Orthodox Calendar

۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵
شنبه هفته شانزدهم بعد از پنطیکاست

روزه — روزه سخت (شراب و روغن)

اعیاد

  • برافراشتن صلیب مقدس

یادبودها

  • جهانی برافراشتن مقدس و حیات-بخش صلیب
  • قدیس پلاسیلا ملکه (۳ یا ۳)
  • شهید جدید مقدس ماکاریوس تسالونیکی (۱۵۲۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

خروج ۱۵.۲۲-۱۶.۱ (نماز شامگاهی)

۲۲سپس موسی اسرائیلی‌ها را از دریای سرخ کوچانید و ایشان به صحرای شور رفتند. آنها سه روز در صحرا سفر کردند بی‌آنکه آب پیدا کنند. ۲۳آنگاه به مارَه رسیدند، ولی نتوانستند از آب آنجا بنوشند زیرا تلخ بود؛ به همین جهت آن مکان را مارَه نامیدند. ۲۴پس قوم شِکوِه‌کنان به موسی گفتند: «چه بنوشیم؟» ۲۵موسی نزد خداوند فریاد برآورد، و خداوند چوبی بدو نشان داد. موسی چوب را به آب انداخت و آب شیرین شد. یهوه در آنجا فریضه و قانونی برای ایشان وضع کرد، و بدین‌گونه آنها را آزمود. ۲۶فرمود: «اگر به‌دقّت به صدای خداوند خدایتان گوش فرا دهید و آنچه را در نظر او درست است به جا آورید، اگر به فرامین او توجه کنید و تمام فرایض او را به جا آورید، من نیز هیچ‌یک از بیماریهایی را که مصریان را بدان دچار کردم بر شما نازل نخواهم کرد، زیرا من یهوه شفادهندۀ شما هستم.» ۲۷آنگاه ایشان به ایلیم آمدند که در آنجا دوازده چشمه و هفتاد نخل بود، و آنجا کنار آب اردو زدند. ۱جماعت بنی‌اسرائیل جملگی از ایلیم عزیمت کردند و در روز پانزدهم از ماه دوّمِ پس از خروجشان از مصر، به صحرای سین رسیدند که میان ایلیم و سینا واقع است.

امثال ۳.۱۱-۱۸ (نماز شامگاهی)

۱۱پسرم، تأدیب خداوند را خوار مشمار، و از توبیخ او بیزاری مجو، ۱۲زیرا خداوند آنان را که دوست می‌دارد، تأدیب می‌کند چنانکه پدری، فرزند خویش را که مایۀ خشنودی اوست. ۱۳خوشا به حال کسی که حکمت را بیابد و شخصی که فهم را به دست آورد. ۱۴زیرا تجارتِ آن از تجارت نقره سودآورتر است و محصول آن از طلا نیکوتر. ۱۵از یاقوت گرانبهاتر است، و هیچ‌یک از نفایس تو با آن برابری نتواند کرد. ۱۶بر دست راستش عمر دراز است و بر دست چپش دولت و حشمت. ۱۷راههایش، راههایی است دلپذیر و همۀ طریقهایش، سلامتی. ۱۸آنان را که به دستش آرند، درخت حیات است و آنان را که به چنگش گیرند، برکت.

اشعیا ۶۰.۱۱-۱۶ (نماز شامگاهی)

۱۱دروازه‌هایت همواره گشوده خواهد بود، و شب و روز بسته نخواهد شد، تا ثروت قومها را نزد تو آورند، و پادشاهانشان را در صف اسیران. ۱۲زیرا قوم و مملکتی که تو را خدمت نکند، نابود خواهد شد؛ آری، آن قومها به‌تمامی هلاک خواهند گردید. ۱۳جلال لبنان نزد تو آورده خواهد شد، درختان کاج و صنوبر و سرو، تا مکان قُدس مرا بیارایند، و من قدمگاه خود را جلال خواهم بخشید. ۱۴فرزندان آنان که بر تو ستم روا می‌دارند آمده، در برابرت خم خواهند شد، و هر آن که تو را خوار می‌شمارد، به پاهایت خواهد افتاد؛ تو را شهر خداوند خواهند خواند، و صَهیونِ قدوس اسرائیل. ۱۵تو را که متروک و منفور بودی، و کسی از میانت گذر نمی‌کرد، فخر جاودانی خواهم ساخت، و مایۀ شادمانی همۀ نسلها. ۱۶شیر قومها را خواهی مَکید، و از پستانهای پادشاهان شیر خواهی خورد. آنگاه خواهی دانست که من یهوه نجات‌دهندۀ تو هستم، و قدیر یعقوب، ولیّ تو.

یوحنا ۱۲.۲۸-۳۶ (انجیل نماز صبحگاهی)

۲۸پدر، نام خود را جلال ده!» آنگاه ندایی از آسمان در رسید که: «جلال داده‌ام و باز جلال خواهم داد.» ۲۹پس مردمی که آنجا بودند و این را شنیدند، گفتند: «رعد بود.» دیگران گفتند: «فرشته‌ای با او سخن گفت.» ۳۰عیسی گفت: «این ندا برای شما بود، نه برای من. ۳۱اکنون زمان داوری بر این دنیاست؛ اکنون رئیس این جهان بیرون افکنده می‌شود. ۳۲و من چون از زمین برافراشته شوم، همه را به سوی خود خواهم کشید.» ۳۳او با این سخن، به چگونگی مرگی اشاره می‌کرد که انتظارش را می‌کشید. ۳۴مردم گفتند: «بنا بر آنچه از تورات شنیده‌ایم، مسیح تا ابد باقی خواهد ماند، پس چگونه است که می‌گویی پسر انسان باید برافراشته شود؟ این پسر انسان کیست؟» ۳۵عیسی به ایشان گفت: «تا اندک زمانی دیگر، نور با شماست. پس تا زمانی که هنوز نور را دارید، راه بروید، مبادا تاریکی شما را فرو گیرد. آن که در تاریکی راه می‌رود، نمی‌داند کجا می‌رود. ۳۶تا زمانی که نور را دارید، به نور ایمان آورید تا فرزندان نور گردید.» چون این سخنان را گفت، از آنجا رفت و خود را از ایشان پنهان کرد.

اول قرنتیان ۱.۱۸-۲۴ (رساله, ارتفاع صلیب)

۱۸زیرا پیام صلیب برای آنان که هلاک می‌شوند جهالت است، امّا برای ما که نجات می‌یابیم قدرت خداست. ۱۹زیرا نوشته شده است: «حکمتِ حکیمان را نابود خواهم ساخت و فهم فهیمان را باطل خواهم گردانید.» ۲۰براستی، حکیم کجاست؟ عالِمِ دین کجاست؟ مباحثه‌گرِ این عصر کجاست؟ مگر خدا حکمت دنیا را جهالت نگردانیده است؟ ۲۱زیرا از آنجا که بنا بر حکمتِ خدا، دنیا نتوانست از طریق حکمتْ خدا را بشناسد، خدا چنان مصلحت دید که از راه جهالتِ موعظه، کسانی را که ایمان می‌آورند، نجات بخشد. ۲۲زیرا یهودیان خواستار آیت‌اند و یونانیان در پی حکمت، ۲۳ولی ما مسیح مصلوب را وعظ می‌کنیم که یهودیان را سنگ لغزش است و غیریهودیان را جهالت، ۲۴امّا فراخواندگان را، چه یهودی و چه یونانی، مسیحْ قدرت خدا و حکمت خداست.

اول قرنتیان ۱۰.۲۳-۲۸ (رساله)

۲۳«همه چیز جایز است» - امّا همه چیز مفید نیست. «همه چیز رواست» - امّا همه چیز سازنده نیست. ۲۴هیچ‌کس در پی نفع خود نباشد، بلکه نفع دیگران را بجوید. ۲۵هر گوشتی را که در قصابخانه می‌فروشند، بدون نظر به وجدان بخورید، ۲۶زیرا «زمین و هرآنچه در آن است از آنِ خداوند است.» ۲۷اگر شخصی بی‌ایمان شما را به صرف غذا دعوت می‌کند و شما نیز مایل به رفتن هستید، هرآنچه در برابرتان می‌گذارد بدون نظر به وجدان بخورید، ۲۸مگر اینکه کسی به شما بگوید: «این گوشت به بتها تقدیم شده است.» تنها در این صورت، به‌خاطر کسی که این را به شما گفت و به‌خاطر وجدان، از آن مخورید -

یوحنا ۱۹.۶-۱۱, ۱۳-۲۰, ۲۵-۲۸, ۳۰-۳۵ (انجیل, ارتفاع صلیب)

۶چون سران کاهنان و نگهبانان معبد او را دیدند، فریاد برآورده، گفتند: «بر صلیبش کن! بر صلیبش کن!» پیلاتُس به ایشان گفت: «شما خودْ او را ببرید و مصلوب کنید، چون من سببی برای محکوم کردن او نیافته‌ام.» ۷یهودیان در پاسخ او گفتند: «ما را شریعتی است که بنا بر آن او باید بمیرد، زیرا ادعا می‌کند پسر خداست.» ۸چون پیلاتُس این را شنید، هراسانتر شد، ۹و باز به درون کاخ بازگشت و از عیسی پرسید: «تو از کجا آمده‌ای؟» امّا عیسی پاسخی به او نداد. ۱۰پس پیلاتُس او را گفت: «به من هیچ نمی‌گویی؟ آیا نمی‌دانی قدرت دارم آزادت کنم و قدرت دارم بر صلیبت کِشم؟» ۱۱عیسی گفت: «هیچ قدرت بر من نمی‌داشتی، اگر از بالا به تو داده نشده بود؛ از این رو، گناهِ آن که مرا به تو تسلیم کرد، بسی بزرگتر است.» ۱۳چون پیلاتُس این سخنان را شنید، عیسی را بیرون آورد و خود بر مسند داوری نشست، در مکانی که به ’سنگفرش‘ معروف بود و به زبان عبرانیان ’جَبّاتا‘ خوانده می‌شد. ۱۴آن روز، روز ’تهیۀ‘ عید پِسَخ و نزدیک ساعت ششم از روز بود. پیلاتُس به یهودیان گفت: «اینک پادشاه شما!» ۱۵آنها فریاد برآوردند: «او را از میان بردار! او را از میان بردار و بر صلیبش کن!» پیلاتُس گفت: «آیا پادشاهتان را مصلوب کنم؟» سران کاهنان پاسخ دادند: «ما را پادشاهی نیست جز قیصر.» ۱۶سرانجام پیلاتُس عیسی را به آنها سپرد تا بر صلیبش کِشند. آنگاه عیسی را گرفته، بردند. ۱۷عیسی صلیب بر دوش بیرون رفت، به سوی محلی به نام جمجمه که به زبان عبرانیان جُلجُتا خوانده می‌شود. ۱۸آنجا او را بر صلیب کردند. با او دو تن دیگر نیز در دو جانبش مصلوب شدند و عیسی در میان قرار داشت. ۱۹به فرمان پیلاتُس کتیبه‌ای نوشتند و آن را بر بالای صلیب نصب کردند. بر آن نوشته شده بود: ’عیسای ناصری، پادشاه یهود‘. ۲۰بسیاری از یهودیان آن کتیبه را خواندند، زیرا جایی که عیسی بر صلیب شد نزدیک شهر بود و آن کتیبه به زبان عبرانیان و لاتینی و یونانی نوشته شده بود. ۲۵نزدیک صلیب عیسی، مادر او و خواهرِ مادرش، و نیز مریم زن کْلوپاس و مریم مَجدَلیّه ایستاده بودند. ۲۶چون عیسی مادرش و آن شاگردی را که دوست می‌داشت در کنار او ایستاده دید، به مادر خود گفت: «بانو، اینک پسرت». ۲۷سپس به آن شاگرد گفت: «اینک مادرت.» از آن ساعت، آن شاگرد، او را به خانۀ خود برد. ۲۸آنگاه عیسی آگاه از اینکه همه چیز به انجام رسیده است، برای آنکه کتب مقدّس تحقق یابد، گفت: «تشنه‌ام.» ۳۰چون عیسی شراب را چشید، گفت: «به انجام رسید.» سپس سر خم کرد و روح خود را تسلیم نمود. ۳۱آن روز، روز ’تهیه‘ بود، و روز بعد، شَبّات بزرگ. از آنجا که سران یهود نمی‌خواستند اجساد تا روز بعد بر صلیب بماند، از پیلاتُس خواستند تا ساق پاهای آن سه تن را بشکنند و اجسادشان را از صلیب پایین بیاورند. ۳۲پس سربازان آمدند و ساق پاهای نخستین شخص و آن دیگر را که با عیسی بر صلیب شده بود، شکستند. ۳۳امّا چون به عیسی رسیدند و دیدند مرده است، ساقهای او را نشکستند. ۳۴امّا یکی از سربازان نیزه‌ای به پهلوی او فرو برد که در دم خون و آب از آن روان شد. ۳۵آن که این را دید، شهادت می‌دهد تا شما نیز ایمان آورید. شهادت او راست است و او می‌داند که حقیقت را می‌گوید.

متی ۲۴.۳۴-۴۴ (انجیل)

۳۴آمین، به شما می‌گویم، تا این همه روی ندهد، این نسل از میان نخواهد رفت. ۳۵آسمان و زمین زایل خواهد شد، امّا سخنان من هرگز زوال نخواهد پذیرفت. ۳۶«هیچ‌کس آن روز و ساعت را نمی‌داند جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند. ۳۷زمان ظهور پسر انسان مانند روزگار نوح خواهد بود. ۳۸در روزهای پیش از توفان، قبل از اینکه نوح به کشتی درآید، مردم می‌خوردند و می‌نوشیدند و زن می‌گرفتند و شوهر می‌کردند ۳۹و نمی‌دانستند چه در پیش است. تا اینکه توفان آمد و همه را با خود برد. ظهور پسر انسان نیز همین‌گونه خواهد بود. ۴۰از دو مرد که در مزرعه هستند، یکی برگرفته و دیگری واگذاشته خواهد شد. ۴۱و از دو زن که با هم دستاس می‌کنند، یکی برگرفته و دیگری واگذاشته خواهد شد. ۴۲پس بیدار باشید، زیرا نمی‌دانید سرورِ شما چه روزی خواهد آمد. ۴۳این را بدانید که اگر صاحبخانه می‌دانست دزد در چه پاسی از شب می‌آید، بیدار می‌ماند و نمی‌گذاشت به خانه‌اش دستبرد زنند. ۴۴پس شما نیز آماده باشید، زیرا پسر انسان در ساعتی خواهد آمد که انتظارش را ندارید.

یادبودها

جهانی برافراشتن مقدس و حیات-بخش صلیب

“Saint Helen, the mother of Saint Constantine the Great, when she was already advanced in years, undertook, in her great piety, the hardships of a journey to Jerusalem in search of the Cross, about the year 325. A temple to Aphrodite had been raised up by the Emperor Hadrian upon Golgotha, to defile and cover with oblivion the place where the saving Passion had been suffered. The venerable Helen had the statue of Aphrodite destroyed, and the earth removed, revealing the Tomb of our Lord, and three crosses. Of these, it was believed that one must be that of our Lord, the other two of the thieves crucified with Him; but Saint Helen was at a loss which one might be the Wood of our salvation. At the inspiration of Saint Macarius, Archbishop of Jerusalem, a lady of Jerusalem, who was already at the point of death from a certain disease, was brought to touch the crosses, and as soon as she came near to the Cross of our Lord, she was made perfectly whole. Consequently, the precious Cross was lifed on high by Archbishop Macarius of Jerusalem; as he stood on the ambo, and when the people beheld it, they cried out, “Lord, have mercy.” It should be noted that after its discovery, a portion of the venerable Cross was taken to Constantinople as a blessing. The rest was left in Jerusalem in the magnificent church built by Saint Helen, until the year 614. At that time, the Persians plundered Palestine and took the Cross to their own country (See Jan. 22, Saint Anastasius the Persian). Later, in the year 628, Emperor Heraclius set out on a military campaign, retrieved the Cross, and after bringing it to Constantinople, himself escorted it back to Jerusalem, where he restored it to its place.” (Great Horologion) A fast is kept today, whatever the day of the week.

قدیس پلاسیلا ملکه (۳ یا ۳)

She was the wife of the Emperor Theodosius the Great, and the mother of two Emperors, Arcadius and Honorius. Despite her lofty station, she devoted herself to visiting the poor and to caring personally for the sick. She often worked in the kitchens of various hospices in Constantinople, taking on tasks unexpected of anyone of patrician rank, let alone the Empress herself. To fulfil these missions, she often traveled unescorted through the poorest parts of the City. When others tried to caution or dissuade her, she answered that this was her way of giving thanks for all that God had given her. “Throughout her life, Saint Placilla served God in chastity, meekness, charity and prayer, and departed in peace to eternal life in 386 (or 385), having brought to those who encountered her a pledge of the Resurrection and of endless joy.” (Synaxarion)

شهید جدید مقدس ماکاریوس تسالونیکی (۱۵۲۷)

“A disciple of Patriarch Niphon at the time that the latter was labouring in the asceticism of silence at Vatopedi, Macarius longed for martyrdom for the sake of Christ, and begged St Niphon’s blessing to seek it. The discerning Patriarch, perceiving that this was God’s will, blessed him for the way of martyrdom. Macarius went to Salonica and, in the midst of a crowd of Turks, began to speak of Christ as the one, true God. The Turks seized him and threw him into prison. When he was brought to trial, Macarius cried out to the Turks: ‘Oh, that you would come to know the truth and be baptised in the name of the Father, the Son and the Holy Spirit!’ The Turks beheaded him in 1527. At that moment, Niphon saw this in his spirit at Vatopedi, and told a monk of Macarius’s death by martyrdom, saying: ‘Know, my child, that your brother Macarius has today died a martyr, and is borne to heaven, triumphing and rejoicing in the Lord. May we be worthy of blessing by his prayers!’ (From the Athonite Patrology).” (Prologue)