Orthodox Calendar

۷ اوت ۲۰۲۵
پنجشنبه هفته نهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • خفتن مقدسه آنا، مادر تئوتکس
  • یادبود مقدس ۱ پدران پنجم شورای جهانی (۵۵۳)
  • قدیس المپیاس شماسه (۴۰۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۱۴.۶-۱۹ (رساله)

۶حال ای برادران، اگر من نزد شما بیایم و به زبانهای غیر سخن بگویم، چه نفعی به شما خواهم رسانید، مگر اینکه مکاشفه یا معرفت یا نبوّت یا تعلیمی برایتان داشته باشم؟ ۷حتی سازهای بی‌جانی چون نی و چنگ اگر نواهای مشخص بر نیاورند، چگونه می‌توان تشخیص داد چه آهنگی نواخته می‌شود؟ ۸اگر شیپور آوای مشخص ندهد، چه کسی مهیای جنگ می‌شود؟ ۹در مورد شما نیز چنین است. اگر به زبان خود کلماتی مفهوم نگویید، چگونه می‌توان فهمید که چه می‌گویید؟ در آن صورت، بدین می‌مانَد که با هوا سخن بگویید. ۱۰بی‌شک در جهان انواع زبانها وجود دارد، امّا هیچ‌یک بی‌معنی نیست. ۱۱پس من اگر نتوانم معنی گفتار دیگری را بفهمم، نسبت به او بیگانه‌ام و او نیز نسبت به من. ۱۲در مورد شما نیز چنین است. از آنجا که مشتاق تجلیات روح هستید، بکوشید که در بنای کلیسا ترقّی کنید. ۱۳از این رو، آن که به زبان غیر سخن می‌گوید باید دعا کند تا گفتار خود را ترجمه نماید. ۱۴زیرا اگر من به زبانِ غیر دعا کنم، روحم دعا می‌کند، امّا عقلم بهره‌ای نمی‌برد. ۱۵پس چه باید بکنم؟ به روح دعا خواهم کرد و به عقل نیز دعا خواهم کرد؛ به روح سرود خواهم خواند و به عقل نیز خواهم خواند. ۱۶در غیر این صورت، اگر تو در روح به شکرگزاری مشغول باشی، چگونه کسی که زبانت را نمی‌فهمد به شکرگزاری تو آمین بگوید؟ چرا که نمی‌داند چه می‌گویی! ۱۷زیرا تو براستی نیکو شکر می‌کنی، امّا شکر تو باعث بنای دیگری نمی‌شود. ۱۸خدا را شکر می‌کنم که بیش از همۀ شما به زبانهای غیر سخن می‌گویم؛ ۱۹امّا در کلیسا ترجیح می‌دهم پنج کلمه با عقل خود سخن بگویم که دیگران را تعلیم داده باشم، تا اینکه هزاران کلمه به زبانهای غیر بگویم.

غلاطیان ۴.۲۲-۳۱ (رساله, قدیسه آنا)

۲۲زیرا نوشته شده که ابراهیم دو پسر داشت، یکی از کنیز و دیگری از زنی آزاد. ۲۳پسر کنیز به شیوۀ معمولِ بشری تولد یافت؛ امّا تولد پسرِ زنِ آزاد، حاصل وعده بود. ۲۴این را می‌توان تمثیل‌وار تلقی کرد: این دو زن، به دو عهد اشاره دارند. یکی از کوه سیناست، که فرزندانی برای بندگی می‌زاید: او هاجَر است. ۲۵هاجَر کوه سیناست، در عربستان، و بر شهر اورشلیم کنونی انطباق دارد، زیرا با فرزندانش در بندگی به سر می‌بَرد. ۲۶امّا اورشلیمِ بالا آزاد است، که مادر همۀ ماست. ۲۷چرا که نوشته شده است: «ای نازا که نزاده‌ای، شادمانه بسرا! ای که درد زا نکشیده‌ای، بانگ شادی سر ده و فریاد بلند برآور! زیرا فرزندان زن بی‌کس از فرزندان زن شوهردار زیادتر خواهند بود.» ۲۸امّا شما ای برادران، همچون اسحاق فرزندان وعده‌اید. ۲۹در آن زمان، پسری که به شیوۀ معمولِ بشری زاده شد، او را که به مدد روح به دنیا آمد آزار می‌داد. امروز نیز چنین است. ۳۰امّا کتاب چه می‌گوید؟ «کنیز و پسرش را بیرون کن، زیرا پسر کنیز هرگز با پسر زن آزاد میراث نخواهد برد.» ۳۱پس ای برادران، ما فرزندان کنیز نیستیم، بلکه از زن آزادیم.

متی ۲۰.۱۷-۲۸ (انجیل)

۱۷هنگامی که عیسی به سوی اورشلیم می‌رفت، در راه، دوازده شاگرد خود را به کناری برد و به ایشان گفت: ۱۸«اینک به اورشلیم می‌رویم. در آنجا پسر انسان را به سران کاهنان و علمای دین تسلیم خواهند کرد. آنها او را به مرگ محکوم خواهند نمود ۱۹و به اقوام بیگانه خواهند سپرد تا استهزا شود و تازیانه خورَد و بر صلیب شود. امّا در روز سوّم بر خواهد خاست.» ۲۰آنگاه مادرِ پسران زِبِدی با دو پسرش نزد عیسی آمد و در برابر او زانو زد و از وی درخواست کرد که آرزویش را برآورده سازد. ۲۱عیسی پرسید: «آرزوی تو چیست؟» گفت: «عطا فرما که این دو پسر من در پادشاهی تو، یکی بر جانب راست و دیگری بر جانب چپ تو بنشینند.» ۲۲عیسی در پاسخ گفت: «شما نمی‌دانید چه می‌خواهید! آیا می‌توانید از جامی که من به‌زودی می‌نوشم، بنوشید؟» پاسخ دادند: «آری، می‌توانیم.» ۲۳عیسی گفت: «شکی نیست که از جام من خواهید نوشید، امّا بدانید که نشستن بر جانب راست و چپ من در اختیار من نیست تا آن را به کسی ببخشم. این جایگاه از آن کسانی است که پدرم برایشان فراهم کرده است.» ۲۴چون ده شاگردِ دیگر از این امر آگاه شدند، بر آن دو برادر خشم گرفتند. ۲۵عیسی ایشان را فرا خواند و گفت: «شما می‌دانید که حاکمانِ دیگر قومها بر ایشان سروری می‌کنند و بزرگانشان بر ایشان فرمان می‌رانند. ۲۶امّا در میان شما چنین نباشد. هر که می‌خواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. ۲۷و هر که می‌خواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام شما گردد. ۲۸چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.»

لوقا ۸.۱۶-۲۱ (انجیل, قدیسه آنا)

۱۶«هیچ‌کس چراغ را برنمی‌افروزد تا سرپوشی بر آن نهد یا آن را زیر تخت بگذارد! بلکه چراغ را بر چراغدان می‌گذارند تا هر که داخل شود، روشنایی را ببیند. ۱۷زیرا هیچ چیزِ پنهانی نیست که آشکار نشود و هیچ چیز نهفته‌ای نیست که معلوم و هویدا نگردد. ۱۸پس دقّت کنید چگونه می‌شنوید، زیرا به آن که دارد بیشتر داده خواهد شد و از آن که ندارد، همان هم که گمان می‌کند دارد، گرفته خواهد شد.» ۱۹در این هنگام، مادر و برادران عیسی آمدند تا او را ببینند، امّا ازدحام جمعیت چندان بود که نتوانستند به او نزدیک شوند. ۲۰پس به وی خبر دادند که: «مادر و برادرانت بیرون ایستاده‌اند و می‌خواهند تو را ببینند.» ۲۱در پاسخ گفت: «مادر و برادران من کسانی هستند که کلام خدا را می‌شنوند و به آن عمل می‌کنند.»

یادبودها

خفتن مقدسه آنا، مادر تئوتکس

According to tradition, both Anna and her husband Joachim had reposed by the time the Most Holy Theotokos was about eleven years old and living in the Temple; thus when she reached maturity she was an orphan, and was given into the care of the noble Joseph. The prayers of St Anna are invoked for conceiving children and for help in difficult childbirth. Her main feast is on September 9th.

یادبود مقدس ۱ پدران پنجم شورای جهانی (۵۵۳)

This council was held in Constantinople during the reign of Justinian the Great. The council condemned the various forms of monophysitism, the heretical writings of Theodore of Mopsuestia and Theodoret, and the writings of Origen (particularly on universal salvation).

قدیس المپیاس شماسه (۴۰۸)

She was born to a noble family in Constantinople: her father Anysius Secundus was a senator. She was betrothed to a nobleman who died before they could be wed; resisting all advice to take another husband, Olympias devoted herself entirely to God, giving her large inheritance to the Church and to the poor. She served as a deaconess, first under the Patriarch Nektarios, then under St John Chrysostom. When St John was sent into exile, he advised her to remain in Constantinople, and to continue to serve the Church whatever patriarch took his place. But as soon as the holy hierarch went into exile, a fire destroyed a large part of the City, and St John’s enemies accused the holy Olympias of setting the fire. She in turn was exiled to Nikomedia, where she reposed in 408. She left instructions that her body be placed in a coffin and thrown into the sea, to be buried wherever it was cast up. The coffin came to shore at Vrochthoi and was buried there at a church dedicated to the Apostle Thomas. Her relics have continued to be a source of great miracles of healing.

During his exile, St John Chrysostom wrote a number of letters to St Olympias, seventeen of which have been preserved through the centuries. In one he writes: ‘Now I am deeply joyful, not only because you have been delivered from sickness, but even more because you are bearing adversities with such fortitude, calling them trifles — a characteristic of a soul filled with power and abounding in the rich fruits of courage. You are not only enduring misfortune with fortitude, but are making light of it in a seemingly effortless way, rejoicing and triumphing over it — this is a proof of the greatest wisdom.’