خوانشهای کتاب مقدس
اشعیا ۲.۲-۳
(نماز شامگاهی)
۲در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانۀ خداوند بالاتر از تمامی کوهها استوار خواهد گردید، و فراتر از تپهها برافراشته خواهد شد، و تمامی قومها به سوی آن روان خواهند گشت.
۳قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید به کوه خداوند برویم، و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خود را به ما تعلیم دهد، و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم.
Composite ۲۱ - اشعیا ۶۲.۱۰-۶۳.۳, ۷-۹
(نماز شامگاهی)
۱Thus says the Lord: Walk, go through my gates; prepare my way and make a way for my people, and cast the stones out of the way; raise up a standard for the nations. For see, the Lord has made it heard to the ends of the earth: Say to the daughter of Sion: See, your Saviour has come, and his reward is with him, and his work before his face. And he will call it a holy people, redeemed by the Lord; while you will be called a city sought after, and not forsaken. Who is this who comes from Edom, the scarlet of his garments from Bosor, thus beautiful in his apparel? He cries out with much strength. I reason of justice and judgement of salvation. Why are your garments red, and your clothing as from a trodden winepress? I am full of the trodden grape; I have trampled the winepress quite alone, and no man from the nations was with me. I have remembered the mercy of the Lord, I will recall the Lord’s virtues, the Lord’s praise for all the things with which He rewards us. The Lord is a good judge for the house of Israel; he deals with us according to his mercy and according to the multitude of his justice. And he said: Are you not my people? Children will surely not be rebellious; and he became for them salvation out of their every distress. It was not an emissary, not an Angel, but the Lord himself saved them because he loved them and spared them. He redeemed them and took them up and exalted them all the days of the age.
Composite ۲۲ - زکریا ۱۴.۱, ۴, ۸-۱۱
(نماز شامگاهی)
۱Thus says the Lord: See, the day of the Lord is coming, and on that day his feet will stand upon the mount of Olives, opposite Jerusalem, where the sun rises. And on that day living water will come out from Jerusalem, half towards the first sea and half towards the last sea; in spring and in summer it shall be so; and the Lord will be for a King over all the earth; in that day there shall be one Lord, and his name, compassing all the earth and the wilderness from Gabaa as far as Remmon, south of Jerusalem; and he shall be exalted and remain on his place from the gate of Benjamin as far as the place of the first gate, as far as the gate of Gomor and as far as the tower of Anameël and as far as the tower of the corners and as far as the king’s winepresses; they shall dwell in it and there shall be no more curse and Jerusalem shall dwell confidently.
اول یوحنا ۳.۲۱-۴.۶
(نماز شامگاهی)
۲۱ای عزیزان، اگر دل ما، ما را محکوم نکند، در حضور خدا اطمینان داریم
۲۲و هرآنچه از او درخواست کنیم، خواهیم یافت، زیرا از احکام او اطاعت میکنیم و آنچه موجب خشنودی اوست، انجام میدهیم.
۲۳و این است حکم او که به نام پسرش عیسی مسیح ایمان بیاوریم و یکدیگر را محبت کنیم، چنانکه به ما امر فرمود.
۲۴هر که از احکام او اطاعت میکند، در او ساکن است و او در وی. از این جا میدانیم او در ما ساکن است که روح خود را به ما بخشیده است.
۱ای عزیزان، هر روحی را باور مکنید، بلکه آنها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه. زیرا انبیای دروغینِ بسیار به دنیا بیرون رفتهاند.
۲روح خدا را اینگونه تشخیص میدهیم: هر روحی که بر آمدن عیسی مسیح در جسمِ بشری اقرار میکند، از خداست.
۳و هر روحی که بر عیسی اقرار نمیکند، از خدا نیست، بلکه همان روحِ ’ضدّمسیح‘ است که شنیدهاید میآید و هماکنون نیز در دنیاست.
۴شما، ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافتهاید، زیرا آن که در شماست بزرگتر است از آن که در دنیاست.
۵آنها از دنیا هستند و از همین رو آنچه میگویند از دنیاست و دنیا به آنها گوش میسپارد.
۶ما از خدا هستیم و کسی که خدا را میشناسد، به ما گوش میسپارد؛ ولی آن که از خدا نیست، به ما گوش نمیسپارد. روحِ حق و روحِ گمراهی را اینگونه از هم بازمیشناسیم.
اول یوحنا ۴.۱۱-۱۶
(نماز شامگاهی)
۱۱ای عزیزان، اگر خدا ما را اینچنین محبت کرد، ما نیز باید یکدیگر را محبت کنیم.
۱۲هیچکس هرگز خدا را ندیده است؛ امّا اگر یکدیگر را محبت کنیم، خدا در ما ساکن است و محبت او در ما به کمال رسیده است.
۱۳از این جا میدانیم که در او میمانیم و او در ما، زیرا که از روح خود به ما داده است.
۱۴و ما دیدهایم و شهادت میدهیم که پدر، پسر خود را فرستاده است تا نجاتدهندۀ جهان باشد.
۱۵آن که اقرار میکند عیسی پسر خداست، خدا در وی ساکن است و او در خدا.
۱۶پس ما محبتی را که خدا به ما دارد شناختهایم و به آن اعتماد داریم. خدا محبت است و کسی که در محبت ساکن است، در خدا ساکن است و خدا در او.
اول یوحنا ۴.۲۰-۵.۵
(نماز شامگاهی)
۲۰اگر کسی ادعا کند که خدا را محبت مینماید امّا از برادر خود نفرت داشته باشد، دروغگوست. زیرا کسی که برادر خود را، که میبیند، محبت نکند، نمیتواند خدایی را که ندیده است، محبت نماید.
۲۱و ما این حکم را از او یافتهایم که هر که خدا را محبت میکند، باید برادر خود را نیز محبت کند.
۱هر که ایمان دارد عیسی همان مسیح است، از خدا مولود شده است؛ هر که پدر را محبت میکند، فرزند او را نیز محبت میکند.
۲از اینجا میدانیم فرزندان خدا را محبت میکنیم که خدا را محبت میکنیم و از احکام او اطاعت مینماییم.
۳محبت به خدا همین است که از احکام او اطاعت کنیم و احکام او باری گران نیست.
۴زیرا هر که از خدا مولود شده است، بر دنیا غلبه مییابد و این است غلبهای که دنیا را مغلوب کرده است، یعنی ایمان ما.
۵کیست آن که بر دنیا غلبه مییابد جز آن که ایمان دارد عیسی پسر خداست؟
مرقس ۱۶.۹-۲۰
(انجیل نماز صبحگاهی)
۹چون عیسی در سحرگاه نخستین روز هفته برخاست، نخست بر مریم مَجدَلیّه که از او هفت دیو بیرون کرده بود، ظاهر شد.
۱۰مریم نیز رفت و به یاران او که در ماتم و زاری بودند، خبر داد.
۱۱امّا آنها چون شنیدند که عیسی زنده شده و مریم او را دیده است، باور نکردند.
۱۲پس از آن، عیسی با سیمایی دیگر بر دو تن از ایشان که به مزارع میرفتند، ظاهر شد.
۱۳آن دو بازگشتند و دیگران را از این امر آگاه ساختند، امّا سخن ایشان را نیز باور نکردند.
۱۴سپس عیسی بر آن یازده تن، در حالی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و آنها را به سبب بیایمانی و سختدلیشان توبیخ کرد، زیرا سخن کسانی را که او را پس از رستاخیزش دیده بودند، باور نکردند.
۱۵آنگاه بدیشان فرمود: «به سرتاسر جهان بروید و خبر خوش را به همۀ خلایق موعظه کنید.
۱۶هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت. امّا هر که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد.
۱۷و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود: به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد و به زبانهای تازه سخن خواهند گفت
۱۸و مارها را با دستهایشان خواهند گرفت، و هر گاه زهری کُشنده بنوشند، گزندی به آنها نخواهد رسید، و دستها بر بیماران خواهند نهاد و آنها شفا خواهند یافت.»
۱۹عیسای خداوند پس از آنکه این سخنان را بدیشان فرمود، به آسمان بالا برده شد و به دست راست خدا بنشست.
۲۰پس ایشان بیرون رفته، در همه جا موعظه میکردند، و خداوند با ایشان عمل میکرد و کلام خود را با آیاتی که همراه ایشان بود، ثابت مینمود.
یوحنا ۲۱.۱۵-۲۵
(انجیل نماز صبحگاهی)
۱۵پس از صبحانه، عیسی از شَمعون پطرس پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا بیش از اینها محبت میکنی؟» او پاسخ داد: «بله سرورم؛ تو میدانی که دوستت میدارم.» عیسی به او گفت: «از برههای من مراقبت کن.»
۱۶بار دوّم عیسی از او پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا محبت میکنی؟» پاسخ داد: «بله سرورم؛ میدانی که دوستت میدارم.» عیسی گفت: «گوسفندان مرا شبانی کن.»
۱۷بار سوّم عیسی به او گفت: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا دوست میداری؟» پطرس از اینکه عیسی سه بار از او پرسید، «آیا مرا دوست میداری؟» آزرده شد و پاسخ داد: «سرورم، تو از همه چیز آگاهی؛ تو میدانی که دوستت میدارم.» عیسی گفت: «از گوسفندان من مراقبت کن.
۱۸آمین، آمین، به تو میگویم، زمانی که جوانتر بودی کمر خویش برمیبستی و هر جا که میخواستی میرفتی؛ امّا چون پیر شوی دستهایت را خواهی گشود و دیگری کمر تو را بربسته، به جایی که نمیخواهی خواهد برد.»
۱۹عیسی با این سخن به چگونگی مرگی اشاره میکرد که پطرس با آن خدا را جلال میداد. سپس عیسی به او گفت: «از پی من بیا.»
۲۰آنگاه پطرس برگشت و دید آن شاگردی که عیسی دوستش میداشت از پی آنها میآید. او همان بود که در وقت شام بر سینۀ عیسی تکیه زده و از او پرسیده بود، «سرورم، کیست که تو را تسلیم دشمن خواهد کرد؟»
۲۱چون پطرس او را دید، از عیسی پرسید: «سرور من، پس او چه میشود؟»
۲۲عیسی به او گفت: «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟ تو از پی من بیا!»
۲۳پس این گمان در میان برادران شایع شد که آن شاگرد نخواهد مرد، حال آنکه عیسی به پطرس نگفت که او نخواهد مرد، بلکه گفت «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟»
۲۴همان شاگرد است که بر این چیزها شهادت میدهد و اینها را نوشته است. ما میدانیم که شهادت او راست است.
۲۵عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته میشد، گمان نمیکنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشتهها را میداشت.
اعمال رسولان ۱.۱-۱۲ (رساله)
۱من کتاب نخست خود را، ای تِئوفیلوس، در باب همۀ اموری تألیف کردم که عیسی به عمل نمودن و تعلیم دادنشان آغاز کرد
۲تا روزی که به واسطۀ روحالقدس دستورهایی به رسولان برگزیدۀ خود داد و سپس به بالا برده شد.
۳او پس از رنج کشیدن، خویشتن را بر آنان ظاهر ساخت و با دلایل بسیار ثابت کرد که زنده شده است. پس به مدت چهل روز بر آنان ظاهر میشد و دربارۀ پادشاهی خدا با ایشان سخن میگفت.
۴یک بار در حین صرف غذا بدیشان امر فرمود که: «اورشلیم را ترک مکنید، بلکه منتظر آن وعدۀ پدر باشید که از من شنیدهاید.
۵زیرا یحیی با آب تعمید میداد، امّا چند روزی بیش نخواهد گذشت که شما با روحالقدس تعمید خواهید یافت.»
۶پس چون گرد هم آمده بودند، از او پرسیدند: «خداوندا، آیا در این زمان است که پادشاهی را به اسرائیل باز خواهی گردانید؟»
۷عیسی پاسخ داد: «بر شما نیست که ایام و زمانهایی را که پدر در اختیار خود نگاه داشته است بدانید؛
۸امّا چون روحالقدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامِرِه و تا دورترین نقاط جهان.»
۹عیسی پس از گفتن این سخنان، در حالی که ایشان مینگریستند، به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت.
۱۰هنگامی که میرفت و شاگردان به آسمان چشم دوخته بودند، ناگاه دو مردِ سفیدپوش در کنارشان ایستادند
۱۱و گفتند: «ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به آسمان چشم دوختهاید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همینگونه که دیدید به آسمان رفت.»
۱۲آنگاه شاگردان از کوه موسوم به زیتون به اورشلیم بازگشتند. آن کوه بیش از مسافت یک روز شَبّات با اورشلیم فاصله نداشت.
اول یوحنا ۱.۱-۷
(رساله, قدیس یوحنا)
۱آنچه از آغاز بود، آنچه شنیده و با چشمان خود دیدهایم، آنچه بدان نگریستیم و با دستهای خود لمس کردیم، یعنی کلام حیات، آن را به شما اعلام میکنیم.
۲حیات ظاهر شد؛ ما آن را دیدهایم و بر آن شهادت میدهیم. ما حیات جاویدان را به شما اعلام میکنیم، که با پدر بود و بر ما ظاهر شد.
۳ما آنچه را دیده و شنیدهایم به شما نیز اعلام میکنیم تا شما نیز با ما رفاقت داشته باشید؛ رفاقت ما با پدر و با پسرش عیسی مسیح است.
۴ما این را به شما مینویسیم تا شادیمان کامل گردد.
۵این است پیامی که از او شنیدهایم و به شما اعلام میکنیم: خدا نور است و هیچ تاریکی در او نیست.
۶اگر بگوییم با او رفاقت داریم، حال آنکه در تاریکی گام میزنیم، دروغ میگوییم و به راستی عمل نمیکنیم.
۷امّا اگر در نور گام برداریم، چنانکه او در نور است، با یکدیگر رفاقت داریم و خون پسر او عیسی ما را از هر گناه پاک میسازد.
لوقا ۲۴.۳۶-۵۳ (انجیل)
۳۶هنوز در این باره گفتگو میکردند که عیسی خود در میانشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما باد!»
۳۷حیران و ترسان، پنداشتند شبحی میبینند.
۳۸به آنان گفت: «چرا اینچنین مضطربید؟ چرا شک و تردید به دل راه میدهید؟
۳۹دست و پایم را بنگرید. خودم هستم! به من دست بزنید و ببینید؛ شبحْ گوشت و استخوان ندارد، امّا چنانکه میبینید من دارم!»
۴۰این را گفت و دستها و پاهای خود را به ایشان نشان داد.
۴۱آنها از فرط شادی و حیرت نمیتوانستند باور کنند. پس به ایشان گفت: «چیزی برای خوردن دارید؟»
۴۲تکهای ماهی بریان به او دادند.
۴۳آن را گرفت و در برابر چشمان ایشان خورد.
۴۴آنگاه به ایشان گفت: «این همان است که وقتی با شما بودم، میگفتم؛ اینکه تمام آنچه در تورات موسی و کتب انبیا و مزامیر دربارۀ من نوشته شده است، باید به حقیقت پیوندد.»
۴۵سپس، ذهن ایشان را روشن ساخت تا بتوانند کتب مقدّس را درک کنند.
۴۶و به ایشان گفت: «نوشته شده است که مسیح رنج خواهد کشید و در روز سوّم از مردگان بر خواهد خاست،
۴۷و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همۀ قومها موعظه خواهد شد و شروع آن از اورشلیم خواهد بود.
۴۸شما شاهدان این امور هستید.
۴۹من موعودِ پدر خود را بر شما خواهم فرستاد؛ پس در شهر بمانید تا آنگاه که از اعلی با قدرت آراسته شوید.»
۵۰سپس ایشان را بیرون از شهر تا نزدیکی بِیتعَنْیا برد و دستهای خود را بلند کرده، برکتشان داد؛
۵۱و در همان حال که برکتشان میداد از آنان جدا گشته، به آسمان برده شد.
۵۲ایشان او را پرستش کردند و با شادی عظیم به اورشلیم بازگشتند.
۵۳در آنجا پیوسته در معبد میماندند و خدا را حمد و سپاس میگفتند.
یوحنا ۱۹.۲۵-۲۷, ۲۱.۲۴-۲۵
(انجیل, قدیس یوحنا)
۲۵نزدیک صلیب عیسی، مادر او و خواهرِ مادرش، و نیز مریم زن کْلوپاس و مریم مَجدَلیّه ایستاده بودند.
۲۶چون عیسی مادرش و آن شاگردی را که دوست میداشت در کنار او ایستاده دید، به مادر خود گفت: «بانو، اینک پسرت».
۲۷سپس به آن شاگرد گفت: «اینک مادرت.» از آن ساعت، آن شاگرد، او را به خانۀ خود برد.
۲۴همان شاگرد است که بر این چیزها شهادت میدهد و اینها را نوشته است. ما میدانیم که شهادت او راست است.
۲۵عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته میشد، گمان نمیکنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشتهها را میداشت.
یادبودها
رسول مقدس و انجیلنگار یوحنا الهیدان
The Apostle’s main commemoration is September 26. Today is commemorated a miracle that took place at his grave every year on this date in Ephesus.
The Apostle reposed when he was more than one hundred years old; he was the only one of the Apostles not to die a martyr. Knowing that his death approached, he took seven of his disciples and told them to dig a grave in the form of a cross. He then lay down in the grave and died, and was buried by his disciples. When the faithful later opened his grave, they found it to be empty. But on this date every year a fine powder, called manna by the people, poured forth from the grave, and was used by the faithful for healing of ailments of body and soul.
ما عادل پدر آرسنیوس کبیر (۴۴۹)
He is one of the original and most honored Desert Fathers. Born of a noble family, he was a deacon and a courtier in Constantinople. One day he heard a voice saying “Arsenios, flee from men, and thou shalt be saved.” He left the capital in secret and sailed to Alexandria, then journeyed to Skete in the Egyptian desert, where he became a monk. For years he was the disciple of St John the Dwarf. Even though he had already abandoned the world so dramatically, after some time in the desert he again heard a voice saying, “Arsenios, flee, be silent, pray always, for these are the causes of sinning not.” He then separated himself from his brother monks and lived as a hermit, practicing silence. It was told of him that, on Saturday evenings, he would stand, turn his back to the setting sun, raise his hands in prayer, and pray without sitting down until the sun shone on his face the following morning. A monk who came to visit him looked into his cell and saw Arsenios at prayer, his entire body glowing like a flame. He reposed in peace at the age of ninety-five.
قدیس امیلیا (۳۷۵), مادر قدیسان ماکرینا, باسیل کبیر و گریگوری نیسا, پطرس سبسطیه, و تئوسِویا
She bore nine children, and imparted her Christian faith so effectively that five of them are counted as Saints of the Church: Basil the Great, Gregory of Nyssa, Peter of Sebaste, Macrina and Theosevia. In her old age she founded a monastery, and lived in it with her daughter Macrina until her repose.