Orthodox Calendar

۲ ژوئن ۲۰۲۵
دوشنبه هفته هفتم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • شهید تالِلائوس در آئگائه در کیلیکیه و کسانی که با او (۳۲۷)
  • کشف ذخایر قدیس آلکسی، متروپولیت کیف (۱۳۷۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۲۱.۸-۱۴ (رساله)

۸روز بعد، آنجا را ترک گفته به قیصریه آمدیم و به منزل فیلیپُسِ مبشر، یکی از آن هفت تن، رفتیم و نزدش ماندیم. ۹او چهار دختر مجرد داشت که نبوّت می‌کردند. ۱۰پس از چند روز که آنجا بودیم، نبی‌ای آگابوس نام از یهودیه رسید. ۱۱او نزد ما آمد و کمربند پولس را گرفته، دستها و پاهای خویش را با آن بست و گفت: «روح‌القدس می‌گوید: ”یهودیانِ اورشلیم صاحب این کمربند را بدین‌گونه خواهند بست و به دست غیریهودیان خواهند سپرد.“‌» ۱۲چون این را شنیدیم، ما و مردمانِ آنجا به پولس التماس کردیم که از رفتن به اورشلیم چشم بپوشد. ۱۳امّا پولس پاسخ داد: «این چه کار است که می‌کنید؟ چرا با گریۀ خود دل مرا می‌شکنید؟ من آماده‌ام به‌خاطر نام خداوندْ عیسی نه تنها به زندان روم، بلکه در اورشلیم جان بسپارم.» ۱۴چون دیدیم متقاعد نمی‌شود، دست کشیدیم و گفتیم: «آنچه خواست خداوند است، بشود.»

یوحنا ۱۴.۲۷-۱۵.۷ (انجیل)

۲۷برای شما آرامش به جا می‌گذارم؛ آرامش خود را به شما می‌دهم. آنچه من به شما می‌دهم، نه چنان است که جهان به شما می‌دهد. دل شما مضطرب و هراسان نباشد. ۲۸شنیدید که به شما گفتم، ”من می‌روم، امّا باز نزد شما می‌آیم.“ اگر مرا دوست می‌داشتید، شادمان می‌شدید که نزد پدر می‌روم، زیرا پدر از من بزرگتر است. ۲۹اکنون این را پیش از وقوع به شما گفتم، تا چون واقع شود ایمان آورید. ۳۰فرصت چندانی باقی نمانده که با شما سخن بگویم، زیرا رئیس این جهان می‌آید. او هیچ قدرتی بر من ندارد؛ ۳۱امّا من کاری را می‌کنم که پدر به من فرمان داده است، تا جهان بداند که پدر را دوست می‌دارم. برخیزید، برویم. ۱«من تاک حقیقی هستم و پدرم باغبان است. ۲هر شاخه‌ای در من که میوه نیاورد، آن را قطع می‌کند، و هر شاخه‌ای که میوه آورد، آن را هَرَس می‌کند تا بیشتر میوه آورد. ۳شما هم‌اکنون به سبب کلامی که به شما گفته‌ام، پاک هستید. ۴در من بمانید، و من نیز در شما می‌مانم. چنانکه شاخه نمی‌تواند از خود میوه آورد اگر در تاک نماند، شما نیز نمی‌توانید میوه آورید اگر در من نمانید. ۵«من تاک هستم و شما شاخه‌های آن. کسی که در من می‌ماند و من در او، میوۀ بسیار می‌آورد؛ زیرا جدا از من، هیچ نمی‌توانید کرد. ۶اگر کسی در من نماند، همچون شاخه‌ای است که دورش می‌اندازند و خشک می‌شود. شاخه‌های خشکیده را گرد می‌آورند و در آتش افکنده، می‌سوزانند. ۷اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، هرآنچه می‌خواهید، درخواست کنید که برآورده خواهد شد.

یادبودها

شهید تالِلائوس در آئگائه در کیلیکیه و کسانی که با او (۳۲۷)

The holy Thalelaeus is counted as one of the Unmercenary Physicians. He was a physician, born in Lebanon to a Berucius (a bishop) and Romylia. During the persecutions by the Emperor Numerian, he fled to Cilicia, but was captured and brought before Theodore, the governor. When Thalelaeus boldly confessed Christ, the cruel governor ordered two soldiers, Alexander and Asterius, to bore holes through his leg-bones, pass a rope through them, and hang him from a tree. But the executioners, by the power of God, were momentarily deprived of their wits and bored through a wooden plank instead, which they hung in the tree. The governor angrily ordered that the soldiers be flogged; during their flogging they cried out: ‘The Lord is alive to us; from now on, we are become Christians. We believe in Christ, and suffer for Him.’ Hearing these words, the governor ordered that both be beheaded. He then seized their awl and attempted to bore through Thalelaeus’ legs himself; but his hand suddenly became paralyzed. The compassionate physician prayed to Christ and healed his persecutor’ hand. His heart still hardened, the governor next ordered that the Saint be thrown into water and drowned; but he survived. Next he was thrown to wild beasts, but they licked his feet and rubbed tamely against him. Finally the holy Martyr was beheaded.

کشف ذخایر قدیس آلکسی، متروپولیت کیف (۱۳۷۸)

He was born in Moscow in 1292. In 1354 he was ordained Metropolitan of Moscow by Philotheus, Patriarch of Constantinople. He founded several monasteries, including the first women’s monastery in Moscow. He translated the Holy Gospel from Greek into Slavonic. At that time Russia was under the rule of the Tartars, and St Alexis twice visited the Tartar Khan to plead with him to ease the oppression of the Russian people. On one of these visits he healed Taidula, the Khan’s wife. He founded the Chudov Monastery in Moscow on land given him by the Khan and his wife in thanksgiving for this miraculous healing; the Saint’s relics are enshrined at this same monastery. This is the feast of the uncovering of his holy relics in 1431.