Orthodox Calendar

۵ آوریل ۲۰۲۵
شنبه پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • شنبه آکاتیست تئوتکس

یادبودها

  • شهید نیکون و ۱ شاگرد (۲۵۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

عبرانیان ۹.۲۴-۲۸ (رساله)

۲۴زیرا مسیح به محرابگاهی داخل نشد که ساختۀ دست بشر و تنها شبیه محرابگاه حقیقی باشد، بلکه به خودِ آسمان داخل شد تا اکنون به نمایندگی از ما در حضور خدا ظاهر شود. ۲۵و نیز به آنجا داخل نشد تا خویشتن را بارها چون قربانی تقدیم کند، همانند کاهن اعظم که هر ساله به قُدس‌الاقداس داخل می‌شود، آن هم با خونی که خون خودش نیست. ۲۶زیرا در این صورت، مسیح می‌بایست از زمان آفرینش جهان، بارها رنج کشیده باشد. امّا او اکنون یک بار برای همیشه در نقطۀ اوج تمامی اعصار ظاهر شد تا با قربانی خود، گناه را از میان بردارد. ۲۷همان‌گونه که برای انسان یک بار مردن و پس از آن داوری مقرر است، ۲۸مسیح نیز پس از آنکه یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را بر دوش کِشد، دیگر بار ظاهر خواهد شد، نه برای رفع گناه، بلکه تا آنان را که مشتاقانه چشم به راه اویند، نجات بخشد.

عبرانیان ۹.۱-۷ (رساله, والده خدا)

۱عهد نخست، قوانینی برای عبادت داشت و نیز از محرابگاهی زمینی برخوردار بود. ۲خیمه‌ای بر پا شده بود که در اتاق نخست آن، چراغدان، میز، و نان حضور قرار داشت؛ این مکان ’قُدس‘ خوانده می‌شد. ۳پشت پردۀ دوّم نیز اتاقی بود که ’قُدس‌الاقداس‘ نام داشت؛ ۴در این اتاق، مذبح زرّینِ بخور و صندوق عهد قرار داشت که با طلا پوشانیده شده بود. در این صندوق، ظرفِ زرّینِ ’مَنّا‘، عصای هارون که شکوفه آورده بود، و الواح سنگی عهد قرار داده شده بود. ۵بر بالای صندوق، کروبیانِ ’جلال‘ بر جایگاه کفّاره سایه‌گستر بودند. اکنون جای آن نیست که به شرح جزئیات بپردازیم. ۶پس از آنکه همه چیز بدین صورت نظام یافت، کاهنان مرتب به اتاق نخست داخل می‌شدند تا خدمت خود را به انجام رسانند. ۷امّا تنها کاهن اعظم به اتاق دوّم داخل می‌شد، آن هم تنها سالی یک بار، و همیشه نیز خون به همراه داشت تا برای خود و برای گناهانی که قوم ناآگاهانه کرده بودند، تقدیم کند.

مرقس ۸.۲۷-۳۱ (انجیل)

۲۷عیسی با شاگردان خود به روستاهای اطراف قیصریۀ فیلیپی رفت. در راه، از شاگردان خود پرسید: «به گفتۀ مردم من کِه هستم؟» ۲۸پاسخ دادند: «بعضی می‌گویند یحیای تعمیددهنده هستی، عده‌ای می‌گویند ایلیایی و عده‌ای دیگر نیز می‌گویند یکی از پیامبران هستی.» ۲۹از آنان پرسید: «شما چه می‌گویید؟ به نظر شما من که هستم؟» پطرس پاسخ داد: «تو مسیح هستی.» ۳۰امّا عیسی ایشان را منع کرد که دربارۀ او به کسی چیزی نگویند. ۳۱آنگاه عیسی به تعلیم دادن آنها آغاز کرد که لازم است پسر انسان زحمتِ بسیار بیند و از سوی مشایخ و سران کاهنان و علمای دین رد شده، کشته شود و پس از سه روز برخیزد.

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, والده خدا)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

یادبودها

شهید نیکون و ۱ شاگرد (۲۵۱)

He was born in Neapolis (Naples) to a pagan father and a Christian mother, and became an officer in the Roman army. Though he was not baptised, his mother had secretly instructed him in the Christian faith. Once, in a battle, his company was completely surrounded by the enemy, and Nikon recalled his mother’s counseling that, whenever he was in trouble, he should make the sign of the Cross and call upon Christ. This he did, and was immediately filled with strength and resolution, so that the enemy’s army was routed. Nikon went home, openly crying out ‘Great is the God of the Christians!’ to the great joy of his mother.

He traveled secretly to Cyzicus in Asia, where the bishop Theodosius baptised him. He then entered a monastery to spend his days in prayer and study. But some years later Theodosius, who was near death, had a vision in which he was told to consecrate Nikon as his successor. He summoned Nikon from the monastery and, to the monk’s amazement, immediately ordained him a deacon, then a priest, then a bishop.

Later, bishop Nikon returned to Italy to preach the Gospel of Christ. In Naples, he found his mother still alive, and remained with her until her death. He then set out with nine disciples, former fellow-soldiers, to proclaim the Faith. Through the Saint’s grace-filled preaching and example, many more disciples were soon added to this number. At that time a great persecution of Christians was underway, and Quintinianus, ruler of that region, seized Nikon and his companions and handed them over to the torturers. One hundred ninety of Nikon’s companions perished under torture. Nikon himself was beaten, flayed, and even thrown from a high cliff, but was miraculously preserved. Finally he was slain by the sword and his body thrown in a field to be eaten by the beasts. A shepherd boy, possessed by a spirit of madness, found the body, fell on it, and was instantly healed. He told his story to some Christians, who found the body and gave it honorable burial. Saint Nikon contested during the reign of the Emperor Decius.