Orthodox Calendar

۱۲ آوریل ۲۰۲۶
پاسخای مقدس

بدون روزه

اعیاد

  • رستاخیز خداوند و نجات‌دهنده ما عیسی مسیح

یادبودها

  • آغاز پنتیکوستاریون
  • قدیس یوحنای نردبانی (۶۴۹)
  • یادبود بی‌قضاوت راهب

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱.۱-۸ (رساله)

۱من کتاب نخست خود را، ای تِئوفیلوس، در باب همۀ اموری تألیف کردم که عیسی به عمل نمودن و تعلیم دادنشان آغاز کرد ۲تا روزی که به واسطۀ روح‌القدس دستورهایی به رسولان برگزیدۀ خود داد و سپس به بالا برده شد. ۳او پس از رنج کشیدن، خویشتن را بر آنان ظاهر ساخت و با دلایل بسیار ثابت کرد که زنده شده است. پس به مدت چهل روز بر آنان ظاهر می‌شد و دربارۀ پادشاهی خدا با ایشان سخن می‌گفت. ۴یک بار در حین صرف غذا بدیشان امر فرمود که: «اورشلیم را ترک مکنید، بلکه منتظر آن وعدۀ پدر باشید که از من شنیده‌اید. ۵زیرا یحیی با آب تعمید می‌داد، امّا چند روزی بیش نخواهد گذشت که شما با روح‌القدس تعمید خواهید یافت.» ۶پس چون گرد هم آمده بودند، از او پرسیدند: «خداوندا، آیا در این زمان است که پادشاهی را به اسرائیل باز خواهی گردانید؟» ۷عیسی پاسخ داد: «بر شما نیست که ایام و زمانهایی را که پدر در اختیار خود نگاه داشته است بدانید؛ ۸امّا چون روح‌القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامِرِه و تا دورترین نقاط جهان.»

یوحنا ۱.۱-۱۷ (انجیل)

۱در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود؛ ۲همان در آغاز با خدا بود. ۳همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت. ۴در او حیات بود و آن حیات، نور آدمیان بود. ۵این نور در تاریکی می‌درخشد و تاریکی آن را درنیافت. ۶مردی آمد که از جانب خدا فرستاده شده بود؛ نامش یحیی بود. ۷او برای شهادت دادن آمد، برای شهادت بر آن نور، تا همه به واسطۀ او ایمان آورند. ۸او خودْ آن نور نبود، بلکه آمد تا بر آن نور شهادت دهد. ۹آن نور حقیقی که به هر انسانی روشنایی می‌بخشد، براستی به جهان می‌آمد. ۱۰او در جهان بود، و جهان به واسطۀ او پدید آمد؛ امّا جهان او را نشناخت. ۱۱او به مُلک خویش آمد، ولی قومِ خودش او را نپذیرفتند. ۱۲امّا به همۀ کسانی که او را پذیرفتند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، یعنی به هر کس که به نام او ایمان آورْد؛ ۱۳آنان که نه با تولدی بشری، نه از خواهشِ تن و نه از خواستۀ یک مرد، بلکه از خدا تولد یافتند. ۱۴و کلام، انسان شد و در میان ما مسکن گزید. ما بر جلال او نگریستیم، جلالی شایستۀ آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد، پر از فیض و راستی. ۱۵یحیی بر او شهادت می‌داد و ندا می‌کرد که «این است کسی که درباره‌اش گفتم: ”آن که پس از من می‌آید بر من برتری یافته، زیرا پیش از من وجود داشته است“.» ۱۶از پُری او ما همه بهره‌مند شدیم، فیض از پی فیض. ۱۷زیرا شریعت به واسطۀ موسی داده شد؛ فیض و راستی به واسطۀ عیسی مسیح آمد.

یادبودها

قدیس یوحنای نردبانی (۶۴۹)

He is best known as the author of the Ladder of Divine Ascent, a treasury of spiritual wisdom which is read in its entirety in monasteries during every Lenten season. He is also commemorated on the Fourth Sunday of Great Lent.

Nothing is known of his life before he entered the monastery at Mount Sinai (now St Katherine’s Monastery) at the age of sixteen; he remained there until his death at the age of eighty. After he first arrived, he spent nineteen years in strict obedience to his spiritual father, Martyrios. When Martyrios died, John retired to a nearby cave, where he lived in the strictest asceticism for twenty years. (It was during these years that he wrote the Ladder.) He reluctantly returned to the monastery when he was made abbot by the brethren, and spent the rest of his days guiding his spiritual children in the way of salvation.

Once he heard a monk criticize him for speaking too much; rather than reproach the monk, he himself kept silence for a full year, never uttering a word until the brethren begged him to speak again. At another time a large company of pilgrims came to Mt Sinai. At supper they all saw a young man, dressed as a Jew, serving at table and giving orders to the other servants, then suddenly disappearing. When they wondered among themselves what this could mean, John said ‘Do not try to look for him; that was the prophet Moses serving you in his own home.’

When the holy abbot knew that his death was approaching, he appointed his own brother, George, as his successor. George grieved the approaching death of his beloved brother, but St John told him that, if he was found worthy to stand close to God after his death, he would pray that George be taken up to heaven in the same year. So it happened: ten months after St John’s death, George reposed in the Lord.

یادبود بی‌قضاوت راهب

“This monk died joyfully because he had never in his life condemned anyone. He was lazy, careless, disinclined to prayer, but throughout his entire life he had never judged anyone. And when he lay dying, he was full of joy. The brethren asked him how he could die so joyfully with all his sins, and he replied: ‘I have just seen the angels, and they showed me a page with all my many sins. I said to them: “The Lord said: ‘Judge not, that ye be not judged.’ I have never judged anyone and I hope in the mercy of God, that He will not judge me.” And the angels tore up the sheet of paper.’ Hearing this, the monks wondered at it and learned from it.” (From the Prologue)