Orthodox Calendar

۲۰ اوت ۲۰۲۵
چهارشنبه هفته یازدهم بعد از پنطیکاست

روزه رقاد والده خدا

یادبودها

  • شهید دومتیوس ایرانی (۳۶۳) و دو شاگردش
  • شهیدان مقدس مارینوس سرباز و آستریوس سناتور (۲۶۰)
  • پدر مقدس ما یا (هوروس) تِبائید (۳۹۰)
  • پدر مقدس ما پیمن بسیار-بیمار (۱۱۱۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

دوم قرنتیان ۳.۴-۱۱ (رساله)

۴ما چنین اطمینانی به واسطۀ مسیح در حضور خدا داریم. ۵نه آنکه خود کفایت داشته باشیم تا چیزی را به حساب خود بگذاریم، بلکه کفایت ما از خداست. ۶او ما را کفایت بخشیده که خدمتگزاران عهد جدید باشیم - عهدی که بر کار روح استوار است، نه بر آنچه نوشته‌ای بیش نیست. زیرا ’نوشته‘ می‌کُشد، لیکن روحْ حیات می‌بخشد. ۷حال، اگر خدمتی که به مرگ می‌انجامید و بر حروفِ حک شده بر سنگ استوار بود، با جلال به ظهور رسید، به گونه‌ای که بنی‌اسرائیل نمی‌توانستند به سبب جلالِ چهرۀ موسی بر آن چشم بدوزند، هرچند آن جلال رو به زوال بود، ۸چقدر بیشتر، خدمتی که به واسطۀ روح است با جلال خواهد بود. ۹زیرا اگر خدمتی که به محکومیت می‌انجامید با جلال بود، چقدر بیشتر خدمتی که به پارساشمردگی می‌انجامد آکنده از جلال است. ۱۰زیرا آنچه زمانی پرجلال بود، اکنون در قیاس با این جلالِ برتر، دیگر جلوه‌ای ندارد. ۱۱و اگر آنچه زوال می‌پذیرفت با جلال همراه بود، چقدر بیشتر آنچه باقی می‌مانَد با جلال همراه است.

متی ۲۳.۲۹-۳۹ (انجیل)

۲۹«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما برای پیامبران مقبره می‌سازید و آرامگاه پارسایان را می‌آرایید ۳۰و می‌گویید: ”اگر در روزگار پدران خود بودیم، هرگز در کشتن پیامبران با ایشان شریک نمی‌شدیم.“ ۳۱بدین‌سان، بر ضد خود شهادت می‌دهید که فرزندانِ قاتلانِ پیامبرانید. ۳۲حال که چنین است، پس آنچه را پدرانتان آغاز کردند، شما به کمال رسانید! ۳۳ای ماران! ای افعی‌زادگان! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت؟ ۳۴چرا که من انبیا و حکیمان و علما نزد شما می‌فرستم و شما برخی را خواهید کشت و بر صلیب خواهید کشید، و برخی را در کنیسه‌های خود تازیانه خواهید زد و شهر به شهر تعقیب خواهید کرد. ۳۵پس، همۀ خون پارسایان که بر زمین ریخته شده است، از خون هابیلِ پارسا گرفته تا خون زکریا بن بَرَخیا، که او را بین محرابگاه و مذبح کشتید، بر گردن شما خواهد بود. ۳۶آمین، به شما می‌گویم، همۀ اینها دامنگیر این نسل خواهد شد. ۳۷«ای اورشلیم، ای اورشلیم، ای قاتلِ پیامبران و سنگسارکنندۀ رسولانی که نزد تو فرستاده می‌شوند! چند بار خواستم همچون مرغی که جوجه‌هایش را زیر بالهای خویش جمع می‌کند، فرزندان تو را گِرد آورم، امّا نخواستی! ۳۸اینک خانۀ شما به خودتان ویران واگذاشته می‌شود. ۳۹زیرا به شما می‌گویم که از این پس مرا نخواهید دید تا روزی که بگویید: ”مبارک است آن که به نام خداوند می‌آید.“ »

یادبودها

شهید دومتیوس ایرانی (۳۶۳) و دو شاگردش

«او در روزگار امپراتور کنستانتین در ایران بت‌پرست زاده شد؛ در جوانی با ایمان مسیحی آشنا شد، بت‌پرستی را رها کرد و تعمید یافت. چنان شیفتهٔ ایمان راستین شد که همهٔ چیزهای دنیوی را ترک کرد و در صومعه‌ای نزدیک شهر نصیبین راهب شد. چندی میان برادران زیست، سپس به خاموشی کناره گرفت و نزد ارشماندریت اوربِل رفت […]. اوربل او را شماس کرد، اما چون خواست او را کشیش کند، دومتیوس به کوهی دوردست گریخت و در غاری در آنجا ساکن شد. با روزه، دعا، شب‌زنده‌داری و تأمل به چنان کمالی رسید که می‌توانست بیماران را شفا دهد. هنگامی که یولیانوسِ مرتد به آن ناحیه آمد، دربارهٔ دومتیوس شنید و کسانی را فرستاد تا او را با دو تن از شاگردانش زنده در غار دیوارچین کنند. بدین‌سان این قدیسِ خدا در سال ۳۶۳ درگذشت و به ملکوت خدا رفت.» (پرولوگ). هورولوگیون بزرگ می‌گوید که دومتیوس و شاگردانش سنگسار شدند.

شهیدان مقدس مارینوس سرباز و آستریوس سناتور (۲۶۰)

Marinus was a soldier in the Roman army, serving in Caesarea in Palestine. During a persecution under the Emperor Gallienus, he was arrested and beheaded for his Christian faith. The senator Asterius, also a Christian, was present at his execution. Asterius took off his senatorial toga, wrapped the martyr’s body in it, and carried the holy body away to bury it. For this he too was beheaded.

پدر مقدس ما یا (هوروس) تِبائید (۳۹۰)

He was a native of Egypt; his name is that of one of the Egyptian gods. He fled to the desert to live as a hermit, but after many years he became a well-known spiritual guide and founded several monastic communities. A first-hand account of him, by Rufinus, says ‘In appearance he is like an angel of God; an old man of ninety with a long snow-white beard. The impression left by his presence is delightful. His gaze is imbued with more-than-human radiance.’ He received communion every day. So detached was he from the world that his disciples once had to remind him that Pascha had come. Hearing this, he went outside, raised his hands to heaven and prayed without ceasing for three days. When he had done he said to his disciples ‘This is the monk’s celebration of Pascha: the lifting up of the mind to unity with God.’ He reposed in peace at a great age.

پدر مقدس ما پیمن بسیار-بیمار (۱۱۱۰)

“He was sickly from his youth, and from his youth desired monasticism. Brought to the Monastery of the Caves for healing, he remained there till his death. He prayed more for sickness than for health. One night, angels appeared to him and tonsured him as a monk, telling him at the same time that he would be sick until his death, and would be healed at that moment. And so it was; he lay sick for twenty years, working wonders even during his lifetime and being possessed of a rare gift of discernment. At the time of his death, he got up from his bed completely healed, immediately prepared his grave and entered into rest in the Lord, in the year 1110.” (Prologue)