Orthodox Calendar

۴ مارس ۲۰۲۵
سه‌شنبه هفته اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — بدون استثنا

یادداشت‌های مراسم

  • کانون بزرگ

یادبودها

  • رسولان هفتاد آرخیپوس و فیلِمون
  • مادر قابل احترام ما فیلوتئا آتن (۱۵۸۹)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۱.۱۹-۲.۳ (ساعت ششم)

۱۹اگر راغب باشید و گوش فرا دهید، از نیکوییِ زمین خواهید خورد؛ ۲۰اما اگر ابا نموده، عِصیان ورزید، شمشیر شما را خواهد خورد؛ زیرا دهان خداوند چنین گفته است.» ۲۱دریغا که شهر امین، فاحشه شده است! زمانی از انصاف مملو بود، و عدالت در آن سکونت داشت، اما حال قاتلان در آن مسکن دارند! ۲۲نقرۀ تو به زنگار بدل گشته و بهترین شرابت، به آب آمیخته است. ۲۳حاکمانت شورشگرند و رفیق دزدان گشته‌اند؛ جملگی رشوه‌‌ را دوست می‌دارند، و در پی هدایا می‌دوند؛ دادِ یتیمان را نمی‌ستانند و دعوای بیوه‌زنان بدیشان نمی‌رسد. ۲۴بنابراین، خداوندگار، خداوند لشکرها، قدیر اسرائیل، چنین می‌فرماید: «هان، من از خصمانِ خویش راحتی خواهم یافت، و از دشمنان خویش انتقام خواهم ستانید. ۲۵دست خود را بر ضد تو خواهم گردانید و زنگارِ تو را چونان با قلیاب خواهم زدود، و تمام ناخالصی‌هایت را دور خواهم کرد. ۲۶داورانِ تو را همچون نخست، و مشاورانت را مانند اوّل باز خواهم آورد، و تو از آن پس ’شهر عدالت‘ و ’شهر امین‘ خوانده خواهی شد. ۲۷صَهیون به انصاف فدیه داده خواهد شد، و آنان که در وی توبه کنند، به عدالت بازخرید خواهند گشت. ۲۸اما عِصیانگران و گنهکاران با هم نابود خواهند شد، و آنان که خداوند را ترک نمایند هلاک خواهند گردید. ۲۹زیرا شما از درختان بلوطی که بدان رغبت داشتید، خجل خواهید شد، و از باغستانهایی که برگزیده بودید، شرمسار خواهید بود. ۳۰آری، شما مانند بلوطی پژمرده‌برگ، و همچون باغستانی بی‌آب خواهید بود. ۳۱مرد زورمندْ خاشاک، و عملش جَرَقۀ آتش خواهد بود؛ هر دو با هم خواهند سوخت، و خاموش‌کننده‌ای نخواهد بود. ۱این است کلامی که اِشعیا فرزند آموص دربارۀ یهودا و اورشلیم دید: ۲در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانۀ خداوند بالاتر از تمامی کوهها استوار خواهد گردید، و فراتر از تپه‌ها برافراشته خواهد شد، و تمامی قومها به سوی آن روان خواهند گشت. ۳قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید به کوه خداوند برویم، و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خود را به ما تعلیم دهد، و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم.

پیدایش ۱.۱۴-۲۳ (نماز شامگاهی)

۱۴و خدا گفت: «نورافشانها در فَلَک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند، و تا نشانه‌ها باشند برای نمایاندن زمانها و روزها و سالها، ۱۵و نورافشانها باشند در فَلَک آسمان تا بر زمین روشنایی بخشند.» و چنین شد. ۱۶خدا دو نورافشان بزرگ ساخت، نورافشان بزرگتر را برای فرمانروایی بر روز، و نورافشان کوچکتر را برای فرمانروایی بر شب، و نیز ستارگان را. ۱۷خدا آنها را در فَلَک آسمان نهاد تا بر زمین روشنایی بخشند ۱۸و بر روز و بر شب سلطنت کنند و نور را از تاریکی جدا سازند. و خدا دید که نیکوست. ۱۹شامگاه شد و بامداد آمد، روز چهارم. ۲۰و خدا گفت: «آبها از انبوه جانداران پر شود و پرندگان بر فراز زمین در فَلَک آسمان پرواز کنند.» ۲۱پس خدا موجودات بزرگ دریایی و همۀ جانداران را که می‌جنبند و آبها را پر می‌سازند، بر حسب گونه‌هایشان، و همۀ پرندگان بالدار را بر حسب گونه‌هایشان آفرید. و خدا دید که نیکوست. ۲۲خدا آنها را برکت داد و گفت: «بارور و کثیر شوید و آب دریاها را پر سازید، و پرندگان نیز بر زمین کثیر شوند.» ۲۳شامگاه شد و بامداد آمد، روز پنجم.

امثال ۱.۲۰-۳۳ (نماز شامگاهی)

۲۰حکمت در کوی و برزن ندا درمی‌دهد و در میدانها آواز خود را بلند می‌کند؛ ۲۱در جاهای پرازدحام بانگ در می‌دهد و بر دروازه‌های شهر، سخن می‌راند: ۲۲«ای ساده‌لوحان، تا چند ساده‌لوحی را دوست خواهید داشت؟ تا چند تمسخرگران از تمسخر لذت خواهند برد و جاهلان از دانش بیزار خواهند بود؟ ۲۳توبیخ مرا بشنوید و بازگشت کنید، و من روح خود را بر شما فرو خواهم ریخت و کلمات خویش را بر شما اعلام خواهم کرد. ۲۴اما چون هنگامی که فرا خواندم مرا نپذیرفتید و آنگاه که دست خویش دراز کردم، کسی اعتنا نکرد؛ ۲۵چون مشورت مرا یکسره نادیده گرفتید و نخواستید توبیخ مرا بپذیرید، ۲۶من نیز در مصیبت شما خواهم خندید و چون آنچه از آن می‌ترسید بر سرتان آید، تمسخر خواهم کرد - ۲۷آری، چون آنچه از آن می‌ترسید همچون توفان بر شما عارض شود، و مصیبت چون گردباد شما را فرو پیچد، و تنگی و فشار بر شما چیره آید. ۲۸«آنگاه مرا خواهند خواند، و پاسخ نخواهم داد؛ مرا بسیار خواهند جُست و نخواهند یافت. ۲۹چراکه از دانش بیزار بودند و ترس خداوند را برنگزیدند؛ ۳۰چراکه مشورت مرا نپذیرفتند و توبیخ مرا سراسر خوار شمردند. ۳۱پس ثمرۀ طریقهای خود را خواهند خورد و از میوۀ تدبیرهای خویش سیر خواهند شد. ۳۲زیرا از‌ راه برگشتن ساده‌لوحان آنان را به کشتن خواهد داد و آسوده‌خیالی جاهلان ایشان را هلاک خواهد کرد. ۳۳اما هر که به من گوش فرا دهد، در امنیت ساکن خواهد بود و از بیمِ بلا آسوده خواهد ماند.»

یادبودها

رسولان هفتاد آرخیپوس و فیلِمون

Archippus was the son of Saints Philemon (Nov. 22) and Apphia (Feb. 15), and, like them, was a disciple of the Apostle Paul, who calls him “our fellow soldier” (Philm. 2). He and his father preached the Gospel at Colossae, and Archippus probably served as a priest for the church that gathered there at his family’s house (Col. 4:17). Archippus’ fervor in preaching the Gospel of Christ so angered the pagans that they seized him and brought him before the governor Androcles. When the Saint refused to sacrifice to Artemis, he was stripped, beaten, tormented in various ways, and finally stoned to death.

مادر قابل احترام ما فیلوتئا آتن (۱۵۸۹)

“This bright star of compassion arose in the dark days of the Turkish occupation to shed God’s mercy upon the oppressed people of Athens and to guide many endangered souls onto the path of righteousness.” (Synaxarion)

She was born in 1528 to the prominent Venizelou family, miraculously answering her mother’s prayer of many years. Though even in childhood she showed a love for ascesis and prayer, she was much sought-after as a wealthy heiress, and was married at the age of twelve to a rough, violent man. She endured his ill-treatment nobly, and prayed daily for his conversion. After three years, the brutal husband died, and Philothea gave herself entirely to a life of prayer and fasting, living like a hermitess though still in her parents’ house. When her parents died ten years later, she used her entire fortune to found a convent. Its design had been given her in a vision by the Apostle Andrew, and it was dedicated to him. Alongside the monastery, she founded a hospital, a hospice for the poor, and schools where boys and girls could receive a Christian education, something obviously not provided by the Turkish rulers.

As soon as the monastery was begun, she took monastic vows under the name of Philothea, and she, her own maidservants, and many young women of the city, became the first nuns there. Philothea continued in her boundless compassion for the poor and infirm, whom she visited and tended. She was so free in her almsgiving that more than once the monastery was left without food or other necessities of life, and the sisters began to complain about her. But each time, large donations appeared unexpectedly and saved the community from starvation.

Philothea offered asylum and refuge to Christian slave women who had fled their masters to preserve their faith and chastity. This angered the Turks, who surrounded the monastery, seized Philothea, and brought her before the judge. She was told to deny Christ or die, and when she refused was sentenced to death; but some influential Athenian Greeks were able to intervene on her behalf and to obtain her release.

Immediately upon her release she redoubled her prayers, her apostolic labors and her works of mercy, and was soon granted the gift of working miracles and healings. So many disciples came to join her that she established a second monastery. Her growing influence aroused the hatred of some of the Turks, who broke into the monastery one night and beat her violently, leaving her half-dead. She bore the effects of her injuries patiently, and after a short time gave back her soul to God in 1589.

Twenty years after her repose, a beautiful scent began to issue from her tomb. Her precious relics, venerated at the Cathedral in Athens, remain incorrupt to this day.