حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی)
بدون روزه
۲۷پدرم همه چیز را به من سپرده است. هیچکس پسر را نمیشناسد جز پدر، و هیچکس پدر را نمیشناسد جز پسر، و آنان که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار سازد. ۲۸«بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. ۲۹یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتادهدل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. ۳۰چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک.»
۱۷ای برادران، میخواهم از شما استدعا کنم مراقب آن کسان باشید که عامل جداییاند و در راه شما مانع ایجاد میکنند و با تعلیمی که شما یافتهاید، مخالفت میورزند؛ از آنان دوری کنید، ۱۸زیرا اینگونه اشخاص خداوند ما مسیح را خدمت نمیکنند، بلکه در پی ارضای شکم خویشند و با سخنانی زیبا و تملّقآمیز بر افکار سادهلوحان تأثیر گذاشته، آنان را میفریبند. ۱۹آوازۀ اطاعت شما در میان همگان پیچیده است؛ بنابراین، از بابت شما بسیار شادمانم. امّا از شما میخواهم در قبال آنچه نیکوست حکیم، و در قبال آنچه بد است، ساده باشید. ۲۰خدای صلح و سلامت بهزودی شیطان را زیر پاهای شما لِه خواهد کرد. فیض خداوند ما عیسی همراه شما باد. ۲۱همکارم تیموتائوس به شما سلام میگوید. خویشاوندان من لوکیوس، یاسون و سوسیپاتِروس نیز برای شما سلام میفرستند. ۲۲من، تِرتیوس، کاتب این نامه، در خداوند به شما سلام میگویم. ۲۳گایوس که مهماننوازیِ او شامل حال من و تمامی اعضای کلیسای اینجا شده است، برای شما سلام میفرستد. اِراستوس که خزانهدار شهر است، و برادر ما کوآرتوس برای شما سلام دارند. ۲۴[«فیض خداوند ما عیسی مسیح با همگی شما باد. آمین».]
۲۲امّا ثمرۀ روح، محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، ۲۳فروتنی و خویشتنداری است. هیچ شریعتی مخالف اینها نیست. ۲۴آنان که به مسیحْ عیسی تعلّق دارند، نَفْس را با همۀ هوسها و تمایلاتش بر صلیب کشیدهاند. ۲۵اگر به روح زیست میکنیم، به روح نیز رفتار کنیم. ۲۶خودپسند نباشیم و از به خشم آوردن یکدیگر و حسادت نسبت به هم دست بداریم. ۱ای برادران، اگر کسی به گناهی گرفتار شود، شما که روحانی هستید او را با ملایمت به راه راست بازگردانید. در عین حال، به هوش باش که خود نیز در وسوسه نیفتی. ۲بارهای سنگین یکدیگر را حمل کنید که اینگونه شریعت مسیح را به جا خواهید آورد.
۱۰آنگاه شاگردان نزد او آمده، پرسیدند: «چرا با این مردم با مَثَلها سخن میگویی؟» ۱۱پاسخ داد: «درک رازهای پادشاهی آسمان به شما عطا شده است، امّا نه به آنان. ۱۲زیرا به آن که دارد، بیشتر داده خواهد شد تا بهفراوانی داشته باشد، و از آن که ندارد، همان که دارد نیز گرفته خواهد شد. ۱۳از این رو با ایشان به مَثَلها سخن میگویم، زیرا: «مینگرند، امّا نمیبینند؛ گوش میکنند، امّا نمیشنوند و نمیفهمند. ۱۴نبوّت اِشعیا در مورد آنها تحقق مییابد که میگوید: «”به گوش خود خواهید شنید، امّا هرگز نخواهید فهمید؛ به چشم خود خواهید دید، امّا هرگز درک نخواهید کرد. ۱۵زیرا دل این قوم سخت شده، گوشهایشان سنگین گشته، و چشمان خود را بستهاند، مبادا با چشمانشان ببینند، و با گوشهایشان بشنوند و در دلهای خود بفهمند و بازگشت کنند و من شفایشان بخشم.“ ۱۶امّا خوشا به حال چشمان شما که میبینند و گوشهای شما که میشنوند. ۱۷آمین، به شما میگویم، بسیاری از انبیا و پارسایان مشتاق بودند آنچه را شما میبینید، ببینند و ندیدند، و آنچه را شما میشنوید، بشنوند و نشنیدند. ۱۸«پس شما معنی مَثَل برزگر را بشنوید: ۱۹هنگامی که کسی کلام پادشاهی آسمان را میشنود امّا آن را درک نمیکند، آن شَریر میآید و آنچه را در دل او کاشته شده، میرباید. این همان بذری است که در راه کاشته شد. ۲۰و امّا بذری که بر زمین سنگلاخ افتاد کسی است که کلام را میشنود و بیدرنگ آن را با شادی میپذیرد، ۲۱امّا چون در خود ریشه ندارد، تنها اندک زمانی دوام میآورَد. وقتی به سبب کلام، سختی یا آزاری بروز میکند، در دم میافتد. ۲۲بذری که در میان خارها کاشته شد، کسی است که کلام را میشنود، امّا نگرانیهای این دنیا و فریبندگی ثروت، آن را خفه میکند و بیثمر میسازد. ۲۳امّا بذری که در زمین نیکو کاشته شد کسی است که کلام را میشنود و آن را میفهمد و بارور شده، صد، شصت یا سی برابر ثمر میآورد.»
۲۵پس جماعتهای بزرگ از جلیل و دِکاپولیس، اورشلیم و یهودیه و فراسوی اردن از پی او روانه شدند. ۱چون عیسی آن جماعتها را دید، به کوهی برآمد و بنشست. آنگاه شاگردانش نزد او آمدند ۲و او به تعلیم دادنشان آغاز کرد و گفت: ۳«خوشا به حال فقیرانِ در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. ۴خوشا به حال ماتمیان، زیرا آنان تسلی خواهند یافت. ۵خوشا به حال حلیمان، زیرا آنان زمین را به میراث خواهند برد. ۶خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا آنان سیر خواهند شد. ۷خوشا به حال رحیمان، زیرا بر آنان رحم خواهد شد. ۸خوشا به حال پاکدلان، زیرا آنان خدا را خواهند دید. ۹خوشا به حال صلحجویان، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. ۱۰خوشا به حال آنان که در راه پارسایی آزار میبینند، زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است. ۱۱«خوشا به حال شما، آنگاه که مردم بهخاطر من، شما را دشنام دهند و آزار رسانند و هر سخن بدی بهدروغ علیهتان بگویند. ۱۲خوش باشید و شادی کنید زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چراکه همینگونه پیامبرانی را که پیش از شما بودند، آزار رسانیدند.
During a persecution of Christians in the reign of the Emperor Licinius, Leontius and several of his companions came before the Imperial governor in Nikopolis of Armenia, and declared themselves as Christians. They were whipped and thrown into prison, where they were given no food or drink; but a Christian noblewoman secretly brought them water, and an angel of the Lord appeared to them in their cell to comfort them. Such was the power of their faith that, at their trial, two of their jailers proclaimed their conversion to Christianity. Many others came forward in the same way, until the company of Christians numbered forty-five in all. The judge ordered that they all have their arms and legs hacked off and that they then be burned to death.
He is honored as the founder of Orthodox monastic life in Russia. He was born in Chernigov province and tonsured at the Monastery of Esphigmenou on the Holy Mountain. His abbot sent him from Mt Athos to Kiev to establish the monastic life there in 1013, during the last years of Prince Vladimir’s holy reign. He lived there as a hermit, slowly drawing to himself others who wished to share the ascetical life. In time, the brotherhood grew into the Kiev Caves Lavra. St Anthony refused to serve as abbot of the monastery; this task was taken up by St Theodosius (commemorated May 3). St Anthony continued to live as a cave-dwelling hermit and reposed in peace at the age of ninety.
Elias, a soldier in the Roman army in Jerusalem, was a Georgian by birth, from the town of Mtskhet. When the Lord was crucified, his garments were divided by lot among the soldiers, and his robe fell to Elias, who took it home to Georgia and gave it as a gift to his sister Sidonia. The robe was buried with her, then miraculously found many years later by St Nina (January 14). King Mirian, who had accepted Christ in response to St Nina’s teaching, built a church to the Holy Apostles on the spot where the robe was found. Many years later, Georgia was conquered by the Persians, and the robe fell into their hands. In 1625 the Persian Shah Abbas, wishing to establish good relations with Russia, sent the robe to Moscow as a gift to Prince Michael Feodorovich and Patriarch Philaret. It was placed with honor in the Cathedral of the Dormition.