Orthodox Calendar

۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶
جمعه هفته نهم بعد از پنطیکاست

روزه

یادبودها

  • شهید امیلیان سیلیستریا (۳۶۲)
  • قدیس پامبو, زاهد مصر (۳? ۳?)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۱۴.۲۶-۴۰ (رساله)

۲۶پس مقصود چیست، ای برادران؟ هنگامی که گرد ‌هم می‌آیید، هر کس سرودی، تعلیمی، مکاشفه‌ای، زبانی و یا ترجمه‌ای دارد. اینها همه باید برای بنای کلیسا به کار رود. ۲۷اگر کسی به زبان غیر سخن بگوید، دو یا حداکثر سه تن، آن هم به نوبت سخن بگویند و کسی نیز ترجمه کند. ۲۸امّا اگر مترجمی نباشد، او باید در کلیسا خاموش بماند و با خود و خدا سخن گوید. ۲۹و از انبیا، دو یا سه تن نبوّت کنند و دیگران گفتار آنها را بسنجند. ۳۰و اگر فردی دیگر که در آنجا نشسته مکاشفه‌ای دریافت کند، فرد نخست سکوت اختیار نماید. ۳۱زیرا همه می‌توانید به نوبت نبوّت کنید تا همه تعلیم یابند و همه تشویق شوند. ۳۲روحِ انبیا مطیع انبیاست. ۳۳زیرا خدا، نه خدای بی‌نظمی، بلکه خدای صلح و آرامش است، همان‌گونه که در همۀ کلیساهای مقدسین چنین است. ۳۴زنان باید در کلیسا خاموش بمانند. آنان مجاز به سخن گفتن نیستند، بلکه باید چنانکه شریعت می‌گوید، مطیع باشند. ۳۵اگر دربارۀ مطلبی سؤالی دارند، از شوهر خود در خانه بپرسند؛ زیرا برای زن شایسته نیست در کلیسا سخن بگوید. ۳۶آیا کلام خدا از شما سرچشمه گرفته یا تنها به شما رسیده است؟ ۳۷اگر کسی خود را نبی یا فردی روحانی می‌داند، تصدیق کند که آنچه به شما می‌نویسم فرمانی است از جانب خداوند. ۳۸اگر کسی این را نپذیرد، خودش نیز پذیرفته نخواهد شد. ۳۹پس ای برادرانِ من، با اشتیاق تمام در پی نبوّت کردن باشید و سخن گفتن به زبانهای غیر را منع مکنید. ۴۰امّا همه چیز باید به شایستگی و با نظم و ترتیب انجام شود.

متی ۲۱.۱۲-۱۴, ۱۷-۲۰ (انجیل)

۱۲آنگاه عیسی به معبد خدا درآمد و کسانی را که در آنجا داد و ستد می‌کردند، بیرون راند و تختهای صرّافان و بساط کبوترفروشان را واژگون ساخت ۱۳و به آنان فرمود: «نوشته شده است که، ”خانۀ من خانۀ دعا خوانده خواهد شد،“ امّا شما آن را ’لانۀ راهزنان‘ ساخته‌اید.» ۱۴در معبد، نابینایان و لنگان نزدش آمدند و او ایشان را شفا بخشید. ۱۷پس عیسی ایشان را ترک گفت و از شهر خارج شده، به بِیت‌عَنْیا رفت و شب را در آنجا به سر برد. ۱۸بامدادان عیسی در راهِ بازگشت به شهر، گرسنه شد. ۱۹در کنار راه، درخت انجیری دید و به سوی آن رفت، امّا جز برگ چیزی بر آن نیافت. پس خطاب به درخت گفت: «مباد که دیگر هرگز میوه‌ای از تو به‌بار آید!» در همان دم درخت خشک شد. ۲۰شاگردان که از دیدن این واقعه حیرت کرده بودند، از او پرسیدند: «چگونه درخت انجیر چنین زود خشک شد؟»

یادبودها

شهید امیلیان سیلیستریا (۳۶۲)

He was from the town of Dorostolon in Thrace and during the reign of Julian the Apostate became a servant of the governor in that region. Before the time of his martyrdom he was a secret Christian. An imperial legate arrived in the town with orders to seize all Christians, but failed to find any; to show his pleasure he ordered a great feast for the whole town, complete with sacrifices to the pagan gods. On the night before the appointed feast, Emilian went around the town and smashed all the idols with a hammer. The following day there was an uproar, and an innocent villager was seized and charged with the crime. Emilian, seeing this, said to himself ‘If I conceal my action, what sort of use has it been? Shall I not stand before God as the slayer of an innocent man?’ So he presented himself to the legate and confessed what he had done. When the furious official asked Emilian on whose orders he had acted, Emilian replied ‘God and my soul commanded me to destroy those dead pillars that you call gods.’ As punishment, Emilian was subjected to many tortures and finally burned alive.

قدیس پامبو, زاهد مصر (۳? ۳?)

Abba Pambo was a contemporary of St Anthony the Great and one of the greatest of the Desert Fathers. He would only eat bread which he had earned by his own labors, plaiting baskets and mats out of reeds. In his later years, he became in appearance like an angel of God: his face shone so that the monks could not look on it. Through long ascetic labor, he was enabled to control his tongue so that no unnecessary word ever passed his lips. He never gave an immediate answer to even the simplest question, but always prayed and pondered on the question first. Once, when Theophilus, Patriarch of Alexandria, was visiting the monks, they begged Abba Pambo to give the Patriarch a word. He answered: ‘If my silence is no help to him, neither will my words be.’ He reposed in peace, some say in 374, others in 386.