Orthodox Calendar

۲۳ ژانویه ۲۰۲۸
یکشنبه سی‌ویکم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • شهیدان و معترفان جدید روسیه

یادبودها

  • کشیش‌شهید کلمنت و شهید آگاتانگل (۲۹۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۰.۱۹-۳۱ (انجیل نهم صبحگاهی)

۱۹شامگاه همان روز، که نخستین روز هفته بود، آنگاه که شاگردان گرد هم بودند و درها از ترس یهودیان قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» ۲۰چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به آنان نشان داد. شاگردان با دیدن خداوند شادمان شدند. ۲۱عیسی باز به آنان گفت: «سلام بر شما! همان‌گونه که پدر مرا فرستاد، من نیز شما را می‌فرستم.» ۲۲چون این را گفت، دمید و فرمود: «روح‌القدس را بیابید. ۲۳اگر گناهان کسی را ببخشایید، بر آنها بخشیده خواهد شد؛ و اگر گناهان کسی را نابخشوده بگذارید، نابخشوده خواهد ماند.» ۲۴هنگامی که عیسی آمد، توما، یکی از آن دوازده تن، که دوقلو نیز خوانده می‌شد، با ایشان نبود. ۲۵پس دیگر شاگردان به او گفتند: «خداوند را دیده‌ایم!» امّا او به ایشان گفت: «تا خودْ نشانِ میخها را در دستهایش نبینم و انگشت خود را بر جای میخها نگذارم و دست خویش را در سوراخ پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» ۲۶پس از هشت روز، شاگردان عیسی باز در خانه بودند و توما با آنها بود. در آن حال که درها قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» ۲۷آنگاه به توما گفت: «انگشت خود را اینجا بگذار و دستهایم را ببین، و دست خود را پیش آور و در سوراخ پهلویم بگذار و بی‌ایمان مباش، بلکه ایمان داشته باش.» ۲۸توما به او گفت: «خداوند من و خدای من!» ۲۹عیسی گفت: «آیا چون مرا دیدی ایمان آوردی؟ خوشا به حال آنان که نادیده، ایمان آورند.» ۳۰عیسی آیات بسیارِ دیگر در حضور شاگردان به ظهور رسانید که در این کتاب نوشته نشده است. ۳۱امّا اینها نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی همان مسیح، پسر خداست، و تا با این ایمان، در نام او حیات داشته باشید.

اول تیموتائوس ۱.۱۵-۱۷ (رساله)

۱۵این سخن درخور اعتماد و پذیرش کامل است که مسیحْ عیسی به جهان آمد تا گناهکاران را نجات بخشد، که من بزرگترین آنهایم. ۱۶از همین رو، بر من رحم شد تا مسیحْ عیسی صبر بی‌پایان خود را نسبت به من که بزرگترینِ گناهکاران بودم، نشان دهد، تا نمونه‌ای باشم برای جملۀ آنان که از این پس به او ایمان آورده، حیات جاویدان خواهند یافت. ۱۷بر خدای یکتا، آن پادشاه سرمدی، نامیرا و نادیدنی، تا ابدالآباد حرمت و جلال باد؛ آمین!

لوقا ۱۸.۳۵-۴۳ (انجیل)

۳۵چون نزدیک اَریحا رسید، مردی نابینا بر کنار راه نشسته بود و گدایی می‌کرد. ۳۶چون صدای جمعیتی را که از آنجا می‌گذشت شنید، پرسید: «چه خبر است؟» ۳۷گفتند: «عیسای ناصری در گذر است.» ۳۸او فریاد برکشید: «ای عیسی، پسر داوود، بر من ترحم کن!» ۳۹کسانی که پیشاپیش جمعیت می‌رفتند، عتابش کردند و خواستند خاموش باشد. امّا او بیشتر فریاد برآورد که: «ای پسر داوود، بر من ترحم کن!» ۴۰آنگاه عیسی بازایستاد و امر فرمود آن مرد را نزد او بیاورند. چون نزدیک آمد، عیسی از او پرسید: ۴۱«چه می‌خواهی برایت بکنم؟» گفت: «سرور من، می‌خواهم بینا شوم.» ۴۲عیسی به او گفت: «بینا شو! ایمانت تو را شفا داده است.» ۴۳کور همان دم بینایی خود را بازیافت و خدا را سپاس‌گویان، از پی عیسی شتافت. مردم چون این را دیدند، همگی خدا را سپاس گفتند.

یادبودها

کشیش‌شهید کلمنت و شهید آگاتانگل (۲۹۶)

He was from Ancyra in Galatia, son of a pagan father and a Christian mother named Euphrosyne. His mother prophesied on her deathbed that he would suffer great torments for Christ over many years. After her death he was adopted and reared by a pious woman named Sophia. From the age of twelve, he began to fast and pray like the monks, so that he was soon ordained a deacon, and became Bishop of Ancyra at the age of twenty. His piety and zeal for the faith attracted the attention of the Imperial Governor of the region, who had him arrested. Thus began Clement’s twenty-eight years of almost continuous suffering for the Faith. When he stood firm despite many tortures, he was sent to the Emperor Diocletian in Rome. The Emperor showed him a table set with costly vessels on one side, and another decked with instruments of torture on the other, and bade Clement to make his choice. The Saint replied: “These precious vessels remind how much more glorious must be the eternal good things of Paradise; and these instruments of torture remind me of the everlasting punishments of hell that await those who deny the Lord.”

The Saint was viciously tortured, then transported to Nicomedia, where a converted pagan named Agathangelus (‘good angel’) became his companion. For many years they endured unspeakable torments alternating with long imprisonments, but nothing would move them to deny the precious Faith of Christ. After twenty-eight years of suffering, Agathangelus was beheaded; but Clement was briefly paroled and allowed to celebrate the services of Theophany and to give the holy Communion to his fellow-Christians. A few days later, as he was again celebrating the Divine Liturgy, some pagan soldiers burst into the church and beheaded him at the altar.