Orthodox Calendar

۲۱ مارس ۲۰۲۵
جمعه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • قدیس تئوفیلاکتوس، اسقف نیکومدیا (۸۴۵)
  • کشیش‌شهید تئودورتوس (۳۶۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۱۳.۲-۱۳ (ساعت ششم)

۲بیرقی بر کوهی بی‌درخت بر پا کنید؛ آواز خود را به جانب ایشان بلند نمایید. با دست اشاره کنید، تا به دروازه‌های نُجَبا داخل شوند. ۳من خود به برگزیدگان خویش فرمان داده‌‌ام، و جنگاورانم را که با افتخار وجد می‌کنند، به جاری ساختن غضبم فرا خوانده‌ام. ۴صدای همهمه بر کوهها، بسان غوغای جماعتی عظیم، صدای غوغای ممالک، غوغای قومهایی که گرد هم آمده باشند. خداوندِ لشکرها، لشکر را برای جنگ سان می‌بیند. ۵آنان از سرزمین دوردست و از فراسوی افق می‌آیند؛ خداوند با اسلحۀ خشم خود می‌آید تا تمامی زمین را ویران کند. ۶شیون کنید، زیرا که روز خداوند نزدیک است، و مانند هلاکتی از جانب قادرمطلق می‌آید. ۷از این رو همۀ دستها سست خواهد شد، و دلهای همگان گداخته خواهد گشت. ۸وحشت ایشان را فرو خواهد گرفت، و درد و عذاب بر ایشان عارض خواهد شد؛ همچون زنی که می‌زاید، درد خواهند کشید. با چهره‌هایی برافروخته، بُهت‌زده یکدیگر را خواهند نگریست. ۹اینک روز خداوند می‌آید! روز قساوت، غضب و خشم آتشین، تا جهان را ویرانه‌ای سازد و گنهکاران را از میانش هلاک کند. ۱۰براستی که ستارگان آسمان و صُوَر فلکی‌شان، روشنایی خود را نخواهند داد؛ آفتاب در وقت طلوع خود تاریک خواهد شد، و ماه نور خود را نخواهد تابانید. ۱۱آری، من جهان را به سبب شرارتش، و بدکاران را به سبب تقصیرشان سزا خواهم داد. غرورِ متکبران را زائل خواهم کرد، و نِخْوَت ستمگران را پست خواهم ساخت. ۱۲آدمیان را از زَرِ خالص، و انسانها را از طلای اوفیر کمیاب‌تر خواهم ساخت. ۱۳پس آسمانها را به لرزه در خواهم آورد، و زمین از جای خود خواهد جنبید، به هنگام غضب خداوندِ لشکرها و در روز حِدّت خشم او!

پیدایش ۸.۴-۲۱ (نماز شامگاهی)

۴در روز هفدهم از ماه هفتم، کشتی بر کوههای آرارات قرار گرفت. ۵تا ماه دهم، آب همچنان کاهش می‌یافت تا آن که در نخستین روز از ماه دهم، قله‌های کوهها نمایان گشت. ۶پس از چهل روز، نوح پنجره‌ای را که برای کشتی ساخته بود، گشود ۷و کلاغی را رها کرد. کلاغ به این سو و آن سو می‌رفت تا آن که زمین خشک شد. ۸سپس کبوتری را از نزد خویش رها کرد تا ببیند آیا آب از روی زمین فروکش کرده است. ۹ولی کبوتر نشیمنگاهی برای کف پاهای خود نیافت و نزد نوح به کشتی بازگشت، زیرا آب همۀ سطح زمین را پوشانیده بود. پس او دست خود را دراز کرد و کبوتر را گرفت و آن را نزد خود به کشتی بازگردانید. ۱۰نوح هفت روز دیگر درنگ کرد و دیگر بار کبوتر را از کشتی رها کرد. ۱۱شامگاهان، کبوتر نزد او بازگشت، و اینک برگ زیتون تازه‌ای به منقار داشت. پس نوح دانست که آب از روی زمین کم شده است. ۱۲او هفت روز دیگر نیز درنگ کرد و کبوتر را رها ساخت، و کبوتر دیگر نزد وی باز‌نگشت. ۱۳در ششصد و یکمین سال از زندگی نوح، در روز نخست از ماه نخست، آب از روی زمین خشک شد. آنگاه نوح سرپوش کشتی را برگرفت و دید که اینک سطح زمین خشک شده است. ۱۴در روز بیست و هفتم از ماه دوّم، زمین خشک شده بود. ۱۵آنگاه خدا به نوح گفت: ۱۶«از کشتی بیرون بیا، تو و زنت و پسرانت و زنان پسرانت همراه تو. ۱۷همۀ جاندارانی را که با تواَند، هر ذی‌جسدی را از پرندگان و چارپایان و همۀ خزندگانی که بر زمین می‌خزند، با خود بیرون آور تا بر زمین منتشر شده، در جهان بارور و کثیر گردند.» ۱۸پس نوح با پسرانش و زنش و زنان پسرانش بیرون آمد. ۱۹و همۀ وحوش، همۀ خزندگان، همۀ پرندگان، و هرآنچه بر زمین حرکت می‌کند، بر حسب خانواده‌هایشان، از کشتی به در آمدند. ۲۰آنگاه نوح مذبحی برای خداوند بنا کرد و از همۀ چارپایان طاهر و از همۀ پرندگان طاهر گرفته، قربانیهای تمام‌سوز بر مذبح تقدیم کرد. ۲۱و رایحۀ خوشایند به مشام خداوند رسید و خداوند در دل خود گفت: «دیگر هرگز زمین را به سبب انسان لعنت نخواهم کرد، هرچند که نیت دل انسان از جوانی بد است. و دیگر هرگز همۀ جانداران را هلاک نخواهم کرد، چنانکه کردم.

امثال ۱۰.۳۱-۱۱.۱۲ (نماز شامگاهی)

۳۱از دهانِ پارسایان حکمت می‌روید، اما زبانِ منحرف بریده خواهد شد. ۳۲لبهای پارسایان سخنِ پسندیده می‌داند، دهان شریران تنها انحراف! ۱خداوند از ترازوی نامیزان کراهت دارد، اما وزنۀ کامل پسندیدۀ اوست. ۲با تکبر، شرمساری می‌آید، اما حکمت با فروتنان است. ۳راستیِ صالحان هادی ایشان است، کج‌رَوی خیانت‌پیشگان، مایۀ تباهی‌شان. ۴توانگری در روز غضب به کاری نمی‌آید، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد. ۵پارساییِ راستان هموارکنندۀ راه آنهاست، اما شریران از شرارت خود سقوط می‌کنند. ۶پارساییِ صالحان آنان را رهایی می‌بخشد، اما خیانت‌پیشگان در دام هوسهای خویش گرفتار می‌آیند. ۷با مرگِ مردِ شریر، امیدش نیز بر باد می‌شود؛ چشمداشتهای او از قدرت تباه می‌گردد. ۸پارسا از تنگنا نجات داده می‌شود؛ شریر به جای او در آن فرو می‌افتد. ۹ناپاکان به گفتارِ خود همنوع خویش را هلاک می‌کنند، اما پارسا را دانش او نجات می‌دهد. ۱۰از کامیابیِ پارسایان شهر شادمان می‌شود، از نابودیِ شریران فریاد شادی برمی‌خیزد. ۱۱از برکت صالحان، شهر سرافراز می‌شود، از دهان شریران، سرنگون! ۱۲آن که همسایۀ خویش را خوار می‌سازد کم‌عقل است، اما شخص فهیم خاموش می‌ماند.

اشعیا ۴۳.۹-۱۴ (نماز شامگاهی, شهیدان)

۹تمامی قومها گرد هم آیند، و ملتها جمع شوند. کیست در میان آنها که این را بیان کند، و امور نخستین را بر ما اعلام دارد؟ شاهدان خود را بیاورند تا ثابت کنند که ایشان راست می‌گویند؛ تا دیگران بشنوند و بگویند: «آری، درست است.» ۱۰خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و خادم من که شما را برگزیده‌ام، تا مرا بشناسید و به من ایمان آورید، و دریابید که من او هستم. پیش از من خدایی مصوّر نشده، و پس از من نیز نخواهد بود. ۱۱من، آری من، یهوه هستم، و جز من نجات‌دهنده‌ای نیست. ۱۲من بیان داشته و نجات داده و اعلام کرده‌ام، و خدایی بیگانه در میان شما نبوده است. خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و من خدا هستم. ۱۳آری از ایام قدیم من اویم؛ کسی از دست من رهایی نتواند داد؛ چون من عمل کنم، کیست که آن را برگرداند؟» ۱۴خداوند که ولیّ شما و قدوس اسرائیل است چنین می‌فرماید: «من به‌خاطر شما به بابِل خواهم فرستاد و همۀ ایشان یعنی کَلدانیان را در همان کشتیهایی که بدان فخر می‌کنند، وادار به فرار خواهم کرد.

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی, شهیدان)

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی, شهیدان)

یادبودها

قدیس تئوفیلاکتوس، اسقف نیکومدیا (۸۴۵)

“Theophylact was from the east; his native city is unknown. In Constantinople he became a close friend of Tarasius, who afterwards became Patriarch of Constantinople (see Feb. 25). Theophylact was made Bishop of Nicomedia. After the death of Saint Tarasius, his successor Nicephorus (see June 2) called together a number of Bishops to help him in fighting the iconoclasm of Emperor Leo the Armenian, who reigned from 813 to 820. Among them was Euthymius, Bishop of Sardis (celebrated Dec. 26), who had attended the holy Seventh Ecumenical Council in 787 — he was exiled three times for the sake of the holy icons, and for defying the Emperor Theophilus’ command to renounce the veneration of the icons, was scourged from head to foot until his whole body was one great wound, from which he died eight days later, about the year 830; Joseph of Thessalonica (see July 14); Michael of Synnada (see May 23); Emilian, Bishop of Cyzicus (see Aug. 8); and Saint Theophylact, who boldly rebuked Leo to his face, telling him that because he despised the long-suffering of God, utter destruction was about to overtake him, and there would be none to deliver him. For this, Theophylact was exiled to the fortress of Strobilus in Karia of Asia Minor, where after 30 years of imprisonment and hardship, he gave up his holy soul about the year 845. Leo the Armenian, according to the Saint’s prophecy, was slain in church on the eve of our Lord’s Nativity, in 820.” (Great Horologion)

کشیش‌شهید تئودورتوس (۳۶۲)

The priest Theodoretus was custodian of a great cathedral in Antioch, built by the Emperor Constantine and known in its time as ‘the golden church’ for the beauty and luxury of its appointments. When Julian the Apostate came to the throne, he denied Christ and launched a persecution of Christians. The Emperor’s uncle, also named Julian, came to Antioch to prosecute the persecution there. After plundering the church he brought Theodoretus to trial and demanded that he deny Christ. Instead, the faithful priest confessed Christ fervently and rebuked the Emperor for having denied the faith and returned to idol-worship ‘as a dog returns to its vomit.’ In spite, the judge urinated in the golden church, for which Theodoretus prophesied that he would die a terrible death. Theodoretus was beheaded, and Julian his judge was seized with terrible abdominal pain from the moment he defiled the church until he died in torment.

Note: Theodoretus is commemorated on March 3 in the Greek Calendar.