Orthodox Calendar

۴ مه ۲۰۲۸
پنجشنبه هفته سوم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • پدر مقدس ما نیکیفوروس سکوت‌گرا (سده ۱۴)
  • شهید باکره پلاگیا تارسوس (۲۸۷)
  • قدیس مونیکا, مادر مبارک آگوستین (۳۸۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۸.۲۶-۳۹ (رساله)

۲۶آنگاه فرشتۀ خداوند به فیلیپُس گفت: «برخیز و به سمت جنوب برو، به آن راه بیابانی که از اورشلیم به غزه می‌رود.» ۲۷پس برخاست و روانه شد، که در راه به خواجه‌سرایی حَبَشی برخورد که از بزرگان دربار ’کَنداکِه‘ ملکۀ حَبَشه و خزانه‌دار او بود، و برای عبادت به اورشلیم آمده بود. ۲۸او در بازگشت به وطن بر ارابۀ خویش نشسته بود و کتاب اِشعیای نبی را می‌خواند. ۲۹آنگاه روح به فیلیپُس گفت: «نزدیک برو و با آن ارابه همراه شو.» ۳۰فیلیپُس به سوی ارابه پیش دوید و شنید که خواجه‌سرای حَبَشی کتاب اِشعیای نبی را می‌خواند. پس به او گفت: «آیا آنچه می‌خوانی، می‌فهمی؟» ۳۱گفت: «چگونه می‌توانم بفهمم، اگر کسی رهنمایی‌ام نکند؟» پس از فیلیپُس خواهش کرد سوار شود و کنار او بنشیند. ۳۲بخشی از کتب مقدّس که می‌خواند، این بود: «همچون گوسفندی که برای ذبح می‌برند، و چون بره‌ای که نزد پشم‌چینان خود خاموش است، همچنان دهان نگشود. ۳۳در حقارتش، عدالت از او دریغ شد؛ چه کسی از نسل او سخن تواند گفت؟ زیرا حیات او از روی زمین منقطع گردید.» ۳۴خواجه‌سرا به فیلیپُس گفت: «تمنا دارم به من بگویی که نبی در اینجا از که سخن می‌گوید، از خود یا از شخصی دیگر؟» ۳۵پس فیلیپُس سخن آغاز کرد و از همان بخش از کتب مقدّس شروع کرده، دربارۀ عیسی به او بشارت داد. ۳۶همچنان که در راه پیش می‌راندند، به آبی رسیدند. خواجه‌سرا گفت: «بنگر، اینک آب مهیاست! آیا تعمید گرفتن مرا مانعی است؟» ۳۷[فیلیپُس گفت: «اگر با تمام دل ایمان آورده‌ای، مانعی نیست.» خواجه‌سرا گفت: «ایمان دارم که عیسی مسیح پسر خداست.»] ۳۸پس خواجه‌سرا دستور داد ارابه را نگاه دارند، و فیلیپُس و خواجه‌سرا، هر دو به آب درآمدند و فیلیپُس او را تعمید داد. ۳۹چون از آب بیرون آمدند، ناگاه روحِ خداوند فیلیپُس را برگرفت و برد و خواجه‌سرا دیگر او را ندید، ولی با شادی راه خود را در پیش گرفت.

یوحنا ۶.۴۰-۴۴ (انجیل)

۴۰زیرا ارادۀ پدر من این است که هر که به پسر بنگرد و به او ایمان آوَرَد، از حیات جاویدان برخوردار شود، و من در روز بازپسین او را بر خواهم خیزانید.» ۴۱آنگاه یهودیان دربارۀ او همهمه آغاز کردند، چرا که گفته بود «مَنَم آن نان که از آسمان نازل شده است.» ۴۲می‌گفتند: «مگر این مرد، عیسی پسر یوسف نیست که ما پدر و مادرش را می‌شناسیم؟ پس چگونه می‌گوید، ”از آسمان نازل شده‌ام“؟» ۴۳عیسی در پاسخ گفت: «با یکدیگر همهمه مکنید. ۴۴هیچ‌کس نمی‌تواند نزد من آید مگر آنکه پدری که مرا فرستاد او را جذب کند، و من در روز بازپسین او را بر خواهم خیزانید.

یادبودها

پدر مقدس ما نیکیفوروس سکوت‌گرا (سده ۱۴)

He was originally a Roman Catholic, but became Orthodox and lived in asceticism on the Holy Mountain as a monk. He was the spiritual father of St Gregory Palamas. His life was outwardly uneventful, and he reposed in peace in the 14th century. He left this very concise description of the hesychast’s path:

“Gather your mind and compel it to enter into your heart and remain there. When your mind is firmly in your heart, it must not remain empty, but must incessantly make the prayer: ‘Lord Jesus Christ, Son of God, have mercy on me!’ And it must never fall silent. Through this the whole string of the virtues: love, joy, peace and the others, will make their abode in you, by which, then, every request of yours to God will be fulfilled.”

شهید باکره پلاگیا تارسوس (۲۸۷)

She was born in Tarsus (home of the Apostle Paul). Though her parents were prominent pagans, she heard of Christ from Christians in that city, and her heart was filled with love for the Savior. The Emperor Diocletian visited Tarsus, and during his stay the Emperor’s son and heir fell in love with Pelagia and wished to marry her. To her parents’ complete amazement, Pelagia replied that she was already promised to her betrothed, Christ the Lord. She then fled her parents’ house and went to the holy Bishop Linus, who instructed her in the Faith and baptized her. Pelagia then gave away all her many possessions, returned home, and told her parents that she was baptised. The Emperor’s son, despairing of marryng her, killed himself. Pelagia’s mother then denounced her daughter to the Emperor, who summoned her for trial. When Pelagia freely confessed her unwavering faith in Christ, the Emperor condemned her to be burned in a metal ox heated by fire. An account of her martyrdom says that, entering the ox with prayers of thanksgiving on her lips, she instantly melted like wax. Bishop Linus, who had baptised her, found a few of her bones and buried them on a hill near Tarsus. During the reign of the Emperor Constantine Copronymus (741-775), a church was built there in her honor.

قدیس مونیکا, مادر مبارک آگوستین (۳۸۸)