Orthodox Calendar

۱۷ فوریه ۲۰۲۵
دوشنبه هفته گوشت‌خوری

بدون روزه

یادبودها

  • قدیس ایزیدور پلوسیوم
  • قابل احترام کیریل جدید دریاچه (نووزرسک) (۱۵۳۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول یوحنا ۲.۱۸-۳.۱۰ (رساله)

۱۸بچه‌ها، این ساعتِ آخر است و چنانکه شنیده‌اید ’ضدّمسیح‘ می‌آید، هم‌اکنون نیز ضدّمسیحانِ بسیار ظهور کرده‌اند، و از همین در‌می‌یابیم که ساعت آخر است. ۱۹آنها از میان ما بیرون رفتند، امّا از ما نبودند؛ چه اگر از ما بودند، با ما می‌ماندند. ولی رفتنشان نشان داد که هیچ‌یک از ایشان از ما نبودند. ۲۰امّا شما مسحی از آن قدّوس یافته‌اید و همگی دارای معرفت هستید. ۲۱من اینها را به شما می‌نویسم، نه از آن رو که حقیقت را نمی‌دانید، بلکه از آن رو که آن را می‌دانید، و نیز می‌دانید که هیچ دروغی از حقیقت پدید نمی‌آید. ۲۲دروغگو کیست، جز آن که مسیح بودنِ عیسی را انکار می‌کند. چنین کسی همان ’ضدّمسیح‘ است که هم پدر و هم پسر را انکار می‌کند. ۲۳هر که پسر را انکار کند، پدر را هم ندارد و هر که پسر را اقرار کند، پدر را نیز دارد. ۲۴بگذارید آنچه از آغاز شنیده‌اید در شما بماند؛ اگر آنچه از آغاز شنیده‌اید در شما بماند، شما نیز در پسر و در پدر خواهید ماند. ۲۵و این است آنچه او به ما وعده داده است، یعنی حیات جاویدان. ۲۶من اینها را به شما دربارۀ کسانی نوشتم که گمراهتان می‌کنند. ۲۷امّا دربارۀ شما باید بگویم آن مسح که از او یافته‌اید، در شما می‌ماند و نیازی ندارید کسی به شما تعلیم دهد، بلکه مسحِ او دربارۀ همه چیز به شما تعلیم می‌دهد. آن مسح، حقیقی است، نه دروغین. پس همان‌گونه که به شما تعلیم داده است، در او بمانید. ۲۸پس حال، ای فرزندان، در او بمانید تا آنگاه که او ظهور کند اطمینان داشته باشیم و هنگام آمدنش از وی شرمنده نشویم. ۲۹اگر دریافته‌اید که او پارساست، پس می‌دانید آن که پارسایی را به عمل می‌آورد، از او مولود شده است. ۱ببینید پدر چه محبتی به ما ارزانی داشته است تا فرزندان خدا خوانده شویم! و چنین نیز هستیم! از همین روست که دنیا ما را نمی‌شناسد، چرا که او را نشناخت. ۲ای عزیزان، اینک فرزندانِ خداییم، ولی آنچه خواهیم بود هنوز آشکار نشده است. امّا می‌دانیم آنگاه که او ظهور کند، مانند او خواهیم بود، چون او را چنانکه هست خواهیم دید. ۳هر که چنین امیدی بر وی دارد، خود را پاک می‌سازد، چنانکه او پاک است. ۴هر کس در گناه زندگی می‌کند بر‌خلاف شریعت عمل می‌کند؛ گناه به‌واقع مخالفت با شریعت است. ۵شما می‌دانید که او ظهور کرد تا گناهان را از میان بردارد. در او هیچ گناهی نیست. ۶آن که در او می‌ماند گناه نمی‌کند، امّا کسی که در گناه زندگی می‌کند، او را نه دیده و نه شناخته است. ۷ای فرزندان، کسی شما را گمراه نسازد. هر که پارسایانه عمل می‌کند، پارساست، چنانکه او پارساست. ۸آن که در گناه زندگی می‌کند از ابلیس است، زیرا ابلیس از همان آغاز گناه کرده و می‌کند. از همین رو پسر خدا ظهور کرد تا کارهای ابلیس را باطل سازد. ۹آن که از خدا مولود شده است گناه نمی‌کند، زیرا سرشت خدا در او می‌ماند؛ پس او نمی‌تواند در گناه زندگی کند، چرا که از خدا مولود شده است. ۱۰فرزندان خدا و فرزندان ابلیس این‌گونه آشکار می‌شوند: آن که پارسایانه عمل نمی‌کند، از خدا نیست، و نه آن که برادر خود را محبت نمی‌کند.

مرقس ۱۱.۱-۱۱ (انجیل)

۱چون به بِیت‌فاجی و بِیت‌عَنْیا رسیدند که نزدیک اورشلیم در دامنۀ کوه زیتون بود، عیسی دو تن از شاگردان خود را فرستاد ۲و به آنان فرمود: «به دهکده‌ای که پیش روی شماست، بروید. به محض ورود، کره الاغی را بسته خواهید یافت که تا کنون کسی بر آن سوار نشده است. آن را باز کنید و بیاورید. ۳اگر کسی از شما پرسید: ”چرا چنین می‌کنید؟“ بگویید: ”خداوند بدان نیاز دارد و بی‌درنگ آن را به اینجا باز خواهد فرستاد.“‌» ۴آن دو رفتند و بیرون، در کوچه‌ای کره الاغی یافتند که مقابل دری بسته شده بود. پس آن را باز کردند. ۵در همان هنگام، بعضی از کسانی که آنجا ایستاده بودند پرسیدند: «چرا کره الاغ را باز می‌کنید؟» ۶آن دو همان‌گونه که عیسی بدیشان فرموده بود، پاسخ دادند؛ پس گذاشتند بروند. ۷آنگاه کره الاغ را نزد عیسی آورده، رداهای خود را بر آن افکندند، و عیسی سوار شد. ۸بسیاری از مردم نیز رداهای خود را بر سر راه گستردند و عده‌ای نیز شاخه‌هایی را که در مزارع بریده بودند، در راه می‌گستردند. ۹کسانی که پیشاپیش او می‌رفتند و آنان که از پس او می‌آمدند، فریاد‌کنان می‌گفتند: «هوشیعانا!» «مبارک است آن که به نام خداوند می‌آید!» ۱۰«مبارک است پادشاهی پدر ما داوود که فرا می‌رسد!» «هوشیعانا در عرش برین!» ۱۱پس عیسی به اورشلیم درآمد و به معبد رفت. در آنجا همه چیز را ملاحظه کرد، امّا چون دیروقت بود همراه با آن دوازده تن به بِیت‌عَنْیا رفت.

یادبودها

قدیس ایزیدور پلوسیوم

He was born to a noble family in Alexandria. For a short time he taught rhetoric in Pelusium in Egypt; but soon his love for the things of God led him to flee to the Desert as a solitary. After a year of ascetical life, he returned to Pelusium, where he was ordained to the priesthood. After a few years he retired to a monastery where he spent the rest of his life, eventually becoming Abbot. From the monastery he wrote thousands of epistles full of divine grace and wisdom; of these more than two thousand still survive.

Saint Isidore was a student and devout disciple of St John Chrysostom, as he knew him through his writings. When St Cyril became Patriarch of Alexandria, he refused to commemorate St John in the diptychs during the Divine Liturgy. Saint Isidore wrote him a strong letter reminding him not to heed the rumors, prejudices or threats of men, and St Cyril was persuaded to restore commemoration of the Archbishop of Constantinople, and later became a strong advocate of the veneration of St John. Isidore, though a monk, was treated as a spiritual father by Patriarch Cyril: around 433, when St Cyril was inclined to deal harshly with some who had been swept up in the Nestorian heresy, St Isidore wrote to him: ‘As your father, since you are pleased to give me this name, or rather as your son, I adjure you to put an end to this dissension lest a permanent breach be made under the pretext of piety.’

With reputation came persecution, and St Isidore suffered much from Imperial and church authorities unhappy with his holy influence. He bore all these troubles impassibly, and in 440 (according to one source) or about 449 (according to another) he joyfully gave up his soul to God.

قابل احترام کیریل جدید دریاچه (نووزرسک) (۱۵۳۲)

When he was only fifteen, St Cyril left home in secret to join the Monastery of St Cornelius of Komel (May 19). Seven years later his father visited the monastery and recognized his son. Instead of persuading Cyril to return to the world, the father was persuaded by his son to enter monastic life; his mother soon joined them, entering a convent nearby. Within the next few years, St Cyril’s mother and father both died, prompting him to exclaim ‘I too am mortal!’ He redoubled his ascetical labors and before long was granted the gift of tears in prayer. Ten years after entering the monastery, St Cyril obtained his abbot’s blessing to live the life of a hermit. He lived in complete reclusion, subsisting on wild greens and mushrooms. After seven years of solitude, he built a hermitage at New Lake and established two churches there. Soon he was ordained to the priesthood. His sanctity attracted a large company of disciples, and he founded a large monastery. There he continued to live in the strictest asceticism and shared in all the common labor of the monks. Once some thieves tried to steal the church bells, but by divine intervention became disoriented and circled the monastery in the dark until morning. When they were apprehended and brought to the Saint, he told them, ‘My children, no one has ever been enriched by stealing, but many have lost even what belonged to them.’ He then ordered that they be given food and released.

During his lifetime the Saint wrought many healings, and was especially known for restoring the sight of the blind. Once his disciple Athanasius saw an unknown deacon serving with St Cyril at the Liturgy. The mysterious deacon disappeared at the end of the service, and St Cyril forbade his disciple to speak of the incident until after his death. In 1532 the Saint reposed in peace: his last words were ‘Glory to God for all things!’