمین می‌آورم تا هر ذی‌جسدی را که نَفَسِ حیات در آن باشد از زیر آسمان نابود سازم. هر چه بر زمین است، خواهد مرد. ۱۸لیکن عهد خود را با تو استوار خواهم ساخت، و تو به کشتی در خواهی آمد؛ تو و پسرانت و زنت و زنان پسرانت، همراه تو. ۱۹از همۀ جانداران، از هر ذی‌جسدی، جفتی از هر گونه، به درون کشتی ببر تا آنها را با خود زنده نگاه داری. نر و ماده باشند. ۲۰از هر گونه پرنده، از هر گونه چارپا و از هر گونه خزندۀ زمین، جفتی از هر گونه نزد تو خواهند آمد تا آنها را زنده نگاه داری. ۲۱همچنین از هر گونه آذوقۀ خوردنی برگیر و بیندوز، تا برای تو و آنها خوراک باشد.» ۲۲پس نوح چنین کرد؛ او هرآنچه را که خدا به وی فرمان داده بود، به انجام رسانید.

امثال ۸.۱-۲۱ (نماز شامگاهی)

۱آیا حکمت ندا در نمی‌دهد و فهم آوای خویش بلند نمی‌کند؟ ۲بر بلندیهای کنار راه می‌ایستد و نیز آنجا که راهها به هم می‌رسند. ۳کنار دروازه‌های ورود به شهر و بر مدخلها بانگ برمی‌آورد: ۴«شما را ای مردمان ندا می‌دهم، آوای خویش بر همۀ آدمیان بلند می‌کنم. ۵ای ساده‌لوحان، هوشمندی را دریابید و ای جاهلان، دانادلی را به دست آرید. ۶گوش فرا دهید، زیرا گفتنیهای ارزنده دارم و لبانم را به بیان درستیها می‌گشایم. ۷بر زبانم حقیقت جاری می‌شود، و لبانم از شرارت کراهت دارد. ۸سخنان دهانم همه بر حق است و هیچ انحراف و کجی در آن نیست. ۹همۀ آنها بر شخص فهیم، روشن است و در چشم یابندگان معرفت، درست. ۱۰رهنمود مرا به جای نقره اختیار کنید، و دانش را بیش از طلای ناب. ۱۱زیرا حکمت از یاقوت ارزشمندتر است، و تمامی نفایس را با آن سَرِ برابری نیست. ۱۲«من که حکمتم، با هوشمندی همخانه‌ام و از دانش و دوراندیشی برخوردارم. ۱۳ترس خداوند، نفرت از بدی است؛ من از کبر و غرور، راه بد و زبان منحرف نفرت دارم. ۱۴مشورت و خردمندی از آنِ من است، من فهم و قوّت را در اختیار دارم. ۱۵به مدد من پادشاهان پادشاهی می‌کنند و حاکمان به عدالت حکم می‌نمایند. ۱۶به واسطۀ من، فرمانروایان حکم می‌رانند، و نیز شریفان و جملۀ داورانِ عادل. ۱۷آنان را که دوستم دارند، دوست می‌دارم، و آنان که مرا به جِدّ بجویند، می‌یابند. ۱۸دولت و جلال با من است، توانگریِ پایدار و عدالت. ۱۹میوۀ من از طلا نیکوتر است، از طلای ناب، و محصول من بِه از نقرۀ اعلاست. ۲۰در طریق پارسایی می‌خرامم، و در راههای عدالت گام می‌زنم. ۲۱به دوستدارانم، توانگری به میراث می‌بخشم و خزاینشان را مملو می‌سازم.

یادبودها

شهید سابیناس مصر (۲۸۷)

He was the administrator (we would say mayor) of the city of Hermopolis in Egypt. During a persecution, he and many other Christians fled to the mountains, where Sabinas shut himself in a hut and spent his days in fasting and prayer. But a poor man who brought him food (and whom Sabinas had helped in many ways) betrayed him to the authorities for two pieces of gold. Sabinas and six others were arrested, bound and brought before the governor Arian. After harsh torture, Sabinas was drowned in the Nile.

پدر مقدس ما خریستودولوس, معجزه‌گر پاتموس (۱۱۱۱)

He was from the region of Nicaea, and was named John by his parents Theodore and Anna. He took up the monastic life at an early age, and was renamed Christodoulos (‘Slave of Christ’). After going far in the ascetical life, he was given permission by the Emperor Alexis I (1081-1118) to establish a church and monastery on the island of Patmos, dedicated to St John the Evangelist. Both the church and the monastery stand and continue in use to this day. When Patmos was attacked by the Arabs, he and his disciples fled to Euboea, where he reposed. The Saint’s disciples brought his relics back to his own monastery, where they continue to work miracles today.

رسول مقدس آریستوبولوس هفتاد, اول اسقف بریتانیا (سده ۱)

“He was the brother of the Apostle Barnabas and was born in Cyprus. He was a follower of the Apostle Paul, who mentions him in his Epistle to the Romans (16:10). When the great Apostle Paul created many bishops for different parts of the world, he made this Aristobulus bishop of Britain (i.e. England). In Britain there was a wild people, pagan and wicked, and Aristobulus endured among them unmentionable torments, misfortunes and malice. They smote him without mercy, dragged him through the streets, mocked him and jeered at him. But in the end this holy man came to success by the power of the grace of God. He enlightened the people, baptised them in the name of Christ the Lord, built churches, ordained priests and deacons and finally died there in peace and went to the Kingdom of the Lord whom he had served so faithfully.” (Prologue)

Note: in the Greek calendar he is commemorated on March 15.