Orthodox Calendar

۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵
پنجشنبه هفته هشتم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهید امیلیان سیلیستریا (۳۶۲)
  • قدیس پامبو, زاهد مصر (۳? ۳?)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۱۰.۲۸-۱۱.۷ (رساله)

۲۸مگر اینکه کسی به شما بگوید: «این گوشت به بتها تقدیم شده است.» تنها در این صورت، به‌خاطر کسی که این را به شما گفت و به‌خاطر وجدان، از آن مخورید - ۲۹البته مقصودم وجدان آن شخص است نه وجدان شما. زیرا چرا باید وجدان شخصی دیگر بر آزادی من حکم کند؟ ۳۰اگر خوراکی را با شکرگزاری می‌خورم، چرا باید به‌خاطر آنچه خدا را برای آن شکر می‌گویم، محکومم کنند؟ ۳۱پس هر چه می‌کنید، خواه خوردن، خواه نوشیدن و خواه هر کار دیگر، همه را برای جلال خدا بکنید. ۳۲هیچ‌کس را آزرده‌خاطر مسازید، چه یهودیان، چه یونانیان و چه کلیسای خدا را، ۳۳همان‌گونه که من نیز می‌کوشم تا همه را به هر نحو که می‌توانم خشنود سازم. زیرا در پی نفع خود نیستم، بلکه نفع بسیاری را می‌جویم، تا نجات یابند. ۱پس، از من سرمشق بگیرید، چنانکه من از مسیح سرمشق می‌گیرم. ۲شما را تحسین می‌کنم که در همه چیز مرا به یاد می‌آورید و سنّتها را به همان شکل که به شما سپردم، حفظ می‌کنید. ۳امّا می‌خواهم آگاه باشید که سر هر مرد، مسیح است، سر زن، مرد است، و سر مسیح خداست. ۴هر مردی که سر پوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را بی‌حرمت کرده است. ۵و هر زنی که سر نپوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را بی‌حرمت کرده است؛ این کار او درست مانند این است که سر خود را تراشیده باشد. ۶اگر زنی سر خود را نمی‌پوشاند، پس اصلاً موهای خود را کوتاه کند؛ و اگر برای زن شرم‌آور است که موهایش را کوتاه کند یا بتراشد، پس باید سر خود را بپوشاند. ۷مرد نباید سر خود را بپوشاند، زیرا او صورت و جلال خداست؛ امّا زن، جلالِ مرد است.

متی ۱۶.۲۴-۲۸ (انجیل)

۲۴سپس رو به شاگردان کرد و فرمود: «اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند، باید خود را انکار کرده، صلیب خویش برگیرد و از پی من بیاید. ۲۵زیرا هر که بخواهد جان خود را نجات دهد، آن را از دست خواهد داد؛ امّا هر که به‌خاطر من جان خود را از دست بدهد، آن را باز خواهد یافت. ۲۶انسان را چه سود که تمامی دنیا را بِبَرد، امّا جان خود را ببازد؟ انسان برای بازیافتن جان خود چه می‌تواند بدهد؟ ۲۷«زیرا پسر انسان در جلال پدر خود به همراه فرشتگانش خواهد آمد و به هر کس برای اعمالش پاداش خواهد داد. ۲۸آمین، به شما می‌گویم، برخی اینجا ایستاده‌اند که تا پسر انسان را نبینند که در پادشاهیِ خود می‌آید، طعم مرگ را نخواهند چشید.»

یادبودها

شهید امیلیان سیلیستریا (۳۶۲)

He was from the town of Dorostolon in Thrace and during the reign of Julian the Apostate became a servant of the governor in that region. Before the time of his martyrdom he was a secret Christian. An imperial legate arrived in the town with orders to seize all Christians, but failed to find any; to show his pleasure he ordered a great feast for the whole town, complete with sacrifices to the pagan gods. On the night before the appointed feast, Emilian went around the town and smashed all the idols with a hammer. The following day there was an uproar, and an innocent villager was seized and charged with the crime. Emilian, seeing this, said to himself ‘If I conceal my action, what sort of use has it been? Shall I not stand before God as the slayer of an innocent man?’ So he presented himself to the legate and confessed what he had done. When the furious official asked Emilian on whose orders he had acted, Emilian replied ‘God and my soul commanded me to destroy those dead pillars that you call gods.’ As punishment, Emilian was subjected to many tortures and finally burned alive.

قدیس پامبو, زاهد مصر (۳? ۳?)

Abba Pambo was a contemporary of St Anthony the Great and one of the greatest of the Desert Fathers. He would only eat bread which he had earned by his own labors, plaiting baskets and mats out of reeds. In his later years, he became in appearance like an angel of God: his face shone so that the monks could not look on it. Through long ascetic labor, he was enabled to control his tongue so that no unnecessary word ever passed his lips. He never gave an immediate answer to even the simplest question, but always prayed and pondered on the question first. Once, when Theophilus, Patriarch of Alexandria, was visiting the monks, they begged Abba Pambo to give the Patriarch a word. He answered: ‘If my silence is no help to him, neither will my words be.’ He reposed in peace, some say in 374, others in 386.