Orthodox Calendar

۳ اوت ۲۰۲۵
یکشنبه هشتم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • ما عادل پدران یوحنا و شمعون, دیوانه برای مسیح's خاطر (۵۷۰)
  • مارسلا, باکره-شهید خیوس (حدود ۱۵۰۰)
  • نبی حزقیال

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۰.۱۱-۱۸ (انجیل هشتم صبحگاهی)

۱۱و امّا مریم، بیرون، نزدیک مقبره ایستاده بود و می‌گریست. او گریان خم شد تا به درون مقبره بنگرد. ۱۲آنگاه دو فرشته را دید که جامه‌های سفید بر تن داشتند و آنجا که پیکر عیسی نهاده شده بود، یکی در جای سر و دیگری در جای پاهای او نشسته بودند. ۱۳آنها به او گفتند: «ای زن، چرا گریانی؟» او پاسخ داد: «سرورم را برده‌اند و نمی‌دانم کجا گذاشته‌اند.» ۱۴چون این را گفت، برگشت و عیسی را آنجا ایستاده دید، امّا نشناخت. ۱۵عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریانی؟ که را می‌جویی؟» مریم به گمان اینکه باغبان است، گفت: «سرورم، اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو کجا گذاشته‌ای تا بروم و او را برگیرم.» ۱۶عیسی صدا زد: «مریم!» مریم روی به جانب او گرداند و به زبان عبرانیان گفت: «رَبّونی!» (یعنی استاد). ۱۷عیسی به او گفت: «بر من میاویز، زیرا هنوز نزد پدر صعود نکرده‌ام. بلکه نزد برادرانم برو و به آنها بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما صعود می‌کنم.» ۱۸مریم مَجدَلیّه رفت و شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیده‌ام!» و آنچه به او گفته بود، بدیشان بازگفت.

اول قرنتیان ۱.۱۰-۱۸ (رساله)

۱۰ای برادران، به نام خداوند ما عیسی مسیح از شما تمنا دارم که با هم توافق داشته باشید و در میان شما تفرقه نباشد، بلکه در اندیشه و رأی با هم متحد باشید. ۱۱زیرا ای برادرانِ من، اهل خانۀ خْلوئه به من خبر داده‌اند که در میان شما جدالهاست. ۱۲مقصود اینکه یکی از شما می‌گوید، «من به پولس تعلق دارم»؛ دیگری می‌گوید، «من متعلق به آپولس هستم»؛ یکی می‌گوید، «من به کیفا تعلق دارم»؛ و دیگری، که «من از آنِ مسیح هستم.» ۱۳آیا مسیح تقسیم شده است؟ آیا پولس بود که برای شما بر صلیب شد؟ و آیا به نام پولس تعمید گرفتید؟ ۱۴خدا را شکر می‌کنم که به‌جز کْریسپوس و گایوس، هیچ‌کس دیگر از شما را تعمید ندادم، ۱۵تا کسی نتواند بگوید به نام من تعمید یافتید. ۱۶البته خانوادۀ اِستِفاناس را نیز تعمید دادم؛ ولی به یاد ندارم کسی دیگر را تعمید داده باشم. ۱۷زیرا مسیح مرا نفرستاد تا تعمید دهم بلکه تا بشارت رسانم، ولی نه با حکمت سخنوری، مبادا قدرت صلیب مسیح بی‌اثر گردد. ۱۸زیرا پیام صلیب برای آنان که هلاک می‌شوند جهالت است، امّا برای ما که نجات می‌یابیم قدرت خداست.

متی ۱۴.۱۴-۲۲ (انجیل)

۱۴چون عیسی از قایق پیاده شد، جمعیتی بی‌شمار دید و دلش بر حال آنان به‌رحم آمده، بیمارانشان را شفا بخشید. ۱۵نزدیک غروب، شاگردان نزدش آمدند و گفتند: «اینجا مکانی است دورافتاده، و دیروقت نیز هست. مردم را روانه کن تا به روستاهای اطراف بروند و برای خود خوراک بخرند.» ۱۶عیسی به آنان گفت: «نیازی نیست مردم بروند. شما خود به ایشان خوراک دهید.» ۱۷شاگردان گفتند: «در اینجا چیزی جز پنج نان و دو ماهی نداریم.» ۱۸عیسی گفت: «آنها را نزد من بیاورید.» ۱۹سپس به مردم فرمود تا بر سبزه‌ها بنشینند. آنگاه پنج نان و دو ماهی را برگرفت و به آسمان نگریسته، برکت داد. سپس نانها را پاره کرد و به شاگردان داد و آنان نیز به مردم دادند. ۲۰همه خوردند و سیر شدند و از خرده‌های باقی‌مانده، دوازده سبدِ پُر برگرفتند. ۲۱شمار خورندگان، به‌جز زنان و کودکان، پنج هزار مرد بود. ۲۲عیسی بی‌درنگ شاگردان را بر آن داشت تا در همان حال که او مردم را مرخص می‌کرد، سوار قایق شوند و پیش از او به آن سوی دریا بروند.

یادبودها

ما عادل پدران یوحنا و شمعون, دیوانه برای مسیح's خاطر (۵۷۰)

These two brothers in Christ were from Edessa in Mesopotamia. After a pilgrimage to Jerusalem they fled the world together; they were tonsured as monks, but soon left their monastery to struggle in prayer near the Dead Sea. Thus they passed thirty years in silence and asceticism. Symeon was then commanded by God to leave the desert and serve God among the world’s people. At their parting John said to him: ‘Keep your heart from all that you see in the world. Whatever there may be that touches your hand, let it not take hold of your heart. When food passes your lips, let not your heart be sweetened by it. If your feet have to move, let there be peace within you. Whatever you do outwardly, let your mind remain tranquil. Pray for me, that God may not part us from each other in the world to come.’ Symeon went to Emesa in Syria, where he spent the rest of his life, feigning madness in order to conceal his holiness from men. But he performed miracles of healing and appeared to people of the city in dreams, calling them to repentance. He was given the gift of discernment of others’ inward condition, and while dancing and raving through the streets would approach people, whisper their sins in their ears, and call them to repentance. He reposed peacefully in 590; John, who had remained in the desert, reposed soon afterward.

مارسلا, باکره-شهید خیوس (حدود ۱۵۰۰)

Her mother died when she was very young, and she was brought up by her father. As she grew older, she grew in virtue and beauty. Her father conceived an illicit desire for her and made improper advances toward her, which troubled her so greatly that she fled her village and hid in the mountains. Her father pursued her, even wounding her with arrows in his effort to possess her. Finally she took refuge in a cloven rock. When her father found that he could not drag her from her refuge, he viciously dismembered her and threw her head into the sea. From the rock that had sheltered her a stream appeared, whose water had healing virtues. The holy Marcella is especially venerated on Chios to this day.

نبی حزقیال

He is commemorated today on the Slavic calendar. See July 23, his commemoration on the Greek calendar.