Orthodox Calendar

۲۱ اکتبر ۲۰۲۷
پنجشنبه هفته هجدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • قدیسه پلاگیا توبه‌کار (۴۶۱)
  • قدیس تائیس توبه‌کار زن گناهکار (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

لوقا ۷.۱۷-۳۰ (انجیل)

۱۷خبر این کار عیسی در تمام یهودیه و نواحی اطراف منتشر شد. ۱۸شاگردان یحیی او را از همۀ این وقایع آگاه ساختند. پس او دو تن از آنان را فرا خواند ۱۹و با این پیغام نزد عیسی فرستاد: «آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» ۲۰آن دو نزد عیسی آمده، گفتند: «یحیای تعمیددهنده ما را فرستاده تا از تو بپرسیم آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» ۲۱در همان ساعت، عیسی بسیاری را از بیماریها و دردها و ارواح پلید شفا داد و نابینایان بسیار را بینایی بخشید. ۲۲پس در پاسخ آن فرستادگان فرمود: «بروید و آنچه دیده و شنیده‌اید به یحیی بازگویید، که کوران بینا می‌شوند، لنگان راه می‌روند، جذامیان پاک می‌گردند، کران شنوا می‌شوند، مردگان زنده می‌گردند و به فقیران بشارت داده می‌شود. ۲۳خوشا به حال کسی که به سبب من نلغزد.» ۲۴چون فرستادگان یحیی رفتند، عیسی دربارۀ او سخن آغاز کرد و به جماعت گفت: «برای دیدن چه چیز به بیابان رفته بودید؟ برای دیدن نی‌ای که از باد در جنبش است؟ ۲۵برای دیدن چه چیز رفتید؟ مردی که جامه‌ای لطیف در بر دارد؟ آنان که جامه‌های فاخر می‌پوشند و در تجمّل زندگی می‌کنند، در قصرهای پادشاهانند. ۲۶پس برای دیدن چه رفته بودید؟ برای دیدن پیامبری؟ آری، به شما می‌گویم کسی که از پیامبر نیز برتر است. ۲۷او همان است که درباره‌اش نوشته شده: «”اینک پیام‌آور خود را پیشاپیش تو می‌فرستم که راهت را پیش رویت مهیا خواهد کرد.“ ۲۸به شما می‌گویم که کسی بزرگتر از یحیی از مادر زاده نشده است؛ امّا کوچکترین در پادشاهی خدا، از او بزرگتر است.» ۲۹همۀ مردمانی که این سخنان را شنیدند، حتی خَراجگیران، تصدیق کردند که راه خدا حق است، زیرا به دست یحیی تعمید گرفته بودند. ۳۰امّا فَریسیان و فقیهان با امتناع از تعمید گرفتن به دست یحیی، ارادۀ خدا را برای خود رد کردند.

افسسیان ۵.۳۳-۶.۹ (رساله)

۳۳باری، هر یک از شما نیز باید زن خود را همچون خویشتن محبت کند، و زن باید شوهر خویش را حرمت نهد. ۱ای فرزندان، از والدین خود در خداوند اطاعت کنید، زیرا کار درست این است. ۲«پدر و مادر خود را گرامی دار»، که این نخستین حکمِ با وعده است: ۳«تا سعادتمند باشی و بر زمین عمرِ طولانی کنی.» ۴ای پدران، فرزندان خود را خشمگین مسازید، بلکه آنها را با تعلیم و تربیت خداوند بزرگ کنید. ۵ای غلامان، اربابان زمینی خود را با احترام و ترس، و با اخلاص قلبی، اطاعت کنید، چنانکه گویی مسیح را اطاعت می‌کنید. ۶و این نیز، تنها نه هنگامی که مراقب شما هستند، همچون کسانی که در پی جلب رضایت انسانند، بلکه همچون غلامان مسیح، ارادۀ خدا را با دل و جان به جای آورید. ۷با شور و شوق خدمت کنید، چنانکه گویی خداوند را خدمت می‌کنید نه انسان را، ۸زیرا می‌دانید که خداوند به هر کس پاداش همۀ کارهای نیکش را خواهد داد، خواه غلام باشد، خواه آزاد. ۹و شما ای اربابان، با غلامان خود همین‌گونه رفتار کنید، و از تهدیدشان دست بدارید، زیرا می‌دانید او که هم ارباب ایشان است و هم ارباب شما، در آسمان است، و نزد او کسی را بر دیگری برتری نیست.

یادبودها

قدیسه پلاگیا توبه‌کار (۴۶۱)

“This Saint was a prominent actress of the city of Antioch, and a pagan, who lived a life of unrestrained prodigality and led many to perdition. Instructed and baptized by a certain bishop named Nonnus (November 10), she departed to the Mount of Olives near Jerusalem, where she lived as a recluse, feigning to be a eunuch called Pelagius. She lived in such holiness and repentance that within three or four years she was deemed worthy to repose in an odour of sanctity, in the middle of the fifth century. Her tomb on the Mount of Olives has been a place of pilgrimage ever since.” (Great Horologion). The Prologue adds that Pelagia had accumulated a large fortune as a courtesan, all of which she gave away to the poor upon her conversion.

قدیس تائیس توبه‌کار زن گناهکار (سده ۴)

She lived in Alexandria, where, when she was seventeen, her own mother placed her in a brothel, where due to her great beauty she was able to amass some wealth. Saint Serapion (March 21), hearing about Thaïs and her way of life, was moved by God to try to convert her. He dressed himself as a soldier, found her, gave her a gold piece, and went with her to her room. When the door was shut, he put aside his tunic, revealing his monastic robe, and asked if he might speak with her. With tears he told her of the doom that awaits sinners, and of the infinite mercy of God, who desires that all should be saved and welcomes every repentant sinner. Thaïs, her heart melted by his words, ran to the public square, burned all the fine clothes and possessions that she had acquired through her trade, and went with Serapion to a women’s monastery. There he instructed her to stay secluded in her cell, beseeching God’s mercy constantly and only eating every other day; she was to do this until she was instructed otherwise. Thaïs lived in this way for three years, with such zeal that she amazed all her monastic sisters. Meanwhile St Serapion went to St Anthony the Great to ask him if God had accepted Thaïs’ repentance. Saint Anthony and his brethren spent a night in prayer and received a vision in which they were assured that Thaïs had been found worthy of God’s mercy. Returning to the monastery, Serapion made the repentant Saint leave her cell, though by now she only wished to spend her life in repentant prayer. After spending only fifteen days in the common life of the monastery, the holy Thaïs reposed in peace.