Orthodox Calendar

۳۰ ژوئن ۲۰۲۶
سه‌شنبه هفته پنجم بعد از پنطیکاست

روزه رسولان — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • شهیدان مانوئل، سابل و اسماعیل، از ایران (۳۶۲)
  • پدر مقدس ما بوتولف, رئیس دیر صومعه ایکانهو (۶۸۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

Romans 14.9-18 (رساله)

۹مسیح نیز به همین سبب مرد و زنده شد تا خداوندِ زندگان و مردگان باشد. ۱۰پس تو چرا برادر خود را محکوم می‌کنی؟ و تو چرا به برادر خود به دیدۀ تحقیر می‌نگری؟ زیرا همۀ ما در برابر مسند داوری خدا حاضر خواهیم شد. ۱۱چرا که نوشته شده است: «خداوند می‌گوید: به حیات خود قسم که هر زانویی در برابر من خم خواهد شد و هر زبانی به خدا اقرار خواهد کرد.» ۱۲پس هر یک از ما حساب خود را به خدا باز خواهد داد. ۱۳بنابراین، بیایید از این پس یکدیگر را محکوم نکنیم. به جای آن، تصمیم بگیرید که هیچ سنگ لغزش یا مانعی در راه برادر خود مگذارید. ۱۴من در عیسای خداوند می‌دانم و متقاعد هستم که هیچ چیز به خودی خود نجس نیست. امّا اگر کسی چیزی را نجس می‌شمارد، برای او نجس خواهد بود. ۱۵اگر با خوراکی که می‌خوری برادرت را دردمند می‌سازی، دیگر بر پایۀ محبت رفتار نمی‌کنی. با خوراک خود، برادر خویش را که مسیح به‌خاطر او مرد، هلاک مساز. ۱۶مگذارید در مورد آنچه شما نیکو می‌شمارید، بد گفته شود. ۱۷زیرا پادشاهی خدا خوردن و نوشیدن نیست، بلکه پارسایی، سلامتی و شادی در روح‌القدس است. ۱۸هر که بدین طریق مسیح را خدمت کند، خدا را خشنود می‌سازد و پذیرفتۀ مردم نیز هست.

متی ۱۲.۱۴-۱۶, ۲۲-۳۰ (انجیل)

۱۴امّا فَریسیان بیرون رفتند و با هم مشورت کردند که چگونه او را بکشند. ۱۵چون عیسی از این امر آگاه شد، آن مکان را ترک گفت. امّا عدۀ بسیاری از پی او رفتند و او جمیع ایشان را شفا بخشید ۱۶و ایشان را قدغن فرمود که او را شهرت ندهند. ۲۲آنگاه مردی دیوزده را که کور و لال بود نزدش آوردند و عیسی او را شفا داد، به گونه‌ای که توانست ببیند و سخن بگوید. ۲۳پس آن جماعت همه در شگفت شدند و گفتند: «آیا این مرد همان پسر داوود نیست؟» ۲۴امّا چون فَریسیان این را شنیدند، گفتند: «به یاری بِعِلزِبول، رئیس دیوهاست که دیوها را بیرون می‌کند و بس!» ۲۵عیسی افکار آنان را دریافت و بدیشان گفت: «هر حکومتی که بر ضد خود تجزیه شود، نابود خواهد شد، و هر شهر یا خانه‌ای که بر ضد خود تجزیه شود، پابرجا نخواهد ماند. ۲۶اگر شیطان، شیطان را بیرون کند، بر ضد خود تجزیه شده است؛ پس چگونه حکومتش پابرجا خواهد ماند؟ ۲۷و اگر من به یاری بِعِلزِبول دیوها را بیرون می‌کنم، شاگردان شما به یاری که آنها را بیرون می‌کنند؟ پس ایشان خودْ داوران شما خواهند بود. ۲۸امّا اگر من به واسطۀ روح خدا دیوها را بیرون می‌کنم، یقین بدانید که پادشاهی خدا بر شما وارد آمده است. ۲۹به‌علاوه، چگونه کسی می‌تواند به خانۀ مردی نیرومند درآید و اموالش را غارت کند، مگر این که نخست آن مرد را ببندد. سپس می‌تواند خانۀ او را غارت کند. ۳۰هر که با من نیست، بر ضد من است، و هر که با من جمع نکند، پراکنده می‌سازد.

یادبودها

شهیدان مانوئل، سابل و اسماعیل، از ایران (۳۶۲)

«شهیدان مقدس مانوئل، سابل و اسماعیل، ایرانی‌نژاد و برادرانِ تنی، از سوی شاه ایران به سفارت نزد یولیانوسِ مرتد فرستاده شدند تا پیمان صلحی ببندند. هنگامی که در جایی نزدیک خالکیدون با او بودند، از همراهی با او در قربانی کردن برای بت‌هایش سر باز زدند. او مصونیتی را که همه‌جا به سفیران داده می‌شد خوار شمرد و ایشان را در سال ۳۶۲ کشت. این یکی از انگیزه‌های جنگ با ایران بود که یولیانوس سال بعد در آن به خواری جان داد.» (هورولوگیون بزرگ)

پدر مقدس ما بوتولف, رئیس دیر صومعه ایکانهو (۶۸۰)

‘Saint Botolph was born in Britain about the year 610 and in his youth became a monk in Gaul. The sisters of Ethelmund, King of East Anglia, who were also sent to Gaul to learn the monastic discipline, met Saint Botolph, and learning of his intention to return to Britain, bade their brother the King grant him land on which to found a monastery. Hearing the King’s offer, Saint Botolph asked for land not already in any man’s possession, not wishing that his gain should come through another’s loss, and chose a certain desolate place called Ikanhoe. At his coming, the demons inhabiting Ikanhoe rose up against him with tumult, threats, and horrible apparitions, but the Saint drove them away with the sign of the Cross and his prayer. Through his monastery he established in England the rule of monastic life that he had learned in Gaul. He worked signs and wonders, had the gift of prophecy, and “was distinguished for his sweetness of disposition and affability.” In the last years of his life he bore a certain painful sickness with great patience, giving thanks like Job and continuing to instruct his spiritual children in the rules of the monastic life. He fell asleep in peace about the year 680. His relics were later found incorrupt, and giving off a sweet fragrance. The place where he founded his monastery came to be called “Botolphson” (from either “Botolph’s stone” or “Botolph’s town”) which was later contracted to “Boston.”’ (Great Horologion)