Orthodox Calendar

۳ سپتامبر ۲۰۲۶
پنجشنبه هفته چهاردهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • رسول تدائوس هفتاد (۴۴)
  • شهیدان مقدس باسا و او پسران تئوگنیس, آگاپیوس, و پیستیس (سده ۴)
  • مقدس اجداد ابراهیم, اسحاق, و یعقوب

خوانش‌های کتاب مقدس

غلاطیان ۱.۱-۱۰, ۲۰-۲.۵ (رساله)

۱از پولس، رسولی که رسالتش نه از جانب انسانها و نه به واسطۀ انسان، بلکه به واسطۀ عیسی مسیح و خدای پدر است که او را از مردگان برخیزانید، ۲و نیز از همۀ برادرانی که با منند، به کلیساهای غَلاطیه: ۳فیض و سلامتی بر شما باد، از جانب خدا، پدر ما، و خداوندْ عیسی مسیح ۴که جان خود را در راه گناهان ما داد تا ما را به ارادۀ خدا و پدر ما، از عصرِ شریرِ حاضر رهایی بخشد. ۵او را تا ابد جلال باد. آمین. ۶در شگفتم که شما بدین زودی از آن که شما را به واسطۀ فیض مسیح فرا خوانده است رویگردان شده، به سوی انجیلی دیگر می‌روید. ۷البته انجیلی دیگر وجود ندارد، امّا کسانی هستند که شما را مشوش می‌سازند و بر‌آنند که انجیل مسیح را تحریف کنند. ۸امّا حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آنچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد! ۹چنانکه پیشتر گفتیم، اکنون باز می‌گویم: اگر کسی انجیلی غیر از آنچه پذیرفتید به شما موعظه کند، ملعون باد! ۱۰آیا تأیید مردم را می‌خواهم یا تأیید خدا را؟ آیا می‌کوشم مردم را خشنود سازم؟ اگر همچنان در پی خشنودی مردم بودم، خادم مسیح نمی‌بودم. ۲۰در حضور خدا به شما اطمینان می‌دهم که آنچه می‌نویسم دروغ نیست. ۲۱پس از آن، به نواحی سوریه و کیلیکیه رفتم. ۲۲در آن زمان هنوز کلیساهای یهودیه که در مسیح هستند، مرا به چهره نمی‌شناختند. ۲۳آنها فقط شنیده بودند، «آن مردی که پیشتر آزار بر ما روا‏ می‌داشت، اکنون به همان ایمان بشارت می‌دهد که در گذشته به نابودی آن کمر بسته بود.» ۲۴و آنان به‌خاطر من خدا را تمجید می‌کردند. ۱پس از چهارده سال، دیگر بار همراه برنابا به اورشلیم رفتم و تیتوس را نیز با خود بردم. ۲امّا رفتنم در نتیجۀ دریافت مکاشفه‌ای بود. در آنجا انجیلی را که در میان غیریهودیان موعظه می‌کنم بدیشان عرضه داشتم؛ البته در خلوت، و نیز تنها به رهبران سرشناس، مبادا بیهوده بدوم یا دویده باشم. ۳امّا حتی همسفرم تیتوس، با اینکه یونانی بود، مجبور نشد ختنه شود. ۴این از آن سبب پیش آمد که بعضی از برادرانِ دروغین را با مقاصد نهانی به جمع ما درآوردند، و آنان به جمع ما رخنه کردند تا آن آزادی را که در مسیحْ عیسی داریم جاسوسی کنند و ما را به بندگی بکشانند. ۵ولی ما دمی هم تسلیم آنها نشدیم تا حقیقت انجیل نزد شما محفوظ بماند.

مرقس ۵.۱-۲۰ (انجیل)

۱سپس به آن سوی دریا، به ناحیۀ جِراسیان رفتند. ۲چون عیسی از قایق پیاده شد، مردی که گرفتار روح پلید بود، از گورستان بیرون آمد و بدو برخورد. ۳آن مرد در گورها به سر می‌برد و دیگر کسی را توان آن نبود که او را حتی با زنجیر در بند نگاه دارد. ۴زیرا بارها او را با زنجیر و پابندِ آهنین بسته بودند، امّا زنجیرها را گسیخته و پابندهای آهنین را شکسته بود. هیچ‌کس را یارای رام کردن او نبود. ۵شب و روز در میان گورها و بر تپه‌ها فریاد برمی‌آورد و با سنگ خود را زخمی می‌کرد. ۶چون عیسی را از دور دید، دوان دوان آمد و روی بر زمین نهاده، ۷با صدای بلند فریاد زد: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند می‌دهم که عذابم ندهی!» ۸زیرا عیسی به او گفته بود: «ای روح پلید، از این مرد به در آی!» ۹آنگاه عیسی از او پرسید: «نامت چیست؟» پاسخ داد: «نامم لِژیون است؛ زیرا بسیاریم.» ۱۰و به عیسی التماس بسیار کرد که آنها را از آن ناحیه بیرون نکند. ۱۱در تپه‌های آن حوالی، گلۀ بزرگی خوک در حال چرا بود. ۱۲ارواح پلید از عیسی خواهش کرده، گفتند: «ما را به درون خوکها بفرست؛ بگذار به آنها درآییم.» ۱۳عیسی اجازه داد. پس بیرون آمدند و به درون خوکها رفتند. گله‌ای که شمار آن حدود دو هزار خوک بود، از سراشیبی تپه به درون دریا هجوم برد و در آب غرق شد. ۱۴خوکبانان گریختند و این واقعه را در شهر و روستا بازگفتند، چندان که مردم بیرون آمدند تا آنچه را رخ داده بود، ببینند. ۱۵آنها نزد عیسی آمدند و چون دیدند آن مرد دیوزده که پیشتر گرفتار لِژیون بود، اکنون جامه به تن کرده و عاقل در آنجا نشسته است، وحشت کردند. ۱۶کسانی که ماجرا را به چشم دیده بودند، آنچه را بر مرد دیوزده و خوکها گذشته بود، برای مردم بازگفتند. ۱۷آنگاه مردم از عیسی خواهش کردند که سرزمین ایشان را ترک گوید. ۱۸چون عیسی سوار قایق می‌شد، مردی که پیشتر دیوزده بود، تمنا کرد که همراه وی برود. ۱۹امّا عیسی اجازه نداد و گفت: «به خانه، نزد خویشان خود برو و به آنها بگو که خداوند برای تو چه کرده و چگونه بر تو رحم نموده است.» ۲۰پس آن مرد رفت و در سرزمین دِکاپولیس، به اعلام هرآنچه عیسی برای او کرده بود، آغاز کرد و مردم همه در شگفت می‌شدند.

یادبودها

رسول تدائوس هفتاد (۴۴)

He was by birth a Jew from Edessa; it was he who instructed king Avgar in the Faith and baptised him (see August 16). According to Eusebius he is not the Thaddeus who was one of the Twelve (Mt 10:3), but was one of the Seventy. After Christ’s Resurrection, he preached the Gospel in Mesopotamia and ended his life in martyrdom.

شهیدان مقدس باسا و او پسران تئوگنیس, آگاپیوس, و پیستیس (سده ۴)

“Bassa was the wife of a pagan priest, but she was secretly a Christian and brought her sons up in a Christian spirit. Her husband hated her for her faith, and handed her over to the judge for torture, together with her sons. After harsh torture, her sons were beheaded (it is thought, in Edessa in Macedonia). Bassa was filled with joy to see her sons thus gloriously finish their martyr’s course for Christ, and herself went with yet greater desire from torture to torture. When she was thrown into the sea, angels appeared to her and took her to an island in the Sea of Marmara, where she was slain with the sword under Maximian. Thus holy Bassa was in a twofold manner made worthy of the Kingdom of Christ: as a martyr and as the mother of martyrs.” (Prologue)

مقدس اجداد ابراهیم, اسحاق, و یعقوب

They are also commemorated on the Sunday of the Holy Forefathers, before Nativity.