Romans 2.28-3.18 (رساله)
۲۸زیرا یهودی راستین آن نیست که به ظاهر یهودی باشد، و ختنۀ واقعی نیز امری جسمانی و ظاهری نیست. ۲۹بلکه یهودی آن است که در باطن یهودی باشد و ختنه نیز امری است قلبی که به دست روح انجام میشود، نه به واسطۀ آنچه نوشتهای بیش نیست. چنین کسی را خدا تحسین میکند، نه انسان. ۱پس مزیّت یهودی بودن چیست و ختنه را چه ارزشی است؟ ۲بسیار از هر لحاظ. نخست آنکه کلام خدا بدیشان به امانت سپرده شده است. ۳امّا اگر برخی از آنان امین نبودند، چه باید گفت؟ آیا امین نبودن آنها، امانت خدا را باطل میسازد؟ ۴به هیچ روی! حتی اگر همۀ انسانها دروغگو باشند، خدا راستگو است! چنانکه نوشته شده است: «از این رو، چون سخن میگویی، برحقی، و چون داوری میکنی، غالب میآیی.» ۵امّا اگر نادرستی ما درستی خدا را بیشتر آشکار میسازد، چه باید گفت؟ آیا خدا ظالم است آنگاه که بر ما غضب میکند؟ به شیوۀ انسان سخن میگویم. ۶بهیقین چنین نیست. وگرنه خدا چگونه میتوانست دنیا را داوری کند؟ ۷زیرا ممکن است کسی استدلال کند که «اگر با ناراستیِ من راستیِ خدا آشکارتر میگردد و او بیشتر جلال مییابد، دیگر چرا من به عنوان گناهکار محکوم میشوم؟» ۸و چرا نگوییم: «بیایید بدی کنیم تا نیکویی حاصل آید»، چنانکه بعضی بر ما افترا زده، ادعا میکنند که چنین میگوییم؟ محکومیت اینان بس منصفانه است. ۹پس چه باید گفت؟ آیا وضع ما بهتر از دیگران است؟ به هیچ روی! زیرا پیشتر ادعا وارد آوردیم که یهود و یونانی هر دو زیر سلطۀ گناهند. ۱۰چنانکه نوشته شده است: «پارسایی نیست، حتی یکی. ۱۱هیچکس فهیم نیست، هیچکس جویای خدا نیست. ۱۲همه گمراه گشتهاند، و با هم باطل گردیدهاند. نیکوکاری نیست، حتی یکی.» ۱۳«گلویشان گوری است گشاده و زبانشان به فریب سخن میگوید.» «زهر افعی زیر لبهایشان است؛» ۱۴«دهانشان آکنده از نفرین و تلخی است.» ۱۵«پاهایشان برای ریختن خون شتابان است؛ ۱۶هر کجا میروند، ویرانی و تیرهبختی بر جای میگذارند، ۱۷و طریق صلح و سلامت را نمیشناسند.» ۱۸«ترس خدا در چشمانشان نیست.»