Orthodox Calendar

۱۰ مه ۲۰۲۸
چهارشنبه هفته چهارم پاسخا

روزه — ماهی، شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • نیمه عید پنطیکاست
  • رسول شمعون غیور

یادبودها

  • رسول شمعون زیلوتس
  • شهیدان مقدس حلفی, فیلادلفوس و کیپرینوس سیسیل (۲۵۱)
  • قدیس ایسیدورا دیوانه تابنا (مصر) (سده ۴)
  • مبارک تائیس (تائیسیا) مصر (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

Composite ۱۹ - میکاه ۴.۲-۳, ۵; ۶.۲-۵, ۸; ۵.۴, ۵ (نماز شامگاهی)

۱Thus says the Lord: From Sion will come forth the Law and the Word of the Lord from Jerusalem. And he will judge among many peoples and rebuke mighty nations in a distant land. For all the peoples will walk, each its own way, while we will walk in the name of the Lord our God for ever. Thus says the Lord Almighty: Listen hills and valleys, foundations of the earth, because the Lord has a controversy with his people; for he will dispute with Israel, saying, ‘My people, what have I done to you? Or how have I grieved you? Or how have I troubled you? Answer me. For I brought you up out of the land of Egypt, and rescued you from the house of slavery, and sent Moses and Aaron before your face. My people, what have your enemies planned against you? Was it not told you, O man, what is good? And what does the Lord seek from you, except to execute judgement, and to love mercy and to be ready to walk with the Lord your God?’ Therefore the Lord will be magnified in strength, and will shepherd his flock in peace, to the extremities of the earth.

Composite ۲۰ - اشعیا ۵۵.۱; ۱۲.۳-۴; ۵۵.۲-۱۳ (نماز شامگاهی)

۱Thus says the Lord: You who thirst, go to the water; and all who have no money, go, buy and eat and drink wine and fat without money or price. For thus says the Lord Almighty to you: My people, draw water with joy from the springs of salvation. And you will say in that day: Praise the Lord, cry his name aloud, declare his glory among the nations, call to mind that his name has been exalted. My people, hear me, and eat good things, and your soul will delight in good things. Attend with your ears and follow my ways. Listen to me and your soul will live among good things. And I will make an eternal covenant with you, and you will call upon me. And when you draw near me, let the impious abandon his ways, and the lawless man his plans; and turn back to me and I will have mercy on you and forgive your sins. For your plans are not as my plans, says the Lord; but as heaven is distant from the earth, so is my way distant from your ways, and your thoughts from my mind. For as rain or snow would come down from heaven and not return there, until it had soaked the earth, and it bring forth and bud and give seed to the sower, and bread for food, so shall my word be, which once it has come from my mouth will not return there until it has accomplished all that I willed; and I will make my ways and my commands succeed. For you will go out with joy, and be taught with gladness; for the mountains and hills will exult as they receive you with joy; and all the trees of the field will clap with their branches; and instead of the briar shall come up the cypress; instead of the nettle shall come up the myrtle; and the Lord shall be for a name and for an eternal sign, says the Lord God, the Holy One of Israel.

امثال ۹.۱-۱۱ (نماز شامگاهی)

۱حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است. ۲او گوشت خود را طبخ کرده، شراب خویش را برآمیخته، و سفره‌اش را نیز آراسته است. ۳کنیزانش را گسیل داشته و از بالاترین نقطۀ شهر ندا در می‌دهد: ۴«هر آن که ساده‌لوح است بدین‌جا بیاید!» و به کم‌عقلان، می‌گوید: ۵«بیایید از طعام من بخورید و از شرابی که برآمیخته‌ام، بنوشید. ۶ساده‌لوحیِ خود را ترک کنید که خواهید زیست؛ و در طریق فهم گام بردارید.» ۷«هر که تمسخرگری را تأدیب کند، به استقبال بی‌حرمتی می‌رود؛ هر که مرد شریر را توبیخ کند، بد می‌بیند. ۸تمسخرگر را توبیخ مکن، مبادا از تو نفرت کند؛ حکیم را توبیخ کن، که تو را دوست خواهد داشت. ۹حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛ پارسا را تعلیم ده که آموخته‌هایش افزون خواهد گشت. ۱۰«ترس خداوند آغاز حکمت است، و شناخت آن قدوس، بصیرت. ۱۱زیرا به واسطۀ من، روزهای تو بسیار خواهد شد و بر سالهای عمرت افزوده خواهد گردید.

اول یوحنا ۳.۲۱-۴.۶ (نماز شامگاهی)

۲۱ای عزیزان، اگر دل ما، ما را محکوم نکند، در حضور خدا اطمینان داریم ۲۲و هرآنچه از او درخواست کنیم، خواهیم یافت، زیرا از احکام او اطاعت می‌کنیم و آنچه موجب خشنودی اوست، انجام می‌دهیم. ۲۳و این است حکم او که به نام پسرش عیسی مسیح ایمان بیاوریم و یکدیگر را محبت کنیم، چنانکه به ما امر فرمود. ۲۴هر که از احکام او اطاعت می‌کند، در او ساکن است و او در وی. از این جا می‌دانیم او در ما ساکن است که روح خود را به ما بخشیده است. ۱ای عزیزان، هر روحی را باور مکنید، بلکه آنها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه. زیرا انبیای دروغینِ بسیار به دنیا بیرون رفته‌اند. ۲روح خدا را این‌گونه تشخیص می‌دهیم: هر روحی که بر آمدن عیسی مسیح در جسمِ بشری اقرار می‌کند، از خداست. ۳و هر روحی که بر عیسی اقرار نمی‌کند، از خدا نیست، بلکه همان روحِ ’ضدّمسیح‘ است که شنیده‌اید می‌آید و هم‌اکنون نیز در دنیاست. ۴شما، ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافته‌اید، زیرا آن که در شماست بزرگتر است از آن که در دنیاست. ۵آنها از دنیا هستند و از همین رو آنچه می‌گویند از دنیاست و دنیا به آنها گوش می‌سپارد. ۶ما از خدا هستیم و کسی که خدا را می‌شناسد، به ما گوش می‌سپارد؛ ولی آن که از خدا نیست، به ما گوش نمی‌سپارد. روحِ حق و روحِ گمراهی را این‌گونه از هم بازمی‌شناسیم.

اول یوحنا ۴.۱۱-۱۶ (نماز شامگاهی)

۱۱ای عزیزان، اگر خدا ما را این‌چنین محبت کرد، ما نیز باید یکدیگر را محبت کنیم. ۱۲هیچ‌کس هرگز خدا را ندیده است؛ امّا اگر یکدیگر را محبت کنیم، خدا در ما ساکن است و محبت او در ما به کمال رسیده است. ۱۳از این جا می‌دانیم که در او می‌مانیم و او در ما، زیرا که از روح خود به ما داده است. ۱۴و ما دیده‌ایم و شهادت می‌دهیم که پدر، پسر خود را فرستاده است تا نجات‌دهندۀ جهان باشد. ۱۵آن که اقرار می‌کند عیسی پسر خداست، خدا در وی ساکن است و او در خدا. ۱۶پس ما محبتی را که خدا به ما دارد شناخته‌ایم و به آن اعتماد داریم. خدا محبت است و کسی که در محبت ساکن است، در خدا ساکن است و خدا در او.

اول یوحنا ۴.۲۰-۵.۵ (نماز شامگاهی)

۲۰اگر کسی ادعا کند که خدا را محبت می‌نماید امّا از برادر خود نفرت داشته باشد، دروغگوست. زیرا کسی که برادر خود را، که می‌بیند، محبت نکند، نمی‌تواند خدایی را که ندیده است، محبت نماید. ۲۱و ما این حکم را از او یافته‌ایم که هر که خدا را محبت می‌کند، باید برادر خود را نیز محبت کند. ۱هر که ایمان دارد عیسی همان مسیح است، از خدا مولود شده است؛ هر که پدر را محبت می‌کند، فرزند او را نیز محبت می‌کند. ۲از این‌جا می‌دانیم فرزندان خدا را محبت می‌کنیم که خدا را محبت می‌کنیم و از احکام او اطاعت می‌نماییم. ۳محبت به خدا همین است که از احکام او اطاعت کنیم و احکام او باری گران نیست. ۴زیرا هر که از خدا مولود شده است، بر دنیا غلبه می‌یابد و این است غلبه‌ای که دنیا را مغلوب کرده است، یعنی ایمان ما. ۵کیست آن که بر دنیا غلبه می‌یابد جز آن که ایمان دارد عیسی پسر خداست؟

یوحنا ۲۱.۱۵-۲۵ (انجیل نماز صبحگاهی)

۱۵پس از صبحانه، عیسی از شَمعون پطرس پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا بیش از اینها محبت می‌کنی؟» او پاسخ داد: «بله سرورم؛ تو می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی به او گفت: «از بره‌های من مراقبت کن.» ۱۶بار دوّم عیسی از او پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا محبت می‌کنی؟» پاسخ داد: «بله سرورم؛ می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی گفت: «گوسفندان مرا شبانی کن.» ۱۷بار سوّم عیسی به او گفت: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا دوست می‌داری؟» پطرس از اینکه عیسی سه بار از او پرسید، «آیا مرا دوست می‌داری؟» آزرده شد و پاسخ داد: «سرورم، تو از همه چیز آگاهی؛ تو می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی گفت: «از گوسفندان من مراقبت کن. ۱۸آمین، آمین، به تو می‌گویم، زمانی که جوانتر بودی کمر خویش برمی‌بستی و هر جا که می‌خواستی می‌رفتی؛ امّا چون پیر شوی دستهایت را خواهی گشود و دیگری کمر تو را بربسته، به جایی که نمی‌خواهی خواهد برد.» ۱۹عیسی با این سخن به چگونگی مرگی اشاره می‌کرد که پطرس با آن خدا را جلال می‌داد. سپس عیسی به او گفت: «از پی من بیا.» ۲۰آنگاه پطرس برگشت و دید آن شاگردی که عیسی دوستش می‌داشت از پی آنها می‌آید. او همان بود که در وقت شام بر سینۀ عیسی تکیه زده و از او پرسیده بود، «سرورم، کیست که تو را تسلیم دشمن خواهد کرد؟» ۲۱چون پطرس او را دید، از عیسی پرسید: «سرور من، پس او چه می‌شود؟» ۲۲عیسی به او گفت: «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟ تو از پی من بیا!» ۲۳پس این گمان در میان برادران شایع شد که آن شاگرد نخواهد مرد، حال آنکه عیسی به پطرس نگفت که او نخواهد مرد، بلکه گفت «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟» ۲۴همان شاگرد است که بر این چیزها شهادت می‌دهد و اینها را نوشته است. ما می‌دانیم که شهادت او راست است. ۲۵عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته می‌شد، گمان نمی‌کنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشته‌ها را می‌داشت.

اعمال رسولان ۱۴.۶-۱۸ (رساله)

۶آنان آگاه شده، به لِستْره و دِربِه، از شهرهای لیکائونیه، و نواحی اطراف گریختند ۷و در آنجا به رساندن بشارت ادامه دادند. ۸و امّا در لِستْره مردی نشسته بود که نمی‌توانست پاهایش را حرکت دهد و هرگز راه نرفته بود، زیرا لنگ مادرزاد بود. ۹هنگامی که پولس سخن می‌گفت، او گوش فرا می‌داد. پولس بدو چشم دوخت و دید که ایمان شفا یافتن دارد. ۱۰پس با صدای بلند به او گفت: «بر پاهای خود راست بایست!» آن مرد از جا جَست و به راه افتاد. ۱۱چون مردم آنچه را که پولس انجام داد دیدند، به زبان لیکائونی فریاد برآوردند: «خدایان به صورت انسان بر ما فرود آمده‌اند!» ۱۲آنان برنابا را ’زِئوس‘ و پولس را ’هِرمِس‘ نامیدند، زیرا او سخنگوی اصلی بود. ۱۳کاهنِ زئوس که معبدش درست بیرون دروازۀ شهر بود، گاوهایی چند و تاجهایی از گُل به دروازۀ شهر آورد؛ او و جماعت بر آن بودند قربانی تقدیمشان کنند. ۱۴امّا چون آن دو رسول، یعنی برنابا و پولس، این را شنیدند، جامه‌های خود را چاک زدند و به میان جماعت شتافته، فریاد برآوردند که: ۱۵«ای مردان، چرا چنین می‌کنید؟ ما نیز چون شما، انسانی بیش نیستیم. ما به شما بشارت می‌دهیم که از این چیزهای پوچ دست بردارید و به خدای زنده روی آورید که آسمان و زمین و دریا و هرآنچه را که در آنهاست، آفرید. ۱۶هرچند او در گذشته ملتها را جملگی واگذاشت که هر یک به راه خود روند، ۱۷امّا خود را بدون شهادت نگذاشت؛ او با فرستادن باران از آسمان و بخشیدن فصلهای پُر بار، بر شما احسان نموده، خوراک فراوان به شما ارزانی می‌دارد و دلهایتان را از خرّمی لبریز می‌کند.» ۱۸سرانجام با این سخنان، به‌دشواری توانستند مردم را از تقدیم قربانی بازدارند.

اول قرنتیان ۴.۹-۱۶ (رساله, قدیس شمعون)

۹زیرا من بر این اندیشه‌ام که خدا ما رسولان را همچون اسیرانِ محکوم به مرگ در آخرِ صف رژه‌روندگان به نمایش گذاشته است. ما تماشاگه تمامی جهان، چه آدمیان و چه فرشتگانیم. ۱۰ما به‌خاطر مسیح جاهلیم، امّا شما در مسیح حکیمید! ما ضعیفیم، امّا شما قوی هستید! ما خوار و حقیریم، امّا شما محترمید! ۱۱ما تا همین دَم گرسنه و تشنه‌ایم، و جامه‌هایمان مندرس است. کتک خورده و آواره‌ایم. ۱۲با دسترنج خود معاشمان را تأمین می‌کنیم. چون لعنمان کنند، برکت می‌طلبیم؛ و چون آزار بینیم، تحمّل می‌کنیم؛ ۱۳وقتی ناسزا می‌شنویم، با مهربانی پاسخ می‌دهیم. تا همین دَم، ما به تُفالۀ دنیا و زبالۀ همه چیز بدل گشته‌ایم. ۱۴این را نمی‌نویسم تا شما را شرمنده سازم، بلکه تا چون فرزندان دلبندم هشدارتان دهم. ۱۵زیرا حتی اگر در مسیح هزاران معلّم داشته باشید، امّا پدرانِ بسیار ندارید، چرا که من به واسطۀ انجیل در مسیحْ عیسی پدر شما شدم. ۱۶پس از شما تمنا دارم از من سرمشق بگیرید.

یوحنا ۷.۱۴-۳۰ (انجیل)

۱۴امّا چون نیمی از عید گذشته بود، عیسی به صحن معبد آمد و به تعلیم دادن آغاز کرد. ۱۵یهودیان در شگفت شده، می‌پرسیدند: «این مرد که علمِ دین نیاموخته، چگونه می‌تواند از چنین دانشی برخوردار باشد؟» ۱۶عیسی در جواب ایشان گفت: «تعالیم من از خودم نیست، بلکه از اوست که مرا فرستاده است. ۱۷اگر کسی براستی بخواهد ارادۀ او را به عمل آورد، در خواهد یافت که آیا این تعالیم از خداست یا من از خود می‌گویم. ۱۸آن که از خود می‌گوید، در پی جلال خویشتن است، امّا آن که خواهان جلال فرستندۀ خویش است، راستگوست و در او هیچ ناراستی نیست. ۱۹آیا موسی شریعت را به شما نداد؟ امّا هیچ‌یک از شما بدان عمل نمی‌کند. از چه رو کمر به قتل من بسته‌اید؟» ۲۰مردم پاسخ دادند: «تو دیوزده‌ای! کیست که در پی کشتن تو باشد؟» ۲۱عیسی در پاسخ ایشان گفت: «من یک معجزه کردم و شما همگی از آن در شگفت شده‌اید. ۲۲موسی حکم ختنه را به شما داد - البته این نه از موسی بلکه از پدران قوم بود - و بر این پایه، در روز شَبّات نیز پسران را ختنه می‌کنید. ۲۳پس اگر انسان در روز شَبّات نیز ختنه می‌شود تا شریعت موسی شکسته نشود، چرا خشمگینید از اینکه تمام بدن انسانی را در روز شَبّات سلامتی بخشیدم؟ ۲۴به ظاهر داوری مکنید، بلکه به حق داوری کنید.» ۲۵پس، برخی از اورشلیمیان گفتند: «آیا این همان نیست که قصد کشتنش دارند؟ ۲۶ببینید چگونه آشکارا سخن می‌گوید و بدو هیچ نمی‌گویند! آیا ممکن است بزرگان قوم براستی دریافته باشند که او همان مسیح است؟ ۲۷ما می‌دانیم این مرد از کجا آمده است، حال آنکه چون مسیح ظهور کند، کسی نخواهد دانست از کجا آمده است.» ۲۸آنگاه عیسی به هنگام تعلیم در معبد، ندا در داد که: «مرا می‌شناسید و می‌دانید از کجایم. امّا من از جانب خود نیامده‌ام. او که مرا فرستاده، حق است؛ و شما او را نمی‌شناسید. ۲۹امّا من او را می‌شناسم، زیرا من از اویم و او مرا فرستاده است.» ۳۰پس خواستند گرفتارش کنند، امّا هیچ‌کس بر او دست دراز نکرد، چرا که ساعت او هنوز فرا نرسیده بود.

متی ۱۳.۵۴-۵۸ (انجیل, قدیس شمعون)

۵۴و به شهر خود رفته، در کنیسه به تعلیم مردم پرداخت. مردم در شگفت شده، می‌پرسیدند: «این مرد چنین حکمت و قدرتِ انجام معجزات را از کجا کسب کرده است؟ ۵۵مگر او پسر آن نجّار نیست؟ مگر نام مادرش مریم نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ ۵۶مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمی‌کنند؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است؟» ۵۷پس به نظرشان ناپسند آمد. امّا عیسی به آنان گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد جز در شهر خود و خانۀ خویش!» ۵۸و در آنجا به‌علت بی‌ایمانی ایشان، معجزات زیادی نکرد.

عبرانیان ۲.۱۱-۱۸ (رساله, تبرک آب)

۱۱زیرا او که مقدّس می‌سازد و آنان که مقدّس می‌شوند، همه از یک تبارند. از همین رو، عیسی عار ندارد ایشان را برادر بخواند. ۱۲چنانکه می‌گوید: «نام تو را به برادرانم اعلام خواهم کرد؛ و در میان جماعت، تو را خواهم ستود.» ۱۳و باز می‌گوید: «من بر او توکل خواهم کرد.» و باز: «اینک من، و فرزندانی که خدا به من داده است.» ۱۴از آنجا که فرزندان از جسم و خون برخوردارند، او نیز در اینها سهیم شد تا با مرگ خود، صاحب قدرت مرگ یعنی ابلیس را به زیر کِشد، ۱۵و آنان را که همۀ عمر در بندگیِ ترسِ از مرگ به سر برده‌اند، آزاد سازد. ۱۶زیرا مسلّم است که او نه فرشتگان، بلکه نسل ابراهیم را یاری می‌دهد. ۱۷از همین رو، لازم بود از هر حیث همانند برادران خود شود تا بتواند در مقام کاهن اعظمی رحیم و امین، در خدمت خدا باشد و برای گناهان قوم کفّاره کند. ۱۸چون او خود هنگامی که آزموده شد، رنج کشید، قادر است آنان را که آزموده می‌شوند، یاری رساند.

یوحنا ۵.۱-۴ (انجیل, تبرک آب)

۱چندی بعد، عیسی برای یکی از اعیاد یهود، به اورشلیم رفت. ۲در اورشلیم، در کنار ’دروازۀ گوسفند‘ حوضی است که در زبان عبرانیان آن را ’بِیت‌حِسْدا‘ گویند و پنج ایوان دارد. ۳در آنها گروهی بسیار از علیلان، همچون کوران، شلان و مفلوجان می‌خوابیدند [و منتظر حرکت آب بودند.] [ ۴زیرا هر از گاهی فرشته‌ای از جانب خداوند نازل می‌شد و آب را حرکت می‌داد؛ اوّلین کسی که پس از جنبش آب وارد حوض می‌شد، از هر مرضی که داشت شفا می‌یافت.]

یادبودها

رسول شمعون زیلوتس

He was one of the Twelve. He was born in Cana of Galilee; some accounts say that he was the bridegroom at the wedding at Cana, where the Lord Jesus performed his first sign (John ch. 2). After receiving the Holy Spirit at Pentecost, he preached the Gospel in Africa; he was privileged to die by crucifixion, like his Lord.

شهیدان مقدس حلفی, فیلادلفوس و کیپرینوس سیسیل (۲۵۱)

They were brothers living in southern Italy, of noble family and devout faith in Christ. (They were the sons of Vitalius, a pagan governor.) Arrested for their confession of Christ, they were taken before a series of judges, subjected to torture each time. Finally they were taken to Sicily and tortured to death there, during the reign of Licinius. Their incorrupt relics were found in 1517. They once appeared in a vision to St Euthalia (March 2).

قدیس ایسیدورا دیوانه تابنا (مصر) (سده ۴)

She was a nun in a monastery in Egypt, and pretended madness and mental weakness in order to hide her virtues and her ascetic life. She did the dirtiest jobs, lived on scraps from the nuns’ tables, and was despised by her sisters. An angel appeared to the ascetic Pitirim and revealed Isidora’s true sanctity to him. He came to the monastery and, seeing Isidora, prostrated himself before her, at which she prostrated before him. When the sisters told him that she was mad, he answered “It is you who are mad: she is greater before God than either you or me. I only beg God to give me also that which is destined for her at the dreadful Judgement.” At this, the sisters’ eyes were opened, and they began to treat Isidora with honor. But she, to avoid being honored by anyone, fled the monastery and was not heard from again.

مبارک تائیس (تائیسیا) مصر (سده ۴)

“Thaïs was a rich maiden, a Christian in Egypt. She decided not to marry, but to give her possessions to the hermit monks. But, when she had given away all her goods, she gave herself to a life of debauchery. Hearing of this, the hermits begged Abba John the Dwarf to do something, and he went to Alexandria and began to weep in Thaïs’ hearing. When she heard the old man weeping for her sins, she repented at once, left her house and everything she had and went into the desert after the saint. One night when she was sleeping and John was standing in prayer, he saw an angel in a nimbus of light coming down to take Thaïs’ soul. And John saw that her sudden but deep repentance was more pleasing to God than the years-long but shallow repentance of many of the hermits.” (Prologue)