Orthodox Calendar

۲۲ سپتامبر ۲۰۲۷
چهارشنبه هفته چهاردهم بعد از پنطیکاست

روزه

یادبودها

  • کشیش‌شهید فوکاس، اسقف سینوپ (۱۰۲)
  • قابل احترام کوزما, بیابان‌نشین زوگرافو, کوه آتوس (۱۳۲۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

دوم قرنتیان ۱۳.۳-۱۴ (رساله)

۳زیرا شما حجّت می‌خواهید بر اینکه مسیح در من سخن می‌گوید. او در قبال شما ضعیف نیست، بلکه در میان شما تواناست. ۴زیرا هرچند در ضعف بر صلیب شد، امّا به قدرت خدا زیست می‌کند. به همین‌سان، ما نیز در او ضعیفیم، امّا با او در قبال شما به قدرت خدا زیست خواهیم کرد. ۵خود را بیازمایید تا ببینید آیا در ایمان هستید یا نه. خود را مَحَک بزنید. آیا درنمی‌یابید که عیسی مسیح در شماست؟ مگر آنکه در این آزمایش مردود بشوید! ۶و امیدوارم پی ببرید که ما مردود نشده‌ایم. ۷دعای ما به درگاه خدا این است که مرتکب خطایی نشوید؛ نه تا معلوم شود که ما از آزمایش سرافراز بیرون آمده‌ایم، بلکه تا شما آنچه را که درست است، انجام دهید، حتی اگر به نظر آید که ما مردود شده‌ایم. ۸زیرا نمی‌توانیم هیچ عملی برخلاف حقیقت انجام دهیم، بلکه هرآنچه می‌کنیم برای حقیقت است. ۹زیرا هر گاه ما ضعیف باشیم و شما قوی، موجب شادیمان خواهد بود، و دعای ما این است که شما احیا شوید. ۱۰به همین خاطر، در غیابم این مطالب را به شما می‌نویسم تا وقتی نزدتان آمدم، مجبور نباشم از اقتدار خود با شدتِ عمل استفاده کنم، اقتداری که خداوند نه برای ویران کردن، بلکه برای بنا به من داده است. ۱۱در خاتمه، ای برادران، شاد باشید؛ احیا شوید؛ پند گیرید؛ همرأی باشید؛ و در صلح و صفا زندگی کنید، که خدای محبت و صلح و صفا با شما خواهد بود. ۱۲یکدیگر را به بوسه‌ای مقدّس سلام گویید. ۱۳همۀ مقدسین، شما را سلام می‌فرستند. ۱۴فیض خداوندْ عیسی مسیح، محبت خدا و رفاقتِ روح‌القدس با همۀ شما باد.

لوقا ۴.۱-۱۵ (انجیل)

۱عیسی پر از روح‌القدس، از رود اردن بازگشت و روح، او را در بیابان هدایت می‌کرد. ۲در آنجا ابلیس چهل روز او را وسوسه کرد. در آن روزها چیزی نخورد، و در پایان آن مدت، گرسنه شد. ۳پس ابلیس به او گفت: «اگر پسر خدایی، به این سنگ بگو نان شود.» ۴عیسی پاسخ داد: «نوشته شده است که ”انسان تنها به نان زنده نیست.“ » ۵سپس ابلیس او را به مکانی بلند برد و در دَمی همۀ حکومتهای جهان را به او نشان داد ۶و گفت: «من همۀ این قدرت و تمامی شکوه اینها را به تو خواهم بخشید، زیرا که به من سپرده شده است و مختارم آن را به هر که بخواهم بدهم. ۷بنابراین، اگر در برابرم سَجده کنی، این همه از آن تو خواهد شد.» ۸عیسی پاسخ داد: «نوشته شده است، «”خداوند، خدای خود را بپرست و تنها او را عبادت کن.“ » ۹آنگاه ابلیس او را به شهر اورشلیم برد و بر فراز معبد قرار داد و گفت: «اگر پسر خدایی، خود را از اینجا به زیر افکن. ۱۰زیرا نوشته شده است: «”دربارۀ تو به فرشتگان خود فرمان خواهد داد تا نگاهبان تو باشند. ۱۱آنها تو را بر دستهایشان خواهند گرفت مبادا پایت را به سنگی بزنی.“ » ۱۲عیسی به او پاسخ داد: «گفته شده است، ”خداوند، خدای خود را میازما.“ ‌» ۱۳چون ابلیس همۀ این وسوسه‌ها را به پایان رسانید، او را تا فرصتی دیگر ترک گفت. ۱۴عیسی به نیروی روح به جلیل بازگشت و خبر او در سرتاسر آن نواحی پیچید. ۱۵او در کنیسه‌های ایشان تعلیم می‌داد، و همه وی را می‌ستودند.

یادبودها

کشیش‌شهید فوکاس، اسقف سینوپ (۱۰۲)

He was a zealous, wise and wonder-working bishop in his birthplace, Sinope, which lies on the southern shore of the Black Sea. For bringing many idolators to faith in Christ, he was hated by the pagans. He was arrested by the governor Africanus, subjected to various tortures,and finally scalded to death in a bath-house. He contested for the Faith during the reign of the Emperor Trajan.

قابل احترام کوزما, بیابان‌نشین زوگرافو, کوه آتوس (۱۳۲۳)

“Saint Cosmas came from Bulgaria where his devout parents provided him with a good education in Slavonic and Greek. They wanted him to marry but he was drawn by the love of Christ and, unknown to them, made his way to the Holy Mountain of Athos to become a monk at the Bulgarian monastery of Zographou. On the feast of the Annunciation at the Monastery of Vatopedi, he saw a woman among those serving in the Church and in the refectory, and he was grieved at first to observe this breach of the monastic rule, but overjoyed when he realized that it was the Mother of God who had appeared to him in this way.

“He was clothed in the holy angelic Habit and, after some time, was ordained priest. One day, as he was praying before the icon of the Mother of God, asking her with tears how to achieve his salvation, he heard a voice saying, ‘Let my servant withdraw to the desert outside the monastery.’ He was obedient to the will of God and, with the blessing of his Abbot, lived in silence from then on. Some years later, he was found worthy of the grace of discernment of thoughts and of beholding things happening elsewhere, as well as of other spiritual gifts. In the course of many years, he was the spiritual helper of a great number of monks. At the end of his life, Christ appeared to him saying that he would shortly have a great trial to endure from the Devil. Indeed, the prince of demons made his appearance next day with a host of his servants bewailing and bemoaning their inability to annihilate their great enemy Cosmas, who had held them in check for so long and gained possession, by his virtue, of the throne in Heaven that had once been Lucifer’s. Taking a heavy stick, the demon beat the Saint so violently that he left him half-dead. As God allowed, Saint Cosmas died in peace two days later, on 22 September 1323. When the fathers came from the monastery to bury him, the wild animals gathered round. They kept silent until the end of the service, but howled unusually loud as his body was covered with earth. Then having paid their respects, they made off into the wilderness. Forty days later, the monks came to take up the body of Saint Cosmas and translate it to the monastery, but it was no longer in the grave. Where it now is God alone knows.” (Synaxarion)