Orthodox Calendar

۲۳ مارس ۲۰۲۵
یکشنبه سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • تکریم صلیب مقدس

یادبودها

  • شهید کوادراتوس و همراهان (۲۵۸)
  • مادر مقدس ما آناستاسیا (۵۶۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

لوقا ۲۴.۳۶-۵۳ (انجیل ششم صبحگاهی)

۳۶هنوز در این باره گفتگو می‌کردند که عیسی خود در میانشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما باد!» ۳۷حیران و ترسان، پنداشتند شبحی می‌بینند. ۳۸به آنان گفت: «چرا این‌چنین مضطربید؟ چرا شک و تردید به دل راه می‌دهید؟ ۳۹دست و پایم را بنگرید. خودم هستم! به من دست بزنید و ببینید؛ شبحْ گوشت و استخوان ندارد، امّا چنانکه می‌بینید من دارم!» ۴۰این را گفت و دستها و پاهای خود را به ایشان نشان داد. ۴۱آنها از فرط شادی و حیرت نمی‌توانستند باور کنند. پس به ایشان گفت: «چیزی برای خوردن دارید؟» ۴۲تکه‌ای ماهی بریان به او دادند. ۴۳آن را گرفت و در برابر چشمان ایشان خورد. ۴۴آنگاه به ایشان گفت: «این همان است که وقتی با شما بودم، می‌گفتم؛ اینکه تمام آنچه در تورات موسی و کتب انبیا و مزامیر دربارۀ من نوشته شده است، باید به حقیقت پیوندد.» ۴۵سپس، ذهن ایشان را روشن ساخت تا بتوانند کتب مقدّس را درک کنند. ۴۶و به ایشان گفت: «نوشته شده است که مسیح رنج خواهد کشید و در روز سوّم از مردگان بر خواهد خاست، ۴۷و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همۀ قومها موعظه خواهد شد و شروع آن از اورشلیم خواهد بود. ۴۸شما شاهدان این امور هستید. ۴۹من موعودِ پدر خود را بر شما خواهم فرستاد؛ پس در شهر بمانید تا آنگاه که از اعلی با قدرت آراسته شوید.» ۵۰سپس ایشان را بیرون از شهر تا نزدیکی بِیت‌عَنْیا برد و دستهای خود را بلند کرده، برکتشان داد؛ ۵۱و در همان حال که برکتشان می‌داد از آنان جدا گشته، به آسمان برده شد. ۵۲ایشان او را پرستش کردند و با شادی عظیم به اورشلیم بازگشتند. ۵۳در آنجا پیوسته در معبد می‌ماندند و خدا را حمد و سپاس می‌گفتند.

عبرانیان ۴.۱۴-۵.۶ (رساله)

۱۴پس چون کاهن اعظمی والامقام داریم که از آسمانها درگذشته است، یعنی عیسی پسر خدا، بیایید اعتراف خود را استوار نگاه داریم. ۱۵زیرا کاهن اعظم ما چنان نیست که نتواند با ضعفهای ما همدردی کند، بلکه کسی است که از هر حیث همچون ما وسوسه شده است، بدون اینکه گناه کند. ۱۶پس آزادانه به تخت فیض نزدیک شویم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که به هنگام نیاز یاریمان دهد. ۱هر کاهن اعظم از میان آدمیان انتخاب می‌شود و به نمایندگیِ آدمیان در امور الهی منصوب می‌گردد تا هدایا و قربانیها به جهت گناهان تقدیم کند. ۲او می‌تواند با آنان که ناآگاهانه به راه خطا می‌روند، به نرمی رفتار کند، زیرا خود نیز دارای ضعف است. ۳از همین رو، باید نه تنها برای گناهان مردم، بلکه برای گناهان خود نیز قربانی تقدیم کند. ۴هیچ‌کس خودْ این افتخار را از آنِ خویش نمی‌سازد، بلکه این افتخار زمانی نصیب شخص می‌شود که خدا او را همانند هارون فرا خواند. ۵مسیح نیز خودْ جلال کهانتِ اعظم را از آنِ خویش نساخت، بلکه آن را از همان کسی دریافت کرد که به او گفت: «تو پسر من هستی؛ امروز، من تو را مولود ساخته‌ام.» ۶و در جای دیگر می‌گوید: «تو جاودانه کاهن هستی، در رتبۀ مِلْکیصِدِق.»

مرقس ۸.۳۴-۹.۱ (انجیل)

۳۴آنگاه جماعت را با شاگردان خود فرا خواند و به آنان گفت: «اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند، باید خود را انکار کرده، صلیب خویش برگیرد و از پی من بیاید. ۳۵زیرا هر که بخواهد جان خود را نجات دهد، آن را از دست خواهد داد؛ امّا هر که به‌خاطر من و به‌خاطر انجیل جان خود را از دست بدهد، آن را نجات خواهد داد. ۳۶انسان را چه سود که تمامی دنیا را ببَرد امّا جان خود را ببازد؟ ۳۷انسان برای بازیافتن جان خود چه می‌تواند بدهد؟ ۳۸زیرا هر که در میان این نسلِ زناکار و گناهکار از من و سخنانم عار داشته باشد، پسر انسان نیز آنگاه که در جلال پدر خود همراه با فرشتگان مقدّس آید، از او عار خواهد داشت.» ۱نیز ایشان را فرمود: «آمین، به شما می‌گویم، برخی اینجا ایستاده‌اند که تا آمدن نیرومندانۀ پادشاهی خدا را نبینند، طعم مرگ را نخواهند چشید.»

یادبودها

شهید کوادراتوس و همراهان (۲۵۸)

‘In a time of persecution of Christians, many of the faithful fled to the mountains and caves. The mother of this Codratus did so. She was pregnant at that time, and gave birth to Codratus in a forest, dying almost at once. He was kept safe and fed by the providence of God and his guardian angel. Codratus grew up in solitude with nature. He who gave manna from heaven to the Israelites in the wilderness released a sweet dew from a cloud onto the mouth of the child Codratus. When he was twelve years old, he went down to the town, and there some good people took a fancy to him and educated him. He studied medicine and then began to heal the sick, using both natural medicines and, more importantly, the spiritual power and prayer which had been with him from childhood. When a new persecution arose under Decius, Codratus was taken for trial and thrown into prison. Five of his friends stood beside him and confessed the name of Christ. They were: Cyprian, Dionysius, Anectus, Paul and Crescens. They were all dragged through the streets and struck with sticks and stones by the unbelievers, especially by the children, until they arrived at the scaffold. Here the martyrs prayed to God and were beheaded with the sword. A spring of water gushed out onto the earth at the spot, which to this day is called by Codratus’ name and commemorates the heroic death for Christ of the holy six. They suffered with honour for the truth in Corinth in the year 250, in the time of the Emperor Decius and his governor Jason.’ (Prologue)

مادر مقدس ما آناستاسیا (۵۶۳)

She was a noble lady at the Imperial court under the Emperor Justinian and his wife Theodora. But when she was widowed she left Constantinople and all her privileges behind and fled to the Egyptian desert. There Abba Daniel tonsured her and, at her request, presented her to the brethren as the eunuch Anastasius, so that she might avoid discovery by imperial investigators. She closed herself in a small cell, where she spent twenty-eight years in prayer and askesis. Shortly before her death, her elder Daniel saw her face shining like the sun.