Orthodox Calendar

۱۰ دسامبر ۲۰۲۵
چهارشنبه هفته بیست‌وهفتم بعد از پنطیکاست

روزه میلاد

یادبودها

  • شهید بزرگ، یعقوب ایرانی (۴۲۱)
  • آرامش آرکیماندریت ایلعازر (مور) (۱۹۹۲) (۱۴ نوامبر ت.ق)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول تیموتائوس ۵.۲۲-۶.۱۱ (رساله)

۲۲در دست‌گذاشتن بر کسی شتاب مکن و در گناهان دیگران شریک مشو، بلکه خود را پاک نگاه دار. ۲۳دیگر فقط آب منوش، بلکه به جهت معدۀ خود و ناخوشیهایی که اغلب داری، اندکی نیز شراب بنوش. ۲۴گناهان برخی آشکار است و پیشاپیش آنها به کام داوری می‌شتابد، امّا گناهان برخی دیگر از پی آنها می‌آید. ۲۵به همین‌سان، اعمال نیکو آشکار است و حتی آنها را که آشکار نیست، نتوان پوشیده نگاه داشت. ۱آنان که زیر یوغ بندگی به سر می‌برند، باید که اربابان خود را درخور کمال احترام بدانند تا مردم نام خدا و تعلیم را بد نگویند. ۲آنان که اربابانشان ایماندارند، نباید به دلیل رابطۀ برادری، ایشان را کمتر حرمت بگذارند. بلکه برعکس، باید حتی نیکوتر خدمت کنند، زیرا سود خدمتشان به کسانی می‌رسد که ایماندار و عزیزند. این را تعلیم ده و به انجامش ترغیبشان کن. ۳اگر کسی به گونه‌ای دیگر تعلیم دهد و با گفتار صحیح خداوند ما عیسی مسیح و تعلیم دیندارانه موافق نباشد، ۴مستِ غرور شده است و هیچ نمی‌فهمد. چنین کس عطشی بیمارگونه به جرّ و بحث و مجادله بر سر کلمات دارد، که از آن حسد و نزاع و ناسزاگویی و بدگمانی برمی‌خیزد ۵و موجب کشمکش دائمی میان افرادی می‌شود که فکرشان فاسد شده است و از حقیقت منحرف گشته، گمان می‌کنند دینداری وسیله‌ای است برای سودجویی. ۶امّا دینداری با قناعت، سودی عظیم است. ۷چرا که به این جهان هیچ نیاورده‌ایم و از آن نیز هیچ نخواهیم برد. ۸پس اگر خوراک و پوشاک و سرپناهی داریم، قانع خواهیم بود. ۹امّا آنان که سودای ثروتمند شدن دارند، دچار وسوسه می‌شوند و به دام امیال پوچ و زیانباری گرفتار می‌آیند که موجب تباهی و نابودی انسان می‌گردد. ۱۰زیرا پولدوستی ریشه‌ای است که همه گونه بدی از آن به بار می‌آید، و بعضی در آرزوی ثروت، از ایمان منحرف گشته، خود را به دردهای بسیار مجروح ساخته‌اند. ۱۱امّا تو ای مرد خدا، از اینها همه بگریز، و در پی پارسایی و دینداری و ایمان و محبت و پایداری و ملایمت باش.

لوقا ۲۰.۱-۸ (انجیل)

۱یکی از روزها که عیسی در صحن معبد مردم را تعلیم و بشارت می‌داد، سران کاهنان و علمای دین به همراه مشایخ نزدش آمدند ۲و گفتند: «به ما بگو، به چه اجازه‌ای این کارها را می‌کنی؟ چه کسی این اقتدار را به تو داده است؟» ۳پاسخ داد: «من نیز از شما پرسشی دارم؛ به من بگویید، ۴آیا تعمید یحیی از آسمان بود یا از انسان؟» ۵آنها با هم شور کرده، گفتند: «اگر بگوییم از آسمان بود، خواهد گفت، ”پس چرا به او ایمان نیاوردید؟“ ۶و اگر بگوییم از انسان بود، مردم همگی سنگسارمان خواهند کرد، زیرا بر این اعتقادند که یحیی پیامبر بود.» ۷پس پاسخ دادند: «نمی‌دانیم از کجاست.» ۸عیسی گفت: «من نیز به شما نمی‌گویم با چه اقتداری این کارها را می‌کنم.»

یادبودها

شهید بزرگ، یعقوب ایرانی (۴۲۱)

«این قدیس از شهر بیثلابا و از تباری والا بود؛ نزدیک‌ترین و گرامی‌ترین دوستِ ایسدیگر (یا یزدگرد) یکم، شاه ایران (پادشاهی ۳۹۹–۴۲۰)، بود. یعقوب، با آنکه از جوانی مسیحی بود، فریفتهٔ دوستی و چاپلوسی‌های شاه شد و مسیح را انکار کرد. چون مادر و همسرش از این آگاه شدند، در نامه‌ای به او اعلام کردند که دیگر با او کاری ندارند، زیرا جلالی گذرا را بر محبت مسیح برتر شمرده است. قدیس، که از این سخنان در جان زخم خورده بود، به خود آمد، بر خطای خود گریست و پرستش بت‌ها را رد کرد. از این رو شاه، که سخت خشمگین شده بود — و این بهرام (یا وَرَهران) پنجم (پادشاهی ۴۲۱–۴۳۸)، پسر و جانشین ایسدیگر، بود — او را به تلخ‌ترین مرگ محکوم کرد، مرگی که هیچ جانوری نیز هرگز به آن محکوم نشده بود: یعنی بدنش را از هر بندِ دست‌ها و پاهایش جدا کردند. و چون او را عضو به عضو تا خودِ ران‌ها و شانه‌هایش پاره‌پاره کردند، سرانجام سرِ آن شهیدِ دلیر را در سال ۴۲۱ از تن جدا کردند.» (هورولوگیون بزرگ)

آرامش آرکیماندریت ایلعازر (مور) (۱۹۹۲) (۱۴ نوامبر ت.ق)

Though he has not been glorified by the Church, Fr Lazarus was a pioneer and exemplar of Orthodoxy in the West.

He was born in England in 1902. In his early manhood he moved to western Canada, where he worked as a farm laborer for several years. While working in Alberta, he sensed a call to become a missionary and went to an English missionary college for five years.

Sad to say, our sources are unclear about how he came to the Orthodox faith from this unlikely beginning. But in 1934 he spent seven weeks on Mt Athos, then lived as a monk in Yugoslavia. He was ordained to the priesthood by Archbishop Theophan (Russian Orthodox Church Abroad), then sent to Palestine to serve the Russian Mission in Jerusalem.

In 1948, the new State of Israel gave the Mission’s property to the Soviet Union and the mission was left dispossessed. Fr Lazarus served as priest to the Russian Convent in Aïn Karim and Transjordan, then was sent to India in 1952, where he helped in Orthodox missionary work for twenty years. Several of his books and translations, such as his biography/study of St Seraphim of Sarov, were written while he lived in India. While there, he met Mother Gavrilia of Greece, whose beautiful biography Ascetic of Love includes good descriptions of him during his life in India. Though very strict in his Orthodoxy, he was flexible in externals: in India he wore a white rather than a black cassock, because black clothing had offensive connotations to the Indian people.

In 1972 Fr Lazarus was called to Greece, then in 1974 to Australia, where he served for nine years. In 1983 he moved to California in answer to call from Fr Peter Gillquist to assist members of the former ‘Evangelical Orthodox Church’ in their move to Orthodoxy. In 1989 he moved to Alaska, where he continued this work. He reposed in Eagle River, Alaska in 1992. Following is an excerpt from an account of his last days by members of his community in Eagle River:

“Father always signed his name with TWA, “Traveling With Angels”. A few days before his death, after battling cancer many years, faithfully using the Jesus Prayer as the medicine for his affliction, the Archangel Michael appeared to help him. His final journey homeward had begun, TWA… ‘the time of my departure is at hand. I have fought the good fight, I have finished the race, I have kept the faith.’ (2 Timothy 4: 6-8).”